مجله میدان آزادی: در سومین روز از اکرانهای چهلوچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر، به سراغ نقد و بررسی فیلم «رقص باد» ساختۀ «سید جواد حسینی» محصول سال ۱۴۰۴ رفتهایم. در ادامه ریویوی این اثر از مجموعهنقدهای پروندۀ «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ» را به قلم مریم رحیمیپور بخوانید:
رقص باد بر پردۀ سینما
همۀ داستان در خلاصۀ سینما تیکت لو رفته است! اولش تصور میکنم که سازنده به عمد این جزییات را در خلاصه گفته است تا در ادامۀ فیلم ما را غافلگیر کند یا با نمایش جزییات متفاوتی عمق بیشتری از داستان را نشانمان بدهد. اما این طور نمیشود.

پوستر اصلی فیلم «رقص باد»، ساختۀ «سید جواد حسینی»
«سیدجواد حسینی» فارغالتحصیل رشتۀ ادبیات نمایشی است و علاوه بر ساخت تیتراژ چند فیلم و سریال، در کارنامهاش سه فیلم کوتاه و یک سریال تلویزیونی دارد؛ «سریال سهشنبه ۱۴ جولای» که در مهر ۱۴۰۰ از تلویزیون پخش شده و بخشی از جزییات پروندۀ هستهای ایران را نمایش میدهد.
شاید به خاطر تجربه در فیلم کوتاه است که «رقص باد» هم شبیه به فیلم کوتاه شده است. یا حداقل باید میشده است.
داستان فیلم رقص باد
داستان از این قرار است که «یونس» بعد از ۳۷ سال در ایام جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، به شهرش در جنوب برمیگردد و به مهمانخانۀ زنی میرود که محلیها به او «خاله خورشید» میگویند که «سودابه بیضایی» نقشش را بازی کرده است. یونس گویا تقریباً با فضای این شهر آشناست اما باقی شخصیتها به غیر از خاله خورشید او را نمیشناسند، فقط به نظرشان آشنا میآید.

گریم «سودابه بیضایی» برای نقش «خاله خورشید»
خاله خورشید دختری به نام «ترمه» با بازی «ماهور الوند» دارد که به تازگی قرار بوده عروسی کند اما نامزدش «الوان» یا «علوان» شش ماه است، تصمیم گرفته یک کلمه هم حرف نزند. برادر الوان که تصور میکند یونس دکتر است از او میخواهد که برادرش را درمان کند و یونس گرچه تأکید میکند که دکتر نیست اما به دیدن الوان میرود. دیدار با الوان راز داستان را میگشاید، البته روندی منطقی و قانعکننده ندارد اما حداقل مخاطب و یونس از سرگردانی نجات پیدا میکنند.
روایت ادامۀ ماجرا موجب افشا شدن پایان فیلم و شاید افشا شدن تنها بخش جذاب داستان باشد. چیزی که سازنده ناخواسته یا خواسته در خلاصۀ داستان روایت کرده و ماجرا برای مخاطبان پیش از تماشای فیلم افشا شده است!
نقد فیلم رقص باد
کسانی که در سینما به تماشای رقص باد مینشینند. شاید از خودشان بپرسند «کسی این فیلم را در سینما خواهد دید؟» واقعیت این است که اثر حتی برای نمایش در تلویزیون هم خستهکننده است. شخصیتها دقایق طولانی راه میروند، در سکوت کنار یکدیگر مینشینند به دریا خیره میشوند و اگر این صحنهها را کوتاهتر کنید (حذف نه، صرفاً کوتاهتر کنید) بیش از یک سوم فیلم کم میشود. به همین خاطر است که میتوان به راحتی گفت رقص باد چه از نظر ایده، چه از نظر پردازش این ایده و چه از نظر شخصیتپردازی، دیالوگنویسی و تنوع صحنهها واقعاً در حد یک فیلم کوتاه است و شاید اگر یک فیلم کوتاه بود اثرگذاری بیشتری بر مخاطب داشت.
با اینهمه جانب انصاف را رعایت میکنیم و میگوییم پایان داستان تقریباً غافلگیرکننده است اما بینندهای که ۹۰ دقیقه صحنههای طولانی و بدون دیالوگ را تماشا کرده است حتی با این پایان غافلگیرکننده هم شگفتزده نمیشود. حال آنکه اگر این فیلم ۱۰ دقیقه بود، میتوانست اثرگذار باشد و مخاطب را به فکر فرو برد.
«علیرضا شجاعنوری» در رقص باد
شاید به خاطر همین کمبود محتواست که همه در توصیف فیلم مینویسد. «اولین حضور علیرضا شجاعنوری بعد از هفت سال» البته این اولین حضور چندان چنگی به دل نمیزند. نه تنها علیرضا شجاعنوری بلکه باقی بازیگرها هم انگار با نقش خود ارتباط نگرفتهاند و تنها در سکوت راه میروند و دیالوگهایی را بدون احساس تکرار میکنند. اما اگر شما تمایل دارید که شاهد اولین حضور علیرضا شجاعنوری بعد از هفت سال باشید و چندان به قصه و جذابیت و کشش فیلم اهمیت نمیدهید، حتماً به تماشای رقص باد بنشیند.