مجله میدان آزادی: فصل چهارشنبههای اقتباسی رویداد «نقد و تماشا» از پایان مردادماه هر چهارشنبه به همت «مجله میدان آزادی» با اکران و نقد برترین فیلمهای اقتباسی ایران و جهان به صورت هفتگی در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران برگزار میشود. در یازدهمین نشست از نشستهای هفتگی «نقد و تماشا»، چهارشنبه بیست و دوم مهر فیلم سینمایی «آخرین موهیکان» اکران شد. مشروح گزارش نهمین اکران از دور جدید رویداد «نقدوتماشا» را در ادامه و به قلم «حنانه شکیبا» بخوانید:
به گزارش مجله میدان آزادی، نشست نقد و بررسی فیلم «آخرین موهیکان» (The Last of the Mohicans)، ساخته مایکل مان در سال ۱۹۹۲، با حضور علاقهمندان سینما و سخنرانی ایوب آقاخانی برگزار شد. این برنامه به همت مجله «میدان آزادی» و همکاری پردیس سینمایی باغ کتاب برگزار شد و فرصتی فراهم آورد تا حاضران، پس از تماشای فیلم، از زاویهای تحلیلی به جهان داستانی و سینمایی آن نگاه کنند.
در ابتدای نشست، برگزارکنندگان از حاضران خواستند میزان علاقه خود به فیلم را بر اساس نظام پنجستاره اعلام کنند. بیشترین امتیاز اعلامشده از سوی مخاطبان چهار ستاره بود؛ نتیجهای که نشان میداد فیلم با استقبال قابلتوجه حاضران روبهرو شده است. در ادامه، ضمن معرفی کوتاهی از فیلم و پیشینه ادبی آن، ایوب آقاخانی برای بررسی ابعاد مختلف اثر به جایگاه سخنرانی دعوت شد.
از رمان «جیمز فنیمور کوپر» تا اقتباس «مایکل مان»
آقاخانی در آغاز سخنانش، با ابراز خرسندی از حضور در جمع علاقهمندان سینما، بر اهمیت مواجهه جدی با فیلم و گفتوگو درباره آن تأکید کرد. او گفت حضور در جمع کسانی که بخشی از زندگی خود را وقف تماشای فیلم، مطالعه کتاب و پیگیری فرهنگ و هنر کردهاند، برایش تجربهای ارزشمند است.
او در ادامه، با اشاره به اینکه «آخرین موهیکان» را فیلمی دوستداشتنی برای خود نمیداند، توضیح داد که دوست نداشتن یک اثر لزوماً به معنای نادیده گرفتن ارزشهای آن نیست. به اعتقاد او، فیلم، تئاتر و دیگر آثار هنری هرکدام ماهیتی مستقل دارند و علاقه شخصی مخاطب یا منتقد نباید جای تحلیل و ارزیابی ویژگیهای اثر را بگیرد.
«آخرین موهیکان» بر اساس رمانی به همین نام نوشته جیمز فنیمور کوپر ساخته شده است؛ رمانی ماجراجویانه که پیشتر نیز دستمایه اقتباسهای سینمایی قرار گرفته بود. آقاخانی در بررسی پیشینه فیلم یادآور شد که نسخه سال ۱۹۳۶، به کارگردانی جورج بی. سیتز، یکی از منابع مهم اقتباس مایکل مان بوده است. به گفته او، وجه عاشقانه نسخه مایکل مان، بیش از آنکه در رمان اصلی برجسته باشد، از سنت اقتباس سینمایی پیشین تأثیر گرفته است.
داستان فیلم در بستر جنگهای استعماری آمریکای شمالی در قرن هجدهم روایت میشود؛ دورانی که رقابت میان نیروهای فرانسوی و بریتانیایی و درگیریهای مرتبط با ساکنان بومی آمریکا، زمینه شکلگیری ماجراهای شخصیتهای اصلی را فراهم میکند. در مرکز این روایت، ناتانیل هاکی قرار دارد؛ مردی سفیدپوست که در میان قوم سرخپوست موهیکانها بزرگ شده و در موقعیتی پیچیده میان دو جهان فرهنگی قرار گرفته است.
