مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «آسیبدیدگی» به کارگردانی «ابوالفضل عزیزی» در چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفتهایم. ریویوی آن را به قلم زهرا ایزدینیا بخوانید:
فیلم کوتاه آسیبدیدگی
فیلم کوتاه «آسیبدیدگی» به کارگردانی «ابوالفضل عزیزی» است که پیش از این تجربهٔ فیلم کوتاه «ناظر» و «گناه» را داشته است. فیلمی با بازی «مهتاب ثروتی» و «امیراحمد قزوینی» در ژانر اجتماعی که تقارنی میان زندگی شخصی و شغلی ایجاد میکند؛ پزشکی که در موقعیت قضاوت قرار گرفته اما به نحو غیرمترقبهای برای رهایی خود از اختلاف و اشتباهی که نسبت به همسرش داشته در موقعیتی مشابه دست به ظاهرسازی میزند و حال این مخاطب است که باید به قضاوت درستی کار او بپردازد. تقارنی که میتواند زمینهای برای بازنگری شخصیت در قضاوتهای پیشین او نیز فراهم کند؛ اما مسئله اینجاست که آیا تجربهٔ خطای شخصی واقعاً به درک عمیقتری از وضعیت دیگری منجر میشود یا صرفاً بهانهای برای توجیه و چشمپوشی از خطای اوست؟ شباهت میان دو موقعیت، به خودی خود نمیتواند مبنایی برای یکسان دانستن آنها یا تعلیق مسئولیت حرفهای شخصیت باشد. در واقع، فیلم زمانی میتوانست به پیچیدگی اخلاقی بیشتری دست یابد که مرز میان همدلی با فرد خطاکار و توجیه رفتار او را به مسئلهای محوری در درام تبدیل کند. در غیر این صورت، این خطر وجود دارد که تجربه شخصی شخصیت، بهجای آنکه افق قضاوت او را گسترش دهد، به ابزاری برای مشروعیت بخشیدن به چشمپوشی از خطای دیگری تبدیل شود؛ گویی ارتکاب یک خطا، نه دلیلی برای بازنگری در رفتار خود، بلکه مجوزی برای نادیده گرفتن مسئولیت دیگران است.

پوستر فیلم کوتاه «آسیبدیدگی»، ساختۀ «ابوالفضل عزیزی»
ایده مرکزی داستان فیلم
گرچه ایده مرکزی داستان «آسیبدیدگی» مبتنی بر جابهجایی موقعیت در زندگی و شغل کاراکتر است و کارگردان تلاش کرده تا اجرای متفاوتی از آن داشته باشد اما میتوان گفت مهمترین مسئلهٔ آن فضای دیده شده و پرتکرار پرداخت شخصیتها و مسائل آنهاست. عزیزی دست روی موقعیتهای آشنایی گذاشته که تازگی چندانی برای ما به عنوان مخاطب ندارد و اولین چیزی که با دیدن کاراکتر زن و مشکل او میبینیم و همینطور کاراکتر مرد و نگرانی از به خطر افتادن آبرو و اعتبار شغلیش، همگی طراحیهاییست که سالها در سینما چه در مدیوم کوتاه و چه در مدیوم بلند دیدهایم و لمسشان کردهایم. همین موضوع منجر شده است که آشنایی الگوهای شخصیتی و مسئله محوری، پیش از آنکه امکان کشف ابعاد تازهای از موقعیت را فراهم کند، مسیر مواجهه مخاطب با مسئله را تا حد زیادی قابل پیشبینی سازد.
گرچه میتوانیم به طور کلی بگوییم با فیلمی خوش ساخت روبهرو هستیم و کارگردانی عزیزی، ارائهٔ قابل قبولی از فیلمنامه به نمایش میگذارد با این حال، کیفیت اجرایی اثر بهتنهایی نمیتواند ضعفهای موجود در طراحی درام را جبران کند. مسئلهٔ اصلی فیلم، فقدان کشش دراماتیک متناسب با موقعیت اولیهٔ آن است؛ به این معنا که ظرفیت بالقوهٔ ایده، به نحوی خلاقانه بسط پیدا نمیکند تا مخاطب را در طول روایت با خود همراه سازد. ازاینرو، با وجود برخورداری فیلم از ساختاری قابل قبول در سطح اجرا، روایت در ایجاد پویایی و کشش لازم با محدودیت مواجه است.
جمع بندی
در نهایت میتوان گفت آسیبدیدگی نمونهای از فیلمی است که میان کیفیت اجرایی و ظرفیتهای دراماتیک ایدهٔ خود فاصله دارد. فیلم از موقعیتی برخوردار است که میتوانست به مواجههای پیچیدهتر با مسئولیت اخلاقی، مصلحت فردی و پیامدهای تصمیمهای انسانی منجر شود؛ اما تکیه بر الگوهای آشنا در شخصیتپردازی و محدود ماندن کشمکشها، مانع از آن میشود که این ظرفیت به تجربهای متمایز تبدیل شود. به همین دلیل، مهمترین ضعف اثر را باید نه در اصل ایده، بلکه در نحوهٔ پرداخت و ناتوانی آن در عبور از کلیشههای رایج درام اجتماعی جستوجو کرد.