پنجشنبه 26 شهریور 1405 / خواندن: 9 دقیقه
گزارشی از نشست چهارشنبه‌ اقتباسی هفتۀ گذشته

گزارش: فیلم «مردی به نام اوه» از تنهایی شخصی تا مهرورزی عمومی | معنای زندگی با مضمون عشق و مرگ

هفتمین نشست «نقد و تماشا» با نمایش و بررسی فیلم «مردی به نام اوه» و با حضور هادی مقدم‌دوست و اجرای ناعمه اصفهانیان، فرصتی بود برای بررسی این فیلم به‌عنوان اثری اقتباسی. در این نشست، فیلم «مردی به نام اوه» از منظر اقتباس ادبی، ساختار روایی، شخصیت‌پردازی، لحن کمدی و تراژیک، فضاسازی و همچنین مضمون مرگ، عشق، تنهایی و بازگشت انسان به زندگی مورد بررسی قرار گرفت.

5
گزارش: فیلم «مردی به نام اوه» از تنهایی شخصی تا مهرورزی عمومی | معنای زندگی با مضمون عشق و مرگ

مجله میدان آزادی: فصل جدید رویداد «نقد و تماشا» از پایان مردادماه هر چهارشنبه به همت «مجله میدان آزادی» با اکران و نقد برترین فیلم‌های اقتباسی ایران و جهان به صورت هفتگی در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران برگزار می‌شود. در هفتمین نشست از نشست‌های هفتگی «نقد و تماشا»، با عنوان چهارشنبه‌های اقتباسی، چهارشنبه بیست‌وپنجم شهریور فیلم سینمایی «مردی به نام اوه» اکران شد. مشروح گزارش هفتمین اکران از دور جدید رویداد «نقد و تماشا» را در ادامه و به قلم «حنانه شکیبا» بخوانید:

به گزارش مجله میدان آزادی، نشست نقد و بررسی فیلم «مردی به نام اوه» به کارگردانی «هانس هولم»، محصول سینمای سوئد، چهارشنبه 25 شهریور در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران برگزار شد.
 
این نشست در ادامۀ برنامه‌های سینمای اقتباسی به همت مجله میدان آزادی است که هر چهارشنبه با اکران یک فیلم سینمایی اقتباسی از جهان ادبیات، در باغ کتاب تهران برگزار می‌شود.

در این نشست هادی مقدم‌دوست، فیلم‌نامه‌نویس، کارگردان و منتقد سینما و ناعمه اصفهانیان، مجری-کارشناس دربارۀ فیلم «مردی به نام اوه» گفت‌وگو کردند. مخاطبان نیز پس از تماشای فیلم، در فضایی گفت‌وگومحور به بررسی ویژگی‌های این اثر و جایگاه آن در سینمای اقتباسی پرداختند.


دربارۀ فیلم مردی به نام اوه

فیلم سینمایی «مردی به نام اوه» اقتباسی است از رمان پرفروش «مردی به نام اوه» نوشتۀ فردریک بکمن، نویسنده و وبلاگ‌نویس سوئدی که در سال 2012 به سوئدی و در سال 2013 به انگلیسی ترجمه شد و به سرعت در فهرست پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز قرار گرفت.

«هانس هولم» در سال 2015، فیلم «مردی به نام اوه» را با بازی «رولف لاسگارد»، «بهار پارس»، «فیلیپ برگ»، «ایدا انگول» و «یوهان ویدربرگ» روانۀ پردۀ سینما کرد.

این فیلم دربارۀ پیرمردی عبوس، بداخلاق و منزوی به نام اوه است که بازرس محله محسوب می‌شود و رفت‌وآمد همۀ همسایه‌ها را زیر نظر دارد. با آمدن یک همسایۀ جدید که از قضا ایرانی است، همه چیز در زندگی اوه، رنگ‌وبوی دیگری می‌گیرد.

فیلم سینمایی «مردی به نام اوه» موفق شد نامزد دریافت 45 جایزه در جشنواره‌های مختلف سینمایی شود که در این بین، 16 جایزه را از آن خود کرده است. این فیلم سینمایی به‌عنوان نمایندۀ سینمای سوئد در هشتاد و نهمین دوره جوایز اسکار، به‌عنوان بهترین فیلم خارجی‌زبان انتخاب شد. نسخۀ آمریکایی این فیلم با نام «مردی به نام اتو» با بازی تام هنکس در سال ۲۰۲۲ منتشر شد.


