چهارشنبه 15 بهمن 1404 / خواندن: 5 دقیقه
پرونده پرواز بر فراز آشیانه‌ی سیمرغ | صفحۀ صدو‌شصت‌وچهارم

ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «سقف» ساختۀ «ابراهیم امینی»

سقف داستان خانواده‌ای معمولی را روایت می‌کند؛ خانواده‌ای که در حال برگزاری یک جشن عروسی ساده و کج‌دار و مریز است، اما ناگهان با شروع یک جنگ غیرمعمول مواجه می‌شود. این جنگ به‌قدری شدید و نامانوس است که آن‌ها را مجبور به آواره شدن و ادامه زندگی در وضعیت فلاکت‌آمیز می‌کند. داستان حول تلاش‌های روزمره این آدم‌های معمولی می‌چرخد تا از این وضعیت نابرابر و بی‌رحمانه عبور کنند، اما آیا واقعاً می‌شود از جنگ فرار کرد؟ 

5
ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «سقف» ساختۀ «ابراهیم امینی»

مجله میدان آزادی: در چهارمین روز از اکران‌های چهل‌وچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر، به سراغ نقد و بررسی فیلم «سقف» ساختۀ «ابراهیم امینی» محصول سال ۱۴۰۴ رفته‌ایم. در ادامه ریویوی این اثر از مجموعه‌نقدهای پروندۀ «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ» را به قلم «محمدرضا جویباری» بخوانید:
 

تماشای «سقف» از آن تجربه‌هایی است که ناخواسته با یک پیش‌فرض آغاز می‌شود؛ پیش‌فرضی که نه از خود فیلم، بلکه از نام سازنده‌اش می‌آید. «ابراهیم امینی» برای مخاطب جدی سینمای ایران، پیش از آن‌که یک کارگردان باشد، یک نویسنده است؛ نویسنده‌ای که در مهم‌ترین آثار «محمدحسین مهدویان» رد پررنگی از خود به جا گذاشت و در دهه اخیر، آرام‌آرام به چهره‌ای شاخص در نوشتن روایت‌های جنایی و امنیتی بدل شد. همین سابقه باعث می‌شود انتظار داشته باشیم سقف ادامه همان جهان دقیق، پرتنش و موقعیت‌محور باشد. اما امینی این‌بار نه نویسنده، که کارگردان است و سقف به‌عنوان دومین تجربه بلند او، خیلی زود نشان می‌دهد قرار نیست صرفاً تکرار گذشته کارگردان باشد. سقف به‌جای امتداد یک مسیر روشن، ما را وارد تجربه‌ای ناهموار، پرادعا و در عین حال مسئله‌دار می‌کند.

پوستر فیلم سینمایی «سقف»، ساختۀ «ابراهیم امینی»
پوستر فیلم سینمایی «سقف»، ساختۀ «ابراهیم امینی»

عوامل و بازیگران فیلم سقف

 فیلم سقف به کارگردانی ابراهیم امینی ساخته شده. نگارش فیلمنامه را «علی‌محمد حسام‌فر» بر عهده داشته و این اثر در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. از جمله بازیگرانی که در این اثر حضور دارند می‌توان به «سام درخشان»، «فریبا نادری»، «بیژن بنفشه‌خواه» و «گیتی قاسمی» اشاره کرد.
تهیه این اثر با همت «سعید خانی» انجام شده است.
 

خلاصه داستان سقف

سقف داستان خانواده‌ای معمولی را روایت می‌کند؛ خانواده‌ای که در حال برگزاری یک جشن عروسی ساده و کج‌دار و مریز است، اما ناگهان با شروع یک جنگ غیرمعمول مواجه می‌شود. این جنگ به‌قدری شدید و نامانوس است که آن‌ها را مجبور به آواره شدن و ادامه زندگی در وضعیت فلاکت‌آمیز می‌کند. داستان حول تلاش‌های روزمره این آدم‌های معمولی می‌چرخد تا از این وضعیت نابرابر و بی‌رحمانه عبور کنند، اما آیا واقعاً می‌شود از جنگ فرار کرد؟ 
 

 بررسی محتوایی فیلم سقف 

در سقف، خانواده‌ای ساده و بی‌ادعا در مواجهه با جنگی غیرمتعارف قرار می‌گیرد؛ جنگی که حتی معنا و منطقش برای تماشاگر روشن نیست، اما اثرش به‌وضوح زندگی مردم عادی را متلاشی می‌کند. این وضعیت نشان می‌دهد که فیلم به‌جای تمرکز صرف بر جنگ به‌عنوان یک پدیده بیرونی، بیشتر به تجربه انسانی افراد در مواجهه با آن می‌پردازد — تجربه‌ای که گاه از متن روایت اصلی هم قوی‌تر می‌نماید.

