چهارشنبه 15 بهمن 1404
پرونده پیراپدری | صفحه نوزدهم

پدرهای محبوب سینمای ایران: «دایی غفور» در «بوی پیراهن یوسف»

باید سر تعظیم فرود آوریم به بازی «علی نصیریان» که به خوبی توانست حق این جمع اضداد در شخصیت دایی غفور را ایفا کند. نصیریان هنوز که هنوز است از بوی پیراهن یوسف به عنوان بهترین بازی سینمایی خود یاد می‌کند ولو اینکه در جشنوارۀ آن سال و البته سال‌های بعد، بازی‌اش را کاملا نادیده بگیرند!

5
 پدرهای محبوب سینمای ایران: «دایی غفور» در «بوی پیراهن یوسف»

مجله میدان آزادی: به بهانۀ امروز که زادروز استاد علی نصیریان بزرگ سینمای ایران است، پروندۀ پیراپدری را با قسمت ششم از ستون «پدرهای محبوب سینمای ایران»، به‌روز می‌کنیم، با روایت «دایی غفور»ِ دوست‌داشتنیِ فیلم «بوی پیراهن یوسف» به کارگردانی «ابراهیم حاتمی‌کیا» با بازی پدرانه‌ی استاد «علی نصیریان». این روایت را به قلم مینو رضایی بخوانید.

«دایی غفور» بدون شک یکی از مهم‌ترین پدرهای سینمای ایران است. پدری عاشق، شوریده، لجوج، تندخو، منتظر و مؤمن. مؤمن به آنچه دلش می‌گوید.  

دایی غفور در فیلم «بوی پیراهن یوسف» شخصیت پیچیده‌ای دارد. شخصیتی که مقابل همۀ شواهدی که نشان می‌دهد پسرش در جنگ شهید شده می‌ایستد و رفتن پسر را باور نمی‌کند. اما نه باورنکردنی که همۀ آدم‌های سوگ دیده از رفتن عزیزانشان دارند؛ دایی غفور با تمام سلول‌های وجودش، رفتن یوسف را باور نمی‌کند! هرچند دیگران فکر کنند او در شوک یا انکار است یا حتی در آستانۀ از دست دادن مشاعرش! دایی غفور یک‌تنه تمام فرضیات روانشناسی سوگ را به هم می‌ریزد و می‌شود آن عاقلی که در شهر دیوانگان حرف درست می‌زند! بنابراین هیچ‌کس ایمان بی‌چون‌وچرای او به بازگشت یوسف را جدی نمی‌گیرد، آنقدر که دایی غفور دست به دامن اسطوره‌ها می‌شود. همان‌جا که می‌فهمیم به خانواده‌اش گفته باید اسم یوسف را یونس می‌گذاشته است؛ یونس پیامبر که به فرمان خدا در شکم ماهی رفت و زنده بیرون آمد. و وقتی به غواص بودن یوسف پی می‌بریم، سرمنشأ ایمان دایی غفور تا حدی برایمان معلوم می‌شود. بد نیست اشاره‌ای هم به نام کاراکتر «دایی غفور» کنیم. نام‌گذاری دایی برای او به بهانه اینکه دایی همه است فقط نیمی از ماجراست. دایی غفور دایی همه است؛ از راننده‌های فرودگاه تا صدیقه و شیرین. او کار همه را راه می‌اندازد اما از یک جایی به بعد به‌خصوص برای اصلاح کار شیرین، او پدرانه عمل می‌کند. درواقع دایی غفور از جایی به بعد دیگر تصمیم می‌گیرد به جز یوسف خودش، برای خسرو و شیرین هم پدری کند، پس او دو برابر گذشته انتظار می‌کشد و از این‌رو دایی غفور منتظرترین پدر سینمای ایران است. پدری که از داغ فرزند و همزمان انتظار بازگشتش بی‌قرار و آشفته است. منتظری که بر اثر صبر زیاد، ذخیره حوصله‌اش تمام شده و زود از کوره درمی‌رود. صحبت‌های او بر سر قبر یوسف با این‌که می‌داند یوسف در آن نخوابیده است، از بکرترین مونولوگ‌های سینمای ایران است.

اینجاست که باید سر تعظیم فرود آوریم به بازی «علی نصیریان» که به خوبی توانست حق این جمع اضداد در شخصیت دایی غفور را ایفا کند. نصیریان هنوز که هنوز است از بوی پیراهن یوسف به عنوان بهترین بازی سینمایی خود یاد می‌کند ولو اینکه در جشنوارۀ آن سال و البته سال‌های بعد، بازی‌اش را کاملا نادیده بگیرند! ولو اینکه بعد از سی سال هنوز که هنوز است، سیمرغ نگرفتن او برای بازی در نقش دایی غفور، محل بحث منتقدان و مخاطبان عام سینما باشد.


 




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
به بهانۀ امروز که زادروز استاد علی نصیریان بزرگ سینمای ایران است، پروندۀ پیراپدری را با قسمت ششم از ستون «پدرهای محبوب سینمای ایران»، به‌روز می‌کنیم، با روایت «دایی غفور»ِ دوست‌داشتنیِ فیلم «بوی پیراهن یوسف» به کارگردانی «ابراهیم حاتمی‌کیا» با بازی پدرانه‌ی استاد «علی نصیریان»

دایی غفور در فیلم «بوی پیراهن یوسف» شخصیت پیچیده‌ای دارد. شخصیتی که مقابل همۀ شواهدی که نشان می‌دهد پسرش در جنگ شهید شده می‌ایستد و رفتن پسر را باور نمی‌کند.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00