اقتباس وفادار با تغییر قالب

در ابتدای این نشست هادی مقدم‌دوست مجددا به حُسن برگزاری چنین نشست‌هایی اشاره و از برگزارکنندگان این رویداد تشکر کرد. او بحث خود را با نظرسنجی از شرکت‌کنندگان و با یک سوال آغاز کرد: نسبت فیلم «مردی به نام اوه» با رمان چگونه است؟ و در دسته‌بندی‌های اقتباس یا انواع اقتباس، این فیلم را چه اقتباسی می‌دانید؟

سپس در توضیح ساختار رمان، به پیشینۀ فردریک بکمن در وبلاگ‌نویسی اشاره کرد و گفت این سابقه را می‌توان در فرم و نحوۀ فصل‌بندی کتاب نیز مشاهده کرد.
به گفتۀ او، رمان نزدیک به ۴۰ فصل دارد و فصل‌های آن عنوان‌گذاری شده‌اند؛ ساختاری که یادآور شیوۀ انتشار پست‌های وبلاگی است. هر نوشته در فضای وبلاگ معمولاً عنوانی مستقل دارد و در اندازه‌ای مشخص منتشر می‌شود. از نگاه مقدم‌دوست، این ویژگی در رمان بکمن نیز تا حدی ادامه پیدا کرده و باعث شده کتاب از نظر فرم روایی، حال‌وهوایی متفاوت پیدا کند.

مقدم دوست گفت:

به دلیل وبلاگ‌نویس بودن نویسنده، کتاب یک زبان روایی به‌خصوص دارد. کیفیت این اقتباس کیفیت تبدیل قالب است. یعنی از یک قالب وارد قالب دیگری می‌شود مثل فیلمنامه نوشتن از یک داستان منظوم که حرکت از یک قالب به قالب دیگر در آن مشخص می‌شود. 

سپس مقدم دوست فیلم اقتباسی مردی به نام اوه را در گروه اقتباس‌های وفادارانه قرار داد و دلایل خود را چنین شرح داد:

عناصر اصلی، خط کلی روایت کتاب و مواد داستانی کاملاً حفظ شده است اما تغییر قالب روایت الزاماتی دارد که مانع از اقتباس نعل‌به‌نعل از کتاب می‌شود.

نویسندۀ سریال محبوب وضعیت سفید گفت:

در کشوری مثل آمریکا، نویسنده‌ها با احتمال این‌که کتابشان منبع اقتباسی یک فیلم خواهد بود، به این موارد دقت می‌کنند که تغییر قالب اتفاق درگیرکننده‌ای هنگام نوشتن فیلمنامه نباشد و یک متن نزدیک به فیلمنامه نوشته شود اما کتاب «مردی به نام اوه» متن تزدیک به فیلمنامه شدن نداشت.

در این بخش از نشست ناعمه اصفهانیان از موضوع اقتباس عبور کرد و وارد فضای روایی فیلم شد و این سوال را مطرح کرد: با توجه به فضاسازی منضبط و خیلی خشک در ابتدای فیلم چه نسبتی با شخصیت اوه دارد و کارگردان می‌خواهد چه چیزی در ذهن مخاطب ایجاد کند؟

 مقدم دوست در پاسخ به این سوال گفت:

یکی از عناصری که فیلم را به داستان نزدیک و از قراردادهای وبلاگ‌نویسی دور کرده عنصری است که می‌توان «روند» نامید یعنی از کجا تا کجا؛ اوه مسیری را طی می‌کند و از ارتباط فردی خودش با خودش و خودش با مزار همسرش به یک ارتباط گستردۀ جمعی در یک محله می‌رسد. به تبع این تغییر حال‌وهوای فیلم هم تغییر می‌کند.


طنازی محزون در «مردی به نام اوه»

در ادامه اصفهانیان سوالی دربارۀ ژانر فیلم مطرح کرد. او پرسید: با توجه به اینکه فیلم را در دستۀ کمدی خانوادگی قرار داده‌اند اما ظاهرا فیلم بین کمدی و تراژدی در حال حرکت است. با توجه به اینکه فیلم در مورد مرگ، تنهایی و انسانی است که میل به خودکشی دارد اما لحظاتی دارد که مخاطب را می‌خنداند. این تعادل بین کمدی و تراژدی چگونه برقرار شده است؟ 

نویسندۀ فیلم سینمایی «بی‌پولی» ضمن اشاره به اینکه  فیلم را نمی‌توان در معنای معمول، یک کمدی «سراسر خنده» دانست گفت:

کمدی فیلم، کمدی درام است و مایه‌های طنز دارد. طنز فیلم از جنس کمدی‌ای است که در کنار اندوه قرار می‌گیرد و از مجاورت احساس‌های متضاد، موقعیتی قابل تحمل و درعین‌حال تأمل‌برانگیز برای مخاطب می‌سازد. طنز فیلم صرفاً برای خنداندن مخاطب ایجاد نشده است. ما با نوعی طنز محزون روبه‌رو هستیم؛ طنزی که از قرار گرفتن موقعیت‌های مضحک در کنار موقعیت‌های دردناک شکل می‌گیرد.