با این حال، اگر امینی بعدها در مصاحبه‌ها بگوید این فیلم را ساخته تا این حرف را بزند که «از جنگ فرار نکنید»، این جمله در بطن فیلم کم‌رنگ و تقریباً بی‌اثر به نظر می‌رسد. فیلم نه دعوتی قوی برای مقاومت ارائه می‌دهد، نه پیامی روشن درباره ایستادگی در برابر بحران. درواقع آن‌چه باقی می‌ماند، تصویری است از انسان‌هایی که بدون چشم‌انداز روشن، میان هرج‌ومرج گرفتار آمده‌ و تحقیر شده‌اند.

یکی از نمادهای تلخ این وضعیت، برخورد خانواده با جایگاه پدر است. پدری که ارزشش در نگاه اعضای خانواده گاهی از یک سگ کمتر می‌شود و وقتی برای دریافت توجه حتی خطاب به سگ می‌گوید: «الان هر کی هر چی بگه، گوش می‌دم. حتی تو.» این صحنه نه‌تنها تلخ است، بلکه نوعی فروپاشی نقش پدری را نشان می‌دهد — فروپاشی‌ای که ریشه در ساختار روایت و نگاه فیلم‌ساز دارد.

زن خانواده حاضر است به‌خاطر ماندن در یک مکان، نه‌تنها تحقیر را بپذیرد بلکه مردش را هم به‌خاطر همان ماندن، خرد کند؛ آن‌هم در حالی که صاحب آن خانه پیش‌تر پیشنهاد شرم‌آوری به او داده است. پرسش اینجاست: چرا هیچ‌چیز کسی را نمی‌آزارد؟ چرا این میزان از بی‌حرمتی، نه خشم می‌آفریند و نه حتی واکنشی جدی؟ در مقابل، پدری که مدام می‌خواهد «کار درست» را انجام دهد، در تمام طول فیلم تحقیر می‌شود؛ گویی اخلاق‌مداری، خطای نابخشودنی اوست. و درست در لحظه‌ای که فیلم به نقطه‌ای می‌رسد که می‌توانست زمانۀ تحول شخصیت‌ها باشد، پدر نه به قهرمان، که به دلقکی تنزل پیدا می‌کند تا دیگران تغییر کنند. این میزان از تقلیل انسان، آزاردهنده است. در چنین موقعیتی، مخاطب بیش از آن‌که با شخصیت‌ها همراه شود، ناخواسته به یک جمله می‌رسد: لعنت به جنگ، که مردی نجیب را تا این حد به ذلت می‌کشاند. هر چند که آخر فیلم را خیلی نایس و سانتی‌مانتال با بازگشت به خانه، درهم بگنجانیم.

سکانسی از فیلم سینمایی «سقف» ساختۀ «اسماعیل امینی»
سکانسی از فیلم سینمایی «سقف» ساختۀ «اسماعیل امینی»

کارگردانی در سقف

وقتی فیلم‌نامه از بیخ و بن مشکل داشته باشد، طبیعی است که کارگردان هم در ایفای نقش خود محدود باشد. در  سقف با کارگردانی مواجه نیستیم که بتواند از دل ضعف‌ها اثری قابل‌ دفاع بسازد؛ چه‌بسا اگر متن تیز و گویا بود، کارگردانی می‌توانست حداقلی محتوای اثر را تثبیت کند. قاب‌بندی‌ها آن‌چنان بد نیستند، اما فیلم پر از اسلوموشن‌های مکرر است؛ اسلوموشن‌هایی که تکرارشان نه حس دراماتیک ایجاد می‌کند، نه عمق بصری، بلکه در نهایت خسته‌کننده و کلیشه‌ای می‌شود. اسلوموشن وقتی موثر است که با معنا، ربط و وزن دراماتیک همراه باشد؛ در حالی که در بسیاری از لحظات سقف، این حرکت‌های آهسته، ضرباهنگ طبیعی روایت را مختل می‌کنند.

