مجله میدان آزادی: امروز بیستویکم شهریورماه، روز سینما است و در مجله میدان آزادی یادداشتی با موضوع «دگرگونیهای صنعت سینما» را برای شما فراهم کردهایم. این یادداشت را به قلم معصومهسادات نبیپور بخوانید:

سینما رسانهای ققنوس مانند
دگرگونی سینما مستلزم دورهای تخریب و دورهای نوسازی است، اما ناامیدی در مورد آینده و نادیده گرفتن گذشته بهیکاندازه میتواند مخرب باشد، بنابراین لحظۀ گذار فعلی نهتنها یک چشمانداز از آینده ارائه میدهد بلکه شامل حسی پویا و قابل درک از گذشته نیز میشود. آنچه مسلم است سینما بهعنوان یک رسانۀ ققنوسمانند در حال تجدید مداوم است، «ریموند بلور» از یک استعارۀ نجومی استفاده میکند و اعتقاد دارد که:
«سینما به یک ابرنواختر تبدیل شده است، یک ستارۀ در حال مرگ که علیرغم نور شدید و زودگذر رو به خاموشی میرود.»
او استدلال میکند که:
«سینما تا زمانی زنده خواهد ماند که فیلمهایی ساخته شده و روی پرده برود و در سالن سینما نمایش داده شود، مادامیکه این رویه وجود دارد سینما به حیات خود ادامه خواهد داد اما روزی که دستگاه پخش ناپدید شده و به قطعهای در موزه بدل شود، روزی خواهد بود که سینما واقعا از بین میرود. »
برای بلور، سالن تاریک تنها مکان ایدهآل برای ارائۀ یک فیلم است و فیلمیکه در سالن سینما برای مدت زمان مشخص در تاریکی به صورت جمعی نمایش داده میشود، یک تجربۀ منحصربهفرد است و هر وضعیت دیگر برای مشاهدۀ فیلم، این تجربه را به درجات مختلفی تغییر و تنزل میدهد که شایستۀ سینما نیست.
«ژاک آومن» نیز نقطۀ نظر بلور را دنبال میکند و میگوید:
«من معتقدم که چندان دور نیست که سینما در شکل معمول خود ناپدید شود و در میان اشکال جدید تصویر متحرک همچنان به عنوان یک ارزش ویژه و منحصربهفرد، برجسته و شاخص باشد.»
اما در نقطۀ مقابل، دیگر نظریهپردازان اعلام کردند که مردم همچنان فیلم را در اشکال جدید مانند تلفن همراه، تلویزیون، کامپیوتر و...سینما میخوانند، پس میتوان به نگرانی در بارۀ هویت سینما پایان داد، تعامل و نحوۀ انجام آن مخاطب را قادر میسازد که در شیوۀ ظاهر شدن فیلم بهطور اساسی مداخله کند، سینما در عصری است که اجزای اساسیاش را از دست میدهد و فرصتهای بیسابقهای به دست میآورد. چه چیزی در حال اتفاق افتادن است؟ به نظر میرسد همۀ رسانهها به دلیل فرایندهای همگرایی، فراتر از مسیرهای معمول خود پیش رفته و در مسیرهای جدید حرکت میکنند. حال باید پرسید که جایگاه سینما در این فرآیند کجاست؟
برای پاسخ به این سوال میتوان چند نکته را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد، نکتۀ اول این که رسانه، تنها یک وسیله نیست، بلکه یک شکل فرهنگی است و بیش از همه با روشی که ما را در ارتباط با جهان و دیگران قرار داده و تجربهای که شکل میدهد تعریف میشود. منظور از تجربه در این جا، رویارویی با واقعیت؛ بسط این واقعیت به دانش و مهارت مدیریت این روابط است.
در حقیقت سینما از بدو پیدایش مبتنی بر واقعیت بوده، تصاویر متحرکی که به مخاطب ارائه میداد و مخاطب از طریق آن میتوانست هم واقعیت پیرامون، هم موقعیت خود را در آن تجسم بخشد. سینما همواره روشی برای دیدن، شیوهای برای زندگی و شکلی از ادراک بوده است. رسانه دو چهره دارد، وضعیت آن بهعنوان یک وسیله از یک سو و بهعنوان یک شکل فرهنگی از سوی دیگر که غالبا بین این دو پیوند و ارتباط تنگاتنگ برقرار است، بهطور واضح ما واقعیت را به شیوههایی که یک فناوری به ما امکان میدهد، تجربه میکنیم، با این حال این دو چهره از یکدیگر متمایز هستند. یکی اساس مادی یک رسانه است و دیگری روشی که بر این اساس تجربیات ما را سازمان میدهد. این تمایز به ویژه امروزه اهمیت پیدا میکند، زمانی که به نظر میرسد نوع تجربهای که یک رسانه را توصیف میکند و مشخصۀ آن است حتی بدون حضور کامل مبنای مادی و مرسوم آن میتواند فعال شود.
در واقع ما نمونه ای از این موضوع را پیش از این درک کردهایم، تجربۀ سینمایی به لطف دیگر ابزارها، میتواند حتی خارج از سالن تاریک مرسوم به وجود بیاید، اگرچه مطمئنا یکسان نیست اما هنوز هم بسیاری از ویژگیهای بارز خود را حفظ میکند. نکتۀ بعدی این است که چه چیزی باعث میشود یک تجربه بتواند خود را در محیطهای مادی و رسانهای جدید جایگزین کند و دچار تحول شود؟
پاسخ این است که یک زمینه و بستر جدید، تحولاتی را با خود به همراه میآورد. با این حال زمانی که یک وضعیت جدید، عناصر سنتی خود را مانند گذشته حفظ کند، تجربه به نوعی ثابت میماند و تحولی به دنبال نخواهد داشت، به یک معنا شناخت ما از یک رسانه، ما را به تجربۀ گذشتۀ خود از آن ارجاع میدهد، اگر شناخت ما مبتنی بر حافظه و عادت باشد قطعا به دنبال چیزی هستیم که با یک مدل متعارف حک شده در ذهن ما مطابقت داشته باشد؛ اما اگر شناخت ما یک جنبۀ مترقی به خود بگیرد میتوانیم درک کنیم که در وضعیت گذشته نواقصی وجود داشته است و به معنای واقعی کلمه تصور کنیم سینما چه میتواند باشد و چه ظرفیتی را در خود پنهان کرده است، بنابراین خود را به سمت پیشامدهای جدید سوق میدهیم. از این نظر سینما میتواند با یک جابهجایی از وضعیت تعلیق بین گذشته و آینده نجات پیدا کرده و زنده بماند.