او برای توضیح این ویژگی به تلاش‌های شخصیت اصلی برای خودکشی اشاره کرد و گفت:

اوه حتی در تصمیم خود برای پایان دادن به زندگی نیز وسواس و نظم خاص خودش را حفظ می‌کند؛ کت‌وشلوار می‌پوشد، صورتش را اصلاح می‌کند، دندان‌هایش را بررسی می‌کند و حتی دربارۀ کیفیت طناب مورد استفاده حساس است. همین جزئیات، موقعیتی می‌سازند که در عین تلخ بودن، وجهی کمیک نیز دارد. مخاطب با مردی روبه‌روست که قصد دارد بمیرد، اما حتی مرگ او نیز باید مطابق نظم و معیارهای شخصی خودش اتفاق بیفتد.


در پی معنای زندگی

مقدم‌دوست در ادامه با بررسی صحنه‌های مختلف فیلم در رابطه با ارتباط‌گیری اوه با اطرافیانش، این روند را حرکت از عشق اختصاصی به مهرورزی عمومی‌تر توصیف کرد و گفت:

اوه در گذشته معنای زندگی را در رابطۀ عاشقانه خود با سونیا پیدا کرده بود. پس از مرگ سونیا، این معنا از دست می‌رود. اما در ادامۀ داستان، حضور انسان‌های دیگر کمک می‌کند تا آن معنا به شکلی تازه بازگردد. او دیگر تنها برای یک نفر زندگی نمی‌کند؛ بلکه ارتباطش با مجموعه‌ای از آدم‌ها و مسئولیتش در قبال آن‌ها، زندگی را دوباره برایش معنادار می‌کند.

در ادامۀ این نشست اصفهانیان آخرین سوال خود را چنین مطرح کرد: آیا اوه واقعا می‌خواهد بمیرد؟! 
مقدم‌دوست در پاسخ، به این نکته اشاره کرد که تقریباً هر بار اوه برای پایان دادن به زندگی‌اش اقدام می‌کند، یک اتفاق انسانی یا اجتماعی مانع این کار می‌شود. گویی جهان اطراف او مدام دلیلی تازه برای ادامه دادن پیش پایش قرار می‌دهد و ادامه داد:

مسئله تنها شکست خوردن در خودکشی نیست. اوه اساساً انسانی اهل مبارزه است؛ مسئله این است که در مقطعی از زندگی، توان و معنای مبارزه کردن را از دست داده است.

کارگردان فیلم «عطرآلود» گفت:

در فیلم، اوه فردی بسیار دقیق، منظم و کمال‌گراست. او حتی کوچک‌ترین جزئیات محیط اطرافش را زیر نظر دارد. این ویژگی‌ها نشان می‌دهد که با شخصیتی منفعل و بی‌تفاوت روبه‌رو نیستیم، بلکه با انسانی طرف هستیم که ظرفیت‌های زیادی دارد اما در مقطعی از زندگی نمی‌تواند از آن‌ها استفاده کند. از همین منظر، اقدام پایانی او برای خودکشی را می‌توان بیشتر نوعی تسلیم شدن دانست تا صرفاً میل به نابودی.

در ادامه مقدم‌دوست با اشاره به شخصیت سونیا در فیلم، او را الگویی برای شخصیت اصلی دانست؛ زنی که با رفتار، خوش‌رویی، مهربانی و توانایی برقراری ارتباط با دیگران، نوعی الگوی زندگی در اختیار اوه قرار داد و گفت: یکی از مهم‌ترین شخصیت‌هایی که در شکل‌گیری جهان ذهنی اوه نقش دارد، همسرش سونیا است. اگرچه سونیا در زمان روایت اصلی دیگر حضور فیزیکی ندارد، اما تأثیر او بر شخصیت اصلی همچنان ادامه دارد. جمله «بلند شو، مبارزه کن» امتداد تصویری است که فیلم از سونیا و تأثیر او بر زندگی همسرش ارائه می‌دهد.


