شنبه 15 فروردین 1405 / خواندن: 7 دقیقه
به مناسبت اکران نوروزی 1405 در سینماهای کشور

ریویو: نقد و نظری به فیلم «خط نجات» ساختۀ «وحید موسائیان»

فیلم «خط نجات» علی‌رغم تمام ضعف‌هایش توانست در ژانر مربوط به خودش به بازتعریف نسبتاً قابل‌قبولی از مفاهیم اطلاعات، ضداطلاعات و امنیت برسد و حساب بسیاری از اقشار و دسته‌ها را از بسیاری دیگر جدا کند و عدالت در روایت را، تا آنجا که زورش می‌رسد، تمرین کند. فیلم‌های مشابه «خط نجات»، اغلب برداشت ساده‌انگارانه‌ای از ساواک داشتند.

5
ریویو: نقد و نظری به فیلم «خط نجات» ساختۀ «وحید موسائیان»

مجله میدان آزادی: «خط نجات» به کارگردانی «وحید موسائیان»، جزو چهار فیلمی بود که به لیست اکران نوروزی 1405 راه یافت و اکنون هم در سینماهای سراسر کشور پخش می‌شود. به همین مناسبت ریویوی نقد و نظری به این فیلم سینمایی را به قلم سیدوحید نبوی‌زاده نمازی بخوانید: 

نجات از بیسر و سامانی

فیلم «خط نجات» علی‌رغم تمام ضعف‌هایش توانست در ژانر مربوط به خودش به بازتعریف نسبتاً قابل‌قبولی از مفاهیم اطلاعات، ضداطلاعات و امنیت برسد و حساب بسیاری از اقشار و دسته‌ها را از بسیاری دیگر جدا کند و عدالت در روایت را، تا آنجا که زورش می‌رسد، تمرین کند. فیلم‌های مشابه «خط نجات»، اغلب برداشت ساده‌انگارانه‌ای از ساواک داشتند و به قول «هارولد ایرنبرگر» (۱۹۷۸) آن سازمان را صرفاً «دوست شکنجه‌گر غرب» می‌دانستند. اما این فیلم به دیگر جنبه‌های اطلاعاتی و امنیتی آن دوره و آن سازمان نیز می‌پردازد.
 

خلاصۀ فیلم «خط نجات»

[خطر لو رفتن داستان]

بازۀ زمانی فیلم به حدود دو سال قبل از انقلاب اسلامی ایران برمی‌گردد؛ وقتی ساواک در پی رمزگشایی از اطلاعاتی است که به دستشان افتاده و نمی‌خواهد این اطلاعاتی که شوروی رمزگذاری کرده، به دست سازمان سیا در ایالات متحده آمریکا برسد؛ خصوصاً اینکه آن زمان (دهۀ هفتاد میلادی) همزمان بود با اوج تخاصماتِ جنگ سرد میان آمریکا و شوروی. در این میان، فرد دوم دستگاه امنیتی ایران، پرویز ثابتی (مجید مظفری) برای بالا رفتن از نردبان اجتماعی و ترقی کردن در سلسله‌مراتب، این پرونده را شخصی می‌بیند و سعید افراشته (مصطفی زمانی) را تشویق و تحریک می‌کند تا هرچه زودتر و به هر قیمتی افرادی را که قصد اخلال در کشور داشتند شناسایی کند. خسرو (آرمین رحیمیان) که از متخصصان سابق و پرونده‌دارِ الگوریتم‌شناسی و رمزگشایی ارتش بوده و حالا علیه رژیم طاغوت در حال مبارزه است، به کار گرفته می‌شود تا به اطلاعات آن دستگاه پی ببرد. او پس از تلاش بسیار، به اسم سه نفر می‌رسد که یکی از آنها، نام خودش است. او حین فرار از اتاق قرنطینۀ اطلاعات، به دست دستیار امنیتی مخصوص افراشته، افسانه (لادن مستوفی) به‌شدت زخمی می‌شود و به نامزدش (پگاه آهنگرانی) پناه می‌برد. آن دختر هم که کسی را جز حشمت (امیر آقایی) -معشوق سابقش- در تهران نمی‌شناسد، خسرو را به زیرزمین رستوران او می‌برد. آشنایی حشمت با خسرو و همچنین کینه‌ای که حشمت به‌خاطر کشته شدن پدر ایلیاتی خود به دست پهلوی داشت، زمینۀ آغاز فعالیت‌های ضدپهلوی خودش و کارکنان رستورانش می‌شود. این گروه موفق می‌شوند برخی از افرادی را که در فهرست آن پیام رمزگذاری‌شده بودند نجات دهند.

