شنبه 21 شهریور 1405 / خواندن: 9 دقیقه
به مناسبت روز ملی سینما

یادداشت: گذر از سینما به پست سینما

در حقیقت اصطلاح پست سینما به فهرست طولانی و متنوع مواردی اطلاق می‌شود که فضای رسانه ای فعلی ما را مشخص می‌کند و مجموعه ای از قالب‌های رسانه ای جدید را تشکیل می‌دهد. به کارگیری اصطلاح پست سینما پیش از هرچیز توصیف یک تاثیر است، تاثیری که با تغییر از سینما به پست سینما به یک تحول گسترده تاریخی دامن زده است.

5
یادداشت: گذر از سینما به پست سینما

مجله میدان آزادی: امروز بیست‌ویکم شهریورماه، روز سینما است و در مجله میدان آزادی یادداشتی با موضوع «گذر از سینما به پست سینما» را برای شما فراهم کرده‌ایم. این یادداشت را به قلم معصومه‌سادات نبی‌پور بخوانید: 

پست سینما

مدت‌ها پیش و در اوسط قرن بیستم فیلم جای خود را به تلویزیون داد و پس از آن عرصه برای ظهور کامپیوتر، اینترنت و تولید دیجیتال در رسانه‌های جدید گشوده شد. البته خود فیلم ناپدید نشده است اما طی دهه های گذشته تولید فیلم از یک فرایند آنالوگ به فرایند دیجیتال تبدیل شده است. هرچند هدف در این جا تقسیم بندی زمانی دقیق نیست اما صرف نظر از جزئیات به راحتی می‌توان گفت این تغییرات به اندازه کافی گسترده بوده اند و به حد طولانی ادامه داشته اند که اکنون شاهد ظهور یک رژیم رسانه ای جدید هستیم.در حقیقت امروزه روش تولید متفاوتی نسبت به روش‌های حاکم بر قرن بیستم وجود دارد و ما شاهد نوعی الگوی فراکتال هستیم به این معنا که این تحولات شاخص‌های فرآیند‌های پیچیده اجتماعی را ارائه کرده و سپس متراکم می‌کنند و دوباره در شکلی نو تجدید می‌نمایند.

در چند دهه اخیر اتفاقی افتاده است که ما با صداها و تصاویر درگیر شویم. در رسانه‌های سمعی و بصری تغییری ایجاد شده است. فناوری‌های الکترونیکی جایگزین فناوری‌های مکانیکی شده اند؛این تحولات با شیوه‌های جدید دیدن و شنیدن در ارتباط است،در واقع ما با عادات جدید انس گرفتیم و با انتظارات جدید سرگرم شدیم، اکنون زیبایی شناسی بصری جدیدی ظهور کرده است.

طی سال‌های اخیر، پست سینما شرایط مانوس را تغییر داده است، در حقیقت اصطلاح پست سینما به فهرست طولانی و متنوع مواردی اطلاق می‌شود که فضای رسانه ای فعلی ما را مشخص می‌کند و مجموعه ای از قالب‌های رسانه ای جدید را تشکیل می‌دهد. به کارگیری اصطلاح پست سینما پیش از هرچیز توصیف یک تاثیر است، تاثیری که با تغییر از سینما به پست سینما  به یک تحول گسترده تاریخی دامن زده است، این اصطلاح مزیت دیگری را نیز در برمی‌گیرد: رسانه‌های جدید به جای این که مبتنی بر گسستی کامل از گذشته باشند بین نظام های رسانه‌ای قدیم و جدید ارتباط برقرار می‌کنند، درنتیجه اصطلاح پست سینما از هر نظر ماهیتی نو ندارد، تحولی است که به طور متناوب سینما را به چالش می‌کشد و از ما می‌خواهد که آن را نه تنها از نظر نو بودن بلکه به صورت یک متغیر تاریخی مداوم و تجدید شونده بپذیریم. 

