مجله میدان آزادی: هشتم اسفند سالروز درگذشت «غلامحسین بنان» خواننده سرشناس ایرانی است. به همین مناسبت در این مطلب به زندگی و آثار این هنرمند بزرگ میپردازیم. تکنگاری بنان را به فاطمه همراه -پژوهشگر موسیقی- بخوانید:
بنان اگرچه مثل تقویم ایرانی در زمستان و در ماه اسفند بار سفر ابدی را بست، ولی باز هماهنگ با تقویم ایران متولد بهار بود و طنین صدایش نیز چون نسیم بهاری عطر دلانگیز شکوفههای بهاری را به خاطر شنونده میآورد. این زندگی بهاری را در این نوشته با هم مرور میکنیم:

بهار: از تولد و کودکی غلامحسین بنان
«غلامحسین بنان» در 10 اردیبهشت ماه 1290 در محلۀ قلهک تهران در خانوادهای سرشناس به دنیا آمد. پدرش «کریمخان بنانالدوله نوری» و مادرش «شرفالسلطنه» دختر «محمدتقی میرزارکنالدوله» برادر «ناصرالدینشاه قاجار» بود. پدر و مادرش هر دو به هنر و موسیقی علاقه داشتند. مادرش خوب پیانو مینواخت و خواهرانش در منزل خود نزد مرتضیخان نیداود تار مشق میکردند.
پدرش گاهگاهی در منزل با عدهای از هنرمندان و استادان موسیقی بزمی خودمانی برپا میکرد و گاهی خودش نیز آوازی میخواند. مجالس پدر برای غلامحسین که در آن زمان کودکی بیش نبود اولین کلاس آموزشی آواز ایرانی به شمار میرفت. او در گوشهای از مجلس مینشست و به سبب شیفتگی که به آواز داشت سعی میکرد چیزهایی که میبیند و میشنود را به خاطر بسپارد و بعدا در خلوت خود آنچه به خاطر داشت را زمزمه میکرد. روزها که استاد مرتضیخان نیداود برای آموزش خواهرانش به منزل آنها میآمد نیز او دستورات استاد را به خاطر میسپرد و خواهرانش را حین تمرین راهنمایی میکرد. گاهی نیز از آنها میخواست که تار بنوازند تا او آواز بخواند.
پدرش آرزو داشت پسرش در ادبیات عرب و زبان فرانسه استاد شود، ولی یک روز که بهطور اتفاقی صدای آواز پسرش را شنید و علاقه و استعداد او را دید، از استاد نیداود خواست تا بعد از آموزش دختران به غلامحسین هم آواز بیاموزد. بعدا با استادان دیگری نیز کار کرد و پیش رفت تا با «روحالله خالقی» آشنا شد. از آن به بعد دوران شهرت بنان به عنوان خواننده آغاز شد. بنان در مورد خالقی اینگونه میگوید:
«خالقی استاد من است اما من همچنانکه هر شاگرد قدرشناسی استاد بزرگوار و هنرمند خود را دوست میدارد، خالقی را دوست نمیدارم، علاقهی من نسبت به این مرد شریف و بزرگوار از مرحلهۀ دوستی گذشته و به درجهی عشق رسیده است. حالا دیگر من عاشق خالقی هستم...»

تابستان: فعالیت حرفهای غلامحسین بنان
بنان از 16 سالگی و فقط در مجالس خصوصی و در حضور آشنایان آواز میخواند. او از سال 1315 تا 1321 در ادارۀ ایرانبار شهر اهواز مشغول بهکار بود. وقتی به تهران برگشت در سمت منشی ویژۀ وزیر خواروبار وقت در این وزارتخانۀ تازه تأسیس مشغول بهکار شد. از اواخر شهریور 1321 وارد رادیو شد. گویا در روز معارفۀ بنان به رادیو، روح الله خالقی از او میخواهد که آوازی برای او بخواند تا با صدایش آشنا گردد. بنان شروع به خواندن آواز میکند و درآمد سهگاه را به صورت حرفهای اجرا میکند. استاد ابوالحسن صبا که در آنجا حضور داشت شروع به همراهی وی با ساز ویولن میکند. کمی که میگذرد، خالقی که مجذوب تبحر وی در ادای تحریرها و کنترل زیر و بم صدایش شدهبود، از صبا میخواهد که نواختن را قطع کند و به بنان میگوید که گوشۀ حصار را بخواند. بنان نیز بدون کوچکترین اشکالی به گوشۀ حصار میرود و دست آخر در همان سهگاه فرود میآید. خالقی که از این همه استعداد شگفتزده شدهبود بنان را در آغوش میگیرد.