آقاخانی با اشاره به تفاوتهای میان رمان و اقتباس سینمایی، تأکید کرد که مایکل مان صرفاً به بازسازی یک داستان تاریخی و ماجراجویانه بسنده نکرده، بلکه از این بستر برای طرح پرسشهایی درباره هویت و تعلق بهره گرفته است.
هویت؛ پرسش محوری فیلم «آخرین موهیکان»
از نگاه آقاخانی، مهمترین ارزش فیلم را باید در مضمون و ایدئولوژی آن جستوجو کرد؛ نه صرفاً در جلوههای فنی یا ساختار ظاهری روایت. او «آخرین موهیکان» را در ظاهر یک عاشقانه تاریخی خوشساخت میدانست، اما معتقد بود نیروی اصلی اثر از پرسشهای عمیقتری سرچشمه میگیرد: هویت چیست؟ انسان به کدام جهان تعلق دارد؟ آیا میتوان از میراث فرهنگی و اجتماعی خود فاصله گرفت و آیندهای مستقل ساخت؟
او با نقد این برداشت که مسئله اصلی فیلم صرفاً بقای شخصیتهاست، گفت پرسش بنیادین اثر را باید در جای دیگری جستوجو کرد: «من متعلق به کدام دنیا هستم؟»
به باور آقاخانی، ناتانیل هاکی در مرزی میان دو جهان قرار دارد او گفت:
از یک سو، ریشههای اروپایی و هویت نژادی او و از سوی دیگر، فرهنگ و شیوه زیستی که در میان موهیکانها آموخته است. او نه بهسادگی میتواند یکی از این دو جهان را کنار بگذارد و نه میتواند بدون مواجهه با تناقضهای آنها، آیندهای مستقل برای خود بسازد.
آقاخانی ادامه داد:
این موقعیت، فیلم را از یک داستان تاریخی صرف فراتر میبرد و آن را به روایتی درباره تجربه انسانی تبدیل میکند؛ تجربهای که در آن، انتخاب میان ارزشهای بهارثرسیده و ارزشهای برگزیده، همواره با دشواری و هزینه همراه است.
این منتقد سینما تأکید کرد:
تماشاگر برای درک فیلم نباید صرفاً درگیر تفاوتهای ظاهری شخصیتها، از جمله نژاد، رنگ پوست یا پوشش آنها شود. مسئله اصلی در تجربه انسانی شخصیتها نهفته است؛ تجربهای که میتواند با موقعیتهای فردی و اجتماعی انسان معاصر نیز ارتباط پیدا کند.
او این وضعیت را به مسئله مهاجرت و تلاش برای یافتن هویتی مستقل پیوند زد؛ موقعیتی که در آن فرد میان فرهنگ مبدأ و فرهنگ مقصد قرار میگیرد و میکوشد جهانی تازه برای خود بسازد.آقاخانی گفت:
اهمیت «آخرین موهیکان» در همین توانایی نهفته است که از دل یک روایت تاریخی و عاشقانه، پرسشی آشنا درباره زندگی امروز مخاطب بیرون میکشد.
پایان تراژیک؛ وقتی هیچکس واقعاً پیروز نمیشود
بخش مهمی از تحلیل آقاخانی به پایانبندی فیلم و سرنوشت شخصیتهای آن اختصاص داشت. او گفت:
پایان «آخرین موهیکان» از مهمترین نقاط قوت اثر است؛ پایانی که در آن، پیروزی به معنای متعارف و قطعی آن شکل نمیگیرد.