دیدگاه پست سینما ما را متقاعد می‌کند تا درباره امکانات و محدودیت‌های نظام نوظهور رسانه ای به عنوان تغییری بنیادی و بی سابقه بیاندیشیم.آنچه که مردم بیش از یک قرن «سینما» نامیده اند در طول تاریخ خود شاهد جهش های تکنولوژیک بوده است،امروزه این جهش تکنولوژیک به عنوان انقلاب دیجیتال شناخته می شود،پس از سال ها ضبط تصویر بر روی سلولوئید،همه چیز تحت تاثیر فرآیند دیجیتال قرار گرفت،وقتی یک فیلم در رسانه دیجیتال فیلمبرداری می شود نوعی فرمان به دوربین داده می شود تا اطلاعات نوری موجود در واقعیت را به مقادیر دیجیتال منتقل کرده و آن ها را بر اساس پروتکل هایی کدگذاری کند، در یک سطح هستی شناختی تصویر دیجیتال شامل ورودی‌های متعددی است که همه آن‌ها صرف نظر از منبع به همان کد باینری ترجمه و ذخیره می‌ شود به این معنا که در سطح داده‌های خام، بین تصاویرو صداهای کد گذاری شده هیچ تفاوت اساسی وجود ندارد، پردازش دیجیتال با هردو یکسان رفتار می کند.

 میشل شیون می‌گوید : «در حالی که همه چیز در سینما از طریق تصویر انتقال می‌یابد تلویزیون و ویدئو وجوه بصری را مختصر و کوتاه می‌کنند، فناوری تبدیل از حالت مکانیکی به الکترونیکی و روش‌های تولید از اشکال آنالوگ به رسانه‌های دیجیتال تعادل بین تصاویر و صدا را تغییر داده و برآنچه مارشال مک لوهان متاثر از ویلیام بلیک آن را «نسبت حواس» می‌نامد تاثیر گذاشته است.


تغییر الگوهای ادراک

از نظر مک لوهان رسانه‌های جدید همیشه نسبت حواس یا الگوهای ادراک را تغییر می‌دهند.« در واقع هر اختراع یا فناوری جدید مشابه پیوند عضو در بدن انسان است که تعادل و نسبت بین اعضا را برهم می‌زند. زمانی که رسانه‌ها تغییر می‌کنند، نسبت حسی ما نیز تغییر می‌کند، مک لوهان ادعا می‌کند همان طور که فناوری‌های مکانیکی و صنعتی جای خود را به فناوری‌های الکترونیکی می‌دهند ما از دنیایی با تقسیم بندی متعارف فاصله می‌گیریم و به دنیایی کاملا جدید ورود پیدا می‌کنیم.» 

وقتی به فناوری مکانیکی پشت کرده و آن را ترک میکنیم در حقیقت از دنیایی که خود را به دیدن و چشم تخصیص می‌دهد دور می‌شویم. در عوض به دنیایی منتقل می‌شویم که از منظر آن دیدن نسبت به سایر حواس دارای مزیت نیست، البته نه به آن معنا که به خواندن کلمات و دیدن تصاویر پایان دهیم،اگرچه ما امروزه وقت زیادی را صرف دیدن صفحه نمایش‌های مختلف می‌کنیم اما دیگر نمیتوانیم امتیاز جداگانه و ویژه ای را به چشم اختصاص دهیم. مک لوهان می گوید: «رسانه‌های الکترونیکی حس شنیداری را تقویت می‌کنند، ادراک بر اساس یک شکل تعاملی و متقابل که دیگر محدودیت آن چشم نیست ، این یکی از دلایلی است که باعث می‌شود ویدئو به طور قابل توجهی از سینما متفاوت باشد.» 

