یکشنبه 19 بهمن 1404 / خواندن: 6 دقیقه
پرونده پرواز بر فراز آشیانه‌ی سیمرغ | صفحه صدو‌هشتادوهفتم

ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «زنده شور» ساخته «کاظم دانشی»

زنده‌شورفیلمی سینمایی به کارگردانی «کاظم دانشی» است که در چهل‌وچهارمین دورۀ جشنوارۀ بین‌المللی فیلم فجر و در بخش سودای سیمرغ به نمایش درآمد. این اثر در ژانر اجتماعی-جنایی ساخته شده و فیلمنامۀ آن حاصل همکاری «محمد داودی» و خود دانشی است. حضور بازیگرانی چون «بهرام افشاری»، «سارا بهرامی»، «حامد بهداد»، «امیر جعفری» و «شبنم مقدمی»، فیلم را به اثری قابل‌توجه در میان آثار جشنواره تبدیل کرده و توجه منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کرده است.

5
ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «زنده شور» ساخته «کاظم دانشی»

مجله میدان آزادی: در نهمین روز از اکران‌های چهل‌وچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر، به سراغ نقد و بررسی فیلم «زنده‌شور» ساختۀ «کاظم دانشی» محصول سال ۱۴۰۴ رفته‌ایم. در ادامه ریویوی این اثر از مجموعه‌نقدهای پروندۀ «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ» را به قلم «محمدرضا جویباری» بخوانید:
 

پیش از هر قضاوت ارزشی دربارۀ «زنده‌شور»، باید یک سؤال ساده اما تعیین‌کننده را پاسخ داد: «کاظم دانشی» دقیقاً چه می‌خواسته بسازد و آیا به آن رسیده است یا نه؟ اگر فیلم‌ساز هدفی مشخص داشته و توانسته آن را به‌درستی در ذهن مخاطب بنشاند، حتی اگر با آن هدف مخالف باشیم، با یک اثر سینمایی جان‌دار طرفیم؛ اثری که دست‌کم توانسته یک انگاره را در تماشاگر تقویت یا تضعیف کند. از این منظر، زنده‌شور موفق است. آن‌هم به‌خاطر شیوۀ پرداختش. فیلم بلد است حال‌وهوا بسازد، استرس تزریق کند، فضا را خفه و تاریک نگه دارد و مخاطب را تا انتها با خود بکشد. اگر قرار باشد فقط از حیث «هنر پرداخت» و مهارت‌های سینمایی حداقلی قضاوت کنیم، «زنده‌شور» فیلمی قابل دفاع است.
 

شناسنامه فیلم زنده شور

زنده‌شورفیلمی سینمایی به کارگردانی «کاظم دانشی» است که در چهل‌وچهارمین دورۀ جشنوارۀ بین‌المللی فیلم فجر و در بخش سودای سیمرغ به نمایش درآمد. این اثر در ژانر اجتماعی-جنایی ساخته شده و فیلمنامۀ آن حاصل همکاری «محمد داودی» و خود دانشی است. حضور بازیگرانی چون «بهرام افشاری»، «سارا بهرامی»، «حامد بهداد»، «امیر جعفری» و «شبنم مقدمی»، فیلم را به اثری قابل‌توجه در میان آثار جشنواره تبدیل کرده و توجه منتقدان و مخاطبان را به خود جلب کرده است.

خلاصۀ داستان فیلم زنده‌شورروایت زنده‌شورحول شخصیت مرتضی زند، نمایندۀ دادستان، شکل می‌گیرد؛ مردی که در ساعات پایانی پیش از اجرای حکم اعدام پنج محکوم به قتل، مأموریتی حساس را بر عهده دارد. سفر او به شهری دیگر برای اجرای این احکام، فیلم را وارد مسیری می‌کند که در آن موقعیت‌های انسانی، تنش‌های اخلاقی و پیچیدگی‌های عاطفی به‌تدریج آشکار می‌شوند.
 