پوستر فیلم سینمایی «خط نجات»، به کارگردانی «وحید موسائیان»
پوستر فیلم سینمایی «خط نجات»، به کارگردانی «وحید موسائیان»

بازیگران و عوامل فیلم خط نجات

«وحید موسائیان» به‌ همراه «مهدی سجاده‌چی» فیلمنامۀ این فیلم را نوشته‌اند و کارگردانی آن را وحید موساییان بر عهده داشته است. از شاخص‌ترین سینماگران این فیلم «عبدالله اسکندری» است که مثل همیشه طراحی چهره‌پردازی این اثر را در حد کمال انجام داد و «بهرام دهقانی» هم با تدوین حساب‌شدۀ خود، بسیاری از ضعف‌های فیلمنامه را پوشاند. در این فیلم نه از قهرمان‌محوری خبری هست، نه حتی از آگونیست و آنتاگونیست پرهیاهو؛ بنابراین «مصطفی زمانی»، «پگاه آهنگرانی»، «آرمین رحیمیان» و «امیر آقایی» هرکدام وزن یکسانی در این تریلر سیاسی-عاشقانه دارند و دیگر بازیگران آن ازجمله «مجید مظفری»، «لادن مستوفی» و «حسین سلیمانی» نیز در سطح دوم، مجال پیدا می‌کنند. در میان عوامل فیلم، شاید یکی از شاخص‌ترین‌هایی که اثرش ناامیدکننده و تا حدی مخل بود، استاد «فریدون شهبازیان» باشد که در بخش بعد، دربارۀ اینکه موسیقی متن ساختۀ او چگونه بود، کمی توضیح می‌دهیم.


نقد متن و کارگردانی فیلم خط نجات

وحید موسائیان در اغلب فیلم‌های خود مانند «خاموشی دریا» (۱۳۸۰)، «تنهایی باد» (۱۳۸۳)، «خانۀ روشن» (۱۳۸۴) و «گل‌چهره» (۱۳۸۹) حب وطن را موتیف اصلی آثارش قرار داده و حالا در «خط نجات» هم ظاهراً همین نیت را داشته و با همکاری‌اش در نگارش سناریو، به‌حق، سهم زیادی در متوازن نگه داشتن بسیاری از عناصر اصلی درامش داشته است. اما قد بازی‌ها از خط اصلی داستان کوتاه‌تر و کوتاه‌تر است و دائم این حس به مخاطب منتقل می‌شود که بازیگران از خط اصلی داستان بی‌خبر بودند و هر سکانس را اصطلاحاً جزیره‌ای ایفا می‌کردند. 

مراحل تصویربرداری این فیلم مصادف با اوج‌گیری کووید ۱۹ بوده است، تا حدی که «آزیتا موگویی» (تهیه‌کننده و یکی از سرمایه‌گذاران فیلم)، خود موسائیان و خیلی عوامل دیگر نیز در خلال کار مبتلا شدند. خانم تهیه‌کننده هم از پاسخگو نبودن نهادهای ذی‌ربط بسیار شاکی شده بود. شاید همین موضوع به روند بازی گرفتن‌ها آسیب زده است، طوری که هر شخصیت را دائم در حال به‌زور منتقل کردن حس می‌بینیم تا بازی کردن آن حس؛ بنابراین، محصول نهایی یک‌پارچگی ندارد و فرصتی برای هم‌ذات‌پنداری با بازیگران فراهم نمی‌آید. 

در این میان، شاید راه نجات، یک موسیقی خوب و یاری‌دهنده بود که آن هم واقعاً ناامیدکننده از کار درآمد. با اینکه موسائیان و استاد شهبازیان در تمامی فیلم‌های فوق‌الذکر از موسائیان و همین‌طور در فیلم‌های «فرزند چهارم» (۱۳۹۱) و «وقتی که برگشتیم» (۱۳۹۴) با هم همکاری کرده بودند (یعنی در شش فیلم!)، انتظار می‌رفت پس از این همه تجربه و همکاری، در این فیلم هفتم اتفاق مؤثرتری بیفتد ولی موسیقی متن به‌هیچ‌عنوان کمکی در تعریف حالت صحنه، یا انتقال حس بازیگر نکرده است، مخصوصاً در صحنه‌های عاشقانه این احساس به مخاطب دست می‌دهد که گویی با عجله قطعه‌ای از آرشیو پیدا کرده‌اند و روی سکانس گذاشته‌اند. 

فیلمنامۀ «خط نجات» از کارگردانی و بازیگری، چند قدمی جلوتر است اما برخی اشتباهات تاریخی یا اسمی مانند ذکر «ادارۀ هشتم ضدجاسوسی» به‌جای «ادارۀ سوم» چند باری تکرار می‌شود. واقعیت تاریخی این است که «پرویز ثابتی» حدود سال ۱۳۴۵ ریاست ادارۀ یکم بررسی و عملیات ساواک را بر عهده داشت  و سال ۱۳۴۹ به معاونت ادارۀ کل سوم ساواک رسید و سال ۱۳۵۲ مدیر کل ادارۀ سوم شد.  

