یکشنبه 19 بهمن 1404 / خواندن: 4 دقیقه
پرونده پرواز بر فراز آشیانه‌ی سیمرغ | صفحه صدو‌هشتادونهم

ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «گیس» ساخته «محسن جسور»

همۀ حرمت کار، دست کارگر است و لمس دست زمخت و دانستن ارزش عرقش، دست کارفرما و مدیر و بالادستی. اما در «گیس»، حرف تنها از مقام کارگر نیست. اینجا موضوعی ژرف‌تر و ضروری‌تر مطرح است: «حرفِ حق‌ و حقِ بحث و بحثِ نان»؛ این، همان موضوع جدیِ کم‌شنیده‌شده‌ای است که جرئت طرحش در سینمای ما و چه‌بسا در گسترۀ جامعۀ انسانی همواره با تردید و هراس همراه بوده است.

5
ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «گیس» ساخته «محسن جسور»

مجله میدان آزادی: در نهمین روز از اکران‌های چهل‌وچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر، به سراغ نقد و بررسی فیلم «گیس» ساختۀ «محسن جسور» محصول سال ۱۴۰۴ رفته‌ایم. در ادامه ریویوی این اثر از مجموعه‌نقدهای پروندۀ «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ» را به قلم «سید وحید نبوی‌زاده نمازی» بخوانید:
 

همۀ حرمت کار، دست کارگر است و لمس دست زمخت و دانستن ارزش عرقش، دست کارفرما و مدیر و بالادستی. اما در «گیس»، حرف تنها از مقام کارگر نیست. این‌جا موضوعی ژرف‌تر و ضروری‌تر مطرح است: «حرفِ حق‌ و حقِ بحث و بحثِ نان»؛ این، همان موضوع جدیِ کم‌شنیده‌شده‌ای است که جرئت طرحش در سینمای ما و چه‌بسا در گسترۀ جامعۀ انسانی همواره با تردید و هراس همراه بوده است. سراغ چنین «جدی»‌هایی رفتن، دل شیر می‌خواهد… نه صرفاً به‌خاطر سنگینی بار مفهوم، بلکه به این دلیل که در زیست‌بوم سینمای ایران، بسیاری از مباحث، چون در چارچوب معادلات بازگشت سرمایه نمی‌گنجند، به حاشیه رانده می‌شوند. سال‌هاست الگوریتم عشق‌ و پول‌ و زرق‌وبرق، چشم‌ها را کم‌رمق  کرده و اندیشه‌ها را کم‌سو. اما «گیس» در چنین فضایی، پرتوان رجز می‌خواند و بی‌پروا، دغدغۀ خود را پیش می‌کشد.

فیلم از همان ابتدا بازی را در زمینی متفاوت آغاز می‌کند. با ترکیبی از چهره‌هایی آشنا ممکن است ذهن بیننده، به شکل شرطی‌شده، در انتظار قصه‌ای عاشقانه یا درامی فردمحور بنشیند؛ انتظاری که تا اواخر فیلم نیز به عمد ناامید می‌شود. «گیس» وقت این حرف‌ها را ندارد و با آن‌که می‌داند پایبندی به اصل ماجرا ممکن است از جذابیت گیشه‌ای آن بکاهد، اما بنایش را بر حق‌طلبی و احقاق حرف‌های ناگفته گذاشته است. این خود، نخستین جسارت فیلم و فیلم‌ساز است.
 

دربارۀ کارگردان فیلم گیس

«محسن جسور»، کارگردانی که با «شکار حلزون» صدای متفاوتی را در سینمای مستقل ایران طنین‌انداز کرد، این‌بار دغدغۀ تولید، کار، کارگر و کارگری را نه به‌عنوان پس‌زمینه، بلکه به‌عنوان متن اصلی اثر برگزیده است. او از جذابیت چهره‌های ستاره‌اش، گُل اعتراض می‌چیند و به سازوکارهای رایج بسیاری از فیلم‌های هم‌سطحش وقعی نمی‌نهد. صحنۀ پتروشیمی بندر ماهشهر که همچون سفره‌ای حیاتی برای کارگران و کارمندان بومی است به‌سان نمادی از یک زیست‌بوم صنعتی‌-انسانی، دچار حریق می‌شود؛ اما این آتش، تنها سازه‌ها را نمی‌سوزاند، بلکه پرده از نیت‌های سوء و سودهای کلانی برمی‌دارد که در پسِ دود و آتش پنهان شده‌اند. تراژدی واقعی اما جایی است که بهای این آتش‌سوزی و فساد پنهان را کسانی می‌پردازند که در همان پتروشیمی، از همه دلسوزتر و یک‌رنگ‌ترند. در دور باطل اقتصادهای وابسته به نفت و روابط ناسالم مدیریتی، این درد همیشگی وجود دارد: آن که بیشتر می‌سوزد، هم نانش خاکستر می‌شود و هم نامش.

