مجله میدان آزادی: در آخرین اکران از فصل چهارم اکرانهای رویداد «نقد و تماشا»، اپیزود «عشق سوزان» ساختۀ «سجاد پهلوانزاده»، نقد و بررسی شد. مشروح بخش اول این نشست را در گزارش زیر بخوانید:
به گزارش مجله میدان آزادی، آخرین اکران از بخش دوم سینمای «ملیمیهنی» در مجله میدان آزادی، سهشنبه ۱۹ خردادماه با نمایش اپیزود «عشق سوزان» از مجموعه «اهل ایران» برگزار شد. در ادامه این اکران، نشست نقد و بررسی اثر با حضور «سجاد پهلوانزاده» کارگردان، «علیرضا زمانینسب» بازیگر اپیزود و «محمد صابری»، منتقد و روزنامهنگار حوزه سینما و تلویزیون، برگزار شد. پس از خوشامدگویی زهرا صمصامی، میزبان نشست، بخش نخست برنامه با حضور محمد صابری -منتقد، نویسنده و روزنامهنگار سینما و تلویزیون- آغاز شد.
تقدیر از یک «کنشگری غیرتمندانه»
صابری در ابتدای سخنان خود با اشاره به مجموعه «اهل ایران» و آثار تولیدشده در فضای جنگ، از تلاش تمامی عوامل این پروژه قدردانی کرد و گفت:
«فارغ از هرگونه ارزیابی هنری و سینمایی، این آثار حاصل یک کنشگری غیرتمندانهاند و همه کسانی که در شرایط جنگی برای تولید و به ثمر رساندن آنها تلاش کردهاند، شایسته احترام هستند.»
او تأکید کرد که هدف از نشستهای نقد و بررسی، صیقل دادن تجربه تماشای مخاطبان و پرداختن به چراییِ دوست داشتن یا نپسندیدن یک اثر از منظر ادبیات نقد سینماست.
در ادامه، صمصامی با اشاره به آغاز پرشتاب روایت در اپیزود «عشق سوزان» و نحوه پیشبرد داستان، نظر صابری را درباره ساختار روایی اثر جویا شد.
این منتقد سینما در پاسخ، ابتدا به جایگاه «سجاد پهلوانزاده» در سینما و تلویزیون ایران پرداخت و او را یکی از شاخصترین تدوینگران نسل جدید دانست. صابری با اشاره به همکاریهای گسترده پهلوانزاده با «محمدحسین مهدویان» در آثاری چون «ایستاده در غبار» و سریال «زخم کاری»، نقش او را در شکلگیری ارزشهای بصری این آثار، قابل توجه ارزیابی کرد. او همچنین کارنامۀ پهلوانزاده در مقام کارگردان، از جمله سریالهای «سقوط» و «حیثیت گمشده» را نمونههایی موفق در حوزه قصهگویی توصیف کرد.
زندگی در پیشزمینه، جنگ در پسزمینه
صابری در ادامه به ویژگی مشترک دو اپیزود کارگردانیشده توسط پهلوانزاده در مجموعه «اهل ایران» اشاره کرد و گفت برخلاف بسیاری از روایتهای جنگی که جنگ را در پیشزمینه و زندگی را در پسزمینه قرار میدهند، در آثار او زندگی همچنان در مرکز روایت باقی میماند و جنگ به عنوان بستری پیرامونی عمل میکند. به اعتقاد وی، این نگاه سبب شده مخاطب با زیست روزمره و دغدغههای ملموس شخصیتها ارتباطی نزدیکتر برقرار کند.
او انتخاب شخصیت اصلی «عشق سوزان» را یکی از نقاط قوت فیلم دانست؛ نویسندهای که برخلاف کلیشههای رایج روشنفکری در سینما به تصویر کشیده شده است. صابری توضیح داد که فیلم با آشناییزدایی از تصویر متعارف نویسنده، شخصیتی را ارائه میکند که بیش از آنکه درگیر جهان ذهنی و روشنفکرانه باشد، با مناسبات بازار نشر و اقتصاد نویسندگی پیوند خورده است. به گفتۀ او، حتی انتخاب «علیرضا زمانینسب» برای ایفای این نقش نیز در راستای همین رویکرد صورت گرفته است.
وی همچنین از ریتم و ضربآهنگ اثر تمجید کرد و گفت تسلط پهلوانزاده بر فن تدوین در مدیریت ریتم روایت کاملاً مشهود است.
در بخش دیگری از نشست، بحث به شخصیتپردازی اعضای خانواده و روابط میان نسلها کشیده شد. صابری با اشاره به فیلمنامۀ «علی بحرینی»، یکی از مهمترین مضامین «عشق سوزان» را مفهوم «ارتباط» دانست. او توضیح داد که گفتوگو و تعامل میان شخصیتها نهتنها در سطح ظاهری، بلکه در لایههای زیرین روایت جریان دارد و شناخت مخاطب از شخصیتها نیز از همین مسیر شکل میگیرد.
این منتقد سینما، بهویژه از رابطه پدر و پسر در فیلم به عنوان نمونهای باورپذیر و امروزی یاد کرد و همچنین نحوه نمایش رابطه عاطفی فرهاد و بیتا را ستود. به اعتقاد او، فیلم بدون افتادن در دام اغراق و کلیشههای رایج، توانسته احساسی عمیق را از طریق سکوتها، نگاهها و لحظات کوتاه میان شخصیتها منتقل کند.
صابری سه نمای کلیدی فیلم را از عمیقترین لحظات شخصیتپردازی اثر دانست؛ نماهایی که بدون اتکا به دیالوگ، مخاطب را به فضای ذهنی شخصیتها نزدیک میکنند و امکان برداشتهای متفاوت را برای بینندگان فراهم میسازند.
او در بخش پایانی سخنان خود به مفهوم «مکگافین» در فیلمنامهنویسی اشاره کرد و کتاب «عشق سوزان» در فیلم را نمونهای از این کارکرد در روایت دانست. به گفته وی، اهمیت اصلی کتاب نه در خود آن، بلکه در تأثیری است که بر روابط شخصیتها و تحول آنها میگذارد. صابری تأکید کرد که پایان فیلم نیز بیش از آنکه درباره انتشار کتاب باشد، درباره تغییرات رخداده در مناسبات میان شخصیتها و حتی اسم کتاب، معنای تازهای است که آنها به مفهوم عشق و مشارکت میبخشند.