مجله میدان آزادی: در یازدهمین نشست این فصل، فیلم سینمایی «تالکین» (Tolkien) محصول سال ۲۰۱۹ سینمای آمریکا، روایتی اقتباسی از زندگی «جی. آر. آر. تالکین» ــ نویسنده و زبانشناس انگلیسی و خالق آثار ماندگاری چون «ارباب حلقهها» و «هابیت» ــ به کارگردانی «دمه کاروکسکی»، در پردیس سینمایی باغ کتاب اکران و سپس به میزبانی «مجید اسطیری» ــ نویسنده و منتقد ادبی ــ و با حضور «ایوب آقاخانی» _نمایشنامهنویس، کارگردان و بازیگر_ نقد و بررسی شد. مشروح این نشست را به قلم «زهراسادات مرتضوی» -خبرنگار و فعال رسانهای- در گزارش زیر بخوانید:
مجید اسطیری در آغاز نشست، با اشاره به جایگاه ویژه «جی. آر. آر. تالکین» در ادبیات معاصر، او را یکی از مهمترین و اثرگذارترین نویسندگان ژانر فانتزی دانست؛ نویسندهای که آثاری چون «ارباب حلقهها» و «هابیت» نهتنها در ادبیات، بلکه در سینما نیز به پدیدههایی جهانی تبدیل شدهاند. او تأکید کرد که تالکین، در میان نویسندگانی که تاکنون در سلسلهنشستهای «نقد و تماشا» دربارهشان فیلم نمایش داده شده، از وجهی متمایز است؛ چرا که برخلاف بسیاری از چهرههای ادبی، شخصیتی کاملاً آکادمیک و دانشگاهی دارد و همین ویژگی میتواند یکی از محورهای اصلی گفتوگو درباره فیلم باشد.

در ادامه، ایوب آقاخانی با ابراز خرسندی از حضور دوباره در رویدادی که به همت مجله «میدان آزادی» برگزار شده، از اهمیت چنین برنامههایی در فضای فرهنگی امروز سخن گفت؛ فضایی که به اعتقاد او، بخشی از خلأ تجربههای فرهنگی جمعی، مانند پرسهزدن میان غرفههای نمایشگاه کتاب، با اینگونه نشستها جبران میشود.
اسطیری نیز با اشاره به نگاه دقیق و تحلیلی آقاخانی به سینما، بخش نخست گفتوگو را به او سپرد تا تحلیل خود را درباره فیلم ارائه کند.
تالکین به حقوق حقۀ خود در اکران و نقد نرسید
آقاخانی در آغاز صحبتهایش، با اشاره به بازبینی دوبارۀ فیلم «تالکین»، از آن بهعنوان اثری یاد کرد که به باور او، در زمان اکرانش آنگونه که شایسته بود دیده نشد و نتوانست به «حقوق حقۀ» خود در فضای نقد و حتی گیشه جهانی دست پیدا کند. او بخشی از این مسئله را ناشی از سازوکار جریان نقد سینمایی امروز دانست؛ فضایی که به اعتقاد او، بیش از گذشته تحت تأثیر چرخهای رسانهای و بعضاً مافیایی قرار گرفته است؛ چرخهای که میتواند سرنوشت فروش و مواجهه مخاطبان با یک فیلم را تعیین کند.
آقاخانی با اشاره به فیلم «بردمن»، این وضعیت را یادآور همان تصویری دانست که سینما از قدرت و نفوذ منتقدان ترسیم میکند؛ منتقدانی که گاه مسیر اقبال عمومی به یک اثر را شکل میدهند. او سپس به واکنش منتقدان نسبت به «تالکین» در سال ۲۰۱۹ اشاره کرد و گفت بخش عمدهای از نقدها، فیلم را به دلیل فقدان «ماجرا» و هیجانهای بیرونی مورد انتقاد قرار میدادند؛ درحالیکه به باور او، مسئلۀ اصلی فیلم دقیقاً در جای دیگری نهفته است.