یا در سکانسی دیگر که به شهادت خود فیلم، در روزهای پایانی سال ۱۳۵۶ می‌گذرد، ثابتی به‌عنوان سخنگوی ساواک، جوابگوی خبرنگاران است، اما بنا به اطلاعات کتاب «محمود طلوعی» (۱۳۷۲)، ثابتی فقط اوایل دهۀ ۱۳۵۰ سخنگوی ساواک بوده است.

[خطر لو رفتن داستان]

یکی از ده‌ها موردی که هم به نویسندگی، هم به کارگردانی کار برمی‌گردد، سیر سرنوشت بازیگرانش است: بنا بر روند بیش از دوسوم فیلم، خسرو مغز متفکر و نیروی عملیاتی داخلی-خارجی این تشکیلات ضدرژیم به نمایش درمی‌آید ولی در هنگامۀ نجات آخرین اسم حساس در لیست ده‌نفرۀ خود، یعنی «حاج احمد کاتب» که اهمیت ویژه‌ای برای ثابتی و دارودسته‌اش دارد، خسرو بعد از بازگشت خطرآفرین خود به ایران، خیلی ساده‌لوحانه گرفتار سه‌چهار مأمور ساواک شده و به‌شکل بچه‌گانه‌ای کشته می‌شود. یا معلوم نیست چرا آن مأمور ساواک که به‌زعم افسانه، یکی از کارکشته‌ترین‌های ساواک است و خودش را جای استاد دانشگاه آریامهر جا زده تا به کمک ردیابی که در کیفش گذاشته شده، از محل اختفای دیگران مطلع شوند، کیفش را به‌راحتی در ماشین جا می‌گذارد. متاسفانه از این دست موارد و ابهامات در فیلم کم پیدا نمی‌شود. (از بعضی اشتباهات مانند تصویر پراید سفید در پس‌زمینۀ بازیگران در هتل رامسر، آن هم سال ۱۳۵۶! یا کفش پاشنه‌بلند پوشیدن خانم لادن مستوفی یا همان مدیر برنامه‌ریزی فیلم، حین انجام عملیات سخت نظامی در جنوب کشور می‌گذریم.)

فیلم «خط نجات» می‌توانست سریالی جذاب و سرگرم‌کننده باشد و مجالی بیابد تا تنها نقطۀ مثبت خود یعنی «عدالت در روایت» را به عموم مخاطبانش برساند. موسائیان در نشان دادن اینکه در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی ایران، نه همیشه ساواک دست برنده را داشت، نه همیشه نیروهای انقلابی موفق و سریع عمل می‌کردند، موفق بوده است. او در فصل آخر فیلمش در سکانسی که از نظر نگارنده، درست‌ترین و ارزشمندترین تلاش اوست، به واکاوی و آسیب‌شناسی «انقلابی»های ملتهب و جوگیر می‌پردازد و حساب آن‌ها را از انقلابی‌های اصیل جدا می‌کند؛ موضوعی که در کمتر اثری در این ژانر شاهد بوده‌ایم. امید است که این عدالت در روایت گروه‌های کنشگر متفاوت، بیشتر در اینگونه فیلم‌ها دیده شود.




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
در این میان، شاید راه نجات، یک موسیقی خوب و یاری‌دهنده بود که آن هم واقعاً ناامیدکننده از کار درآمد. با اینکه موسائیان و استاد شهبازیان در تمامی فیلم‌های فوق‌الذکر از موسائیان و همین‌طور در فیلم‌های «فرزند چهارم» (۱۳۹۱) و «وقتی که برگشتیم» (۱۳۹۴) با هم همکاری کرده بودند (یعنی در شش فیلم!)، انتظار می‌رفت پس از این همه تجربه و همکاری، در این فیلم هفتم اتفاق مؤثرتری بیفتد ولی موسیقی متن به‌هیچ‌عنوان کمکی در تعریف حالت صحنه، یا انتقال حس بازیگر نکرده است، مخصوصاً در صحنه‌های عاشقانه این احساس به مخاطب دست می‌دهد که گویی با عجله قطعه‌ای از آرشیو پیدا کرده‌اند و روی سکانس گذاشته‌اند.

فیلم «خط نجات» می‌توانست سریالی جذاب و سرگرم‌کننده باشد و مجالی بیابد تا تنها نقطۀ مثبت خود یعنی «عدالت در روایت» را به عموم مخاطبانش برساند. موسائیان در نشان دادن اینکه در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی ایران، نه همیشه ساواک دست برنده را داشت، نه همیشه نیروهای انقلابی موفق و سریع عمل می‌کردند، موفق بوده است.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00