در این پایان، ماگوا به هدف خود نمیرسد، آنکاس و آلیس جان میبازند و پدر، فرزندش را از دست میدهد. هاکی نیز، با وجود تلاش برای نجات کسانی که دوست دارد، نمیتواند از همه پیامدهای ویرانگر درگیریها جلوگیری کند.
آقاخانی با اشاره به این وضعیت، سرنوشت آنکاس را از منظر ساختار دراماتیک فیلم برجسته کرد و چنین شرح داد:
آنکاس نماینده آیندهای است که میتوانست شکل بگیرد؛ شخصیتی که در آستانه عشق و ساختن زندگی تازه قرار دارد، اما مسیر روایت امکان تحقق آن آینده را از بین میبرد. مرگ آنکاس تنها حذف یک شخصیت از داستان نیست، بلکه نشانهای از نابودی امکان آینده است. در جهانی که پیوندهای فرهنگی، مناسبات انسانی و امکان همزیستی زیر فشار خشونت و جنگ قرار گرفتهاند، از دست رفتن این شخصیت معنایی فراتر از یک اتفاق داستانی پیدا میکند.
او همچنین عنوان فیلم را قابل تأمل دانست و ادامه داد:
تأکید بر «آخرین بازمانده» را میتوان نشانهای از فروپاشی تدریجی یک جهان فرهنگی و تاریخی در نظر گرفت؛ جهانی که موجودیت آن صرفاً با زنده ماندن یک فرد تضمین نمیشود. پایان فیلم بیش از آنکه درباره برنده شدن یک طرف باشد، درباره هزینه انتخابها و از میان رفتن امکانهای انسانی است. شخصیتها در برابر عشق، خشونت، تعلق و آینده قرار میگیرند و هر انتخاب، پیامدهایی دارد که نمیتوان بهآسانی از آنها گریخت.
ماگوا؛ ضدقهرمانی در چرخه انتقام و خشونت
آقاخانی در بخش دیگری از سخنانش به شخصیت ماگوا پرداخت؛ شخصیتی که در نگاه نخست ممکن است در جایگاه ضدقهرمان یا نیروی شر روایت قرار بگیرد، اما از نظر او، به الگوی ساده و کلیشهای بدمنهای سینمای کلاسیک هالیوود محدود نمیشود.
او توضیح داد:
ماگوا شخصیتی است که در چرخه آسیب، انتقام و خشونت شکل گرفته است. انگیزههای او را نمیتوان بدون توجه به رنجها و تجربههایی که پشت سر گذاشته، درک کرد. او به جهان پیرامون خود واکنش نشان میدهد و در تلاش برای انتقام، به بازتولید همان خشونتی میپردازد که زندگیاش را شکل داده است.
آقاخانی برای توضیح تقابل فکری شخصیتها، دو منطق متفاوت را در برابر یکدیگر قرار داد و گفت:
ماگوا میخواهد جهانی را که به او آسیب زده است نابود کند، درحالیکه هاکی میکوشد از آن جهان عبور کند و کسانی را که دوست دارد نجات دهد.
از دیدگاه او، اصطکاک اصلی فیلم از تقابل این دو نگاه شکل میگیرد؛ تقابل میان نابود کردن جهان بهدلیل رنجی که از آن دیدهایم و تلاش برای عبور از آن، بدون آنکه همهچیز را به ویرانی بکشانیم. آقاخانی در تحلیل شخصیت ماگوا چنین ادامه داد:
ماگوا از یک شخصیت منفی صرف فراتر میرود و به بخشی از ساختار تراژیک فیلم تبدیل میشود؛ شخصیتی که منطق رفتارش قابل فهم است، اما پیامدهای آن به تداوم چرخه خشونت میانجامد.
مایکل مان؛ سینماگر تقابل حرفهایها و تنهایی انسانها
آقاخانی در ادامه، تحلیل خود را از «آخرین موهیکان» به ویژگیهای کلی سینمای مایکل مان گسترش داد. او با اشاره به فیلم «مخمصه» (Heat)، محصول سال ۱۹۹۵، این اثر را یکی از مهمترین نمونههای کارنامه مان و نقطه اوج سینمای او دانست.