با این همه، «گیس» خالی از اشکال نیست. برخی خطوط فرعی فیلم مانند رابطۀ سروش («حامد بهداد») با دیگران یا برخی کنش‌های فرعی خواهر سمیر («بهنوش طباطبایی») آن‌طور که باید پخته نشده و در هوا معلق می‌مانند. شخصیت سروش، با وجود این‌که نزدیک‌ترین نقش به ساختار درونی حامد بهداد در یک دهۀ اخیر است، تا میانه‌های فیلم از نوعی ابهام روان‌شناختی-سیاسی رنج می‌برد؛ گویی فیلم‌ساز در کشمکش بین فردیت او و جمعیتی که نمایندگی‌اش می‌کند، دچار تردید شده.

همچنین، جایگاه گفتمانی سمیر («سپهر گندمی») و همسرش («الهه حصاری») که گاه در مرز مهندس و کارگر و معترض در حرکت‌اند چندان شفاف نیست. گویی آن‌ها بیشتر حاملان پیام‌های ایدئولوژیک فیلم‌اند تا شخصیت‌هایی خودبنیاد با انگیزه‌های روشن زیستی. این کاستی‌ها، در نهایت، به زبان روایی محسن جسور بازمی‌گردد. «گیس» به عنوان دومین ساختۀ او، به‌ظاهر هم سریع‌تر ساخته شده و هم ضرب‌آهنگی پرتحرک‌تر دارد و مخاطب کم‌حوصله‌تر را بیشتر همراه می‌کند، اما به گمانم فیلم‌ساز می‌توانست حرفش را شمرده‌تر، و با بسترگذاری عمیق‌تر شخصیت‌ها، بزند. نگرانی از کُندی یا فاصله‌گیری از فیلم اول، گاه به چشم می‌آید؛ حال آن‌که جسور، در ضرب‌آهنگ تأملی و صبورانۀ «شکار حلزون» هماهنگی بیشتری با ذات روایت‌گری‌اش داشت.

با این وجود، نباید از یاد برد که «گیس» از بسیاری جهات، چه در انتخاب سوژه، چه در صحنه‌پردازی محیط صنعتی و چه در تقابل جمعی با ساختارهای نهادینه‌شده، جهشی واضح در فیلم‌سازی مستقل محسن جسور است. او حرمت موضوعش را پاس داشته و توانسته است، حداقل در بخش‌هایی درخشان، از امکانات زبان سینما برای بیان یک دغدغۀ اجتماعیِ اصیل بهره بجوید. تلاش برای افشای حقایق در فضایی سراسر بی‌اعتمادی، از جمله بخش‌هایی است که «گیس» را به اثری بحث‌برانگیز و پُرحرمت بدل می‌کند.

امید که کارگردان گیس، همچنان جسور بماند... جسور در انتخاب سوژه، در پایبندی به دغدغه‌های والای انسانی، و در ادامۀ راهی که سینمای ایران سخت به آن نیاز دارد: سینمایی که نه فقط چشم، که گوش به زمزمه‌های طبقات فرودست داشته باشد؛ سینمایی که «حق عرق» را به رسمیت بشناسد و بر پرده، فریاد خاموش بسیاری را طنین‌انداز کند.




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
با این وجود، نباید از یاد برد که «گیس» از بسیاری جهات، چه در انتخاب سوژه، چه در صحنه‌پردازی محیط صنعتی و چه در تقابل جمعی با ساختارهای نهادینه‌شده، جهشی واضح در فیلم‌سازی مستقل محسن جسور است. او حرمت موضوعش را پاس داشته و توانسته است، حداقل در بخش‌هایی درخشان، از امکانات زبان سینما برای بیان یک دغدغۀ اجتماعیِ اصیل بهره بجوید. تلاش برای افشای حقایق در فضایی سراسر بی‌اعتمادی، از جمله بخش‌هایی است که «گیس» را به اثری بحث‌برانگیز و پُرحرمت بدل می‌کند.

فیلم از همان ابتدا بازی را در زمینی متفاوت آغاز می‌کند. با ترکیبی از چهره‌هایی آشنا ممکن است ذهن بیننده، به شکل شرطی‌شده، در انتظار قصه‌ای عاشقانه یا درامی فردمحور بنشیند؛ انتظاری که تا اواخر فیلم نیز به عمد ناامید می‌شود. «گیس» وقت این حرف‌ها را ندارد و با آن‌که می‌داند پایبندی به اصل ماجرا ممکن است از جذابیت گیشه‌ای آن بکاهد، اما بنایش را بر حق‌طلبی و احقاق حرف‌های ناگفته گذاشته است. این خود، نخستین جسارت فیلم و فیلم‌ساز است.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00