مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «ژاپنی» به کارگردانی «پناه الوانی» در چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفتهایم. ریویوی آن را به قلم سعید هنرمند بخوانید:
در فضای فیلم کوتاه ایران، ساختن یک کمدی موفق کار سادهای نیست. بخش قابل توجهی از آثار جشنوارهای به موضوعات اجتماعی، دغدغههای فردی و روایتهای پیچیده میپردازند، انتخابهایی که به خودی خود نه امتیاز به حساب میآیند و نه ایراد. با این حال ساختن فیلمی که بدون تکیه بر ادعاهای روشنفکرانه، هدفش را خنداندن مخاطب قرار دهد و در این مسیر نیز موفق عمل کند، اتفاقی است که نمیتوان به سادگی از کنارش گذشت. فیلم کوتاه «ژاپنی» به نویسندگی و کارگردانی «پناه الوانی» و تهیهکنندگی «حمید مهرافروز» و «محمدرضا الوانی» حاضر در چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران از همین منظر اثری قابلتوجه است.

پوستر فیلم کوتاه «ژاپنی» ساختۀ «پناه الوانی»
«ژاپنی» در جلفای تبریز و در پنج لوکیشن اصلی ساخته شده است. فضاها سادهاند و خبری از طراحی صحنه و لباس پرجزئیات یا رنگپردازی چشمگیر نیست بااینحال فیلمساز توانسته با همین عناصر، اثری بسازد که جذابیت اصلیاش را از اجرا، میزانسن و ریتم کمدی میگیرد. کیفیت فنی فیلم در برخی بخشها جای کار دارد اما این مسئله نباید مانع از توجه به تواناییهای کارگردان در شکل دادن به موقعیتهای نمایشی شود.
یکی از ویژگیهای ژاپنی لحن بازیهاست که به فضای برخی کمدیهای کرهای نزدیک میشود. این انتخاب، اگر به اغراق بیهدف منجر شود، میتواند نتیجهای تصنعی داشته باشد اما در این فیلم به شکلگیری لحنی متناسب با فضای کمدی کمک کرده است. نکته مهمتر، توانایی پناه الوانی در میزانسن دادن و هدایت بازیگران است، جایی که گاهی اجرای سینمایی از ظرفیت اولیه فیلمنامه فراتر میرود.
فیلمنامهٔ ژاپنی از آن متنهایی است که شاید در خوانش مستقل، خندهٔ چندانی بر لب خواننده نیاورد اما در مرحله اجرا به اثری تبدیل میشود که ظرفیتهایش بیش از آن چیزی است که روی کاغذ به نظر میرسد. اینجا کارگردانی صرفاً به معنای اجرای متن نیست، بلکه کشف و خلق امکاناتی است که با میزانسن، بازی و تدوین شکل میگیرند. در تجربهٔ تماشای فیلم، گاهی چنین به نظر میرسد که کارگردانی از فیلمنامه پیشی گرفته است. این ویژگی، بهخصوص در یک کمدی، اهمیت دارد زیرا موفقیت موقعیتها تنها به ایده اولیه وابسته نیست و چگونگی اجرای آنها نقش تعیین کنندهای دارد.
یکی از نکات برجستهٔ فیلم، توانایی خنده گرفتن از سکوت است. خنداندن مخاطب با دیالوگ و شوخی کلامی مسیر آشناتری است، اما ساختن لحظهای خندهدار از دل مکث و انتظار، به شناخت دقیق ریتم نیاز دارد. در ژاپنی بعضی از لحظات سکوت به جای آنکه خلأیی میان دیالوگها باشند، خود به بخش مؤثری از کمدی تبدیل میشوند. کاتهای بهجا نیز در شکلگیری این لحظات نقش دارند، نه آنقدر زود که فرصت خنده از بین برود و نه آنقدر دیر که موقعیت اثرش را از دست بدهد. این توجه به زمانبندی، نشان میدهد که فیلمساز ظرفیتهای اجرایی کمدی را میشناسد.
بازیگردانی نیز در این میان اهمیت ویژهای دارد. در کمدی، واکنشها و مکثها گاهی بهاندازه خود شوخی اهمیت دارند. اغراق بیش از اندازه میتواند موقعیت را تصنعی کند و اجرای کم رمق نیز از تأثیر آن بکاهد. هماهنگی میان بازیها، میزانسن و ریتم در ژاپنی به خلق لحظاتی کمک کرده که مخاطب را به خنده میاندازند. اینکه پناه الوانی علاوه بر کارگردانی، نقش اصلی را نیز بازی میکند، این هماهنگی را قابل توجهتر میسازد، زیرا جمع کردن این دو مسئولیت، به ویژه در کمدیای متکی بر واکنش و زمانبندی، کار سادهای نیست.
اما شاید مهمترین امتیاز ژاپنی، بیادعایی آن باشد. فیلم برای جدی گرفته شدن، به سراغ مفاهیم پیچیده نمیرود و نمیکوشد با طرح شعار یا تأکید بر معنایی بیرون از جهان داستان، اهمیت خود را به مخاطب تحمیل کند. هدفش را انتخاب کرده و در همان مسیر حرکت میکند: ساختن یک کمدی. این به معنای کماهمیت دانستن آثار اجتماعی یا روشنفکرانه نیست، مسئله این است که هر فیلم باید میان هدف و ابزارهای سینمایی خود تناسب برقرار کند. اگر قرار است فیلمی مخاطب را بخنداند، موفقیت در همین هدف نیز میتواند دستاوردی ارزشمند باشد.
سینمای کوتاه به تنوع ژانرها نیاز دارد و نباید تنها به روایتهای تلخ، پیچیده یا تأملات انتزاعی محدود بماند. ساختن کمدی در زمانی کوتاه، بدون فرصت کافی برای بسط موقعیتها، دشواریهای خاص خود را دارد. فیلمساز باید در مدت محدود، شخصیتها و موقعیتها را معرفی کند، ریتم را بسازد و پیش از آنکه شوخیها تکراری شوند، به نتیجه برسد. ژاپنی در بخشهایی از این مسیر موفق است و نشان میدهد که میتوان با موقعیتهایی ساده و اجرایی حسابشده مخاطب را همراه کرد.
در نهایت ارزش ژاپنی را باید در کنار نقاط قوت و ضعفش سنجید. این فیلم اثری بینقص نیست، اما در میزانسن، هدایت بازیها و استفاده از سکوت و تدوین برای خلق کمدی، نشانههای امیدوارکنندهای دارد. پناه الوانی توانسته است از متنی که شاید در خوانش بهتنهایی چندان خندهدار به نظر نرسد، فیلمی بسازد که در اجرا جان میگیرد و در لحظاتی از فیلمنامه خود فراتر میرود.
ژاپنی نمونهای از کمدی بیتکلفی است که بهجای ادعا کردن، تلاش میکند کار خودش را انجام دهد. اهمیت فیلم نه در بینقص بودن، بلکه در شناخت نسبی کارگردان از زبان کمدی و توانایی او در تبدیل موقعیتهای ساده به لحظات مؤثر سینمایی است. همین ویژگیهاست که تماشای فیلم را به تجربهای قابل قبول تبدیل میکند و مسیر آینده فیلمسازش را ارزشمند پیگیری میسازد.