مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «پاپابندری» به کارگردانی «بهمن رضایی» در چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفتهایم. ریویوی آن را به قلم زهرا ایزدینیا بخوانید:
مرثیهای بر آستانه واقعیت و خیال
«بهمن رضایی» که پیش از این تجربۀ کارگردانیِ فیلم کوتاه «به جا مانده» را دارد و همچنین تهیۀ فیلم کوتاه «خودکشی به سبک نیچه» را در کنار پیام کردستانی به عهده داشته است، نخستین حضور خود را در چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران به عنوان کارگردان تجربه میکند. این فیلم در بخش «وطن به روایت من» نمایش داده میشود.
فیلم کوتاه «پاپابندری» اثریست که در بستری از داغی جانکاه و اندوهی فرساینده شکل میگیرد. فیلم، روایتگر مرثیهای است بر امتناع پدربزرگی از پذیرش اتفاقی که برای نوه دوستداشتنیاش افتاده است. رضایی با فرمی ساده ولی با تکیه بر عاطفه و احساس، مخاطب را به درون جهانِ خیالانگیز پدربزرگی قصهگو و نوهاش پرتاب میکند.

پوستر فیلم کوتاه «پاپابندری، ساختۀ «بهمن رضایی»
بزرگترین نقطه قوت «پاپابندری» در گام نخست، نه در پیرنگ پیچیده، بلکه در «زاویه دید و شیوه روایت» آن نهفته است. کارگردان آگاهانه تلاش میکند تا از دریچه نگاه پدربزرگ، جهان پیرامون را بازآفرینی کند؛ زاویه دیدی که به واسطه آن، شخصیت و باورپذیریاش برای مخاطب ملموس میشود. انتخاب هوشمندانهی نمای پایانی و پلانی که بهت غریبی را در جان مخاطب رسوب میدهد، در راستای تثبیت همین نگاه شکل گرفته است.
یکی از انتخابهای فرمی قابلتوجه کارگردان، تلفیق انیمیشن با فضایی رئال و واقعگرایانه است. این تمهید بصری، فراتر از یک جلوه تزئینی، به بازنمایی جهانِ معصوم، پاک و خیالپردازانه کودک یاری رسانده و پل ارتباطی میان ذهن پدربزرگ و دنیای ازدسترفته نوه برقرار میکند. در این میان، حضور گرم و بازی حسی «رضا فیاضی» در نقش پدربزرگ جنوبی، رنگوبویی اصیل به اثر بخشیده است؛ بازیگری که استیصال و ناتوانی «پاپابندری» در هضم و پذیرش فاجعه را با لطافت و بیان مناسبی به تصویر کشیده است.
رضایی در «پاپابندری» سعی در اثبات این نکته دارد که سادگی و عدم پیچیدگی داستان، لزوماً ضعف فیلمنامه نیست، بلکه میتواند به خلق جهانی منحصربهفرد منجر شود، اما در پیادهسازی کامل این الگو دچار لغزشهایی نیز میشود.
ساختار فیلمنامه بر پایه «قصهگویی پدربزرگ» استوار است، اما در سطح «کشش دراماتیک» دچار افت و خیز میشود. ریتم اثر در فاصلۀ تعریف قصه برای نوهاش – که به صورت انیمیشنی روایت میشود - توانایی همراهسازی مستمر مخاطب را از دست میدهد. به عبارت دیگر قصهای که پدربزرگ برای نوهاش روایت میکند، آن چنان جذاب و دراماتیک نیست که مخاطب را درگیر کند.
در ارزیابی کلی، «پاپابندری» را باید تجربهای قابل دفاع در کارنامه بهمن رضایی دانست. فیلمساز موفق شده است شمایلی از زندگی کاراکتری برخاسته از خاک و جنوب را با درامی درونی و گرهخورده با سوگ، به تصویر بکشد و عواطف مخاطب را به چالش بکشد. این فیلم، بیش از آنکه روایتی از یک رویداد تلخ باشد، تصویر کردنِ مرثیهای ماندگار از مقاومت ذهن در برابر پذیرش تلخیِ محتومِ روزگار است. تلخیای که جنگ نظامی نابرابر رقم زده است.