صدای زیبا و تحریرهای بینقص بنان کمکم باعث شهرت او در بین مردم و دوستداران آواز ایرانی شد. خالقی او را وارد ارکستر انجمن موسیقی نمود. پس از آن با ارکستر شمارۀ یک نیز وارد همکاری شد. در سال ۱۳۳۲ توسط استاد خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور راهیافت و تحت عنوان استاد آواز هنرستان موسیقی ملی کار خود را ادامه داد. بنان در سال ۱۳۳۴ به ریاست شورای موسیقی نائل آمد. او اولین خوانندۀ ایرانی بود که به نت آشنایی داشت. بنان از ابتدا در برنامههای «گلهای جاویدان» و «گلهای رنگارنگ» و «برگ سبز» شرکت داشت و آثار زیادی از او بهجا ماندهاست؛ در این برنامهها با آهنگسازان و نوازندگان مشهوری چون «ابوالحسن صبا»، «روحاله خالقی»، «مرتضی محجوبی» و «علی تجویدی» همکاری داشتهاست.
مروری بر آثار بنان
بنان در برنامههای رادیویی «گلهای جاویدان»، «گلهای رنگارنگ» و «برگ سبز» اجراهای فراوانی داشت. حدود 350 اثر از او بهجا ماندهاست.کارنامۀ هنری بنان شامل برخی از برترین و ماندگارترین تصانیف موسیقی ایرانی مانند سرود «ای ایران»، «کاروان»، «الهۀ ناز» و «بهار دلنشین» است.
- مجموعۀ «شاخه گل» که شامل 17 آلبوم شاخه گل1 تا شاخه گل 17 است که توسط «ایران صدا» منشتر شدهاست.
- آلبوم «آثار استاد روحاله خالقی» که در این آلبوم غلامحسین بنان و عبدالوهاب شهیدی به اجرای آواز پرداختند.
- مجموعه ترانههای بنان که توسط انتشارات «ماهور» منتشر شدهاست شامل آلبومهای «چه شورها»، «نامههای گمشده»، «گلریزان»، «قصۀ شب»، «باد نوبهاری»، «گلشن دل»، «افسون سخن»، «گریۀ شمع»، «جویبار»، «پرتو عشق» و «رقص مستانه» است.
- «آشنایی با شیوۀ آواز استاد غلامحسین بنان» توسط انتشارات «چهارباغ» منتشر شدهاست و دربرگیرندۀ برخی از اجراهای خصوصی استاد بنان است.
بنان مدتی به یادگیری بازیگری پرداخت و در فیلم «طوفان زندگی» به کارگردانی علی دریابیگی و اسماعیل کوشان بازی کرد. داستان فیلم در انجمن موسیقی ملی اتفاق میافتد و در این فیلم بنان دو ترانۀ معروف خود را به طور زنده اجرا میکند.
زندگی شخصی بنان
همسر اول بنان «مریم وزیری» خواهر «کلنل وزیری» بود و حاصل این ازدواج یک دختر بهنام «گیتی» بود. این ازدواج پس از مدتی به جدایی انجامید. بنان در مورد علت جداییاش گفت: «اخلاقمان با هم سازگار نبود. خانمم در عین آنکه مثل تمام افراد فامیل وزیری بسیار هنرمند و کدبانو و مهربان بود خیلی زود از کوره در میرفت، عصبی میشد و چون من طبعا آدم خونسردی هستم، خودش بیشتر رنج میکشید. سرانجام برای آنکه به این رنج و عذاب خاتمه بدهیم تصمیم گرفتیم در کمال صلح و صفا از یکدیگر جدا بشویم و جدا شدیم.»
استاد بنان پس از جدایی از مریم با «پریدخت آور» ازدواج کرد که پسرش «بیژن» ثمرۀ ازدواج دومش است.

