یکشنبه 19 بهمن 1404 / خواندن: 4 دقیقه
پرونده پرواز بر فراز آشیانه‌ی سیمرغ | صفحه صدو‌نودم

ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «تقاطع نهایی» ساخته «سعید جلیلی»

«تقاطع نهایی» نخستین فیلم «سعید جلیلی» ا‌ست که در چهل و چهارمین جشنواره ملی فیلم فجر به نمایش درآمد. سعید جلیلی، فیلمنامه‌نویس و کارگردان کار است و «مهدی مددکار» آن را تهیه‌ کرده است. «گیتی قاسمی»، «رویا جاویدنیا»، «نازنین کیوانی» و «پریچهر قنبری» در این فیلم ایفای نقش کرده‌اند. سعید جلیلی می‌گوید فیلم با هزینه شخصی و به اصطلاح با پول تو جیبی ساخته شده است.

5
ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «تقاطع نهایی» ساخته «سعید جلیلی»

مجله میدان آزادی: در نهمین روز از اکران‌های چهل‌وچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر، به سراغ نقد و بررسی فیلم «تقاطع نهایی» ساختۀ «سعید جلیلی» محصول سال ۱۴۰۴ رفته‌ایم. در ادامه ریویوی این اثر از مجموعه‌نقدهای پروندۀ «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ» را به قلم «زهرا قدیانی» بخوانید:

«تقاطع نهایی» نخستین فیلم «سعید جلیلی» ا‌ست که در چهل‌وچهارمین جشنوارۀ ملی فیلم فجر به نمایش درآمد. سعید جلیلی، فیلمنامه‌نویس و کارگردان کار است و  «مهدی مددکار» آن را تهیه‌ کرده است. «گیتی قاسمی»، «رویا جاویدنیا»، «نازنین کیوانی» و «پریچهر قنبری» در این فیلم ایفای نقش کرده‌اند. سعید جلیلی می‌گوید فیلم با هزینۀ شخصی و به اصطلاح با پول تو جیبی ساخته شده است. 

داستان فیلم تقاطع نهایی

[خطر لو رفتن داستان فیلم] 

«تقاطع نهایی» داستان قتل و تبانی و فریب است. سه زن، در درگیری در یک دفتر وکالت، مردی را به قتل می‌رسانند. مرد، معشوق یکی از زن‌ها، همسر دیگری و موکل سومی‌ست. کشمکش بر سر این‌که آیا مسئولیت قتل را برعهده بگیرند یا جنازه را سربه‌نیست کنند، آغاز می‌شود. هر کدام از سه زن، دلایلی برای این‌کار دارند. یکی پدر بیمارش را باید تروخشک کند، دیگری مادر یک نوجوان است و خانم وکیل، آیندۀ حرفه‌ای‌اش را در خطر نابودی می‌بیند. در این اثنا، زن خدمتکار دفتر نیز درگیر ماجرا می‌شود. پس از یک سری کش‌وقوس داستانی، تصمیم بر این می‌شود که جنازه به بیرون از شهر منتقل و سوزانده شود تا رد پایی از قاتلین برجا نماند. معشوق مرد، «نازنین»، این کار را در ازای دریافت اموال همسر مرد، بر عهده می‌گیرد. وقتی نازنین جنازه را از دفتر خارج می‌کند، مرده زنده می‌شود. معلوم می‌شود کار از ابتدا تبانی و فریبی برای تلکه کردن همسر اول و پاک کردن ردپای فساد مرد بوده است.

نقدی بر فیلم تقاطع نهایی

تماشای یک اثر معمایی و جنایی وقتی لذت‌بخش است که از ابتدا داده‌ها و کدهای قابل‌قبولی به بیننده داده شود، او را در هزارتوی قصه بچرخانند و بگردانند، یک دو سرنخ نصف و نیمه، این‌جا و آن‌جای داستان بیرون زده باشد تا بعد از غافلگیری و کنار رفتن فضای مه‌آلود، مخاطب مشتاقانه برگردد و کورمال‌کورمال آن‌چه دیده است را مرور و باز مرور کند و ناگهان… آن لحظه «آها!» برسد و مخاطب با کشف نشانه‌ها و کدها، حس لذت هوشمند بودن خود را دریابد. این اتفاق در تقاطع نهایی نمی‌افتد. مخاطب دست‌بسته است. هیچ‌گونه اطلاعات جانبی حول قتل، چگونگی تبانی، ایده و نحوۀ اجرا به او داده نمی‌شود. پس چطور ۹۰ دقیقه پر شده؟ با گنجاندن یک سری محرک حاشیه‌ای که تنها به ترشح مقداری آدرنالین بیشتر کمک می‌کند. از رندی فیلمنامه‌نویس این‌که هیچ کدام از این محرک‌ها اصل داستان را به چالش نمی‌کشد و پیچشی ایجاد نمی‌کند. صرفا زمان‌پرکن است؛ مثل این‌که خانم همسایه صدایی می‌شود و البته با توضیحات خانم وکیل، خیلی راحت و سریع قانع می‌شود و هیچ اتفاقی نیافتاده و از صرافت پیگیری بیشتر می‌افتد. 
 

