مجله میدان آزادی: در دومین روز از اکرانهای چهلوچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر، به سراغ نقد و بررسی فیلم «قمازباز» ساختۀ «محسن بهاری» محصول سال ۱۴۰۴ رفتهایم. در ادامه ریویوی این اثر از مجموعه نقدهای پرونده «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ» را به قلم مینو خانی -استاد دانشگاه و منتقد سینما- بخوانید:
در دومین روز از چهل و چهارمین دوره جشنواره ملی فیلم فجر، فیلم ایرانی «قمارباز» اولین ساخته «محسن بهاری» در خانه جشنواره (پردیس سینمایی ملت) به نمایش درآمد.

پوستر فیلم سینمایی «قمارباز» ساخته «محسن بهاری»
خلاصه داستان
[خطر لو رفتن قصه وجود دارد]
شب تولد فرید، برنامهنویس بانک مرکزی است. قرار است باران، نامزدش به دیدن او برود. ولی فرید وقتی که وارد خانهاش میشود مردی را در آشپزخانه و در حال آشپزی میبیند که نمیشناسد. رضا، مامور امنیتی است که برای رفع اتهام قرهباغی، معاون فرید از او کمک میخواهد. گفتوگوهایی بین آنها و نامزد فرید درمیگیرد که منجر به اعتراف باران و فرید در مشارکت آنها در یک پروژه امنیتی میشود.
نویسنده فیلم قمارباز «بهجت شریف» است و تهیهکنندگی آن را «سجاد نصراللهی نسب» بر عهده داشته است. «کوروش تهامی»، «آرمین رحیمیان» و «شبنم قربانی» هم بازیگران اصلی فیلم قمارباز هستند.
محتوای فیلم قمارباز
فیلم «قمارباز»، اولین فیلم بلند محسن بهاری است که پیش از این سابقه منشیگری صحنه و همکاری با کارگردانهای شناخته شدهای همچون «ابراهیم حاتمیکیا»، «محمدحسین مهدویان»، «سیروس مقدم» و... را داشته است. ظاهرا همین تجربه باعث شده «قمارباز» فیلم قابل قبول و خوبی از آب درآید.
ظاهر داستان فیلم قمارباز در بستر جنگ 12 روزه میگذرد اما با کمترین کنش جنگی یعنی شاید در کل فیلم دو، سه بار صدای انفجار یا پهپادها به گوش میرسد، اما در باطن، فیلم درباره یکی از مهمترین اتفاقهای این جنگ است: هک بانک سپه و این یعنی داستان قمارباز بر اساس یک سوژه واقعی که فقط چندماه از آن میگذرد ساخته شده است.
نقطه قوت اصلی قمارباز فیلمنامه آن است که دقیق و ظریف نوشته شده و از پرداخت هرگونه خردهداستان و ارائه اطلاعات غیرضروری پرهیز کرده است. گرههای داستان به موقع طرح و به موقع گشوده میشود. دیالوگها، محدود اما دقیق و مهمتر از همه غیرشعاری است و باعث میشود مخاطب به راحتی داستان را درک کرده و با آن همراه شود. خصوصا که موضوع فیلم یعنی جنگ و تهدید جنگ آنقدر بهروز است که جامعه ایرانی در روزهای گذشته با آن دستوپنجه نرم میکرده است. بنابراین وقتی مخاطب با فیلمی مواجه میشود که به زیستههایش نزدیک است ارتباط موثر با فیلم برقرار میکند؛ هرچند جزئیات مسئله امنیتی آن را نداند که فیلم به سادگی این جزئیات را هم برای مخاطبش واکاوی میکند.

سکانسی از فیلم «قمارباز» با نقشآفرینی «کورش تهامی» و «شبنم قربانی»
تفاوت مهم «قمارباز» با فیلمهای امنیتی که تا به حال دیدهایم این است که با کمترین حضور نیروهای امنیتی و کنش و واکنشهای مرتبط ساخته شده و تلاش کرده تصویر جدیدی از بخش مهمی از مسئله امنیت کشوری را ارائه دهد. رضا، مرد جوانی که نیروی امنیتی است به جای هر گونه بگیر و ببند، بازی روانی را با باران و فرید پیش میگیرد که آنها به سادگی به همدستی با جاسوسان برای دسترسی به اطلاعات در بانک مرکزی اعتراف میکنند. و باز به جای هر گونه بگیر و ببند، به فرید فرصت می دهد تا اشتباهش را جبران کند چون دشمن دو هدف دارد: یک، از بین بردن زیرساختها و دو، حذف نیروهای موثر و کاردان. پس رضا فرید را دستگیر نمیکند و از او میخواهد تا به گونهای رفتار کند که هم اطلاعات در بانک مرکزی حفظ شوند و بانک دیگری هک نشود (چنانچه بانک دیگری در ایام جنگ 12 روزه هک نشد) و هم دشمن تصور کند فرید همچنان «سفید» است. این همان وظیفهای است که سینما بر عهده دارد تا بتواند بازنمایی درستی از اتفاقات و واقعیات داشته باشد. یک کارکرد سینما، بازتاب واقعیات است و کارکرد دیگر آن، شکل دادن به ذهنیت مخاطب؛ کارکردهایی که دو روی یک سکه هستند. به نظر میرسد قمارباز با ارائه چهره یک نیروی امنیتی که رفتار موجه، موقر و روانکاوانهای دارد توانسته چهره جدیدی و نزدیک به روایت واقعی از یک نیروی امنیتی در شرایط خاص و حساس ارائه دهد.
فرم فیلم قمارباز
زمان داستان «قمارباز» در یک شب در یک خانه میگذرد. یعنی هم به لحاظ زمانی محدود است و هم به لحاظ مکانی ولی این محدودیتها نه تنها نقطه ضعف نیست بلکه تاییدی بر توانایی کارگردان است. فضای محدودی که بازیگران در اختیار دارند باعث شده تمام تلاششان برای ارائه یک بازی روانی را به خوبی ارائه دهند. کوروش تهامی (در نقش فرید) و آرمین رحیمیان (در نقش رضا) با کلوزآپهای کارگردان خوب توانستند تردید و باور را به مخاطب منتقل کنند. محدودیت زمانی نیز باعث شده تا کشآمدنها و به قول معروف آب بستن به فیلمنامه کاملا از بین برود و همین مخاطب را بیشتر با موضوع درگیر میکند. به علاوه اینکه برای یک کارگردان فیلم اولی، انتخاب فضا و زمان محدود، کمک میکند تا فیلم انسجام بیشتری داشته باشد.
در پایان این متن خوب است اشاره شود به موسیقی «مسعود سخاوتدوست» که به اندازه و در کمترین فرصت ممکن نقش خود را ایفا میکند. همچنین طراحیهای چهره، لباس و صحنه که به دلیل به روز بودن موضوع پیچیدگی خاصی ندارند و در همراهی با دیگر اجزای فیلم هستند.