به اعتقاد آقاخانی، یکی از ویژگیهای اساسی سینمای مایکل مان، نمایش تقابل میان آدمهای حرفهای است؛ تقابلی که لزوماً بر مبنای دوگانه خیر و شر شکل نمیگیرد. او برای توضیح این مسئله به رابطه میان شخصیتهای آل پاچینو و رابرت دنیرو در «مخمصه» اشاره کرد؛ دو شخصیتی که در دو سوی قانون قرار دارند، اما هر دو در حرفه خود جدی و ماهر هستند.
این نمایشنامهنویس تئاتر گفت:
شخصیتهای مایکل مان بیش از آنکه نماینده خیر و شر باشند، انسانهایی هستند که با قواعد حرفه، باورها و انتخابهای خود زندگی میکنند. همین ویژگی، تقابل آنها را پیچیدهتر میکند و اجازه نمیدهد روابطشان به الگوهای ساده و آشنا تقلیل پیدا کند.»
او همچنین به اهمیت محیط در آثار این فیلمساز اشاره کرد. در فیلمهایی مانند «مخمصه» و «وثیقه» (Collateral)، شهر و فضای شهری نقشی فراتر از پسزمینه دارند و به عنصری مؤثر در شکلگیری تجربه شخصیتها تبدیل میشوند.
آقاخانی توضیح داد:
در «آخرین موهیکان» این نقش را طبیعت و جنگل بر عهده دارند. طبیعت از همان سکانسهای ابتدایی، با حضور پررنگ و تأثیرگذار خود، بر فضای فیلم مسلط میشود و شخصیتها را در محاصره خود قرار میدهد.
او در تبیین عنصر طبیعت گفت:
مایکل مان با این انتخاب، طبیعت را به عنصری فعال در روایت تبدیل کرده است؛ فضایی که تصمیمهای بزرگ شخصیتها در آن گرفته میشود و ابعاد آن گاه از خود شخصیتها فراتر میرود. از این رو، جنگل در «آخرین موهیکان» صرفاً محل وقوع حوادث نیست، بلکه در شکلگیری لحن، تنش و معنای دراماتیک اثر نقش دارد.
آقاخانی در ادامه، چند ویژگی مشترک دیگر آثار مایکل مان را نیز برشمرد:
توجه به جزئیات، واقعگرایی در صحنههای اکشن، شخصیتپردازی از طریق رفتار و کنش بهجای توضیح مستقیم، تنهایی شخصیتها و پرداخت هزینههای سنگین برای رسیدن به اهداف.
به باور او، شخصیتهای مان برای موفقیت ناچارند بهای سنگینی بپردازند؛ بهایی که میتواند به از دست رفتن عشق، زندگی یا امکان رسیدن به آرامش منجر شود. این ویژگی حتی در شخصیتهایی که ظاهراً در مأموریت خود موفق میشوند نیز حضور دارد؛ زیرا پیروزی بیرونی الزاماً به معنای کامیابی درونی نیست. آقاخانی برای تشریح این نگاه بار دیگر به پایان «مخمصه» اشاره کرد و چنین توضیح داد:
جایی که شخصیت پلیس، با وجود موفقیت در انجام مأموریت خود، در موقعیتی عاطفی و انسانی قرار میگیرد که نمیتوان آن را پیروزی کامل دانست.
آقاخانی همچنین فیلمهای «نفوذی» (The Insider) و «وثیقه» را از آثار قابلتوجه مایکل مان معرفی کرد و از علاقه خود به سینمای این فیلمساز گفت؛ سینمایی که در آن، وسواس حرفهای شخصیتها بهتدریج آنها را به سوی موقعیتهایی تراژیک سوق میدهد.
