مجله میدان آزادی: در پنجمین روز از اکرانهای چهلوچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر، به سراغ نقد و بررسی فیلم «غبار میمون» ساختۀ «آرش معیریان» محصول سال ۱۴۰۴ رفتهایم. در ادامه ریویوی این اثر از مجموعهنقدهای پروندۀ «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ» را به قلم «معید داستان» بخوانید:
غبار میمون
فیلم «غبار میمون» به کارگردانی «آرش معیریان» سومین فیلمی بود که در خانۀ جشنواره در پردیس ملّت به نمایش درآمد. یعنی در مهمترین سانسِ روزِ افتتاحیه فیلمی اکران شد که تا پایان امروز که روز پنجم جشنواره است و این یادداشت دارد نوشته میشود، بیشترین سکانسِ کمدی ناخواسته را با خود برای اهالی رسانه به ارمغان آورد. یک خوشسلیقگی و انتخابی هوشمندانه که مخاطبین را از همان روز اوّل میتوانست به روزهای بعدی اُمیدوار کند!

پوستر فیلم سینمایی «غبار میمون»، ساختۀ «آرش معیریان»
سازندگانِ فیلم
«غبار میمون» به تهیهکنندگی «سعید مرادی» و نویسندگی «امیر بوالی» راهی اکران در جشنواره شده است. از بازیگرانِ مطرحِ آن میتوان به «علی دهکردی»، «پژمان بازغی»، «سید مهرداد ضیایی»، «کامران تفتی» و «لیلا زارع» اشاره کرد و البته «بیاینا محمودی» بازیگر مسیحی و ارمنیتبارِ ایرانی که همچون نقشِ «شارلوت» در سریال گاندوی2 این اجازه را دارد تا بدون حجاب در فیلم ظاهر شود که همین امر احتمالاً در انتخاباش برای بازی در برخی آثار و نقشها مثلِ همین غبار میمون بیتأثیر نیست. به نظر میرسد شخصیتِ کلیدی در فرآیندِ ساختِ «غبار میمون» کارگردان باشد. آرش معیریان کارگردان باسابقۀ ایرانی که از اوایلِ دهۀ هشتاد پس از فعالیتِ چندین ساله در عرصۀ تدوین اوّلین اثرش به نام «کُما» را راهی اکران کرد. کُما پرفروشترین فیلم سال شد. بعدتر هم عموماً فیلم کمدی ساخت و چندین بارِ دیگر هم توانست پرفروش بودن در سینما را تجربه کند هرچند گهگاه به ساختِ آثار اجتماعی هم گریزی میزد. تا امسال که با «غبار میمون» یک تریلر جاسوسی معمایی در بخش مسابقۀ چهلوچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر حاضر شده است.

سکانسی از فیلم سینمایی «غبار میمون»، ساختۀ «آرش معیریان»
قصۀ فیلم
غبار میمون در اصل یک مخدر و یک محرک مصنوعیست که عوارضی مثل روانپریشی و توهم شدید به همراه میآورد. امّا داستان فیلم حولِ کشمکشهای امنیتی بینِ نیروهای اطلاعاتی و سازمانهای جاسوسی شکل میگیرد. جایی که «صدرا» یک نیروی ارشد امنیتیست و کمکم پِی میبرد یکی از منابع اطلاعاتیاش که یک دانشمند علوم شناختی نیز هست توسط سرویسهای جاسوسی بیگانه شناسایی شده و در ادامه شاهد تلاش نیروهای امنیتی برای بازگرداندنِ این دانشمند به ایران خواهیم بود. البته داستان در ظاهر پیچیدگیهای خیلی بیشتری دارد و از مفاهیم و موضوعاتی مرتبط با صهیوینیسم و دینِ یهود نیز برای پرداخت قصّه و پیشبردِ آن استفاده شده است.
تجربۀ تماشای فیلم
واقعیت این است که تماشای فیلمی مثل غبار میمون کار بسیار سختیست. نشستن تا لحظۀ پایانی روی صندلی سینما برای اینکه فیلم به پایان برسد یک جور مازوخیسم محسوب میشود. حداقل در شکلِ فعلیِ آن و در ورژنی که به جشنوارۀ فجر ارائه شده است هیچجوره نمیتوان آن را تحمل یا از آن دفاع کرد. ریتمِ فیلم بسیار تند است که این ویژگی در کنارِ رعایتِ اصولِ دیگری در فیلمسازی و تدوین میتواند برگ برندۀ یک اثرِ سینمایی باشد. امّا در «غبار میمون» آشفتگی و پراکندگی نماهای پشتِ هم و تصنّعی بودنِ همه چیز، از طراحی صحنه و گریم بازیگران گرفته تا نوعِ اجرای آنها دستبهدستِ هَم میدهد تا به سختی بتوان با فیلم ارتباط برقرار کرد. به همۀ اینها خط داستانی مبهم را هم اضافه کنید. با همۀ این احوالات تنها نکتۀ مثبتی که در نگاهِ اوّل به اثر میتوان مشاهده کرد پژوهش و مطالعه و بررسیِ پرحجمِ احتمالیست که برای نوشتنِ فیلمنامه انجام شده است تا بتواند برخی موضوعاتِ سیاسی-امنیتی و آرمانهای دینی-مذهبی را در خلال داستان به یکدیگر مرتبط سازد.

سکانسی از فیلم سینمایی «غبار میمون» با نقشآفرینی «بیاینا محمودی» و «پژمان بازغی»
مشکلِ فیلم
در نشستِ رسانهای پس از نمایش فیلم البته توضیحاتی از جانبِ سازندگانِ غبار میمون ارائه شد که کمی میتوانست امیدوارکننده باشد. مثلاً اینکه این فیلم یک نسخۀ سریالی هم دارد که دکوپاژش با ورژن سینمایی کاملاً متفاوت است و با عنوانِ دیگری بعدها به نمایش درخواهد آمد. به گفتۀ تهیهکنندۀ فیلم ده درصد موقعیتهای فیلم و سریالِ غبار میمون مشابه هستند که این در نوعِ خودش هم اتفاقِ عجیبیست. با سابقهای که در این چند سال از آثارِ دوگانه به یاد داریم داشتنِ نسخۀ سینمایی و هم نسخۀ سریالی درنهایت به ضررِ کل اثر تمام شده است. نه اولی خوب از کار درمیآید و نه دومی استاندارد خواهد بود. با این حال این حجم از شلختگی روایت در نسخۀ سینمایی «غبار میمون» را میتوانیم ناظر به این مسئله بدانیم. همچنین تغییرِ مُدام در لوکیشنِ ایران و غیرِایران و حضور بازیگرانِ ایرانی و غیرایرانی به اندازۀ کافی در این چند سال به کیفیتِ ساختِ آثار سینمایی لطمه زده است. کاش زودتر کسی پیدا میشد و این مسئله را یک بار برای همیشه برای عزیزانِ فیلمساز تبیین میکرد که صِرفِ استفاده از داستانهایی که از پیِ آن میتوان لوکیشنِ فیلمبرداری را به خارج از ایران منتقل کرد و همچنین استفاده از بازیگرانی بدون حجاب قرار نیست برای اثر مخاطب ویژهای به ارمغان بیاورد. آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. اینها همگی حاشیه است. کاش میپذیرفتیم که متنِ درست و روابط علّی معلولی دقیق است که فیلمنامهها و درنهایت آثارِ سینمایی را رستگار میکنند.

عوامل فیلم سینمایی «غبار میمون» از فیلمهای راهیافته به بخش مسابقۀ چهل و چهارمین جشنوارۀ فجر