مجله میدان آزادی:
به گزارش مجله میدان آزادی، سومین اکران از فصل چهارم رویداد «نقدوتماشا» که به اکران آثار برگزیدۀ ساخته شده در طول جنگ سوم اختصاص داشت، ساعت 17:30در باغ کتاب تهران آغاز شد و پس از اکران اپیزود «حیرانی» از مجموعۀ «اهل ایران»، نشست نقدوبررسی با خوشامدگویی زهرا صمصامی بهعنوان میزبان آغاز شد.
«حیرانی»؛ روایتی از یک سوژه دشوار
در ابتدای نشست، »محمد صابری« خبرنگار و منتقد سینمایی با اشاره به شرایط تولید مجموعه «اهل ایران» تأکید کرد که این آثار صرفاً محصولات هنری نیستند، بلکه در وهلۀ نخست نوعی کنش ملی به شمار میآیند. او گفت:
«هنرمندانی که در روزهای بحرانی جنگ رمضان به میدان آمدند و تلاش کردند روایت خود را از وقایع ثبت کنند، فارغ از همه ملاحظات فنی و هنری، دست به اقدامی ارزشمند زدهاند که شایسته قدردانی است.»
.jpg?ver=suoZ7ROFXpHeSiHS6CMwuw%3d%3d)
در ادامه صمصامی به سختیهای نزدیک شدن به سوژهای خاص همچون سوژۀ اپیزود «حیرانی» اشاره کرد و صابری افزود:
«فارغ از هر نسبت احساسی یا اعتقادی با سوژه «رهبر شهید»، ورود به روایت سینمایی چنین شخصیتی کاری دشوار و پرریسک است و یکی از امتیازهای «حیرانی» نیز همین جسارت در مواجهه با این مضمون پیچیده است. چالش اصلی در پرداخت به چنین شخصیتهایی، عبور از حجاب معاصرت است؛ زیرا روایت سینمایی افرادی که در زمان حیات خود تأثیری فراتر از یک فرد عادی بر تاریخ گذاشتهاند، همواره دشوار بوده است؛ با این حال، این دشواری نمیتواند به معنای چشمپوشی از سوژه باشد. از هر زاویهای که بخواهیم جنگ رمضان را بازخوانی کنیم، یک ساعت نخست آن به دلیل نقش تعیینکنندهاش در سلسله رخدادهای بعدی، اهمیتی انکارناپذیر دارد؛ بهویژه آنکه یکی از مأموریتهای اصلی اینگونه آثار، ثبت روایتی است که در آینده بتواند بهعنوان سند و مرجع مورد ارجاع قرار گیرد. از این منظر، «حیرانی» تلاشی ارزشمند برای نزدیک شدن به یکی از حساسترین مقاطع جنگ رمضان و روایت یک سوژه دشوار تاریخی است.»
دو موقعیت جذاب روایی در دل یک داستان
این منتقد سینما در ادامه، فیلمنامۀ «حیرانی» را دارای دو موقعیت روایی جذاب دانست؛ نخست ماجرای ساخت و توزیع انگشترها و دوم تلاش برای پنهان نگه داشتن یک خبر تلخ از مادری سالخورده. به گفتۀ صابری، هر یک از این دو موقعیت ظرفیت آن را داشتند که به تنهایی محور یک روایت مستقل و تأثیرگذار باشند. او معتقد بود تمرکز همزمان بر هر دو موقعیت، باعث شده روایت تا حدی دوپاره به نظر برسد و انسجام دراماتیک آن کاهش پیدا کند.
وی همچنین به ظرفیت نمادین انگشتر در فیلم اشاره کرد و گفت:
«این شیء میتوانست فراتر از یک وسیلۀ معمولی عمل کند و به عنصری معنایی تبدیل شود؛ عنصری که بار عاطفی و مفهومی روایت را بر دوش بکشد.» به اعتقاد او اگر این ظرفیت در طول فیلم بیشتر پرورش پیدا میکرد، سکانس پایانی تأثیرگذاری عمیقتری پیدا میکرد.»