بازی‌ها نیز یکی از بزرگ‌ترین ضعف‌های فیلم‌ هستند. در بسیاری سکانس‌ها دیالوگ‌ها و اجراها چنان مصنوعی و بی‌جانند که گویی در حال تماشای یک تله‌فیلم آماتور هستیم؛ جایگاهی که قطعاً برای فیلمی با این بودجه و بازیگران شناخته‌شده قابل‌قبول نیست. از سوی دیگر، رابطه میان شخصیت‌ها مبهم و بی‌پیوند است: مشخص نیست چرا پسر و دختر آقای دکتر این‌قدر با زوج اصلی در ارتباط ضعیف‌اند، یا چرا وقتی پسر از ویلا برمی‌گردد، جز خواهرش هیچ‌کس پیگیرش نمی‌شود. این نوع روابط مبهم تنها به آشفتگی روایت دامن می‌زند.
 

مرد بازنده و سقف، اشتراکات شخصیت 

در نهایت، ابراهیم امینی با همه سابقه‌ قابل اعتنایش در فیلم‌نامه‌نویسی و با وجود نقش مهمی که در شکل‌گیری بعضی از آثار شاخص سال‌های اخیر داشته، در سقف انگار از خود قبلی‌اش فاصله گرفته است. این فیلم نسبت روشنی با امینی نویسنده ندارد. اگر بخواهیم شباهتی پیدا کنیم، شاید فقط از حیث تیپ شخصیت‌ها بتوان ردی از «مرد بازنده» دید؛ اما حتی آن قیاس هم به ضرر سقف تمام می‌شود. آن‌جا مرد بازنده دست‌کم تلاش می‌کند، تقلا می‌کند و برای حقی می‌ایستد، حتی اگر در نهایت ببازد. این‌جا اما با جماعتی از انسان‌های ازپیش‌باخته و مفلوک طرفیم که در میان آن‌ها، پدر خانواده مفلوک‌تر از همه است؛ شخصیتی که نه مجال ایستادن دارد و نه حتی اجازۀ حفظ کرامت. شاید امینی خواسته از دلبستگی‌اش به زندگی نرمال و بی‌دردسر دفاع کند، اما باید گفت حتی برای رسیدن به همین خواست کوچک هم، فرار از جنگ راه‌حل نیست؛ نه در زندگی و نه در سینما.




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
تماشای «سقف» از آن تجربه‌هایی است که ناخواسته با یک پیش‌فرض آغاز می‌شود؛ پیش‌فرضی که نه از خود فیلم، بلکه از نام سازنده‌اش می‌آید. «ابراهیم امینی» برای مخاطب جدی سینمای ایران، پیش از آن‌که یک کارگردان باشد، یک نویسنده است؛ نویسنده‌ای که در مهم‌ترین آثار «محمدحسین مهدویان» رد پررنگی از خود به جا گذاشت و در دهه اخیر، آرام‌آرام به چهره‌ای شاخص در نوشتن روایت‌های جنایی و امنیتی بدل شد. همین سابقه باعث می‌شود انتظار داشته باشیم سقف ادامه همان جهان دقیق، پرتنش و موقعیت‌محور باشد.

سقف داستان خانواده‌ای معمولی را روایت می‌کند؛ خانواده‌ای که در حال برگزاری یک جشن عروسی ساده و کج‌دار و مریز است، اما ناگهان با شروع یک جنگ غیرمعمول مواجه می‌شود. این جنگ به‌قدری شدید و نامانوس است که آن‌ها را مجبور به آواره شدن و ادامه زندگی در وضعیت فلاکت‌آمیز می‌کند. داستان حول تلاش‌های روزمره این آدم‌های معمولی می‌چرخد تا از این وضعیت نابرابر و بی‌رحمانه عبور کنند، اما آیا واقعاً می‌شود از جنگ فرار کرد؟ 

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00