جستجوی ""در مجله
${Title}
${OtherInfo}
هیچ خبری یافت نشد!
جستجوی ""در هنرمندان
${LatinTitle}
هیچ هنرمندی یافت نشد!
جستجوی ""در آثار هنری
${SubTitle}
نوشتاری
موسیقی
سینما
هیچ اثر هنری یافت نشد!
2
جنگ
اجتماعی
خانوادگی
2 ریویو ثبت شده
1404
2026
بوقچی
یک رفیقی میگفت در تاجیکستان به کسی که بلیط قطار را نگاه میکند میگویند نگران. این که در افغانستان به پرستار میگویند نگران و در ایران به کسی که دلواپس است همین کلمه را میگویند نشانه قدرت شگرفی است که در زبان فارسی وجود دارد و از این لحاظ انتخاب کارگردان قابل تقدیر است. اما یک ضعف شناختی مهم در فیلم این است که آیا خودکشی لیلا در داستان واقعا پذیرفتنی است؟ در رمان "طاعون" آلبر کامو ما یک شخصیت شبیه لیلا داریم به نام کتار. او هم از لحاظ اخلاقی خودش را مجرم میداند ولی وقتی طاعون فراگیر میشود و همه نگران خطر مرگ هستند او خوشحال و آرام است چون جرم اخلاقی او کمرنگ تر جلوه میکند. انگار ایده پرداز و فیلمنامه نویس و کارگردان اصلا متوجه این وجه ماجرا نبوده اند. علی القاعده لیلا باید آغوشش را برای هر موشکی که بر سرش ببارد بگشاید، به جای اینکه خودش قرص بخورد تا خودکشی کند.
اپیزود «نگران» به هیچ عنوان اپیزود محبوب و حتی مورد قبول من نیست. فارغ از شرایط تولید این آثار میتوان این اپیزود را ضعیفترین دانست. برای من «نگران» هیچ حس و حالی از جنگ نداشت و صرفا سکانسهایی از اتفاقات درون بخش اورژانس را نظارت میکردم. بیتوجهی به جزئیات انفجار و المانهای جنگ و استفاده از نورهای نمادین و بازیگری ضعیف بعضی از کاراکترها دست به دست هم دادند تا نگران را به نسخه ضعیف خودش تبدیل کنند. نا گفته نماند که فیلمبرداری و قاب بندی این اپیزود بیشتر بدرد یک سریال ماه رمضانی می خورد تا جنگی.
وضعیت سفید
سرو، سپید، سرخ: چادر مسافرتی
سرو، سپید، سرخ: مرزبان
سرو، سپید، سرخ: ۹:۴۰
کپی کردن