دنیل دیلوئیس؛ بازیگری از مسیر بدن و تجربه زیسته
بخش دیگری از نشست به بازی دنیل دیلوئیس در نقش ناتانیل هاکی اختصاص داشت. آقاخانی با اشاره به تجربه تماشای فیلم «خون بهپا خواهد شد» در برنامه قبلی، از مخاطبان خواست این دو نقش را در کنار یکدیگر قرار دهند تا گستره تواناییهای بازیگری دیلوئیس را بهتر درک کنند.
او با تأکید بر اهمیت بدن در بازی این بازیگر، به شیوه دویدن، راه رفتن، اسلحه به دست گرفتن و واکنشهای او در مواجهه با خطر اشاره کرد. از نظر آقاخانی، دیلوئیس در «آخرین موهیکان» تلاش کرده است نوعی چابکی و هوشیاری حیوانوار را در بدن شخصیت خود ایجاد کند؛ کیفیتی که در واکنشهای سریع و حرکات او دیده میشود.
آقاخانی این ویژگی را با بدن و حالتهای متفاوت دیلوئیس در «خون بهپا خواهد شد» مقایسه کرد و نشان داد که چگونه یک بازیگر میتواند از طریق تغییر در حرکت، ایستادن و واکنشهای جسمانی، دو شخصیت با کیفیتهای کاملاً متفاوت خلق کند.
او همچنین به شیوه شناختهشده دیلوئیس در نزدیک شدن به نقش اشاره کرد؛ رویکردی که با آمادگی طولانی، مطالعه، تمرین و تلاش برای درک جهان شخصیت همراه است. در همین زمینه، به تجربههای دشوار بازیگر در جریان آمادهسازی برای نقش هاکی و آموختن مهارتهایی مانند شکار، تیراندازی و زندگی در طبیعت اشاره شد.
بااینحال، آقاخانی تأکید کرد:
تحسین یک بازیگر نباید صرفاً به دلیل شهرت، موجهای رسانهای یا مد شدن نام او باشد. مواجهه با بازیگری در نهایت باید به تجربه مستقیم تماشاگر و لذتی بازگردد که از تماشای اجرای او حاصل میشود.
او توضیح داد:
ممکن است مخاطبی تواناییهای فنی بازیگری را بپذیرد، اما همچنان ارتباط عاطفی لازم با اجرای او برقرار نکند. از این منظر، نقد بازیگری باید ضمن توجه به مهارت و تکنیک، تجربه شخصی تماشاگر را نیز جدی بگیرد.
آقاخانی بازی دیلوئیس در «آخرین موهیکان» را اجرایی چشمگیر توصیف کرد و گفت:
دیلوئیس از طریق بدن و کنش، ویژگیهای شخصیتی، هاکی را به مخاطب منتقل میکند، بیآنکه به توضیح مستقیم و کلامی متکی باشد.
آیا رمانتیسیسم نقطه ضعف فیلم است؟
یکی از انتقادهایی که در زمان نمایش «آخرین موهیکان» مطرح شده بود، پررنگ بودن وجه عاشقانه و رویکرد ملودراماتیک آن در مقایسه با روایت تاریخی بود. آقاخانی با این برداشت موافق نبود و استدلال کرد که تاریخ بهخودیخود الزاماً ماده خام مناسبی برای یک تجربه سینمایی درگیرکننده نیست. او گفت:
فیلم تاریخی برای آنکه بتواند مخاطب را با خود همراه کند، به روابط انسانی، کشمکش دراماتیک و مناسبات روشن میان شخصیتها نیاز دارد. اگر یک اثر صرفاً بر بازنمایی رویدادهای تاریخی تکیه کند، ممکن است از ظرفیت لازم برای ایجاد ارتباط عاطفی با تماشاگر برخوردار نباشد.
او با مقایسه این فیلم با آثاری مانند «نجات سرباز رایان» توضیح داد:
هر فیلم میتواند از مسیر متفاوتی به تجربه سینمایی دست پیدا کند. در برخی آثار، جلوههای فنی و طراحی صحنههای جنگی اهمیت محوری دارند؛ در برخی دیگر، نیروی اصلی فیلم در داستان، شخصیتها و روابط میان آنها شکل میگیرد.
