جستجوی ""در مجله
${Title}
${OtherInfo}
هیچ خبری یافت نشد!
جستجوی ""در هنرمندان
${LatinTitle}
هیچ هنرمندی یافت نشد!
جستجوی ""در آثار هنری
${SubTitle}
نوشتاری
موسیقی
سینما
هیچ اثر هنری یافت نشد!
0
کمدی
0 ریویو ثبت شده
1393
2014
لیلی با من است
در مسلخ عشق
یک تکه نان
مارمولک
گاهی به آسمان نگاه کن
شهریار
طبقه حساس
امکان مینا
داستان دست انداز
از رئیس جمهور پاداش نگیرید
دونده زمین
فرش باد
شیدا
همیشه پای یک زن در میان است
«من طرحی دارم: دیوانه شدن!» این جمله را «فیودور داستایفسکی» در نامهای برای برادرش نوشته است. گرچه بستگی دارد دیوانه شدن را چطور تأویل کنیم، اما فکر میکنم او در اجرای طرحش موفق بوده و نهتنها دیوانه شده که بیش از صد و شصت سال است آدمهای دیگری را همراه خودش دیوانه کرده؛ آنهایی که مثل من مقهور و مبهوت صلابت و عظمت جهان داستانی او شدهاند. شاید گزافه نباشد اگر بگویم راجعبه هیچ نویسندهای بهاندازۀ داستایفسکی آثار پژوهشی تولید نشده است.
روسیهی قرن نوزدهم، جایی است که در آن رماننویس و شاعر جای خالی فیلسوف را پر میکند. دورانی که در آن مدرنیستها و اسلاودوستها با هم در چالشاند و هر کدام بهدنبال راه نجاتی برای روسیهی بحرانزده. یکی طرفدار غربی شدن است و دیگری طرفدار بازگشت به اصالت روسی. در این زمانه است که فیودور میخائیلوویچ داستایِفسکی پا به عرصهی وجود گذاشت و شد یک داستاننویس فیلسوفمآب.
آپارتمان شماره ۱۳
بیپولی
ضد گلوله
کپی کردن