کارگردانی فیلم زنده‌شور

زنده‌شور فیلمی تاریک و تنگ است؛ هم به‌لحاظ نور و رنگ، هم به‌لحاظ میزانسن. بیشتر نماها در فضاهایی بسیار بسته گرفته شده‌اند تا حس خفگی زندان و لحظات آخر محکومان به‌خوبی القا شود. فیلم عملاً با کمتر از یک‌دست لوکیشن پیش می‌رود: حمام زندان، دفتر، یک زیرزمین برای تجمع محکومان و نهایتاً حیاطی که میدان اعدام است. کارگردان در همین چند فضا، فشار و اضطراب را منتقل می‌کند؛ اما در یک نقطۀ کلیدی، عمداً یا سهواً کم می‌گذارد: ما هرگز میدان اعدام را به‌درستی نمی‌بینیم. حتی یک دورنمای کامل وجود ندارد. نمی‌فهمیم این همه فنس تو‌در‌تو برای چه است، چه کسی از کجا وارد یا خارج می‌شود، نسبت فضاها چیست و اصلاً این «میدان» چه ابعادی دارد. از ابتدای فیلم، دکوپاژ بر مدار نماهای مدیوم و مدیوم‌کلوزآپ می‌چرخد. نمای کلوزآپ واقعی تقریباً وجود ندارد. گویی کارگردان با تمام مهارت فنی‌اش، آگاهانه از «عمق دادن» فرار می‌کند؛ چه در فضا، چه در شخصیت‌ها. این تصمیم اگرچه ریتم را حفظ می‌کند، اما مانع از آن می‌شود که مخاطب با جهان فیلم نسبت عمیق‌تری برقرار کند.

با این حال، با وجود بیش از دو ساعت زمان، فیلم حوصله‌سربر نمی‌شود. دکوپاژ حساب‌شده است و تدوین ریتم را نگه می‌دارد. موسیقی اما گاهی زیاده‌روی می‌کند؛ در برخی صحنه‌ها آن‌قدر روی احساس سوار می‌شود که عملاً خودِ حس را می‌کُشد.

در عوض، قاب‌بندی‌ها در لحظات حساس دقیق‌اند. نقطۀ اوج کارگردانی و دوربین، بی‌تردید پلان پایانی است: مرتضی زند در ماشین، پیش از تیتراژ. این پلان، خداحافظی درست یک قهرمان است. مخاطب نه فقط می‌بیند، بلکه حسِ درون او را تجربه می‌کند. صادقانه اگر فکر کنیم، به‌سختی می‌توان در سینمای سال‌های اخیر ایران نمونه‌ای پیدا کرد که یک پلان داخل ماشین، این‌قدر دقیق و مؤثر کار شده باشد.
 

بازی‌ها در فیلم زنده‌شور 

بازی‌ها یکی از ستون‌های اصلی فیلم‌اند. «بهرام افشاری» و «امیر جعفری» هر دو درخشان‌اند و بی‌اغراق باید آن‌ها را از گزینه‌های جدی بهترین بازیگر نقش اصلی و مکمل دانست. نه اغراق می‌کنند، نه کم‌کاری. بهرام افشاری احتمالاً بهترین بازی کارنامه‌اش را این‌جا ارائه داده: دقیق، به‌جا و بدون خودنمایی. کارگردان هم به‌عنوان مکمل این بازی‌ها، از حیث هدایت دوربین و تدوین، به‌خوبی عمل کرده و اجازه داده بازی‌ها نفس بکشند.
 

بررسی محتوایی فیلم زنده‌شور

اما مسئلۀ اصلی «زنده‌شور» محتواست. فیلم در القای سیاهی، بسیاری تلاش می‌کند. میزانسن‌ها، دیالوگ‌ها و بازی‌ها طوری چیده شده‌اند که گویی این پنج قاتل، با مظلومیت و بی‌گناهی، به پای چوبۀ دار می‌روند. از همان ابتدا، شوخی‌هایی با روحانیِ حاضر در زندان می‌شود؛ حضوری که نه‌تنها جدی گرفته نمی‌شود، بلکه ملال‌آور و تحقیرشده تصویر می‌شود. در حالی‌که نقش او در چنین موقعیتی، به‌لحاظ اجتماعی و انسانی، نقشی اساسی است. اما فیلمساز برای جذابیت فیک و گرفتن ژست انتقادی، ترجیح می‌دهد هرچه بیشتر او را دست بیندازد.

فیلم در نقطه‌ای مشخص، از رئالیسم به سورئالیسم می‌لغزد: بعد از اعدام زندانی اول، زندانی دوم آخرین درخواستش را ساز زدن اعلام می‌کند و با یک میزانسن کاملاً غیرقابل‌باور، بالای چوبۀ دار، وسط میدان اعدام، شروع به نواختن می‌کند. عجیب‌تر این‌که درست از همین لحظه، ورق برمی‌گردد؛ اولیای دم تحت‌تأثیر قرار می‌گیرند و گفت‌وگو برای بخشش آغاز می‌شود.