فیلمنامه تقاطع نهایی؛ پر از حفره‌های منطقی

واقعیت این‌ است که مخاطب در پایان فیلم، با روبه‌رو شدن با غافلگیری کاملا غیرمحتمل، یک دور فیلم را با سرعت مرور می‌کند و به جای به قلاب انداختن کدها، بیشتر با حفره‌های منطقی و ضعف فیلمنامه روبه‌رو می‌شود. نقشۀ این فریب بزرگ، کی کشیده شد؟ شخصیت‌ها، مرد و معشوقه‌اش چطور این‌قدر دقیق با هم هماهنگ شدند؟ تله‌پاتی کردند؟! از کجا می‌دانستند همسر مرد در دفتر است؟ او خودش را پنهان کرده بود و از ابتدا قرارش با وکیل این بود که رخ نشان ندهد. ساختمان دوربین داشت و قتل مقابل این دوربین انجام شد اما هیچکس پای دوربین نیست تا ببیند. نارنین چطور یک‌تنه با آن جثۀ باریک، جسد مرد را از پله‌ها بالا کشید؟  تمام بار جذابیت فیلم بر شوک پایانی‌ست که بیشتر حس فریب و گرفتار آمدن در دام پنهان‌کاری فیلمنامه را به مخاطب می‌دهد. 
 

شخصیت‌پردازی‌های تقاطع نهایی؛ فاقد عمق

از یک وکیل سن‌دار، کاربلد و جاه‌طلب انتظار می‌رود وقتی با ادعای مرگ یک نفر آن‌هم وقتی خودش در قتل دست دارد، روبه‌رو می‌شود، حداقل چک کند که آیا او به همین راحتی، افتادن از پله، مرد؟ نه این‌که عقب بنشیند و نظاره‌گر باشد. شخصیت‌‌ها در تقاطع نهایی گویی تنها ابزاری‌ در جهت پیش‌برد ولو ساختگی فیلمنامه هستند و نه بیشتر. حتی طراحی لباس خانم وکیل هم بی‌تناسب بود. لباس‌هایی بی‌قواره که بیشتر به نقش خدمتکار می‌خورد. شوکت، خدمتکار دفتر، در ابتدا زنی با قدرت مرزگذاری موثر، در جایگاه خودش قدرتمند و زبر و زرنگ نمایانده می‌شود، تاجایی که وقتی مشتری ثروتمند دفتر از او می‌خواهد شارژرش را از ماشین بیاورد، خیلی راحت می‌گوید این وظیفۀ من نیست. اما وقتی به اجبار در میان ماجرای قتل قرار می‌گیرد، تبدیل می‌شود به عروسک خیمه‌شب‌بازی قاتلین، تا جایی که آن‌ها ایستاده‌اند و او جنازه را داخل فرشی پنهان می‌کند. همۀ این‌ها به علاوۀ ریتم کند و دیالوگ‌های ناپخته، اثر را تنزل می‌دهد.

تقاطع از ایدۀ اولیۀ  قوت‌داری بهره برده و چنانچه بر فیلمنامۀ قرصی استوار بود، می‌توانست درونمایۀ ارزشمندش و نقد جدی‌ای که بر نقش پول و مادیات بر شکل‌دهی به روابط انسانی داشت را بازنماید؛ اما حیف که این هدف چنان‌که که باید و شاید محقق نشده است.




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
تماشای یک اثر معمایی و جنایی وقتی لذت‌بخش است که از ابتدا داده‌ها و کدهای قابل‌قبولی به بیننده داده شود، او را در هزارتوی قصه بچرخانند و بگردانند، یک دو سرنخ نصف و نیمه، این‌جا و آن‌جای داستان بیرون زده باشد تا بعد از غافلگیری و کنار رفتن فضای مه‌آلود، مخاطب مشتاقانه برگردد و کورمال‌کورمال آن‌چه دیده است را مرور و باز مرور کند و ناگهان… آن لحظه «آها!» برسد و مخاطب با کشف نشانه‌ها و کدها، حس لذت هوشمند بودن خود را دریابد. این اتفاق در تقاطع نهایی نمی‌افتد. مخاطب دست‌بسته است.

تقاطع از ایدۀ اولیۀ قوت‌داری بهره برده و چنانچه بر فیلمنامۀ قرصی استوار بود، می‌توانست درونمایۀ ارزشمندش و نقد جدی‌ای که بر نقش پول و مادیات بر شکل‌دهی به روابط انسانی داشت را بازنماید؛ اما حیف که این هدف چنان‌که که باید و شاید محقق نشده است.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00