مجله میدان آزادی: در پنجاه وهشتمین صفحه از پرونده «اردیبهشت کاغذی» و «فهرست کتابهای پیشنهادی برای خرید از نمایشگاه کتاب» فهرستی از کتابهای شاهکار ادبیات روسیه با محوریت آثار «فئودور داستایوفسکی» را برای علاقمندان به ادبیات این حوزه زبانی و فرهنگی تدارک دیدهایم. این فهرست را به قلم «نرگس فرجادامین» در ادامه بخوانید:
«من طرحی دارم: دیوانه شدن!»
این جمله را «فئودور داستایوفسکی» در نامهای برای برادرش نوشته است. گرچه بستگی دارد دیوانه شدن را چطور تأویل کنیم، اما فکر میکنم او در اجرای طرحش موفق بوده و نهتنها دیوانه شده که بیش از صد و شصت سال است آدمهای دیگری را همراه خودش دیوانه کرده؛ آنهایی که مثل من مقهور و مبهوت صلابت و عظمت جهان داستانی او شدهاند. شاید گزافه نباشد اگر بگویم راجعبه هیچ نویسندهای بهاندازۀ داستایفسکی آثار پژوهشی تولید نشده است؛ دو قرن است که دربارۀ روانشناسی و انسانشناسی و فلسفه در آثار او نوشتهاند و باز هم میشود نوشت. با این تفاصیل حیف است که موسم نمایشگاه کتاب برسد و کسی کتابی از این غول ادبیات در سبد خریدش نداشته باشد. داستایفسکی مثل همعصران خودش، مرد رمانهای حجیم است، اما داستانهای بلند (به قول فرنگیها ناولا) هم در کارنامهاش دارد؛ بنابراین اگر کلاسیکخوان هم نباشید، میتوانید از فهرست پیشنهادی، حصۀ خودتان را بردارید. آثاری که در ادامه معرفی میشوند لزوماً تمام شاهکارهای داستایفسکی نیستند، بلکه مجموعهای هستند برای لذت بردن از جهان ادبی این نویسندۀ بزرگ روس.

«ابله»، نوشته «فئودور داستایوفسکی» با ترجمه «سروش حبیبی»
۱. ابله
رمان «ابله» را همه میتوانند بخوانند و لذت ببرند؛ شاید چون ایدۀ اولیهاش از واقعهای در صفحۀ حوادث روزنامه آمده است: ماجرای یک مثلث عشقی که انتهایش به قتلی از سر حسادت میرسد. بنابراین حتی اگر حوصله نداشته باشید در لایۀ ثانویۀ داستان عمیق شوید که در حقیقت پرنس «میشکین» -شخصیت اصلی داستان- را بهعنوان نسخهای از عیسی مسیح بازسازی و بازخوانی کرده، باز هم از چالشهای انسانی بین شخصیتهای پرتعداد این داستان لذت خواهید برد. پرنس میشکینِ ساده، در کنار «راگوژینِ» پلید دو قطب متضاد داستان را میسازند. ترجمههای متعددی از این رمان موجود است، اما پیشنهاد میکنم آن را با ترجمۀ «سروش حبیبی» از نشر چشمه بخوانید.

«قمارباز»، نوشته «فئودور داستایوفسکی» با ترجمه «صالح حسینی»
۲. قمارباز
درست است که در این رمان تاریکیهای ذهن یک انسان معتاد به قمار پیش چشم کشیده میشود، اما در حقیقت به آن بخش تاریک از روان انسان میپردازد که برای فرار و فرافکنی به چیزی، هرچه که باشد، بهشکلی بیمارگونه چنگ میزند. «الکسی ایوانوویچ»، شخصیت اصلی این داستان یک معلم سرخانه در خانۀ ژنرالی ورشکسته و عاشق دختر این خانواده است. الکسی برای جلب نظر این دختر وارد بازی قمار میشود و ماهوت سبز میز رولت او را تا نابودی پیش میبرد. اگر دنبال ترجمهای با حس نوستالژیک هستید ترجمۀ «جلال آل احمد»، اگر ترجمهای شستهرفته را میپسندید ترجمۀ «صالح حسینی» و اگر ترجمۀ مستقیم از زبان روسی را دوست دارید ترجمۀ «حمیدرضا آتش برآب» را تهیه کنید.

«جنایات و مکافات»، نوشته «فئودور داستایوفسکی» با ترجمه «مهری آهی»
۳. جنایت و مکافات
شاید معروفترین اثر داستایفسکی «جنایت و مکافات» باشد و معروفترین شخصیت مخلوق او «راسکولنیکوفِ» دانشجو. ماجرای این رمان در واقع یک کشمکش اخلاقی مهم است؛ کشمکشی درونی و سخت که پس از اقدام به جنایت برای راسکولنیکوف اتفاق میافتد. این جوان دانشجوی تندمزاج مردمگریز با اینکه مرتکب قتل میشود در نهایت رستگار میشود و این رستگاری از طریق «سونیا»، دختری که جبر زندگی او را به فحشا کشانده برای راسکولنیکوف اتفاق میافتد و همین است که داستان را جذاب میکند. ترجمۀ «مهری آهی» از این رمان معروفترین ترجمه از این اثر است.
۴. رؤیای عموجان
شاید توقعش را نداشته باشید اما مطالعۀ این داستان بلند باعث میشود بارها با صدای بلند بخندید. طنز داستان در حقیقت یک طنز سیاه است، اما پردازش شخصیتها، فضاسازی و روایتگری این داستان بهشکلی است که هولناکی عمق داستان را تلطیف میکند. شخصیت شاهزادۀ پیر داستان یعنی همان «عموجان» جذابترین مؤلفۀ این داستان است و خواننده را تا انتها همراه خود میکشاند؛ پیرمردی که از سر تا پا همۀ اعضای بدنش عاریهای و داغان است اما کماکان با دیدن زنان جوان و زیبا سر و گوشش میجنبد. اگر رابطۀ خوبی با کتاب صوتی داشته باشید پیشنهاد میکنم پس از مطالعۀ متن کتاب، یک بار هم آن را با صدای «رضا عمرانی» بشنوید تا لطف ماجرا برایتان دوچندان شود.

«برادران کارامازوف»، نوشته «فئودور داستایوفسکی» با ترجمه «صالح حسینی»
۵. برادران کارامازوف
شاهکار داستایفسکی و عصارۀ زندگی ادبی او؛ این بهترین توصیفی است که دربارۀ این اثر به ذهنم میرسد. «آلیوشا»، «ایوان» و «دیمیتری کارامازوف» در عین اینکه نمایندۀ ایمان، شک و هوس هستند هر کدام بهتنهایی یک شخصیت داستانی باورپذیرند؛ معصومیت آلیوشا، بدجنسی ایوان و حماقتهای دیمیتری مجموعهای از وقایع پرتعلیق را در داستان میسازند و حتی اگر کلاسیکخوان نباشید، این رمان هزار و خردهای صفحهای یک لحظه هم شما را خسته نخواهد کرد. از بین ترجمههای موجود این رمان، ترجمۀ «صالح حسینی» از نشر ناهید را پیشنهاد میکنم.