مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «یک رویای سیاه و سفید» به کارگردانی «محسن کُرانیان» در چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفتهایم. ریویوی آن را به قلم امیر یغمایی بخوانید:
فیلم کوتاه یک رویای سیاه و سفید
تلاش برای فاصله گرفتن از بستر امر واقع و خلق جهان خودبسنده، چالش وسوسه کننده و خطرناکی است که مانند حرکت در مه میتواند به مقصدی متفاوت از هدف خالق اثر برسد. «محسن کُرانیان» در فیلم «یک رویای سیاه و سفید» به مصاف چنین چالشی رفته و گرچه کاملاً موفق نبوده اما شکست هم نخورده و تا حد زیادی به مقصود خود رسیده است.

پوستر فیلم کوتاه «یک رویای سیاه و سفید»، ساختۀ «محسن کرانیان»
علیرغم آنکه در سطح نخست مواجهه، بیش از هر چیز فیلمبرداری اثر جلبتوجه کند و احتمالاً دلیلش پیشینه حرفهای فیلمساز است اما آنچه یک رویای سیاه و سفید را قابلتوجه میسازد، انتخاب ساختار قصههای پریان به جای استفاده از شیوههای رایج خلق درام در فیلم کوتاه است. بیزمانی، جغرافیای غریب، ساحره، شیء جادویی، شکست منطق و دگردیسی، عناصر آشنا در قصههای پریان است که همگی آنها به قاعده در فیلم حضور دارند و در تناسب با یکدیگر جهان داستان را میسازند. تکنیکهای روایت مانند کیفیت موهوم حادثه محرک، جابهجایی جغرافیا و تکرار شخصیت نیز برآمده از همین جهان، فیلم را بینیاز از تفسیر و رمزگشایی، اثری خودبسنده کرده است که منظر متفاوت و نسبتاً نادری را پیش روی مخاطب میگذارد. علاوه بر اینها؛ باید به فیلمساز بابت هوشمندیاش در اجتناب از ارجاع و نشانهگذاری برای اشاره به این همانی با دنیای بیرون فیلم تبریک گفت، انتخابی که مانع از تبدیل اثر به استعارهای شعارزده شده تا بتوان با کشف نشانهها، فیلم را به ساحت بیانیه تقلیل داد. در کنار اینها، کملطفی است اگر به بازی درخشان پسربچه اشاره نکرد، موفقیت او در تقلید بازیگوشانه نقش توله سگ تا یکسوم پایانی فیلم عجیب و درعینحال دلربا است اما وقتی ضربه پایانی فرود میآید، تازه کشف میکنیم آنچه تا انتها برای پسربچه بازی به نظر میرسید، احتمالاً تلاش مادر برای عادت دادن فرزندانش به سرنوشت هولناک بود و اینجاست که کیفیت بازی معصومانه پسربچه، اثری تراژیک به جای میگذارد.
با همه این تفاسیر، نباید از این نکته غافل شد که فیلم به واسطه ضعف در ساخت شبکه روابط، گسترش ناکافی موقعیت و خلق منطق درونی، نتوانسته ظرفیت ایده خود را تماماً به اجرا بگذارد به همین سبب احتمالاً برای مخاطب باریکبین، اثری ناقص جلوه میکند. از سوی دیگر، استفاده از جلوه سیاه و سفید تصویر نیز کارکرد خاصی چه در ساخت اتمسفر چه در روایت نیافته و مشخص نمیشود منطق حذف رنگ چیست؟ درحالیکه اتفاقاً استفاده از رنگ میتوانست تضاد موقعیت را افزایش داده و با توجه به سادگی میزانسن، مانع از خستگی تماشاگر شود.
به هر روی، فیلم یک رویای سیاه و سفید جزو آثار متفاوت جشنواره امسال است و تماشای آن در بخش مسابقه سینمای ایران؛ آثار داستانی، میتواند برای مخاطب حرفهای فیلم کوتاه، تجربهای ارزشمند و تأمل برانگیز باشد.