آقاخانی در ادامه بحث، بخش مهمی از نقدهای واردشده به فیلم «تالکین» را ناشی از نوعی مواجهه حاشیهای با اثر دانست؛ مواجههای که بیش از خود فیلم، درگیر انتظارات بیرونی از آن است. به اعتقاد او، بسیاری از منتقدان از اینکه فیلم به اندازۀ کافی به جهان «ارباب حلقهها» یا ماجراهای آشنای آن نزدیک نشده است، ابراز نارضایتی کردهاند؛ درحالیکه فیلم اساساً قرار نیست بازتولید آن جهان فانتزی باشد، بلکه میخواهد به شکلگیری ذهن و زیست خالق آن جهان بپردازد.
معیارسنجی اثر هنری؛ چرا و چگونه؟
او با اشاره به برخی نقدها درباره «کمهیجان» بودن پایان فیلم، این پرسش را مطرح کرد که اساساً معیار سنجش «شورانگیزی» در سینما چیست و چگونه میتوان بدون تعریف روشن از این مفاهیم، فیلمی را به فقدان آن متهم کرد. آقاخانی تأکید کرد که برای مواجهه با هر اثر هنری، پیش از هر چیز باید پرسید: «از یک فیلم خوب چه انتظاری داریم؟»
این نمایشنامهنویس و کارگردان، در ادامه صحبتهایش، نقدهای قالبی و سلیقههای تحمیلشده در فضای فرهنگی را مورد انتقاد قرار داد و گفت بخش مهمی از مواجهۀ ما با ادبیات و سینما، نه بر اساس تجربه و قضاوت شخصی، بلکه بر مبنای داوریهای از پیشساخته شکل میگیرد؛ اینکه از قبل به ما گفته میشود چه اثری «بزرگ» و چه اثری «بیارزش» است. او مخاطبان را دعوت کرد که در مواجهه با فیلمها، کتابها و آثار هنری، به استقلال رأی برسند و پیش از تکرار قضاوتهای رایج، خودشان به درکی شخصی از اثر دست پیدا کنند.
آقاخانی سپس برای روشنتر شدن بحث، معیارهای خود درباره «فیلم خوب» را توضیح داد. او معتقد بود «تالکین» از منظر مضمونی، اثری غنی و چندلایه است؛ فیلمی دربارۀ رفاقت، فقر، عشق، خیال و قدرت تخیل در مواجهه با دشواریهای زندگی. به گفتۀ او، فیلم نشان میدهد که چگونه تخیل میتواند به ابزاری برای تابآوری انسان تبدیل شود؛ همان نیرویی که به باور او، انسان را در سختترین موقعیتها زنده نگه میدارد. آقاخانی با اشاره به صحنههای جنگ در فیلم، تأکید کرد که تالکین حتی در میانۀ میدان نبرد نیز جهان خیال را رها نمیکند و همین ویژگی، بنیان اصلی شخصیت و آثار او را شکل میدهد.
او در ادامه، از منظر فنی نیز فیلم را اثری قابل دفاع دانست و تأکید کرد که «تالکین» در هیچیک از عناصر تکنیکی ــ از فیلمبرداری و تدوین گرفته تا طراحی صحنه، لباس و موسیقی ــ دچار ضعف جدی نیست. به اعتقاد او، ممکن است مخاطب این مؤلفهها را با آرمانها یا سلیقۀ شخصی خود بسنجد، اما نمیتوان فیلم را اثری ضعیف تلقی کرد.

مواجهۀ شخصی با آثار فرهنگی یک ضرورت است
آقاخانی در بخش دیگری از صحبتهایش، با انتقاد از فضای مصرفزدۀ فرهنگی، به نمونههایی از مواجهه سطحی با ادبیات و سینما اشاره کرد؛ از استقبال بدون دلیل مردم از نویسندگانی مانند «هاروکی موراکامی» گرفته تا مواجههای که گاه بیش از فهم اثر، تابع مد و فضای عمومی است. او این وضعیت را نشانهای از ضعف در مواجهۀ مستقل و تحلیلی با هنر دانست و بار دیگر بر ضرورت «فکر کردن شخصی» در برابر آثار فرهنگی تأکید کرد.
