مجله میدان آزادی: در هفتمین روز از اکرانهای چهلوچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر، به سراغ نقد و بررسی فیلم «حاشیه» ساختۀ «رسول صدرعاملی» محصول سال ۱۴۰۴ رفتهایم. در ادامه ریویوی این اثر از مجموعهنقدهای پروندۀ «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ» را به قلم «مینو خانی» بخوانید:

پوستر فیلم سینمایی «حاشیه»، به کارگردانی «محمد علیزادهفرد»
یک فیلم اجتماعی تمامقد
فیلم «حاشیه» نخستین فیلم بلند «محمد علیزادهفرد» در چهلوچهارمین جشنوارۀ ملی فیلم فجر در خانۀ رسانه، پردس سینمایی ملت به نمایش درآمد. علیزادهفرد و «بنیامین هفتلنگ» آن را نوشتهاند و «یوسف منصوری» آن را تهیه کرده است. «هادی کاظمی»، «مهران احمدی»، «سجاد بابایی»، «ونوس کانلی»، «میترا رفیع» و... در این فیلم به ایفای نقش پرداختند. «کمال تبریزی» هم مشاور کارگردان بود. فیلم محصول مشترک سازمان سینمایی سوره و سازمان سینمایی اوج است.
خلاصه داستان فیلم «حاشیه»
«محسن، طلبۀ جوانی است که به دلیل حادثهای مجبور به پرداخت دیه و خسارت میشود و همین مساله باعث میشود که آنها مجبور شوند در حاشیۀ تهران، خانه اجاره کنند. دختر کوچک محسن ناپدید میشود و او به همراه یکی از اهالی محل به نام مهدی که او هم فرزندش گم شده است به دنبال بچههایشان میگردند...»

«محمد علیزادهفرد»، کارگردان فیلم «حاشیه»
محتوای فیلم «حاشیه»
[خطر لو رفتن داستان فیلم]
فیلم حاشیه یک فیلم اجتماعی تمامقد، روایتی از تجربۀ زیست حاشیهنشینی است. حاشیۀ کلانشهری که انواع و اقسام بزههای اجتماعی در آن جریان دارد. مردم محل از هم میترسند، هر کسی از کنار دیگری رد میشود احتمال آسیب دارد، کلامی یا جسمی و حتی روحی؛ و محسن، طلبهای که به دلیل دافعه، لباسش را نمیپوشد از هیچکدام از این آسیبها بری نمیماند.
فیلم تلاش میکند مسئولیت اجتماعی روحانیت را برجسته کند. محسن علیرغم اینکه در بخش عمدهای از فیلم لباس روحانیت به تن نمیکند، رفتار و تصمیمهایش مبتنی بر زیست روحانیت است. وقتی در بیمارستان از همسرش مهر برای نماز میخواهد یا در خیابان و بر روی کارتنی نمازش را میخواند تا وقتی که با مهدی که پسرش در لیست بچههای گم شدۀ محل است، تصمیم میگیرند خودشان به دنبال بچههایشان بگردند؛ همه نشان از زیست او به عنوان روحانی و ایدۀ کارگردان برای نشان دادن وجه مذهبی در فیلم دارد. مهدی به قهوهخانه میرود و چند نفری را برای همراهی پیدا میکند و محسن به مسجد میرود و یک گروهان را با خود همراه میکند و مسجدی که «سالهاست بسته است» را پایگاه فعالیت خودشان میکنند و فضای مسجد را به فضای مساجد در دوران جنگ -که مسجد پایگاه بخش عمدۀ فعالیتهای پشت جبهه بود-، تبدیل میکنند؛ زمانی که نهایت انسجام و همدلی در جایجای جامعه ایران وجود داشت. حاشیه، نه فقط همراهی و همدلی مردم با هم را نشان میدهد، بلکه همکاری مردمی با نهاد نظامی را هم به تصویر میکشد. سرهنگ محمدی همانقدر درگیر پروندۀ بچههای گم شده محل است که محسن و مهدی، و انگار با این همراهی میخواهد روزگاری را به مخاطب یادآوری کند که همدلی افراد و نهادها با هم نتیجهبخش بود.
علیزادهفرد در کنار طرح جایگاه مسجد و روحانیت، تلاش کرده با رفتار معقول و پسندیدۀ محسن در مواجه با مشکلی که برایش پیش آمده، مسائل اخلاقی را طرح کند. آنجا که محسن جوانی که به او چاقو زده را میبخشد و در ادامه همراهی او در پیدا کردن دخترش را به دست میآورد و جوان به او میگوید: «معرفت به خرج دادی...».
اما به نظر میرسد مسالۀ مهم فیلم حاشیه، اتفاق تلخ مهمی است که در حاشیۀ شهرها رخ میدهد: بچهدزدی و فرار بچهها از خانه؛ اولی با هدف فروش بچهها به افرادی در خارج از کشور و دومی به دلیل رفتار بد و خشن والدین. اولی پول خوبی به دست میآورد و دومی، دلشکسته و مغموم، پا در راهی میگذارد که آیندهای نامعلوم پیدا میکند.
فیلم به ظاهر راهکاری ارائه نمیدهد اما در جایجای آن به واسطۀ واکنشهای مثبت محسن، گوشزد میکند که راهکار حل آسیبهای اجتماعی میتواند در رعایت اخلاقیات باشد. رعایت مسائل اخلاقی که ریشۀ آن در خانواده و بعد در جامعه است.

«هادی کاظمی»، در فیلم سینمایی «حاشیه»، به کارگردانی «محمد علیزادهفرد»
فرم فیلم «حاشیه»
باز شاهد حضور یک بازیگر کمدی در یک فیلم جدی اجتماعی هستیم: «هادی کاظمی» که توانسته از عهدۀ نقش به خوبی برآید و نگاه معصومش همراهی مخاطب را به دنبال داشته باشد. «مهران احمدی» هم بازی خوبی ارائه داده اما «ونوس کانلی» در نقش مادری که دختر کوچکش را گم کرده به خوبی دیگران از آب درنیامده است. موسیقی و طراحیهای چهره و لباس و صحنه نیز در راستای اهداف فیلم است. اما نکتۀ بسیار مهم آن نقش «کمال تبریزی» در جایگاه مشاور کارگردان است. کارگردان باسابقهای که آثار درخشانی در کارنامۀ سینمای ایران دارد. این نقش یکی از مهمترین وظایفی است که پیشکسوتان سینما باید بر عهده بگیرند تا در نقش مشاور، انتقال تجربه صورت بگیرد و حضور آنها در کنار سینماگران جوان، باعث تربیت نسل دیگری از سینماگران شود که آثاری هم با کیفیت بهتر و هم با موضوعات مهمتر تولید شود، آن هم در حرفهای که بسیار گران و هزینهبر است.