مرتضی؛ شخصیتی که میتوانست ماندگارتر باشد
در بخش دیگری از نشست صمصامی از شخصیت حیران و فریز شدۀ مرتضی پرسید، شخصیتی که در نیمه دوم اپیزود بار دیگر بر یخ بستگی کاراکتر او اضافه میشود. صابری در پاسخ با اشاره به اهمیت شخصیتپردازی در آثار داستانی گفت:
«به اعتقاد من، مرتضی با وجود ظرفیتهای داستانی فراوان، هرگز به یک «شخصیت» کامل تبدیل نمیشود. از همان ابتدای فیلم، برخلاف شخصیتهای پیرامونی که از طریق دیالوگها و واکنشهایشان هویت و ویژگیهایشان برای مخاطب آشکار میشود، مرتضی حضوری منفعل و خاموش دارد و شناختی از او شکل نمیگیرد. این فقدان شناخت در ادامه نیز جبران نمیشود؛ بهگونهای که نه از پیشینۀ خانوادگی او آگاهی مییابیم و نه از کشمکشهای درونی، فردی یا اجتماعیاش. حتی در موقعیتهایی که انتظار میرود کنشهای او در مواجهه با بحرانهای بیرونی به شخصیتپردازی کمک کند، هیچ ویژگی متمایزی بروز نمییابد که مرتضی را به شخصیتی منحصربهفرد تبدیل کند. به نظر میرسد این رویکرد انتخابی آگاهانه از سوی فیلمنامهنویس بوده است، اما پرسش اینجاست که آیا این انتخاب توانسته به هدف موردنظر اثر منتهی شود یا خیر؟»
صابری افزود:
«از منظر الگوی سفر قهرمان نیز مرتضی نمیتواند مسئلهای جدی برای مخاطب ایجاد کند یا تأثیر کنشهایش را بر خود و جهان پیرامونش نشان دهد. مهمتر آنکه در پایان فیلم نیز نشانۀ روشنی از تحول شخصیت دیده نمیشود. در نظریههای فیلمنامهنویسی، شخصیت پویا باید در پایان مسیر به باور یا موقعیتی برسد که بازگشت به وضعیت پیشین را ناممکن کند؛ اما فیلم روشن نمیکند که مرتضی چه باور اولیهای داشته و این باور چگونه دگرگون شده است. به همین دلیل، با وجود ظرفیتهای فراوان درونمایهای، امکان شکلگیری یک مسیر تحول مؤثر برای این شخصیت از دست رفته است.»
او همچنین درباره عنوان فیلم گفت:
«حیرانی» مفهومی است که انتظار میرود در رفتار و کنش شخصیتها بازتاب پیدا کند، اما به اعتقاد او این حس در بسیاری از لحظات فیلم نمود کافی پیدا نکرده است.

از تصویب چندساعته تا فیلمبرداری در شرایط بحرانی
«رضا محبی» نویسنده و کارگردان «حیرانی» در بخش دوم نشست نقد و تماشا، در پاسخ به زهرا صمصامی درباره شرایط شکلگیری و تولید اپیزود در شرایط خاص جنگی توضیح داد. او گفت:
«ایدۀ این اثر در روزهای جنگ رمضان شکل گرفت؛ روزهایی که بسیاری از هنرمندان احساس میکردند باید سهمی در ثبت و روایت وقایع داشته باشند.»
محبی با اشاره به سرعت بالای تولید مجموعه «اهل ایران» توضیح داد:
«طرحها ظرف چند ساعت تصویب شدند، نگارش فیلمنامهها طی دو تا سه روز انجام گرفت و مراحل پیشتولید و تولید نیز در زمانی بسیار کوتاه آغاز شد. این پروژه در شرایط جنگی و همزمان با محدودیتهای فراوان، جابهجایی مداوم لوکیشنها و فشار زمانی شدید به سرانجام رسید.»
به گفتۀ محبی، انگیزه و تعهد گروهی از فیلمسازان جوان باعث شد کار با وجود همه دشواریها ادامه پیدا کند. او با یادآوری روزهای فیلمبرداری گفت:
«بخشی از پروژه در شرایطی انجام شد که صدای انفجارها و حملات در نزدیکی محل کارِ گروه شنیده میشد و عوامل تولید عملاً در میانۀ فضایی بحرانی مشغول فعالیت بودند.»
تلاش برای ثبت تاریخ
رضا محبی، نویسندۀ اپیزود «حیرانی» به دغدغۀ همیشگی خود در پیوند دادن مفاهیم نظری، جامعهشناختی و فلسفی با درام اشاره کرد و این مسئله را یکی از محورهای اصلی فعالیت هنری خود دانست. به باور او، هنر روایت باید بتواند مفاهیم پیچیدۀ فکری را در قالب داستانی قابلفهم و تأثیرگذار برای مخاطب بازآفرینی کند.
این کارگردان تأکید کرد که مهمترین انگیزه او از ساخت «حیرانی»، ثبت یک تجربۀ تاریخی بوده است؛ تجربهای که اگر به موقع روایت نشود، بعدها ممکن است دچار تحریف یا فراموشی شود. او گفت:
«برای من مهم بود که بخشی از حافظۀ جمعی این روزها ثبت شود. احساس میکردم اگر هیچکس به سراغ این سوژه نرود، در سالهای آینده خلأ بزرگی در روایت این مقطع تاریخی به وجود خواهد آمد؛ به همین دلیل، فیلمساز در چنین موقعیتی صرفاً یک هنرمند نیست، بلکه به نوعی مورخ تصویری نیز محسوب میشود که تجربههای زیستۀ مردم را در دل حوادث تاریخی ثبت میکند.»
او معتقد است جنگ، علاوه بر رنج و سوگ، حامل وجوهی از همبستگی، حماسه و مقاومت اجتماعی است و ثبت این ابعاد انسانی و عاطفی اهمیت فراوانی دارد.
