ﺳﻪشنبه 14 بهمن 1404 / خواندن: 3 دقیقه
پرونده پرواز بر فراز آشیانه‌ی سیمرغ | صفحه صدوپنجاه‌وششم

ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «دختر پری خانم» ساخته‌ «علیرضا معتمدی»

امسال علیرضا معتمدی در جشنواره فجر چهل و چهار با «دختر پری خانوم» به جشنواره آمده است. فیلمی که باز هم به سوگ یا اتوبیوگرافی معتمدی به عنوان نویسنده و کارگردان مرتبط می‌شود. معتمدی در دختر پری خانوم به سراغ مرگ زودهنگام مادرش و سوگش برای او رفته است. مادری که با جوانمرگی ماندگار شده و حالا پسر میانسالش از او پیرتر است.

4
ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «دختر پری خانم» ساخته‌ «علیرضا معتمدی»

مجله میدان آزادی: فیلم «دختر پری خانم» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی «علیرضا معتمدی»، اثری از جشنواره است که در تازه‌ترین صفحه از پرونده «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ» به سراغ نقد و بررسی آن رفته‌ام. ریویوی این فیلم را به قلم مینو رضایی بخوانید:

در بین کارگردان‌های ایرانی احتمالا بیش از همه «علیرضا معتمدی» بوده که فرصت فراوان برای فکر کردن به سوگ یا سوگ‌هایش داشته است. 

درباره علیرضا معتمدی؛ نویسنده، بازیگر و کارگردان

معتمدی که تمام دورۀ نوجوانی و جوانی خود را در خواندن و نوشتن و نقد و حتی بازیگری گذراند، بالاخره سال 1396 اولین فیلمش را ساخت؛ «رضا». فیلمی از سینمای مستقل با تهیه‌کنندگی «کیومرث پوراحمد». رضا فیلم استخوان‌داری بود که نوید حضور یک کارگردان مؤلف را در جمع کارگردانان کاربلد سینمای ایران می‌داد. داستان رضا گوشه‌هایی از زندگی خود علیرضا معتمدی بود. سوگ او برای برادرش مصطفی و فراز و فرود زندگی شخصی‌ش. از طرفی معتمدی ادبیات خوانده بود و داستانی تاریخی را نیز با فیلمش پیش‌ می‌برد. رضا یک ویژگی برجستۀ دیگر داشت و آن پرداختن به شهر اصفهان بود که می‌توان آن را محصول همکاری مشترک معتمدی و پوراحمد دانست.

معتمدی در دومین فیلمش «چرا گریه نمی‌کنی؟» مسئله سوگش به‌خصوص سوگ برادرش را بازتر کرد اما به محض اینکه کار به سمت تلخی متمایل می‌شد، با گنجاندن به اندازۀ آدم‌های فانتزی و دوست‌داشتنی فضای کلی فیلم را مدیریت می‌کرد. از این جهت چرا گریه نمی‌کنی؟ هیچ شخصیت منفی نداشت و پر بود از آدم‌های مراقب. معتمدی موتیف‌های زیادی از رضا را در چرا گریه نمی‌کنی تکرار کرد. ناتوانی نه گفتن به همسر بی‌وفا، صحنه‌های زمین فوتبال، ادای دین‌های ریز و درشت به جغرافیای اصفهان، سوگ برادر و از همه مهم‌تر بازی کردن خودش در نقش اصلی. با وجود تحسین‌برانگیزی چرا گریه نمی‌کنی؟، این فیلم در جریان‌های سال 1401 و اعتراض بازیگرانش به حضور فیلمشان در جشنوارۀ فجر (گرچه آنها مالک اثر نبودند) دچار حاشیه‌های پررنگ‌تر از متن شد و آنطور که باید دیده نشد. 

