ﺳﻪشنبه 28 مهر 1405 / خواندن: 4 دقیقه
پرونده جشنواره فیلم کوتاه تهران | صفحه چهل‌ودوم

ریویو: نقد و نظری به فیلم کوتاه «زبان پسری» ساخته «فرزانه دادخواهی»

فیلم کوتاه «زبان پسری» به نویسندگی و کارگردانی «فرزانه دادخواهی» و تهیه‌کنندگی «سیدصابر امامی» اثر هوشمندانه‌ای است که در ساختار روایی خود دست به قماری جذاب می‌زند؛ قماری که اگر با مهارت اجرا نمی‌شد، شیرازۀ درام از هم می‌پاشید، اما فیلمساز به مدد تمهیدات درست دراماتیک، از این آزمون سربلند بیرون آمده است. درام در این فیلم در نقطه‌ای از داستان از قالب سنتی و خطی خود خارج شده و با چرخشی به موقع، جانی تازه می‌گیرد.

5
ریویو: نقد و نظری به فیلم کوتاه «زبان پسری» ساخته «فرزانه دادخواهی»

مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «زبان پسری» به کارگردانی «فرزانه دادخواهی» در چهل‌و‌سومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفته‌ایم. ریویوی آن را به قلم ایمان سرمدی بخوانید:

فیلم کوتاه «زبان پسری» به نویسندگی و کارگردانی «فرزانه دادخواهی» و تهیه‌کنندگی «سیدصابر امامی» اثر هوشمندانه‌ای است که در ساختار روایی خود دست به قماری جذاب می‌زند؛ قماری که اگر با مهارت اجرا نمی‌شد، شیرازۀ درام از هم می‌پاشید، اما فیلمساز به مدد تمهیدات درست دراماتیک، از این آزمون سربلند بیرون آمده است. درام در این فیلم در نقطه‌ای از داستان از قالب سنتی و خطی خود خارج شده و با چرخشی به موقع، جانی تازه می‌گیرد.

پوستر فیلم کوتاه «زبان پسری»، ساختۀ «فرزانه دادخواهی»
پوستر فیلم کوتاه «زبان پسری»، ساختۀ «فرزانه دادخواهی»
 

 ۱. گمراه‌سازی مخاطب و فریب مقدمه

فیلم با یک مسئلۀ ساده و ملموس آغاز می‌شود؛ زنی پابه‌سن گذاشته به نام «فرشته» (با بازی گلاب آدینه) برای سر درآوردن از دنیای دور از دسترس پسرش، به صرافت یادگیری زبان آلمانی افتاده است. او ضبط صدا و ویدئوکال‌ها را ابزاری برای ارتباط بیشتر با پسرش قرار می‌دهد. در اینجا مخاطب فریب می‌خورد و گمان می‌کند داستان فیلم درباره این است که فرشته قرار است با سختی یادگیری زبان، به پسرش بیشتر نزدیک شود.

اما حادثه‌ محرک کمی بعد رخ می‌دهد؛ وقتی مشخص می‌شود مسئلۀ فرشته فراتر از دلتنگی است و سوءظنی عمیق نسبت به مکالمات پسرش با هم‌اتاقی‌های ایرانی‌اش (که به زبان آلمانی با هم حرف می‌زنند) دارد و این نکته او را آزار می‌دهد. نقطه‌ عطف و در عین حال چرخش نخست فیلم زمانی رقم می‌خورد که فرشته از معلم جوان زبانش می‌خواهد مکالمات ضبط‌شده را ترجمه کند و معلم، با فهمیدن رازی هولناک، دچار پنهان‌کاری می‌شود.
 

۲. شیفت شخصیت و تغییر قطب‌نما (جابجایی نقطه‌ دید)

از این نقطه‌ عطف به بعد، شاهد جابجایی شخصیت اصلی و تغییر مسئلۀ مرکزی داستان هستیم. تا پیش از این، فرشته شخصیت اصلی بود و مسئله‌اش کشف راز پسر. اما با امتناع معلم از گفتن حقیقت، کانون درام تغییر می‌کند. حالا شخصیت اصلی ما «معلم» است و مسئلۀ جدید این می‌شود: «آیا باید این راز پسر را به مادرش بگوید یا خیر؟».