آقاخانی معتقد است که «تالکین» قرار نیست بازسازی مستقیم «ارباب حلقهها» باشد، بلکه روایتی است از شکلگیری شخصیت خالق آن جهان؛ از کودکی سخت و فقدانهای خانوادگیاش تا فقر، انزوا، عشق، تحصیل در آکسفورد و مواجههاش با زبان، تاریخ و جنگ. او مجموع این عناصر را نشانهای از آن دانست که فیلم، مسیر درستی را برای اقتباس از زندگی تالکین انتخاب کرده است.
آقاخانی در ادامۀ تحلیل خود، از نخستین سکانس فیلم ــ شیهۀ اسب در میدان جنگ ــ بهعنوان نشانهای از دقت فرمی و طراحی بصری اثر یاد کرد و معتقد بود «تالکین» از همان ابتدا، جهان خود را با زبانی تصویری و حسابشده بنا میکند. او با اشاره به طراحی رنگ در فیلم، توضیح داد که هر دوره از زندگی تالکین، هویت رنگی مستقلی دارد و فیلمبرداری، طراحی لباس و فضاسازی، همگی در خدمت این مسیر روایی قرار گرفتهاند.
به گفتۀ او، صحنههای جنگ جهانی اول و خیالپردازیهای حماسی تالکین، با طیفی مشترک و تیره تصویر میشوند؛ درحالیکه دوران کودکی و آغاز زندگی خانوادگی در انگلستان، رنگی متفاوت دارد و با ورود شخصیتها به فقر و تنگدستی در بیرمنگام، فضا بهتدریج به سمت رنگهای قهوهای و سوخته متمایل میشود. آقاخانی تأکید کرد که فیلم در دوران کالج، با گرمتر شدن رنگها و اضافه شدن پوشش سبزرنگ تالکین، نشانههای بصری تازهای را وارد روایت میکند؛ نشانههایی که همزمان با شکلگیری عشق و بلوغ فکری شخصیت عمل میکنند.
او با اشاره به حضور رنگ سبز در فصل آکسفورد، این تغییر را بخشی از منطق دقیق بصری فیلم دانست؛ جایی که به تعبیر او، «سبزی از تن تالکین گرفته میشود و به محیط پیرامونش منتقل میشود.» به باور آقاخانی، فیلم در این مرحله، از طبیعت، چمنها و فضای دانشگاه، برای بازتاب دگرگونی درونی شخصیت استفاده میکند؛ دورهای که تالکین با پروفسور رایت آشنا میشود و مسیر فکری و عاطفی زندگیاش شکل تازهای میگیرد. او سپس به سکانسهای پایانی و فضای بیمارستان اشاره کرد و رنگ سفید را نه صرفاً یک انتخاب طبیعی برای لوکیشن بیمارستان، بلکه بخشی از منطق معنایی فیلم دانست؛ سفیدیای که به تعبیر او، با حضور «ادیت» و تداوم عشق در دل بحران، معنایی عاطفی پیدا میکند و پس از عبور از تمام تیرگیها و رنگهای متغیر زندگی، به نقطهای از آرامش و رهایی میرسد.
موسیقی: تعادل میان حماسه و ملودرام | انتخاب بازیگران: تداوم شخصیتی قابلقبول
آقاخانی در ادامه، موسیقی فیلم را نیز یکی از نقاط قوت مهم «تالکین» توصیف کرد و گفت آهنگسازی اثر، تعادلی ظریف میان حماسه و ملودرام ایجاد کرده است؛ بهگونهای که موسیقی، چه در صحنههای جنگ و چه در لحظات عاشقانه، همزمان واجد شکوه حماسی و عاطفۀ انسانی باقی میماند.
او همچنین به پیوند دائمی میان خیال و واقعیت در جهان فیلم اشاره کرد و گفت «تالکین» حتی در لحظات عاشقانه یا در میانه جنگ نیز از تخیل جدا نمیشود. آقاخانی، سکانسهایی مانند تشبیه شعلههای آتش جنگ به اژدهایان ذهنی تالکین را نمونهای از همین پیوند دانست؛ لحظاتی که به باور او، با ظرافتی چشمگیر، مرز میان جهان بیرونی و تخیل نویسنده را از میان برمیدارند.
