چهارشنبه 29 مهر 1405 / خواندن: ۶ دقیقه
پرونده جشنواره فیلم کوتاه تهران | صفحه چهل‌وششم

ریویو: نقد و نظری به فیلم کوتاه «گوره» ساختۀ «مرجان اشرفی‌زاده»

«گوره» داستان زنی تنها به نام گلی است که در روستای جنگلی خود به همراه پدر و مادرش زندگی می‌کند و امورات پدر و مادر و گاوها را رسیدگی می‌کند. با شروع ماجرا گاو نر (ورزا) گم شده و گاو ماده (حنا) از دوری او ناله سر می‌دهد.

5
ریویو: نقد و نظری به فیلم کوتاه «گوره» ساختۀ «مرجان اشرفی‌زاده»

مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «گوره» به کارگردانی «مرجان اشرفی‌زاده» در چهل‌و‌سومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفته‌ایم. ریویوی آن را به قلم علی قاسمی‌منفرد بخوانید:
 

پوستر فیلم کوتاه «گوره» ساخته «مرجان اشرفی‌زاده»
پوستر فیلم کوتاه «گوره» ساخته «مرجان اشرفی‌زاده»

می‌دانیم که در ادبیات تفاوت ساده تشبیه و استعاره این است که اولی مقایسه‌ای آشکار برقرار می‌کند و دومی تلاش می‌کند این مقایسه را به نحوی پنهان یا فشرده کند. به عبارتی استعاره تشبیه فشرده شده است. در تشبیه می‌گوییم الف همچون ب است و در استعاره الف خودِ ب است. برداشتن این توضیح مقایسه، در این‌جا یعنی واژه «همچون»، یک جابه‌جایی زبانی ساده نیست بلکه با این کار مفهومی که در ذهن ساخته می‌شود و درک می‌شود می‌تواند به کلی دگرگون شود. بنابراین تشبیه وضعیت ساده‌تری است و استعاره وضعیتی پیچیده‌تر و به مراتب عمیق‌تر. اگرچه تشبیه به عنوان یک شگرد ادبی جایگاهی مشخص دارد اما از منظر انتظارات هنری و زیبایی‌شناختی استعاره همواره جایگاهی ارزشمندتر داشته است؛ البته مانند هر داوری دیگری در زمینه هنر، این حکم را نیز نباید مطلق دانست و همواره باید این دو شگرد را در زمینهٔ کلی آثار سنجید. روشن است که در سینما هم با استعاره و تشبیه روبه‌رو هستیم، هرچند با مناسبات و امکانات و مبناهایی متفاوت. با این مقدمه ببینیم که فیلم کوتاه «گوره» ساخته «مرجان اشرفی‌زاده» را از منظر این شگردها چگونه می‌توان بررسی کرد.  
 

خلاصه داستان فیلم

[خطر لو رفتن داستان]

«گوره» داستان زنی تنها به نام گلی است که در روستای جنگلی خود به همراه پدر و مادرش زندگی می‌کند و امورات پدر و مادر و گاوها را رسیدگی می‌کند. با شروع ماجرا گاو نر (ورزا) گم شده و گاو ماده (حنا) از دوری او ناله سر می‌دهد. گلی از تنهایی سنگینش در رنج است و هربار که می‌خواهد اندکی خلوت کند و آرام بگیرد مادر یا پدرش او را به کاری می‌خوانند و او زبان‌بسته و مطیع به کارهای آنان سروسامان می‌دهد. از همان ابتدا می‌فهمیم که گلی را چیزی سخت آزار می‌دهد که بی‌نسبت با رنج گاو ماده نیست. گلی هم به دنبال جفت است و مردی را در آن منطقه زیر نظر دارد. اما پدر و مادر گلی ازدواج او را به معنای تنهایی و از کار افتادگی خودشان می‌دانند و از این جهت تمایلی به هموار کردن مسیر آن ندارند. این‌چنین خیلی زود رنج گاو ماده‌ای که به دست گلی به حصارها بسته شده و نعره‌های دوری‌اش یک لحظه جنگل را ساکت نمی‌گذارد، با رنج گلی مرتبط می‌شود، البته قرار نیست این رنج برقرار بماند، و در نهایت یکی از آن‌ها به دیگری عبور از این واماندگی را خواهد آموخت.

