• 2

سرو، سپید، سرخ: چادر مسافرتی

8.3
Cypress, White, Red
«تقدیم به عشق‌هایی که زیر آتش جنگ شکل گرفتند.» زندگی در چادر مسافرتی در بحبوحه‌ی جنگ، چیز عجیبی نیست؛ مخصوصاً اگر یکی دو کیلومتر آن‌طرف‌تر خانه‌ات را زده باشند. اما عجیب آن است که اقوامی در آبسرد و کرمان داشته باشی و در شمال چادر بزنی! بابک (خیام وقارکاشانی) و معصومه (بهار نوحیان) که با وجود دو فرزند به نام ایلیا (حسین شهبازی) و نازنین‌زهرا (دلیار داورزنی)، اختلافات شدید اجتماعی و مذهبی و خانوادگی دارند و در آستانه‌ی جدایی هستند، به شمال می‌روند تا از فضای جنگ دوازده‌روزه فاصله بگیرند. دعواها و اختلاف‌های این زوج در جنگ با دشمن، رنگ می‌بازند و بابک و معصومه از دریچه‌ای دیگر به رابطه‌شان نگاه می‌کنند. اپیزود چادر مسافرتی قسمت ششم از مجموعه‌ی «سرو، سپید، سرخ» است که فرزاد رنجبر فیلم‌نامه‌ی آن را با الهام از زندگی زناشویی خود و اختلافات میان جامعه‌ی ایران نوشته و کارگردانی کرده است. محمدرضا شفاه و محمدجواد موحد تهیه‌کنندگان این اپیزود از مجموعه هستند که به گواه منتقدان، در میان دیگر قسمت‌ها خوش می‌درخشد و تا حدی ماهیتی سمبلیک دارد.
بیشتر کمتر

2 ریویو ثبت شده

نوشتن ریویوی تازه

ایران
(

1404

)

2026

13 0
+12
فارسی
فرزاد رنجبر
محمدرضا شفاه

2 ریویو ثبت شده

نوشتن ریویوی تازه

  • 1
  • 0
8

مروری بر« چادر مسافرتی» از مجموعه«سرو، سپید، سرخ» روایتی متفاوت از جنگی که زندگی می بخشد «چادر مسافرتی» یکی از دیدنی ترین اپیزودهای مجموعه «سرو، سپید، سرخ » است. اگرچه فرزاد رنجبر کارگردان باتجربه این اپیزود درشرایط جنگی «چادر مسافرتی» را جلوی دوربین برده است، اما تسلط او بربیان واقعی و قابل باورروایت اثر، همدلی و همراهی مخاطب را با همه اجزای آن به دنبال داشته است. جنگ در اپیزود چادر مسافرتی، اگرچه به ظاهر باید روایت پایانی غم انگیز و دردناک باشد ، اما در واقع حدیث آغاز دوباره یک زندگی رو به افول است که می تواند مهم ترین ویژگی اثر هم باشد .این ویژگی، به گونه ای در ساختار کلی اثر تنیده شده است که حتی بیشتر از نگاه نمادین مورد نظر فیلمساز به یک خانواده چهار نفره در شرایط جنگی تاثیرگذار است. فیلم با پر تنش ترین لحظاتش آغاز می شود و بعد، روایت به عقب باز می گردد تا با شخصیت ها و به ویژه زوج بابک و معصومه آشنا بشویم که با دنیایی از اختلاف نظر و دیدگاه نسبت به جامعه، مذهب، خانواده و ...سال هاست زیر یک سقف زندگی می کنند و حالا متاثر از جنگ رمضان سفری را آغاز می کنند که قرار است نگاهشان را به زندگی و در کنار هم بودن تغییر دهد. از اینجا به بعد روایت اثر با جزییاتی که هر کدامشان نقش مهمی در قابل باور شدن شخصیت ها و اتفاقات دارند جلو می رود؛ لحظات و کنش هایی که با بازی خوب بازیگران و به ویژه بازیگر نقش معصومه به خوبی در متن اثر جا می افتد .موفقیت فیلمساز در بهره گیری از جزییات باور کردنی، بی آنکه اثر را به سمت زیاده گویی و پرداخت شعاری ببرد و ارتباطش را با مخاطب قطع کند، نشان می دهد که او از تجربه های زیسته خود در متن فیلمنامه استفاده کرده است و به همین دلیل هم روایت یک ساعته فیلم، سرحال و یک نفس با همه فراز و فرودهای روایی اش پیش می رود . وقتی در پایان اثر، چادر مسافرتی که نقش اصلی اش جمع کردن شخصیت ها زیر یک سقف به دور از هرگونه حاشیه ای است درقاب دوربین فیلمساز ثبت می شود، نجات یک زندگی رو به فروپاشی، به نقطه عطفی برای یک درام کنشمند و سرپا تبدیل می شود. رنجبر در مقام کارگردان به ویژه در خلق لحظات پرتنش اثرمانند سکانس آغازین یا مواجهه ناگهانی خانواده معصومه با خودرو و سرنشینان آتش گرفته اش، استفاده درست و به قاعده ای از دوربین روی دست دارد و با ایجاد میزانسن هایی که بیشتر به مستندهای هدایت شده تنه می زند، تصویری واقعی و قابل باور از تنش و حادثه ایجاد می کند. «چادرمسافرتی» محصول زاویه نگاه درست فیلمنامه نویس و فیلمساز به زندگی آدم ها در شرایط بحرانی است؛ جایی که بحران، جدای از همه آسیب هایش، خود به شخصیتی واقعی برای رفع مشکل تبدیل می شود . ...وبالاخره ، اینکه بتوانی خودت در شرایط بحرانی، اثری هنری در قالب روایت و تصویر خلق کنی که بدون لکنت و تاثیرپذیری از حوادث پیرامونی حرفش را بزند و تاثیر گذار هم باشد، واجد امتیازی هستی که نمی توان بی تفاوت از کنارش گذشت . سید محمد سلیمانی

