جستجوی ""در مجله
${Title}
${OtherInfo}
هیچ خبری یافت نشد!
جستجوی ""در هنرمندان
${LatinTitle}
هیچ هنرمندی یافت نشد!
جستجوی ""در آثار هنری
${SubTitle}
نوشتاری
موسیقی
سینما
هیچ اثر هنری یافت نشد!
نقل قولی برای این هنرمند ثبت نشده است!
حاشیه ای برای این هنرمند ثبت نشده است!
تاکنون نظرسنجیای برای این هنرمند ثبت نشده است.
در نبرد رمضان یا جنگ دفاعی سوم، سامانههای مشاوره تلفنی به راهند. سامانههایی متشکل از مشاوران و روانشناسان داوطلب که به مردمی که در دل بمبارانها تماس میگیرند تا راهکاری برای اضطرابها پیدا کنند، کمک میدهند. یکی از این مشاوران «فرهاد» است. مشاوری ظاهرا کمحوصله و قضاوتگر که مدام با آدمهای پشت خط یکی به دو میکند. اتفاقا همین یکی به دو کردنش با آدمهای پشت خط، حواس آنها را از اضطرابشان پرت میکند.
در هفتمین قسمت از فصل جدید «قاب نقد فیلمِ میدان آزادی» در ستون «نقد و بررسی فیلمهای جشنواره فجر 43» در پرونده «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ»، ویدئوی نقد و بررسی فیلم «تاکسیدرمی» آخرین ساخته «محمد پایدار» را خواهید دید.
اپیزود تماس یکی از اپیزود هایی بود که خیلی داستان جالبی داشت ولی به شدت فیلم کوتاه بود. داستان یکم عاشقانه بود و به شدت زیبا و هماهنگ شده. بنظرم بهترین صحنه اون صحنه ی آخری بود که فرهاد وقتی فهمید سمیرا که عشقش بود زنده است خوش حال شد و با الله اکبر فیلم تموم شد. بنظرم این فیلم نمره ی ۸ براش خوب باشه
اپیزود تماس روایتگر متفاوتی از جنگ تحمیلی سوم بود. جابجا شدن در اضطرابها و دیدگاههای مردم در سکانسهای اول فیلم اون هم در قالب تماس با مرکز مشاوره واقعا ایده جالب و جذابی بود. طنز کاراکتر فرهاد در تلخی شرایط جنگ همزمان آرامش را به مخاطب القا میکرد. نبودن شعار زدگی و کلیشه از نکات مثبت این اپیزود بود. در کنار مواردی که گفتم فیلمبرداری خوبِ اثر مخاطب رو با خودش همراه میکرد.
"تماس" لحظات درخشانی دارد که مخصوصا به لحاظ اجرای بصری عالی درآمده اند. بهترینش به نظرم صحنه متوقف شدن فرهاد در راه پله اضطراری ساختمان مشاوره است. به لحاظ بصری این قاب باید کلوزآپ باشد چون فرهاد در حال گرفتن تصمیمی در دوراهی مرگ و زندگی است (هر لحظه ممکن است ساختمان را بزنند.) اما فراتر از کلوزآپ این قاب بندی است که با فرهاد به حرکت در می آید. این بیان بصری تصمیمی است که یک شخصیت را از دیگران که در مسیری متفاوت حرکت میکنند جدا میکند. جز این ها دوست دارم به این نکته اشاره کنم که اگرچه سکانس های گفتگوی فرهاد با خانم مدیر مرکز مشاوره به خاطر کنتراست شخصیتی شان خیلی روان و پر کشش درآمده بودند اما اگر این مدیر کمی از تیپ بودن فاصله میگرفت و واقعا "شخصیت" میشد (یک لحظه وسوسه میشد شماره سمیرا را به امیر بدهد) کار به مراتب قوی تر از آب در می آمد. شاید طنز رقیقی که در فیلم بود نگذاشت این اتفاق بیفتد. که ای کاش این طنز رقیق اصلا وجود نمیداشت. به هر حال "تماس" اثری قابل اعتنا و پر کشش بود.
سریال تماس، دومین اپیزودی بود که من از مجموعه سرو سپید سرخ تماشا کردم. طنز آمیخته شده با داستان به خوبی در فیلم جای خود را پیدا کرده بود. "سمیرا و فرهاد" پس از 11 سال در طی یک تماس تلفنی با سامانه مشاوره روانی، دوباره هم را پیدا میکنند، اما حیف که نه در زمان مناسب این اتفاق می افتد و نه در مکان مناسب. سرانجام پس از این همه سال دوباره هم را در خرابه های یک ساختمان جنگ زده میابند. داستان و فیلمنامه قوی اما پایان ضعیف؛ پایان یک موضوع مهم در هر فیلم است، اما در تماس پایان داستان یک چیز نامفهوم و مجهول است. الله اکبری با مشت گره کرده و تنها یک صفحه سفید، بیننده هیچ اطلاعی از ادامه ماجرای سمیرا و فرهاد پیدا نمیکند و از نظر من این یکی از نقطه ضعف های فیلم است. در کل با توجه به شرایطی که این فیلم در آن ساخته شده (لزومی برای ساخت به این سرعت نبود!) تماس را شایسته نمره ۸ میدانم. ✍🏼 مهدی فاضل | ۱۴۰۵/۲/۱۴
در دومین اکران از فصل چهارم رویداد «نقدوتماشا» که به اکران آثار برگزیدۀ ساخته شده در طول جنگ سوم اختصاص داشت، یکی از اپیزودهای منتخب سریال «سرو، سپید، سرخ» با عنوان «تماس» به کارگردانی «محمد پایدار» به نمایش درآمد؛ نشست نقد و بررسی این فیلم نیز پس از به پایان رسیدن اکران، با حضور «محمد صابری» منتقد سینما، «محمد پایدار» کارگردان، «جمال شمس» مدیر فیلمبرداری و جمعی از دوستداران سینما و مخاطبان، در باغ کتاب برگزار شد.
در دومین اکران از فصل چهارم اکرانهای رویداد «نقد و تماشا»، اپیزود «تماس» ساختۀ «محمد پایدار»، عصر دوشنبه، چهاردهم اردیبهشتماه در پردیس سینمایی باغ کتاب با حضور کارگردان و بازیگران این اثر، توسط محمد صابری -منتقد هنری- نقد و بررسی خواهد شد.