آقاخانی در بخش دیگری از سخنانش، از انتخاب بازیگران فیلم نیز بهعنوان یکی از موفقیتهای کمتر دیدهشدۀ اثر یاد کرد. او معتقد بود فیلم در انتخاب بازیگران برای دورههای مختلف زندگی شخصیتها، بهویژه دربارۀ چهار دوست اصلی داستان، دقت بالایی به خرج داده و بدون اتکا به جلوههای ویژه دیجیتال، توانسته تداوم شخصیتی قابلقبولی ایجاد کند.
نظام سرمایهسالار سینما، تحت تاثیر شهرت چهرهها
این نمایشنامهنویس و کارگردان، یکی از دلایل اصلی کمتوجهی به فیلم را نه ضعفهای هنری، بلکه فقدان ستارههای پرزرقوبرق در ترکیب بازیگران و همچنین شهرت کمتر دانست. به اعتقاد او، نظام سرمایهسالار سینما و مناسبات رسانهای حاکم بر آن، گاه بیش از کیفیت خود اثر، تحت تأثیر شهرت چهرهها و سازوکارهای تبلیغاتی عمل میکند؛ مسئلهای که به باور او، بر سرنوشت «تالکین» نیز تأثیر گذاشته است.
آقاخانی در ادامه، بحث خود را از فیلم «تالکین» فراتر برد و با انتقاد از وضعیت تولیدات تجاری در سینمای ایران، به سلطه سازوکار سرمایه و شهرت بر فضای سینما اشاره کرد؛ فضایی که به اعتقاد او، گاه باعث میشود آثار کممایه و صرفاً سرگرمکننده، بیش از فیلمهای شریف و اندیشمند دیده شوند. او با مقایسهای میان سینمای ایران و هالیوود، توضیح داد که اگرچه در سینمای صنعتی جهان، قواعد بازار تا حدی قابلدرک است، اما در سینمای ایران این آشفتگی با نوعی سرگردانی سلیقهای نیز همراه شده است؛ وضعیتی که در آن، مخاطب هنوز تکلیف خود را با معیارهای زیباییشناختی و هنری روشن نکرده است. او در همین زمینه، از کمتوجهی به فیلمهایی مانند «تالکین» سخن گفت و معتقد بود اگر این فیلم با حضور یک ستارۀ بزرگ هالیوودی ساخته میشد، احتمالاً با استقبال و توجه بسیار بیشتری روبهرو بود؛ مسئلهای که به باور او، بیش از هر چیز به مناسبات رسانهای و ستارهمحور سینما بازمیگردد.

آقاخانی سپس برای توضیح جهان درونی فیلم، دو صحنه را «کلید درک» اثر دانست. نخست، سکانس رستوران و گفتوگوی تالکین با «ادیت»؛ جایی که به گفتۀ او، تالکین بهجای ابراز احساسات مستقیم، از زبان و واژهها برای نزدیک شدن به معشوق استفاده میکند. او این صحنه را تجلی جهان ذهنی نویسندهای دانست که عشق، تخیل و زبان را به یکدیگر پیوند میزند؛ همان نویسندهای که بعدها جهان «سرزمین میانه» را خلق میکند و حتی نقشههای ذهنیاش به بخشی از فرهنگ هواداران ادبیات فانتزی تبدیل میشود.
صحنۀ دوم، از نظر آقاخانی، سکانس پشت صحنۀ اپراست؛ جایی که تالکین، در اوج فقر و محرومیت، با کمترین امکانات و صرفاً با نیروی خیال، جهانی تازه برای خود میسازند. او این لحظه را جوهرۀ اصلی فیلم دانست؛ لحظهای که تخیل، نه بهعنوان سرگرمی، بلکه بهمثابه ابزاری برای بقا و آفرینش معنا عمل میکند.