بیشتر کمتر

  • 2
  • 0
10

اگر تمام مسائلی چون تولید فشرده در زمان جنگ و محدودیت‌های داستانی و تصویری نمایش رابطه احساسی بین یک زن و شوهر را به دیده اغماض نگاه کنیم، «چادر مسافرتی» کار خوبیست. هم به نسبت باقی اپیزودهای سریال «سرو سپید سرخ» و هم به نسبت خودش! چادر مسافرتی ایدۀ آشنا و بکری دارد. آشنا از جهت اختلاف‌های زن و شوهری و بکر از نظر مطرح کردن نوع اختلافات. اختلافاتی که در این چند سال و با ایجاد فضای دو قطبی، در جمع دوستان و همکاران و افراد خانواده و البته زن و شوهرها فراوان شده است. اختلافاتی که باعث می‌شود توجه به ریشه‌های مشترک به حاشیه رود و تفاوت‌ها پررنگ‌تر به نظر آیند. حال اگر نگاه سمبلیک به «چادر مسافرتی» داشته باشیم، اعضای خانواده سمبل یک ملت هستند که وقت جنگ با بیگانگان، دعوا و ناسازگاری را کنار می‌گذارند. اما اگر همین نگاه سمبلیک را هم کنار بگذاریم چادر مسافرتی باز هم کار خوبیست و با پرداخت بیشتر، قابلیت تبدیل شدن به نسخه سینمایی دارد. چادر مسافرتی توانسته از موقعیت‌های روزمره خیلی عادی، چالش و بحران در زندگی خانوادگی درست کند و از این جهت که موقعیت‌ها را هدر نداده قابل تقدیر است. دیالوگ‌های آن پیش برنده و غیرتکراری است و البته شعاری هم نیست. شخصیت‌ها خاکستری متمایل به سفید هستند و هیچ به سمت سیاهی نرفته‌اند. با وجود لغزش‌ها، باز مراعات یکدیگر را می‌کنند و حتی از پدر خانواده که می‌توانست شخصیت منفی کار باشد مدارای بیشتری می‌بینیم که این خودش مرزبندی محکمی با شعاری شدن فیلم است. از همه مهم‌تر پایانبندی کار است. پایانبندی کار همان چیزی است که مخاطب خسته و فرسوده و زخمی امروز به آن نیاز دارد. یک پایانبندی عاشقانه اما منطقی.

بیشتر کمتر

متین کاوه

1405/02/14 12:50

واقعا فیلم زیبایی بود و کلی چیز به من آموخت. خداقوت به تمام عوامل و بازیگران که توی این شرایط سخت و زیر موشک باران توانستند بهترین اثر رو برای ما درست کنند. خداقوت

آثــــار مشابه