اینجا دقیقاً همان جایی است که فیلمساز هوشیارانه عمل می‌کند. معلم در کشمکش با این مسئله است  و عذاب وجدان او به نقطه‌ جوشش می‌رسد و تصمیم می‌گیرد راز را فاش کند؛ اما نه به فرشته، بلکه به تماشاگر! کارگردان با یک تمهید میزانسنی این کار را انجام می دهد، به این صورت که: وقتی فرشته دم در خانۀ معلم آمده و همچنان برای چندمین بار از مکالمه پسرش می‌پرسد تا اطلاعات بیشتری کسب کند، - چون هنوز قانع نشده است – معلم باز وجود اطلاعات گفته‌نشده را انکار می‌کند. وقتی فرشته می رود معلم که دچار عذاب وجدان شدیدی شده بعد از چند لحظه مکث دنبال فرشته می‌رود و از قاب خارج می‌شود و دوربین در همین قاب خالی از شخصیت‌ها باقی می‌ماند و ما فقط صدای معلم را می شنویم که راز هولناک پسر فرشته را فاش می‌کند. 

اینجا دو نکته وجود دارد: یکی این که تماشاگر از راز پسر فرشته باخبر می‌شود و خط روایی فرشته و پسرش به پیش می‌رود به یک نقطۀ مشخصی می‌رسد. و دوم این که با این تمهید ما مطمئن نمی‌شویم که آیا فرشته هم شنیده یا نه؟ و این عدم اطمینان و بی‌خبری باعث می‌شود که ما از مسئلۀ فرشته و پسرش به طور موقت جدا شویم.

ممکن است این پرسش ایجاد شود که چرا فیلمساز مستقیماً واکنش فرشته را به تصویر نمی‌کشد؟ پاسخ در حفظ منطق دراماتیک نهفته است. از آنجا که در پردۀ دوم، قطب‌نمای درام به سمت معلم چرخیده و او شخصیت محوری ما شده است، منطق داستان حکم می‌کند که پیگیر بار سنگین عذاب وجدان او باشیم، نه شوک احتمالی مادر. تمرکز روی صدای معلم در قاب خالی تیر خلاص را به مخاطب می‌زند و بحران را به نقطه‌ اوج می‌رساند. اما آیا فیلمنامه فرشته و پسرش را اینجا رها می‌کند؟ جواب این سوال را پایان‌بندی مشخص خواهد کرد.
 

3. آینه‌ وارونه: تقارن معکوس در روابط

یکی از نکات زیرمتنی فیلم، تقارن غریب و معکوس روابط در دو سوی این درام است:

اول. فرشته و پسرش: مادری نگران که برای رسیدن به دنیای فرزند دورافتاده‌اش تقلا می‌کند.

دوم. معلم و مادرش: پسری (معلم) که برای جلب توجه مادر دورافتاده‌اش، دست به بازی روانی می‌زند و با تمارض طوری رفتار می‌کند تا نگرانی مادرش را برانگیزد.

این تقارن معکوس، تم اصلی فیلم را تکمیل می‌کند؛ و اینجاست که این دو معادله مثل دو لبۀ یک قیچی عمل می‌کنند. یک لبه رابطۀ فرشته و پسرش و لبۀ دیگر رابطۀ معلم با مادرش. و در این ساختار هر دو لبۀ قیچی به اندازه است و نیازی به زیاده‌گویی نیست.

«زبان پسری» نمونه‌ای درخشان از این حقیقت است که فیلم کوتاه می‌تواند با اتکا به یک ایدۀ مرکزی ساده، به ژرفای روان‌شناختی آدم‌ها سرک بکشد. فیلمساز با شناخت دقیق از مهندسی روایت، درام را از دستان مادری رنجور می‌گیرد و به دستان معلمی سرخورده می‌سپارد، بدون آنکه شیرازۀ اثر از هم بپاشد.

«زبان پسری» در «بخش مسابقه سینمای ایران؛ آثار داستانی» نمایش داده می‌شود.




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
فیلم با یک مسئلۀ ساده و ملموس آغاز می‌شود؛ زنی پابه‌سن گذاشته به نام «فرشته» (با بازی گلاب آدینه) برای سر درآوردن از دنیای دور از دسترس پسرش، به صرافت یادگیری زبان آلمانی افتاده است. او ضبط صدا و ویدئوکال‌ها را ابزاری برای ارتباط بیشتر با پسرش قرار می‌دهد. در اینجا مخاطب فریب می‌خورد و گمان می‌کند داستان فیلم درباره این است که فرشته قرار است با سختی یادگیری زبان، به پسرش بیشتر نزدیک شود.


«زبان پسری» نمونه‌ای درخشان از این حقیقت است که فیلم کوتاه می‌تواند با اتکا به یک ایدۀ مرکزی ساده، به ژرفای روان‌شناختی آدم‌ها سرک بکشد. فیلمساز با شناخت دقیق از مهندسی روایت، درام را از دستان مادری رنجور می‌گیرد و به دستان معلمی سرخورده می‌سپارد، بدون آنکه شیرازۀ اثر از هم بپاشد.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00