مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «دُزو» به کارگردانی «صادق بقائی» در چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفتهایم. ریویوی آن را به قلم امیر یغمایی بخوانید:
«دُزو» فیلمی از «صادق بقائی» است که نخستین تجربه حرفهای خود را در مقام نویسندگی و کارگردانی رقم میزند. تهیهکنندگی کار هم با «امیرحسین مرزبان» است. مرزبان در همین دوره از جشنواره با فیلم «آناتومی یک شب» به عنوان نویسنده و کارگردان نیز حضور دارد.

پوستر فیلم کوتاه «دُزو»، ساختۀ «صادق بقائی»
دزو فیلمی با تکیه بر تعلیق است که فرایند کشف را به تجربهای مشترک میان شخصیت و مخاطب تبدیل میکند و میتوان گفت طراحی موفقی نیز در این فضا داشته و دغدغه شخصیت اصلی تبدیل به دغدغه و سوالی مهم برای ما نیز میشود. دختری که مستقلانه و البته جسورانه به جای پدر بیمار خود برای حفظ گله گوسفند به چوپانی میپردازد و حال که با چالشی مواجه شده، راههای مختلفی را برای حل آن به کار میگیرد و در واقع کنشهای شخصیت در مواجهه با بحران، مسیر پیشروی روایت و توزیع تدریجی اطلاعات را شکل میدهند.
بقائی در این فیلم سعی کرده تا روایتی دراماتیک داشته باشد از اعتمادی که شاید نیاز است گاهی در آن شک کرد و باور داشت که منشا مشکلات میتواند از عزیزترین دارایی فرد باشد. فیلم، اعتماد را بهمثابه امری شکننده به آزمون میگذارد و امکان تعارض میان پیوند عاطفی و واقعیت را مطرح میکند. روایتی که میتواند حس کنجکاوی مخاطب را برانگیزد و پایانی غافلگیرکننده برای او رقم بزند.
با اینحال فیلمنامه، با وجود برخورداری از ظرفیت تعلیق، از میانه روایت تا حدی با خطر پیشبینیپذیری پایانبندی مواجه میشود؛ مسئلهای که میتواند از شدت غافلگیری نهایی بکاهد، هرچند لزوماً به معنای از دست رفتن کشش روایی نیست و در مجموع میتوان گفت توانسته است تا انتها ما را با خود همراه کند. درواقع فیلم تا حدی در حفظ کشش دراماتیک خود با محدودیتهایی مواجه است و به نظر میرسد موقعیت مرکزی داستان، با وجود ظرفیت اولیه برای گسترش تنش، از پیچیدگی و تصاعد کافی برخوردار نیست و همین مسئله باعث میشود روند پیشروی روایت در بخشهایی از فیلم از شدت و پویایی لازم فاصله بگیرد. شاید طراحی موانع جدیتر و چالشهایی که شخصیت را وادار به انتخابهای دشوارتر کنند، میتوانست علاوه بر تقویت تعارض دراماتیک، بر شدت تعلیق و درگیری مخاطب با مسیر او نیز بیفزاید. از این منظر، مسئله فیلم نه لزوماً در چگونگی طرح معما، بلکه در ظرفیت آن برای گسترش موقعیت دراماتیک و حفظ تنش در طول مسیر روایت قرار دارد.
یکی از بارزترین نقاط قوت فیلم، حضور باورپذیر «مدیحه حسینی» در نقش دختر است. بازی او تکیهگاه روایی اثر است؛ حسینی بهخوبی توانسته است تلفیقی از سرسختی عشایری، مسئولیتپذیری زودرس و البته آسیبپذیری عاطفی یک دختر تنها را در ژستها، نگاهها و کنشهای بدنیاش تجسم بخشد. او شخصیت را از تیپهای کلیشهای زیست عشایری فراتر میبرد و پیوند ارگانیکی میان انگیزهٔ بقا و اضطراب درونی زنانه خلق میکند که به باورپذیری کامل این جهان میانجامد.
بقائی در جایگاه کارگردان با توجه به تجربه حرفهای اول خود، تسلط تحسینبرانگیزی بر هماهنگیِ «جغرافیا» با «اتمسفر روایی» نشان میدهد: قاببندیها و طراحی میزانسن در راستای جهان روایی فیلم قرار میگیرند و به شکلگیری فضایی که با موقعیت شخصیت و بستر جغرافیایی داستان همخوان است، کمک میکنند. در این میان، دوربین نیز با همراهی با مسیر کنش و تجربه شخصیت، مخاطب را در فرایند مواجهه با موقعیت دراماتیک قرار میدهد و به حفظ پیوستگی میان روایت و تجربه تماشاگر کمک میکند.
«دزو» اثری است که آزمون سختی را انتخاب کرده است: نشان دادن این حقیقت تلخ که گاه ویرانگرترین تهدیدها و سرچشمهٔ رنجها، نه در هیبت دشمنان بیگانه، بلکه در آغوش معصومترین و عزیزترین دلبستگیهای ما لانه دارند. فیلم اگرچه در گسترش خردهپیرنگها و حفظ تصاعدیِ اوج تعلیق تا نقطهٔ پایان میتوانست پیچیدهتر و رادیکالتر عمل کند، اما با اتکا به تمپوی بصری درست، بازی درخشان بازیگر نقش اول و تسلط بر لحن بومی، تجربهای منسجم و قابل اعتنا رقم میزند و تماشاگر را با حسی از رضایت و تأمل از سالن بدرقه میکند.
فیلم کوتاه «دُزو» در «بخش مسابقه سینمای ایران؛ آثار داستانی» نمایش داده میشود.