آقاخانی تأکید کرد که «تالکین» از این منظر، فیلمی انگیزشی و الهامبخش است؛ اثری دربارۀ دویدن در پی رؤیاها، وفاداری به دوستی و حفظ خیال در دل دشواریها. او به رابطۀ تالکین با دوستش «جفری» اشاره کرد و یادآور شد که انتشار اشعار جفری با مقدمهای از تالکین، واقعیتی تاریخی است که فیلم نیز به آن ارجاع میدهد.
ضعف فیلم: فقدان استفاده دراماتیک از مسئلۀ «زبان» در فیلمنامه
با این حال، آقاخانی در بخش پایانی تحلیلش، به یکی از ضعفهای اصلی فیلمنامه اشاره کرد؛ ضعفی که به باور او، در نحوۀ استفاده از «زبان» نمود پیدا میکند. او توضیح داد که فیلم بارها بر استعداد زبانی تالکین و رابطۀ عمیق او با واژهها تأکید میکند، اما این ویژگی هرگز به یک عنصر دراماتیک تعیینکننده تبدیل نمیشود. به تعبیر او، زبان در فیلم بیشتر کارکردی تزئینی دارد؛ عنصری برای فضاسازی یا شخصیتپردازی، نه ابزاری که بتواند گرهای از داستان باز کند یا بحرانی بیافریند.
آقاخانی برای توضیح این مسئله، به نمونههایی از سینمای جهان اشاره کرد؛ از جمله صحنهای در «حرامزادههای لعنتی» ساخته «کوئنتین تارانتینو» که زبان به عنصری تعیینکننده در تعلیق و پیشبرد داستان تبدیل میشود، یا لحظاتی از مجموعه «هری پاتر» که در آن، دانستن یک زبان خاص مستقیماً به حل بحران شخصیتها منجر میشود. به اعتقاد او، فیلم «تالکین» میتوانست از ظرفیت زبان ــ که هسته اصلی شخصیت تالکین است ــ برای خلق موقعیتهای دراماتیک استفاده کند، اما این امکان در حد اشاره باقی مانده است.
او، با نگاهی همدلانه به فرآیند دشوار تولید آثار سینمایی، تأکید کرد که آشنایی نزدیکش با جهان تولید باعث شده در قضاوت درباره فیلمها محتاطتر باشد. با این حال، معتقد بود «تالکین» از نظر فنی و اجرایی، به سطحی از کیفیت رسیده که هنوز در بخشهایی از سینمای ایران دستنیافتنی به نظر میرسد. آقاخانی ضمن اشاره به ظرفیت عظیم ادبیات ایران برای ساخت آثار اقتباسی و زندگینامهای، تأکید کرد که ضعفهای فنی همچنان یکی از موانع اصلی در مسیر خلق آثاری همتراز با نمونههای موفق جهانی است.
آقاخانی در جمعبندی بخش نخست سخنانش، تأکید کرد که «تالکین» هم از منظر مضمونی و هم از حیث فنی، فیلمی قابلدفاع است و تنها ضعف جدی آن را همان فقدان استفاده دراماتیک از مسئلۀ «زبان» در فیلمنامه دانست؛ ضعفی که به باور او، بیش از هر چیز به مرحلۀ نگارش بازمیگردد. با این حال، او معتقد بود تمام اجزای دیگر فیلم در سطحی قابلقبول و حرفهای قرار دارند.
آقاخانی، «تالکین» را فیلمی ارزشمند و در مجموع موفق در ژانر زندگینامهای دانست؛ اثری که با وجود نداشتن ادعای شاهکار بودن، از ترکیب مؤثر عناصر بصری، مضامین انسانی، دیالوگها و شخصیتپردازی قابل قبول برخوردار است. به گفته او، فیلم با ایجاد پیوندی میان خیال و واقعیت، مخاطب را به یادآوری و بازاندیشی در رؤیاهای فراموششدهاش وامیدارد و تا مدتی پس از تماشا نیز در ذهن باقی میماند.
