مجله میدان آزادی: فیلم کوتاه «یخچال» به کارگردانی «کیوان رفعتجو» و «محمد نجیمی» در چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه به نمایش درآمده است. در این صفحه از پرونده «جشنواره فیلم کوتاه تهران» به سراغ نقد، بررسی و تحلیل این اثر رفتهایم. ریویوی آن را به قلم سمیه کشوری بخوانید:
داستان فیلم یخچال
[خطر لو رفتن داستان]
فیلم کوتاه «یخچال» ساختهٔ «کیوان رفعتجو» و «محمد نجیمی» از یک اتفاق ساده در زندگی روزمره شروع میشود: خرابشدن یخچال خانهٔ خانوادهای چهارنفره که توان مالی چندانی برای خرید وسیلهای جایگزین ندارند. درست در همین روز، قرار است خواهر مادر خانواده به همراه همسر آلمانیاش مهمان خانه باشند؛ موقعیتی که بهجای آنکه به دیداری معمولی تبدیل شود، آرامش خانه را برهم میزند و فشار تازهای بر اعضای خانواده وارد میکند.
یخچال در این فیلم فقط یک وسیلهٔ خانگی نیست؛ خرابی آن، وضعیت اقتصادی خانواده را به مسئلهای ملموس تبدیل میکند و زمینهای میسازد تا مناسبات میان اعضای خانواده و اولویتهایشان آشکار شود. مسئله دیگر صرفاً فراهمکردن شام نیست، بلکه تلاش برای حفظ ظاهر و آبروداری در برابر مهمانی است که حضورش ظاهراً اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
نقد فیلم کوتاه یخچال
یکی از محورهای اصلی فیلم، فشاری است که میل به پذیرایی آبرومندانه بر مادر خانواده وارد میکند. او میکوشد شامی درخور مهمانان فراهم کند، اما این تلاش بهتدریج از یک وظیفهٔ معمول خانوادگی فراتر میرود. خواستههای مهمان، حتی وقتی از راه دور مطرح میشوند بر برنامه و تصمیمهای خانواده سایه میاندازند و اعضای خانه را در موقعیتی قرار میدهند که باید خود را با انتظارات دیگری هماهنگ کنند.
در این میان، نکتهٔ قابل توجه آن است که خانواده برای جلب رضایت مهمان، ناچار میشود نیازها و خواستههای خودش را به حاشیه براند. گویی ارزش پذیرایی نه با صمیمیت و رابطهٔ انسانی، بلکه با کیفیت سفره و میزان رضایت مهمان سنجیده میشود. اینجاست که رفتارهای بهظاهر معمولی شخصیتها، معنایی فراتر از یک اختلاف خانوادگی پیدا میکند و به تصویری از فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر زندگی روزمره تبدیل میشود.
فیلم همچنین به شکلی ظریف، مسئلهٔ تفاوت طبقاتی و تلاش برای حفظ وجههٔ اجتماعی را پیش میکشد. حضور دامادی که از آلمان میآید، در این موقعیت فقط به معنای ورود یک مهمان تازه نیست؛ به نظر میرسد خانواده در برابر او بیش از همیشه احساس میکند باید چیزی را اثبات کند. همین تصور، فاصلهای میان آنچه خانواده واقعاً در توان دارد و آنچه میخواهد به نمایش بگذارد، ایجاد میکند.
در «یخچال»، سفره به عنصری فراتر از محل صرف غذا تبدیل میشود. آنچه روی سفره قرار میگیرد، حاصل تلاش و زحمت اعضای خانواده است؛ اما مسئله این است که این زحمت برای چه کسی و با چه هدفی انجام میشود. وقتی فراهمکردن پذیرایی به اولویت اصلی تبدیل میشود، نیازهای روزمره و خواستههای خود اعضای خانه به حاشیه میروند. این موقعیت بهویژه در رابطهٔ میان والدین و فرزندان اهمیت پیدا میکند. فشار اقتصادی فقط به معنای کمبود پول نیست؛ گاهی در تصمیمهایی دیده میشود که خانواده برای مدیریت کمبودها میگیرد و در این میان، بعضی نیازها را نادیده میگیرد. فیلم از همین جزئیات روزمره برای نشاندادن شکافی استفاده میکند که میان آنچه خانواده برای دیگران فراهم میکند و آنچه برای خودش در نظر میگیرد.
در نهایت میتوان گفت فیم کوتاه «یخچال» در بستری از زندگی روزمره، به اهمیت صمیمیت و درک متقابل در خانواده میپردازد. گاهی یک سفره میتواند بهانهای برای نزدیکتر شدن آدمها و فرصتی برای دیدن یکدیگر از زاویهای تازه باشد. سفرهای که مواد غذاییاش از دل یک یخچال بیرون میآیند، اما معنایش میتواند فراتر از خوراک و پذیرایی باشد؛ یادآوری اینکه در میان گرفتاریهای زندگی شاید آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، کیفیت رابطههایی است که میان آدمها شکل میگیرد.
دربارهٔ کیوان رفعتجو
«کیوان رفعتجو» از هنرجویان دورهٔ فیلمسازی انجمن سینمای جوانان ایران در دفتر تویسرکان بوده است. از دیگر تجربههای کارگردانی او میتوان به فیلم کوتاه «آقای کارگردان» اشاره کرد که در قالب طرح فیلماولیهای این انجمن تولید شده است.
«یخچال» نیز در بستر فعالیت فیلمسازی تویسرکان شکل گرفته و در چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران به بخش ملی راه یافته است.