مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «هایکپی» به کارگردانی و نویسندگی «محمد رحمتی» در چهلودومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفتهایم. ریویوی آن را به قلم فرناز محمدی بخوانید:
در یک زمانِ بیزمان، دنیایی وجود دارد که در آن میتوانید رباتی شبیه خود بخرید و بدون آنکه به کسی بگویید هنگام نیاز، ربات را بهجای خود بگذارید. قسمت جالب ماجرا آنجاست که ربات، آنقدر شبیه شماست و دقیقاً خصوصیتهای اخلاقی شما را دارد که هیچ کس متوجه نمیشود آن ربات، شما نیستید. البته اگر آنقدر به شما نزدیک نشوند که صدای موتور قلبتان را بشنوند! «هایکپی» فیلمی در رابطه با همین دنیاست.

فیلم کوتاه «هایکپی»، ساختۀ «محمد رحمتی»
خلاصه فیلم
[خطر لو رفتن داستان فیلم]
فیلم با صحنهای خارجی از یک مهمانی شبانه شروع میشود. زهره و ساغر از خانه بیرون میآیند تا سوار ماشین شوند. زهره پشت صندوقعقب ماشین خود، لباسها و کفشش را عوض میکند، در ماشین آرایشش را پاک میکند و گله میکند که ساغر او را مجبور کرده آرایش کند و میگوید اهل این چیزها نیست.
ساغر در یک دیالوگ با گفتن جملۀ «اهل این چیزها هستی، آرایش نمیکنی که شوهرت نگران نشه» همزمان شخصیت زهره و شوهرش امیر را به مخاطب معرفی میکند.
با رسیدن به خانهی ساغر و دیدن نیما (همسر ساغر) و زنی که درست عین ساغر است، ماجرا آغاز میشود. ساغر، رباتی کاملاً مشابه خود خریده تا بتواند از محدودیتهایی که همسرش برای او ایجاد کرده فرار کند و به زهره میگوید تنها راه شناسایی ربات بودن آن، گوش دادن به صدای موتور قلب ربات است. و برای اثبات اینکه چقدر مشابه خودش است از ربات میخواهد برای زهره شعر بخواند!
زهره هم مشکل مشابهی دارد و از محدودیتهای شوهرش خسته شده، پس ساغر به خرید ربات دعوتش میکند.
شخصیت زهره مانند پرندهای است که در یک قفس زندگی میکند اما هیچ وقت از قفسی که در آن زندگی میکند گلایهای ندارد. سرش به کار خودش است، از قانونی تخطی نمیکند و فکر میکند زندگی همین است. به تعبیری، ماهی است در یک لیوان آب، نفس میکشد اما زندگی نمیکند! اما ساغر پرندهای است که میداند جهان، بزرگتر از این قفس است و با علم به این موضوع که ازدواجش اشتباه بوده و نمیتواند چیزی را تغییر دهد، سعی میکند برای زندگی کردن تلاش کند، حتی اگر این کار به قیمت جا زدن یک ربات به جای خودش تمام شود.
ساغر، زهره را به خرید ربات ترغیب میکند اما زهره هنوز نمیخواهد باور کند که در یک قفس زندگی میکند. ساغر تیر خلاص را به او میزند و یادآوری میکند که زهره در سن بالا وارد دانشگاه شده.
ساغر میرود و حالا زهره گوشهی قاب، در نوری کمجان تنهاست. چند نما از تنهایی زهره و نورهای آبی و بنفش، موسیقی و سکوت زهره، حس همذاتپنداری را در مخاطب بیدار میکند.