او تأکید کرد که این توانایی در زندهکردن امید و تخیل، در شرایط امروز امری کماهمیت نیست و همین ویژگی، «تالکین» را به اثری قابل اعتنا تبدیل میکند. آقاخانی در پایان، کمتوجهی منتقدان جهانی به فیلم را نامتناسب با کیفیت آن دانست و در مقابل، استقبال مخاطبان حاضر را نشانهای از برقراری ارتباط انسانی و مؤثر فیلم با تماشاگر ارزیابی کرد.
بازسازی ریشههای تخیلی «ارباب حلقهها»
در ادامه نشست، مجید اسطیری بحث را به نسبت فیلم با جهان «ارباب حلقهها» کشاند و با اشاره به برخی نقدهایی که کمرنگ بودن حضور مستقیم این اثر مشهور را نقطهضعف فیلم میدانستند، تأکید کرد که بهنظر میرسد فیلم، بهجای بازنمایی مستقیم «ارباب حلقهها»، بیشتر بر سرچشمهها و زمینههای شکلگیری آن تمرکز کرده است. او به شباهت گروه چهارنفرۀ دوستان تالکین با هابیتهای «یاران حلقه» اشاره کرد و برخی تصاویر و موقعیتهای فیلم ــ از جمله فضای جنگ و حوضچۀ خون ــ را یادآور جهان اسطورهای و حماسی آثار تالکین دانست؛ عناصری که به اعتقاد او، نشان میدهند فیلم بهطور غیرمستقیم اما آگاهانه، ریشههای تخیلی «ارباب حلقهها» را بازسازی میکند.

آقاخانی نیز در پاسخ، با این تحلیل همراه شد و تأکید کرد که فیلم اساساً قرار نیست روایتگر خود «ارباب حلقهها» باشد، بلکه میخواهد ذهن و زیست خالق آن جهان را به تصویر بکشد. او توضیح داد همانطور که شناخت یک انسان میتواند در فضای خانه، اتاق یا اشیای پیرامونش بازتاب پیدا کند، شناخت تالکین نیز در فیلم، از خلال روابط، تخیل و زیست او به مخاطب منتقل میشود و همین برای درک سرچشمۀ «ارباب حلقهها» کافی است.
او سپس به مفهوم «یاران حلقه» اشاره کرد و گفت رفاقت میان چهار دوست در فیلم، مستقیماً یادآور همان هسته مرکزی «فلوشیپ» در «ارباب حلقهها»ست؛ همان پیوندی که فیلم با حس نوستالژی، وفاداری و همراهی تا مرز مرگ، آن را بازآفرینی میکند. آقاخانی به سکانس جستوجوی تالکین برای یافتن دوستش «جفری» در میدان جنگ اشاره کرد و آن را نمونهای از تداوم همین مفهوم رفاقت دانست؛ مفهومی که بعدها در آثار ادبی تالکین نیز حضوری بنیادین پیدا میکند.
او در ادامه، با مقایسۀ فیلم «تالکین» با آثاری مانند «هیچکاک» که مستقیماً به فرآیند خلق یک اثر مشخص میپردازند، توضیح داد که این فیلم مسیر متفاوتی را انتخاب کرده و بهجای تمرکز بر روند نوشتن «ارباب حلقهها»، به ساختن شخصیت و جهان ذهنی نویسنده توجه کرده است.
آقاخانی سپس بار دیگر به ظرافتهای فرمی فیلم بازگشت و اینبار، حرکت دوربین را یکی از نشانههای مهم طراحی آگاهانۀ اثر دانست. او با اشاره به اینکه تعداد پلانهای کاملاً ثابت در فیلم بسیار اندک است، توضیح داد که تقریباً تمام نماها یا در حرکتاند یا درون آنها نوعی جنبش وجود دارد؛ انتخابی که به باور او، کاملاً با مضمون فیلم ــ حرکت بهسوی رؤیاها، رشد و تعالی ــ هماهنگ است.
او تأکید کرد که حتی در صحنههای ظاهراً آرام، مانند گفتوگوهای رستوران، دوربین بهآرامی در حال حرکت است و فیلم عملاً هیچگاه به سکون کامل نمیرسد. آقاخانی این پویایی دائمی را بخشی از مهندسی دقیق فیلم دانست؛ جزئیاتی که شاید در نگاه اول به چشم نیاید، اما در ساختن حس کلی اثر نقشی تعیینکننده دارد.