«مرجان اشرفی‌زاده»، کارگردان فیلم کوتاه «گوره»
«مرجان اشرفی‌زاده»، کارگردان فیلم کوتاه «گوره»

«گوره» یک تشبیه سینمایی است. تشبیهی قدرتمند که مقایسه و نسبت خودش را به خوبی برقرار می‌کند. فیلم در بهره‌گیری از عناصر خودش برای ساخت جهانی که در آن این مقایسه برقرار شود تلاشی همه‌جانبه دارد. همان شروع فیلم را در نظر بگیریم؛ وقتی تصویر گاوی که بی‌تابانه ناله سرداده با نمای بسته‌ای از دستان زن برش می‌خورد. گلی دست‌هایش را به هم می‌مالد و نفس نفس می‌زند. احتمالا بیشتر از آن‌که بخواهد در سرمای جنگل خودش را گرم کند، به دنبال سرد کردن آتش تمنا و خواهشی است که درونش شعله‌ور شده، آتشی که در چهره‌اش، در چشم‌هایش پیداست. او دیالوگ زیادی ندارد به همین دلیل حتی نفس‌ نفس‌ زدن‌هایش بار بیانی پیدا می‌کند؛ چنان‌که برای فهمیدن نیاز گاو ماده نیازی به کلمه نیست و گوره‌ها (نعره‌های) او که سراسر فضای فیلم را دربرگرفته، به خوبی میل و خواسته‌اش را فریاد می‌زند. میزانسن‌های بصری و صوتی پیوسته و به شکل‌های گوناگون تلاش می‌کنند تشبیهی میان وضعیت گلی و وضعیت حنا بسازند و اوج این تلاش را می‌توان در نمایی در میانهٔ کار دید که منظر گلی را در لحظه‌ای خاص به ما نشان می‌دهد. وقتی مردی که گلی به او نظر دارد خانه آن‌ها را ترک می‌کند تا با گاو نر خودش بازگردد و حنای بی‌تاب از بی‌کسی را آرام کند و پدر و مادر گلی را برای عید صاحب گوساله کند، ترکیب حصارها درپیش‌زمینه و حنا (گاو ماده) و مردی که در مه گم می‌شود، جامع‌ترین تشبیه بصری فیلم را می‌سازد.    

اما «گوره» به استعاره‌ای سینمایی بدل نمی‌شود. تشبیهی که گوره می‌سازد- تشبیهی که در آن وجه شبه غریزه و میل است- همواره یک مقایسهٔ آشکار و روشن است و فیلم در فشرده‌تر کردن یا عمیق‌تر کردن آن توفیق زیادی ندارد. یکی از دلایل این موضوع را می‌توانیم در راهبرد روایی فیلم بیابیم. برای رسیدن به استعاره در سینما، یعنی برای رسیدن به وضعیتی که در آن طرف‌های مقایسه چنان در هم ادغام شوند که مفهومی تازه از دل این ترکیب شکل بگیرد، بی‌تردید نیاز به سیر و روندی مشخص داریم. فیلم موقعیت خودش را از همان ابتدا و خیلی زود مطرح می‌کند، یعنی نسبت میان گلی و حنا و در ادامه تا پیش از پایان، بیشتر درگیر توصیف است. توصیف وضعیت پیش‌بردن آن نیست. داستان جلو می‌رود و آهسته اطلاعاتی را برای ما افشا می‌کند اما این‌ها لزوما پیش‌برنده مسیر شخصیت نیست. دست‌کم در این‌جا شخصیت‌پردازی اهمیتی اساسی دارد. ما شاهد باز شدن یک وضعیت هستیم که قرار است در انتهای آن، یک کنش، یک نقطه، پایان موقت برای آن وضعیت بسازد که در واقع مفهوم تشبیه را کامل کند.

این زن از همان ابتدا غریزهٔ محض- همچون حیوان- است و حتی تن سپردن او به پدر و مادرش- که آن‌ها هم به شکلی عجیب در حد غریزه‌اند- یکجور بی‌ارادگی در خود دارد که به حیوان خانگی نزدیک‌تر است تا فرزند یک خانواده. در نتیجه سیری نمی‌ماند، مثلا سِیری که زن را از یک نقطه، نقطه‌ای که در آن نیازهای ابتدایی پاسخ داده نشده، به نقطهٔ نهایی، یعنی غریزه شدن محض، سوق دهد. در این‌جا، تنها چیزی که می‌تواند ساخته شود تشبیه است. تشبیهی که در آن زن به غریزهٔ فروکاسته می‌شود، غریزه‌ای که مفلوکانه در پی ارضا شدن از جنس نر است. 

سکانسی از فیلم کوتاه «گوره» ساخته «مرجان اشرافی‌زاده» در چهل‌وسومین جشنواه فیلم کوتاه تهران\
سکانسی از فیلم کوتاه «گوره» ساخته «مرجان اشرافی‌زاده» در چهل‌وسومین جشنواه فیلم کوتاه تهران

با این‌که معتقدم فیلم از حد مشخصی فراتر نمی‌رود و این را تلاش کردم تا حدی در توضیح ایده تشبیه و استعاره توضیح دهم، بی‌تردید این نباید به معنای نادیده گرفتن ارزش‌های فیلم باشد. چنان‌که گفتم فیلم با قدرت می‌تواند مقایسه‌ای که در پی آن است را به بیانی سینمایی درآورد. میزانسن‌های سنجیده، دوربین آرام و منظره‌پردازی هدفمند فیلم در کنار بافت صوتی به دقت طراحی شده آن، «گوره» را به تجربه‌ای اثرگذار بدل می‌کند. اگر انتظار از فیلم بالاست به دلیل ظرفیت‌های قابل توجهی است که خودش نشانگر آن است. به عنوان نمونه فضاسازی فیلم در مواقعی به یک ایدهٔ درخشان نزدیک می‌شود؛ وقتی که صدای فریادهای مادر گلی برای صداکردنش در اتمسفر مه‌آلود و جنگلی فیلم چندین بار شنیده می‌شود، تصور می‌کنیم که فیلم قرار است که پدر و مادر را هم بخشی از فضا در نظر بگیرد. اما با نزدیک شدن‌های بعدی به آن دو نفر این وجه کم‌رنگ می‌شود. بینش قابل توجهی بود اگر اسارت گلی بیش از آن‌که در گرو پدر و مادرش باشد، در حصار فضای محیط تعریف ‌می‌شد. در هر حال «گوره» می‌توانست فیلمی درباره غریزه باشد اما در واقع می‌خواهد با غریزه نتیجه‌ای فراتر از آن بگیرد؛ می‌توانست باشد اگر پیشنهاد پایانی فیلم حدی از خودآگاهی را در شخصیت نشان می‌داد. پنجره و انعکاس و چراغ، به دلیل زمینه‌ای که برای داستان و شخصیت چیده شده رهایی انسانی نیست، ادامه غریزه است. و این در نظر من همان فراتر نرفتن از تشبیه ابتدایی است.




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
می‌دانیم که در ادبیات تفاوت ساده تشبیه و استعاره این است که اولی مقایسه‌ای آشکار برقرار می‌کند و دومی تلاش می‌کند این مقایسه را به نحوی پنهان یا فشرده کند. به عبارتی استعاره تشبیه فشرده شده است. در تشبیه می‌گوییم الف همچون ب است و در استعاره الف خودِ ب است. برداشتن این توضیح مقایسه، در این‌جا یعنی واژه «همچون»، یک جابه‌جایی زبانی ساده نیست بلکه با این کار مفهومی که در ذهن ساخته می‌شود و درک می‌شود می‌تواند به کلی دگرگون شود. بنابراین تشبیه وضعیت ساده‌تری است و استعاره وضعیتی پیچیده‌تر و به مراتب عمیق‌تر. اگرچه تشبیه به عنوان یک شگرد ادبی جایگاهی مشخص دارد اما از منظر انتظارات هنری و زیبایی‌شناختی استعاره همواره جایگاهی ارزشمندتر داشته است؛ البته مانند هر داوری دیگری در زمینه هنر، این حکم را نیز نباید مطلق دانست و همواره باید این دو شگرد را در زمینهٔ کلی آثار سنجید. روشن است که در سینما هم با استعاره و تشبیه روبه‌رو هستیم، هرچند با مناسبات و امکانات و مبناهایی متفاوت. با این مقدمه ببینیم که فیلم کوتاه «گوره» ساخته «مرجان اشرفی‌زاده» را از منظر این شگردها چگونه می‌توان بررسی کرد.  

«گوره» داستان زنی تنها به نام گلی است که در روستای جنگلی خود به همراه پدر و مادرش زندگی می‌کند و امورات پدر و مادر و گاوها را رسیدگی می‌کند. با شروع ماجرا گاو نر (ورزا) گم شده و گاو ماده (حنا) از دوری او ناله سر می‌دهد.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00