عشق و مرگ؛ مضمون اصلی فیلم

در ادامه مقدم‌دوست به تفاوت مهم میان قصه‌پردازی رمان و فیلم اشاره کرد. به اعتقاد او، یکی از تفاوت‌های اساسی در این است که فیلمنامه‌نویس، عناصر موجود در رمان را بر اساس منطق یک ژانر و یک مسیر داستانی تازه مرتب کرده است. کارگردان فیلم «سر به مهر» گفت:

اگر بخواهیم مضمون کلی فیلم را در چند کلمه خلاصه کنیم، «عشق و مرگ» یکی از تعابیر مناسب برای آن است. عشق سونیا از همان ابتدای فیلم وارد ساختار روایت می‌شود و تا پایان نیز حضور دارد. اوه در ابتدای داستان در کنار مزار همسرش قرار می‌گیرد و به نوعی به او وعده می‌دهد که به زودی به او خواهد پیوست. این وعده در پایان فیلم معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. در پایان، فیلم سرانجام دیدار اوه و سونیا را محقق می‌کند، اما نه از مسیر خودکشی‌ای که شخصیت در ابتدای فیلم دنبال می‌کرد؛ به این ترتیب، فیلم از ابتدا تا انتها یک خط روایی مربوط به عشق را دنبال می‌کند؛ خطی که در کنار خط مرگ قرار می‌گیرد و ساختار نهایی اثر را شکل می‌دهد.


الزامات فیلم‌نامه‌نویسی نسبت به رمان

در پایان هادی مقدم‌دوست به تفاوت نحوۀ روایت روابط در کتاب و فیلم پرداخت. او گفت:

در رمان روابط و اتفاقات مختلف تا حدی به شکل قطعه‌قطعه ارائه می‌شوند، اما فیلمنامه آن‌ها را به خطوط داستانی مشخص تبدیل می‌کند و تلاش دارد هرکدام را به سرانجام برساند. برای نمونه، رابطۀ میان برخی از همسایه‌ها که در ابتدا با رقابت، اختلاف و حتی برتری‌جویی همراه است، در ادامه تغییر می‌کند. فیلم برای این روابط نیز مسیر تحول در نظر می‌گیرد و آن‌ها را در پایان به نقطه‌ای تازه می‌رساند.

این مسئله از نگاه مقدم‌دوست بخشی از الزامات فیلمنامه‌نویسی است؛ چراکه فیلم نمی‌تواند مانند یک رمان صرفاً مجموعه‌ای از قطعات روایی را کنار هم قرار دهد. روایت سینمایی نیازمند سازمان‌دهی و حرکت دادن خطوط داستانی به سوی نقطه‌های مشخص است.

این رویداد با مشارکت حاضران در بحث به پایان رسید. ناعمه اصفهانیان، مجری-کارشناس این رویداد، مخاطبان را به حضور در چهارشنبه‌های اقتباسی رویداد نقدوتماشا که هفتۀ آینده با نمایش فبلم «باشگاه مشت‌زنی» ادامه خواهد یافت دعوت کرد.

علاقه‌مندان می‌توانند برای اطلاع از مشروح این نشست‌ها به سایت مجله میدان آزادی به نشانی https://azadisq.com مراجعه کنند. همچنین برای کسب اطلاعات دیگر نشست‌ها به صفحۀ اکران فیلم‌ها در وبسایت رویدادهای مجله میدان آزادی به نشانی event.azadisq.com یا به بازوی مجلۀ میدان آزادی در پیام‌رسان بله به نشانی  AzadiEBot@  مراجعه کنید.




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
در فیلم، اوه فردی بسیار دقیق، منظم و کمال‌گراست. او حتی کوچک‌ترین جزئیات محیط اطرافش را زیر نظر دارد. این ویژگی‌ها نشان می‌دهد که با شخصیتی منفعل و بی‌تفاوت روبه‌رو نیستیم، بلکه با انسانی طرف هستیم که ظرفیت‌های زیادی دارد اما در مقطعی از زندگی نمی‌تواند از آن‌ها استفاده کند. از همین منظر، اقدام پایانی او برای خودکشی را می‌توان بیشتر نوعی تسلیم شدن دانست تا صرفاً میل به نابودی.

اوه در گذشته معنای زندگی را در رابطۀ عاشقانه خود با سونیا پیدا کرده بود. پس از مرگ سونیا، این معنا از دست می‌رود. اما در ادامۀ داستان، حضور انسان‌های دیگر کمک می‌کند تا آن معنا به شکلی تازه بازگردد. او دیگر تنها برای یک نفر زندگی نمی‌کند؛ بلکه ارتباطش با مجموعه‌ای از آدم‌ها و مسئولیتش در قبال آن‌ها، زندگی را دوباره برایش معنادار می‌کند.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00