سکانسی از فیلم کوتاه «هایکپی»
اینجا همان جایی است که فیلمساز مخاطب را رها کرده تا خودش تصمیم بگیرد اگر جای زهره بود و چنین زندگیای داشت، یک ربات میخرید یا نه؟
زهره به خانه میرسد، کفشهایش را درمیآورد و چسب روی انگشت کوچک پایش را فشار میدهد. اخمهایش را از درد درهم میکشد، به اتاق دخترش سری میزند و سپس وارد اتاق مشترکش با امیر میشود. امیر روی تخت خوابیده است.
مضمون فیلم دیگر آشکار شده؛ زهره و آدمهایی شبیه به زهره در زندگی درد میکشند اما نه حرفی میزنند، نه حتی میدانند که درد میکشند. زهره اما تصمیمش را برای خرید ربات گرفته. این را آنجایی میفهمیم که سراغ طلاهایش میرود و آنها را وزن میکند، اما پول کم دارد، به ساغر پیام میدهد و درخواست پول میکند.
صدای ریسمانی که زهره را به زندگی گره میزند بلند میشود و دخترش از او تقاضای آب میکند. زهره به دخترش آب میدهد و از او میخواهد او را ببوسد و او را در آغوش میگیرد.
در نمای بعدی، زهره با حولهی حمام روی صندلی میز آرایش نشسته که پیامی از ساغر میآید و زهره برایش مینویسد که پشیمان شده و دیگر به پول احتیاجی ندارد. او که حالا زندگیاش را همانطور که هست پذیرفته و نمیخواهد تغییرش دهد، روی تخت، کنار امیر دراز میکشد. نفس راحتی میکشد و به سقف نگاه میکند.
شاید فکر کنید فیلم تمام شده اما فیلمساز قصد دارد غافلگیرمان کند؛ سکوت خانه و طنین نفسهای زهره با صدای موتور قلب امیر میشکند!
نقد فیلم
«هایکپی»، ریتم نسبتاً آرامی دارد، سکوتها و کمدیالوگ بودنش متناسب با ژانر آن است و تلاش میکند مضمون اجتماعیاش را با پرداختی نو به مخاطب نشان دهد؛ استفاده از نور بنفش و آبی، فضای وهمآلود و دلهرهآوری را ایجاد کرده که کاملاً با ژانر علمیتخیلی فیلم مطابقت دارد و در منطق جهان فیلم، درست درآمده است و همهی اینها در خدمت فیلمنامه است.
فیلمبرداری و نورپردازی «هایکپی» یکی از نقاط قوت اصلی اثر است. نماهای طولانی و سکوتهای هدفمند، حس محدودیت و تنهایی شخصیتها را منتقل میکنند. ریتم آرام و کمدیالوگی فیلم با ژانر علمی-تخیلی و مضمون اجتماعی اثر هماهنگ است و تجربهای تأملبرانگیز ایجاد میکند.
انتخاب ژانر علمیتخیلی برای پرداختن به موضوعی اجتماعی نظیر فیلم «هایکپی» انتخابی سخت و راه رفتن روی لبهی تیغ است، چراکه نمونههای مشابه موفق این ژانر، خطر مقایسه شدن فیلم را در پی دارد. ضمن اینکه غیرقابل باور بودن آن تهدیدی برای فیلمساز است. البته میتوان گفت فیلمساز از پس این تهدید برآمده، هرچند میتوانست در نمایش دادن روابط زن و شوهری و مشکلات زندگی مشترک بهتر عمل کند.
این فیلم اقتباسی از کتاب «شرکت سهامی آدمهای مصنوعی» نوشتهی «ری برادبری» است که به گفتهی فیلمساز ایرانیزه شده است.

کاراکتر «زهره» با بازی «الهام کردا»؛ در فیلم کوتاه «هایکپی»
بازی «الهام کردا»، شخصیت زهره را برای مخاطب سمپاتیک کرده اما در مقابل، بازی «ریحانه دارابی» در نقش ساغر بهاندازهی کافی طبیعی و قابل باور نیست. شخصیت ساغر مصنوعی و سرد از آب درآمده، طوری که انگار تفاوتی بین ساغر و نسخهی رباتیاش وجود ندارد.
«محمد رحمتی» که پیشتر با فیلمهای «بیریختی» و «خون سردی» شناخته شده بود، با ساخت «هایکپی» جهان تازهای را در فیلمسازی خود به نمایش گذاشته است. او با عبور از فضای اجتماعی و درام روزمره و ورود به ژانر علمیتخیلی و فانتزی، انتخابی جسورانه کرده و نشان داده است که توانایی تلفیق مضمون اجتماعی با سبک بصری و ژانرهای متفاوت را دارد.