درباره دختر پری خانوم

امسال علیرضا معتمدی در جشنواره فجر چهل و چهار با «دختر پری خانوم» به جشنواره آمده است. فیلمی که باز هم به سوگ یا اتوبیوگرافی معتمدی به عنوان نویسنده و کارگردان مرتبط می‌شود. معتمدی در دختر پری خانوم به سراغ مرگ زودهنگام مادرش و سوگش برای او رفته است. مادری که با جوانمرگی ماندگار شده و حالا پسر میانسالش از او پیرتر است. پسری که درگیر بحران چهل سالگی نیز هست. البته که موتیف‌های دو فیلم قبلی باز هم در این فیلم تا حدی تکرار شده‌اند. معشوق جفاپیشه، عاشق ستم‌کشیدۀ صلحِ کل، شب‌نشینی‌های دور آتش با موسیقی، رانندگی نکردن (!)، روایت داستان تاریخی لازمان و لامکان در دل فیلم اما با صحنه‌های پس و پیش که مخاطب خیلی هم نتواند با داستان فیلم تطبیقش بدهد و ... اما دختر پری خانوم یک تفاوت اساسی دارد که از نظر نگارنده به نقطه ضعفش تبدیل شده است. 

معتمدی اهل اصفهان است. نه اینکه بگوییم او اصالت اصفهانی دارد؛ او خود اصفهان است! به همین خاطر بود که رضا آنقدر به دل تماشاگرانش نشست. به همین خاطر بود که قصۀ «علی شهناز» و همزادش همه را تا بیابان‌ها و کاروانسراهای اطراف اصفهان کشاند. 

از طرفی تجربه نشان داده هرچقدر که سوگ معتمدی سنگین‌تر باشد، او فانتزی بیشتری در کارش می‌گنجاند. معتمدی در دختر پری خانوم از شوخی و جدی فانتزی استفاده کرده است تا خیلی هم نگاه جدی به مسائل جدی در دنیای شوخی نداشته باشد. حالا این دنیای فانتزی و شوخی که معتمدی در دختر پری خانوم خلق کرده از فرشته‌اش که «مرضیه برومند» است تا لوله‌کش‌هایش که این‌بار زن هستند، تا فعال کردن اکانت آرزوها تا متلک‌هایش به دهه‌ شصتی‌ها همه یک‌جوری هستند! یک‌جوری یعنی نامأنوس هستند! «پسر مینو خانوم» ادامۀ رضا و علی شهناز است، اما از آدم‌های «سمج در مهربانی» دور و اطراف آن دو خبری در این یکی نیست. از رجوع گاه و بیگاه به بیابان‌های اصفهان هم خبری نیست. بنابراین برای یک دنبال‌کنندۀ سفت و سخت کارهای علیرضا معتمدی، فانتزی‌های دختر پری خانوم و پسر مینو خانوم کمی تا قسمتی نامأنوس است. حتی اگر بازگشت به اسطوره‌ها و نماد تطهیر در حوض آب در آن گنجانده شده باشد.

با این‌همه می‌توان «دختری پری خانوم» را قسمت سوم سه‌گانۀ سوگ یا سه‌گانۀ اتوبیوگرافی علیرضا معتمدی دانست. قسمت سومی که بار بزرگش بر دوش بازی «سها نیاستی» است.
 




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
ناتوانی نه گفتن به همسر بی‌وفا، صحنه‌های زمین فوتبال، ادای دین‌های ریز و درشت به جغرافیای اصفهان، سوگ برادر و از همه مهم‌تر بازی کردن خودش در نقش اصلی. با وجود تحسین‌برانگیزی چرا گریه نمی‌کنی؟، این فیلم در جریان‌های سال 1401 و اعتراض بازیگرانش به حضور فیلمشان در جشنوارۀ فجر (گرچه آنها مالک اثر نبودند) دچار حاشیه‌های پررنگ‌تر از متن شد و آنطور که باید دیده نشد. 

معتمدی در دختر پری خانوم از شوخی و جدی فانتزی استفاده کرده است تا خیلی هم نگاه جدی به مسائل جدی در دنیای شوخی نداشته باشد. حالا این دنیای فانتزی و شوخی که معتمدی در دختر پری خانوم خلق کرده از فرشته‌اش که «مرضیه برومند» است تا لوله‌کش‌هایش که این‌بار زن هستند، تا فعال کردن اکانت آرزوها تا متلک‌هایش به دهه‌ شصتی‌ها همه یک‌جوری هستند! یک‌جوری یعنی نامأنوس هستند!

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00