به گفتۀ محبی، ایده اصلی اپیزود از تأمل بر واکنشهای اجتماعی پس از ترور یکی از مهمترین شخصیتهای معاصر ایران شکل گرفت؛ رخدادی که به باور او بخش بزرگی از جامعه را در بهت و ناباوری فرو برده بود و او تلاش کرد این تجربۀ جمعی و احساسات متناقض ناشی از آن را از زاویهای انسانی و روزمره روایت کند.
این هنرمند با اشاره به مفهوم «حیرانی» گفت:
«این واژه برای او یادآور وضعیتی است که بسیاری از مردم در روزهای نخست وقوع بحران تجربه کردند؛ وضعیتی میان ناباوری، سرگشتگی و تلاش برای فهم آنچه رخ داده است.»

سینما و تولید معنا
این نویسندۀ سینما در ادامه، با اشاره به نسبت سینما و جامعه، تأکید کرد که فیلم صرفاً یک ابزار سرگرمی نیست، بلکه بخشی از نظام تولید معنا در جامعه محسوب میشود. به باور او، سینما علاوه بر بازنمایی جهان اجتماعی، در شکلدهی به ادراک مخاطبان از واقعیت نیز نقش دارد و حتی میتواند در تغییر هنجارها و ارزشهای اجتماعی مؤثر باشد. از این منظر، فیلم نه تنها واقعیت را بازتاب میدهد، بلکه در ساختن و بازتعریف آن نیز مشارکت میکند.
محبی همچنین تأکید کرد که سینما همواره در نسبت با قدرت، ایدئولوژی و ساختارهای اجتماعی قرار دارد و از این رو، ادعای «بیطرفی کامل» در تولید آثار سینمایی را قابل پذیرش ندانست. او گفت:
«از نگاه من هر فیلمساز ناگزیر از زاویۀ دید و منظری مشخص به جهان مینگرد و همین انتخابها به اثر جهت میبخشند؛ بنابراین، هیچ اثر فرهنگی کاملاً بیطرف نیست و حتی ادعای بیطرفی نیز خود نوعی موضعگیری محسوب میشود.»
بر همین اساس، او انتخاب سوژه و شیوۀ روایت خود را نیز آگاهانه و در چارچوب همین فهم از کارکرد اجتماعی سینما تعریف کرد. محبی در ادامه توضیح داد:
«اپیزود «حیرانی» از همان ابتدا قرار نبوده برای طیف خاصی از مخاطبان ساخته شود، بلکه تلاش شده است روایت به گونهای شکل بگیرد که افراد با دیدگاههای مختلف بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.»
او همچنین درباره انتخاب انگشتر به عنوان عنصر مرکزی روایت گفت:
«این شیء یکی از شناختهشدهترین نمادهایی بود که میتوانست مخاطب را به شخصیت محوری ماجرا پیوند بزند و از همین رو به هستۀ اصلی داستان تبدیل شد.»
تجربه بازی در روزهای بحران
«حسین فرضیزاد»، بازیگر نقش مرتضی نیز در این نشست درباره تجربه حضور در پروژه سخن گفت. او با اشاره به شرایط خاص تولید اثر اظهار کرد که کار در روزهای جنگ و بحران، احساس متفاوتی برای عوامل ایجاد کرده بود. وی گفت:
«در آن روزها همه ما احساس غرور میکردیم که در حال انجام کاری ویژه هستیم. شاید امروز با فاصله گرفتن از آن روزها شدت آن احساس کمتر شده باشد، اما آن را بخشی از وظیفه خود میدانم و همچنان از حضور در این پروژه رضایت دارم.»
وی همچنین به اهمیت سوژه فیلم اشاره کرد و آن را مرتبط با یکی از تأثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ معاصر ایران دانست؛ موضوعی که هم به دلیل نزدیکی زمانی به رویداد و هم به سبب ابعاد اجتماعی و تاریخی آن، حساسیت ویژهای داشت.

قضاوت در مورد مرتضی را به مخاطب سپردیم
این بازیگر در پاسخ به صمصامی درباره شخصیت مرتضی توضیح داد که تلاش کرده است بازی او به گونهای باشد که مخاطبان مختلف بتوانند برداشتهای متفاوتی از او داشته باشند. «فرضیزاد» از رویکردی گفت که بر ابهام و تأمل مخاطب استوار است؛ رویکردی که به جای هدایت مستقیم احساسات و قضاوتها، امکان برداشتهای گوناگون را فراهم میکند. به باور او، پرهیز از موضعگیری صریح و جهتدهی مستقیم به روایت، انتخابی آگاهانه بوده است؛ انتخابی که شاید ارزش و کارکرد آن با گذشت زمان و در فاصله گرفتن از فضای احساسی و سیاسیِ لحظۀ وقوع رویداد، روشنتر شود.
در پایان این نشست، صمصامی ضمن تشکر از حضور عوامل اپیزود «حیرانی» و مخاطبان این نشست، از بینندگان این اپیزود خواست تا نقد و نظر خود را ددربارۀ قسمتهای مختلف سریال «اهل ایران» در بخش تعاملی سایت مجله میدان آزادی ثبت کنند.