به اعتقاد آقاخانی، «آخرین موهیکان» از دستۀ دوم است و برای تحقق اهداف خود به درامی پررنگ نیاز دارد و چنین ادامه داد:
وجه عاشقانه فیلم را نمیتوان بهسادگی یک ضعف دانست؛ زیرا همین روابط عاطفی است که بخشی از انتخابها، تعارضها و پیامدهای تراژیک داستان را برای مخاطب معنادار میکند. برای ارزیابی یک اثر باید به سازوکار درونی آن توجه داشت؛ اینکه فیلم چگونه از عناصر روایی، شخصیتها و لحن خود برای ساختن تجربهای منسجم استفاده میکند، مهمتر از آن است که صرفاً بر اساس انتظارات کلی از یک فیلم تاریخی داوری شود.
حماسه به موضوع تاریخی وابسته نیست
در بخش پایانی نشست، یکی از حاضران درباره نسبت میان فیلم حماسی و موضوع تاریخی پرسید. آقاخانی در پاسخ، بر تفاوت میان موضوع یک اثر و شیوه پرداخت آن تأکید کرد و گفت:
حماسی بودن یک فیلم لزوماً به معنای تاریخی بودن داستان آن نیست. در فیلمهایی مانند «نابودگر ۲» روایت تاریخی وجود ندارد اما از طریق لحن و شیوه پرداخت به تجربهای حماسی نزدیک میشود. سهگانه وسترن سرجیو لئونه، «خوب، بد، زشت» هم نمونهای از اثری است که از طریق گستردگی قابها، شیوه تصویربرداری، موسیقی و سازماندهی بصری، حتی از موقعیتهایی ساده یا طنزآمیز جلوهای حماسی میسازد.
او در ادامه، به آثار کوئنتین تارانتینو، از جمله «بیل را بکش» و «حرامزادههای بیآبرو»، اشاره کرد و توضیح داد که حماسه بیش از آنکه به ماده خام داستان وابسته باشد، از لحن روایت، مقیاس تصویر و شیوه مواجهه فیلمساز با جهان داستانی سرچشمه میگیرد.
از نظر او، هنرمند میتواند از یک رویداد تاریخی یا حتی موقعیتی روزمره، اثری با کیفیت حماسی خلق کند؛ به شرط آنکه شیوه پرداخت، تونالیته و زبان سینمایی اثر چنین امکانی را فراهم کنند.
پایان نشست با تأکید بر اهمیت گفتوگو درباره سینما
نشست نقد و بررسی «آخرین موهیکان» با تشکر ایوب آقاخانی از حاضران و گفتوگو درباره پرسشهای مطرحشده به پایان رسید. او در پایان، با اشاره به علاقه شخصی خود به سینما و تأثیری که مواجهه با فیلم بر او میگذارد، از مخاطبان برای همراهی و شنیدن سخنانش قدردانی کرد.
در بخش پایانی برنامه نیز برگزارکنندگان بار دیگر بر نقش مجله «میدان آزادی» و پردیس سینمایی باغ کتاب در برگزاری این نشستها تأکید کردند و از مخاطبان خواستند با معرفی برنامه به دیگر علاقهمندان، به تداوم این رویدادهای سینمایی کمک کنند.
علاقهمندان میتوانند برای اطلاع از مشروح این نشستها به سایت مجله میدان آزادی به نشانی https://azadisq.com مراجعه کنند. همچنین برای کسب اطلاعات دیگر نشستها به صفحۀ اکران فیلمها در وبسایت رویدادهای مجله میدان آزادی به نشانی event.azadisq.com یا به بازوی مجلۀ میدان آزادی در پیامرسان بله به نشانی AzadiEBot@ مراجعه کنید.