پاییز: سانحۀ تصادف بنان
در دیماه سال 1336، بنان به همراه دو تن از دوستان خود با تانکر نفتکشی که چراغ عقبش از کار افتادهبود تصادف شدیدی کرد و از ناحیۀ سر و صورت دچار صدمۀ جدی شد و بینایی چشم راست خود را از دست داد. با منتشر شدن خبر حادثۀ پیش آمده، بسیاری از مردم ایران متاثر و اندوهگین شدند؛ طبق گزارشها عدۀ زیادی از مردم برای عیادت به بیمارستان محل درمان بنان هجوم آوردند و باعث برهم خوردن نظم بیمارستان شدند.
زمستان: درگذشت بنان
بنان سالها از بیماری گوارشی رنج میبرد. همچنین گهگاهی هم درگیر بیماری افسردگی میشد. سرانجام استاد غلامحسین بنان در هشتم اسفندماه سال 1364 در هفتاد و چهار سالگی در بیمارستان ایرانمهر تهران از دنیا رفت. او در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردهشده است.
نظرها درمورد بنان
دکتر «داریوش صبور» در کتابی با عنوان از «نور تا نوا» سرگذشت بنان را به رشتۀ تحریر درآورده است. در بخشی دیگر از کتاب نظر کارشناسان را دربارۀ صدای او پرسیده و خاطرات و نامههای او را نیز گردآوری کردهاست. «علی دشتی» اصطلاح مخملی را در مورد صدای او بهکار بردهاست. «ابوالقاسم حالت» صدای او را اقیانوسی میداند که در حیطۀ وصف نمیگنجد. «روحاله خالقی» نیز در مورد بنان میگوید:
«صدای بنان بسیار لطیف و شیرین و زیبا و خوش آهنگ است. کوتاه میخواند ولی در همین کوتاهی ذوق و هنر بسیار نهفته است.»
«هوشنگ ابتهاج» در کتاب «پیر پرنیاناندیش» در مورد بنان گفتهاست:
«اطلاعات موسيقى بنان فوق العاده زياد و مخزن اطلاعات موسيقى بود... شعر خيلى مى خوند و خوب مى فهميد...مزیت خاص بنان، صداى خيلى لطيف و بيان شعر خيلى درست و واضح و بعضى مواقع شاهكار او بود.»
شاعر سرشناس «فریدون مشیری» شعر «یاد یار مهربان» را در وصف بنان سرودهاست که در آن به شماری از ترانههای او اشاره شدهاست.
جویبار نغمه میغلتید، گفتی بر حریر
آبشار شعر، گل میریخت، نغز و دلپذیر
مخمل مهتاب بود این یا طنین بال قو
پرنیان ناز، آواز سراپا حال او
نغمه را با سوز دل، این گونه سازشها نبود
در نوای هیچ مرغی «این نوازشها» نبود
«بانگ نی» میگشت تا دمساز او
شورها میریخت از شهناز او
در شب تاریک دوران، بیگمان
چلچراغی بود هر آواز او
برگ گل بود آن چه میافشاند بر ما یا غزل
«عاشق سرگشته» در کویش «من از روز ازل»
لطف را آموخته، چون دفتر گل از «صبا»
مرحبا ای آشنای حسن خوبان، مرحبا
این نسیم از کوی جانان بوی جان آورده بود
«بوی جوی مولیان» را ارمغان آوردهبود
تا که میگرداند راه «کاروان» از «دیلمان»
کاروان جان ما میگشت در هفت آسمان
تا نپنداری که عمری گل به دامن بود و بس
«دشمنش گر سنگ خاره او چو آهن» بود و بس
با تو پیوستهست، اینک، با تو، ای «آه سحر»
نغمهاش را شعله کن در تار و پود خشک و تر
ما به آغوش تو بسپردیم جان پاک او
بعد ازین «ای آتشین لاله» بپوشان خاک او
بعد ازین هر گل که از خاک بنان سر برزند
شور این شیرین نوا در جان عالم افکند
اهل دل در ماتمش با چشم گریان مانده اند
جمع «مشتاقان» او اینک «پریشان» ماندهاند
دل به آواز بنان بسپار کز کار جهان
نیست خوشتر هیچ کار از «یاد یار مهربان»
مطلب مرتبط: