چهارشنبه 29 مهر 1405 / خواندن: 2 دقیقه
پرونده جشنواره فیلم کوتاه تهران | صفحه چهل‌وهشتم

ریویو: نقد و نظری به فیلم کوتاه «یادم تو را فراموش» ساختۀ «زهره صباغیان»

«یادم تو را فراموش» فیلم کوتاهی به نویسندگی و کارگردانی «زهره صباغیان» است که در یزد تولید شده. اثری که با تکیه بر مؤلفه‌های بومی مانند لهجه و اتمسفر سنتی یزدی، روایتی ساده و صمیمی را شکل می‌دهد. فیلم در محدودهٔ روایی خود حرکت می‌کند و بدون تلاش برای پیچیده‌سازی موقعیت‌ها، تجربه‌ای دل‌نشین برای مخاطب می‌سازد.

5
ریویو: نقد و نظری به فیلم کوتاه «یادم تو را فراموش» ساختۀ «زهره صباغیان»

مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «یادم تو را فراموش» به کارگردانی «زهره صباغیان» در چهل‌و‌سومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفته‌ایم. ریویوی آن را به قلم زهرا ایزدی‌نیا بخوانید:
 

«یادم تو را فراموش» فیلم کوتاهی به نویسندگی و کارگردانی «زهره صباغیان» است که در یزد تولید شده. اثری که با تکیه بر مؤلفه‌های بومی مانند لهجه و اتمسفر سنتی یزدی، روایتی ساده و صمیمی را شکل می‌دهد. فیلم در محدودهٔ روایی خود حرکت می‌کند و بدون تلاش برای پیچیده‌سازی موقعیت‌ها، تجربه‌ای دل‌نشین برای مخاطب می‌سازد.

هستهٔ دراماتیک فیلم بر موقعیتی شکل می‌گیرد که در آن، پسری میان مسئولیت عاطفی خود در قبال مادر مبتلا به آلزایمر و الزامات جایگاه اجتماعی و حرفه‌ای‌اش به‌عنوان یک روحانی قرار می‌گیرد. این موقعیت، ظرفیت شکل‌گیری تعارضی میان وظیفهٔ شخصی و مسئولیت بیرونی را دارد؛ با این‌حال، فیلم بیش از آنکه بر تشدید این تعارض و تبدیل آن به بحرانی تعیین‌کننده تمرکز کند، به لحظات روزمره و شیرین رابطهٔ مادر و پسر مجال بروز می‌دهد. از همین رو، با روایتی پیچیده یا مبتنی بر کشمکش‌های پررنگ مواجه نیستیم اما فیلم در چارچوب محدود خود می‌تواند مخاطب را با شخصیت اصلی همراه کند و زمینهٔ هم‌ذات‌پنداری با او را فراهم آورد.

یکی از وجوه قابل‌ توجه شخصیت‌پردازی، فاصله گرفتن از تصویری آرمانی و یک‌دست از شخصیت روحانی است. از چنین شخصیتی ممکن است انتظار داشته باشیم که در مواجهه با نیازهای مادر، همواره صبور و فداکار باشد و مسئولیت حرفه‌ای خود را در مرتبه‌ای پایین‌تر قرار دهد؛ اما فیلم در لحظاتی، خستگی، کلافگی و حتی واکنش تند او را نیز به نمایش می‌گذارد. این انتخاب، شخصیت را از یک الگوی اخلاقی ازپیش‌تعیین‌شده خارج می‌کند و به او کیفیتی انسانی‌تر می‌بخشد. در نتیجه، به‌جای مواجهه با تصویری ايده‌آل‌ شده از رابطهٔ مادر و فرزند، با موقعیتی ملموس از زندگی روبه‌رو می‌شویم؛ موقعیتی که در آن، محبت و مسئولیت‌پذیری لزوماً مانع از خستگی، تناقض و واکنش‌های ناخوشایند نمی‌شوند، در عین حال که تاکید بر رابطه‌ای درست بر پایهٔ احترام بین فرزند و مادر است. همین پرهیز از قضاوت اخلاقی مستقیم و فاصله گرفتن از شعارزدگی، به باورپذیری جهان فیلم کمک می‌کند.

نقطهٔ قوت اصلی اثر را باید در سادگی و تناسب روایت با موضوع آن جست‌وجو کرد. فیلم نه به دام زیاده‌گویی و تأکیدهای مضمونی می‌افتد و نه در پرداخت رابطهٔ مادر و پسر، اطلاعات و موقعیت‌های ضروری را از مخاطب دریغ می‌کند. روایت، به‌جای آنکه با حوادث متعدد یا گره‌افکنی‌های پیچیده پیش برود، بر جزئیات رفتاری و لحظات کوچک رابطه تکیه دارد؛ جزئیاتی که در عین سادگی، امکان شکل‌گیری حس نزدیکی و عاطفه را فراهم می‌کنند و از فضای دینی نیز به نحوی دوست داشتنی بهره می‌برد. شوخی‌ها و لحظات شیرین فیلم نیز در همین بستر روزمره شکل می‌گیرند و می‌تواند واکنش مثبت و خندهٔ مخاطب را در سالن سینما برانگیزد بی‌ آنکه احساس کنیم این لحظات از منطق کلی روایت بیرون زده‌اند یا صرفاً برای ایجاد تأثیر عاطفی و سرگرم‌کننده به داستان تحمیل شده‌اند.

در مجموع «یادم تو را فراموش» اثری است که ارزش خود را بیش از هر چیز از صمیمیت، پرهیز از اغراق و توجه به جزئیات انسانی می‌گیرد. فیلم با فاصله گرفتن از شخصیت‌پردازی آرمانی و تأکید بر تناقض‌های طبیعی رفتار انسان، موفق می‌شود رابطه‌ای باورپذیر میان مادر و پسر ترسیم کند. هرچند ظرفیت تعارض مرکزی برای گسترش بیشتر وجود دارد، اما «یادم تو را فراموش» در محدودهٔ انتخاب روایی خود به انسجام قابل‌قبولی دست می‌یابد و زهره صباغیان توانسته است با اتکا به هویت مذهبی و فضای سنتی و لحظات شیرین زندگی روزمره، تجربه‌ای دل‌نشین و مطبوع برای مخاطب رقم بزند.




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
«یادم تو را فراموش» فیلم کوتاهی به نویسندگی و کارگردانی «زهره صباغیان» است که در یزد تولید شده. اثری که با تکیه بر مؤلفه‌های بومی مانند لهجه و اتمسفر سنتی یزدی، روایتی ساده و صمیمی را شکل می‌دهد. فیلم در محدودهٔ روایی خود حرکت می‌کند و بدون تلاش برای پیچیده‌سازی موقعیت‌ها، تجربه‌ای دل‌نشین برای مخاطب می‌سازد.

نقطهٔ قوت اصلی اثر را باید در سادگی و تناسب روایت با موضوع آن جست‌وجو کرد. فیلم نه به دام زیاده‌گویی و تأکیدهای مضمونی می‌افتد و نه در پرداخت رابطهٔ مادر و پسر، اطلاعات و موقعیت‌های ضروری را از مخاطب دریغ می‌کند. روایت، به‌جای آنکه با حوادث متعدد یا گره‌افکنی‌های پیچیده پیش برود، بر جزئیات رفتاری و لحظات کوچک رابطه تکیه دارد؛ جزئیاتی که در عین سادگی، امکان شکل‌گیری حس نزدیکی و عاطفه را فراهم می‌کنند و از فضای دینی نیز به نحوی دوست داشتنی بهره می‌برد. شوخی‌ها و لحظات شیرین فیلم نیز در همین بستر روزمره شکل می‌گیرند و می‌تواند واکنش مثبت و خندهٔ مخاطب را در سالن سینما برانگیزد بی‌ آنکه احساس کنیم این لحظات از منطق کلی روایت بیرون زده‌اند یا صرفاً برای ایجاد تأثیر عاطفی و سرگرم‌کننده به داستان تحمیل شده‌اند.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00