این کارگردان و نمایشنامهنویس در ادامه، بار دیگر از رویکرد مطلقگرایانه برخی منتقدان فاصله گرفت و تأکید کرد که هنگام قضاوت درباره یک فیلم، باید فرآیند واقعی خلق اثر و دشواریهای تولید را نیز در نظر گرفت. به اعتقاد او، بسیاری از ارزشهای فنی و روایی «تالکین» در میان انتظارات اغراقآمیز یا سلیقههای از پیشساخته نادیده گرفته شدهاند؛ درحالیکه فیلم، در ساختار و اجرای خود، اثری دقیق، حسابشده و مهندسیشده است.
فیلم، روایتی از نبرد انسان برای رسیدن به قلمرو رؤیاها
در بخش پایانی نشست، مجید اسطیری با اشاره به حضور جنگ در زندگی بسیاری از نویسندگان قرن بیستم، از جمله «ارنست همینگوی» و «جی. دی. سلینجر»، درباره نسبت جنگ در فیلم و زندگی نویسندگان قرن بیستم پرسید و آقاخانی توضیح داد که «تالکین» جنگ را نه بهعنوان رخداد تاریخی، بلکه بهصورت مفهومی و وجودی بازنمایی میکند؛ جنگی فراتر از جنگ جهانی اول و نزدیک به نبرد درونی انسان برای بقا، رؤیا و معنا. او تأکید کرد فیلم جزئیات تاریخی را برجسته نمیکند و بیشتر بر تجربه زیسته شخصیتها در وضعیت بحران تمرکز دارد.
به گفته آقاخانی، تالکین از ابتدا تا انتها درگیر نوعی جنگ درونی است؛ از فقدان والدین و دشواریهای زندگی تا تجربه عشق و فقدان آن، که در نهایت به پایان این «نبرد» منجر میشود. او این مسیر را در امتداد کهنالگوی قهرمان درگیر مبارزه دانست و فیلم را روایتی از حرکت انسان بهسوی رؤیاها توصیف کرد؛ رؤیاهایی که در نهایت در جهان «ارباب حلقهها» تحقق مییابند. او در جمعبندی صحبتهایش، «تالکین» را فیلمی درباره نبرد انسان برای رسیدن به قلمرو رؤیاها دانست؛ همان قلمرویی که به باور او، تالکین سالها برای ساختنش زیست، جنگید و سرانجام آن را در جهان «ارباب حلقهها» متجلی کرد.

در پایان نشست، اسطیری ضمن تشکر از حاضران با اشاره به محدودیت زمان، از حاضران بابت کوتاه بودن فرصت گفتوگو عذرخواهی و با تأکید بر ادامه گفتوگوها در جلسات آینده، اعلام کرد که رویداد نقدوتماشا تا 8 خرداد تمدید شد. او همچنین از مخاطبان دعوت کرد با مراجعه به وبسایت مجلۀ میدان آزادی، علاوه بر امتیازدهی به این آثار، ریویوهای خود را ثبت کنند و نقد و نظر خود را بنویسند.
علاقهمندان میتوانند برای اطلاع از مشروح این نشستها به سایت مجله میدان آزادی به نشانی https://azadisq.com مراجعه کنند. همچنین با هماهنگیهای انجامشده، اکرانهای این فصل از رویداد رایگان خواهد بود. علاقهمندان برای کسب اطلاعات بیشتر و رزرو صندلی میتوانند به صفحۀ اکران فیلمهای «سینمای زندگی» در وبسایت رویدادهای مجله میدان آزادی به نشانی event.azadisq.com یا به بازوی مجلۀ میدان آزادی در پیامرسان بله به نشانی @AzadiEBot مراجعه کنند.
مطالب مرتبط:
1. گزارش تصویری: اکران «تالکین» با حضور «ایوب آقاخانی» در شب یازدهم اکران «سینمای زندگی» رویداد «نقد و تماشا»