سؤال ساده است: یعنی آن زندانی اول چون ساز زدن بلد نبود، مستحق قصاص بود؟ چون «هنر» نداشت، مرگش اهمیتی نداشت؟ یا فیلمساز برای گره‌گشایی، ناچار شده یک عنصر اگزوتیک و سانتی‌مانتال مثل ساز را به زور به داستان بچسباند و برای تأثیرگذاری بیشتر، قربانی اول را حذف کند؟

برای پررنگ‌تر کردن پیام، فیلم یک عنصر دیگر هم دارد: تصویرسازی کاریکاتوری از «حاکمیت». نقش «شبنم مقدمی» دقیقاً همین کارکرد را دارد؛ زنی چادری، معاون دادستان، که آیۀ قصاص را می‌خواند و در برابر قهرمانی که دوستش داریم، همواره در موضع تقابل است. این نقش، برگ‌برندۀ فیلمساز است: هم طعنه‌های روشنفکرانه‌اش به حکومت را می‌زند، هم یک زن چادری را به بدترین و کلیشه‌ای‌ترین شکل ممکن تصویر می‌کند. کاراکتری تک‌بعدی، فاقد پیچیدگی، که صرفاً برای نفرت‌انگیز شدن طراحی شده است.

[خطر لو رفتن داستان فیلم] 

اگر مؤلف ادعا می‌کند «زنده‌شور» فیلمی دربارۀ بخشش است، باید گفت فیلم، ناخودآگاه خودش را لو می‌دهد. اولاً که با وجود نشان دادن عقبه و خانوادۀ قاتلین فیلم، اصلا چیز خاصی از خانوادۀ مقتولین نمی‌بینیم و همین باعث می‌شود که حقی به آن‌ها ندهیم. دوما این‌که تقریباً تمام قاتلان پاک می‌شوند: اولی که اعدام شد، معلوم می‌شود بی‌گناه بوده. دومی اشتباهی کشته. سومی با زمینه‌چینی فیلم، «حقش بوده» زنش را بکشد چون خیانت کرده. چهارمی هم کار «خوبی» کرده؛ چند افغانی بی‌ناموس را کشته.

با این حساب، این‌ها بی‌گناه‌اند. پس بخشش برای چیست؟ اگر قاتل‌ها عملاً تطهیر شده‌اند، دیگر چه چیزی باید بخشیده شود؟ پاسخ روشن است: بخشش در این فیلم، نه یک کنش اخلاقی، بلکه راه فرار قربانیان از یک قانون «بد و یک ظلم» معرفی می‌شود. قصاص اسلامی، مسئلۀ اصلی است و بخشش، تنها مسکّن روانی مردمی که زیر این قانون له شده‌اند. این همان جمله‌ای است که فیلم پنهان می‌کند و آرام، بی‌سروصدا، در سینۀ مخاطب فرو می‌کند.




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
اگر مؤلف ادعا می‌کند «زنده‌شور» فیلمی دربارۀ بخشش است، باید گفت فیلم، ناخودآگاه خودش را لو می‌دهد. اولاً که با وجود نشان دادن عقبه و خانوادۀ قاتلین فیلم، اصلا چیز خاصی از خانوادۀ مقتولین نمی‌بینیم و همین باعث می‌شود که حقی به آن‌ها ندهیم. دوما این‌که تقریباً تمام قاتلان پاک می‌شوند: اولی که اعدام شد، معلوم می‌شود بی‌گناه بوده. دومی اشتباهی کشته. سومی با زمینه‌چینی فیلم، «حقش بوده» زنش را بکشد چون خیانت کرده. چهارمی هم کار «خوبی» کرده؛ چند افغانی بی‌ناموس را کشته.


خلاصۀ داستان فیلم زنده‌شورروایت زنده‌شورحول شخصیت مرتضی زند، نمایندۀ دادستان، شکل می‌گیرد؛ مردی که در ساعات پایانی پیش از اجرای حکم اعدام پنج محکوم به قتل، مأموریتی حساس را بر عهده دارد. سفر او به شهری دیگر برای اجرای این احکام، فیلم را وارد مسیری می‌کند که در آن موقعیت‌های انسانی، تنش‌های اخلاقی و پیچیدگی‌های عاطفی به‌تدریج آشکار می‌شوند.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00