در گذشته صدا، به عنوان یک امتیاز برای تصاویر متحرک استفاده می‌شد اما رسانه‌های الکترونیکی کاملا متفاوت از فیلم کار می‌کنند، ویدئو، تلویزیون واشکال جدید  تمایل دارند صدا را برجسته تر کنند.
 بنابراین در گذر از سینما به پست سینما روابط صوتی و تصویری کاملا تغییر کرده است. منابع صوتی دیجیتالی و منابع تصویری دیجیتالی اکنون یک کثرت بدون سلسله مراتب ذاتی را تشکیل می‌دهند آن‌ها می‌توانند به شیوه های مختلف تغییر، بیان و ترکیب شوند. ترکیب چندین تصویر و صدا اجازه می‌دهد تا انواع جدیدی از تقارن و سازماندهی ریتمیک امکان پذیر شود.چنین مواردی پیش از دیجیتالی شدن غیر ممکن بود. دیجیتالی سازی، صداها و تصاویر را به طور یکسان به شکل داده‌ها نمایان می‌کند، تصاویر و صداها ضبط و نمونه برداری می‌شوند و از زمینه اصلی خود جدا شده و به صورت مولفه‌های گسسته ارائه می‌شوند . اطلاعات دیجیتالی مطابق آن چه لو‌مانوویچ منطق پایگاه داده می‌نامد سازماندهی می‌شوند،این منطق ساختاری زمینه ای از احتمالات را تعریف می کند و چندین پیامد مهم دارد ، یکی از موارد این است که نمونه برداری دیجیتالی و کد گذاری بر محسوسات مقدم است، نه تنها هم صداها و هم تصاویر از وضعیتی یکسان برخوردارند بلکه همه آن‌ها تابع ساختار اطلاعاتی هستند که در آن ذخیره شده‌اند،تصاویر و صداها به ویژه از حالات حسی خود دور شده و در فهرستی از پارامترهای کمی‌به عنوان پیکسل خلاصه می‌شوند،در نتیجه می‌توانند در معرض یک روند نامشخص از افزایش سرعت و تعدیل قرار گیرند.

در گذشته سینما ، فقط در یک سالن تاریک و از طریق پروژکتور در حال اجرا بود اما اکنون در صفحه نمایش های متعدد،موجود و قابل اجراست، در همه ی این موارد نسبت حواس که به طور طبیعی هریک از رسانه‌ها را همراهی می‌کند، خروجی تازه ای پیدا کرده و به کمک یک پشتیبانی جدید یک تجربه در جایی دیگر متولد می‌شود و یک رسانه به خودی خود در رسانه ای دیگر گنجانده می‌شود،  این یک استراتژی به ویژه در رابطه با رسانه‌های الکترونیکی است و می‌تواند منجر به جذب مدل قدیمی‌در مدل جدید شود. 

در عین حال جا به جایی جنبه‌های دیگر را نیز در بر می‌گیرد که می‌تواند حتی تعیین کننده تر باشد، برای مثال جا به جایی بر نقش تجربه تاکید می‌کند یک رسانه معین با نوع خاصی از تماشا کردن، گوش دادن، توجه و حساسیت تعریف می‌شود و تمامی این ها ماندگاری و تداوم تجربه را تضمین می‌کند، یک رسانه مادامی‌که شکل تجربه ای که مشخصه ی آن است زنده بماند، پا برجاست. از طرف دیگر جابه جایی بر نقش محیط پیرامونی نیز تاکید دارد، یک رسانه معین با وضعیتی که در آن فعالیت می‌کند یا در آن ایجاد می‌شود، قابل تعریف است، بنابراین تنها ظهور یک رسانه مهم نیست بلکه وضعیت و شرایطی که آن رسانه به خصوص بعد از ظهور در جهان پیرامون شکل می‌دهد نیز اهمیت دارد مفهوم جا به جایی مشخص می‌کند که هجرت یک رسانه به خارج از حیطه قبلی خود شامل یک نوع تجربه جدید و یک فضای تکنولوژیکی است، حرکت سینما به سمت محیط‌های جدید و دستگاه‌های جدید در پس زمینه فرایند‌های  گسترده ی این مهاجرت ،صورت گرفته و طرح‌هایی که مخاطب به آن‌ها خو گرفته را تغییر داده و مجدد ترسیم می‌کند. مخاطب امروز ناگزیر است که با سینما همگام شود، سینما در تحول خود با انواع جدیدی از صفحه نمایش روبرو می‌شود، صفحه نمایش دیجیتال تلویزیون صفحه‌های کامپیوتر و تبلت، صفحه تلفن همراه و نمای رسانه‌ها ، تمامی‌این صفحه نمایش‌ها شرایط بصری کاملا متفاوت با صفحه نمایش قدیمی‌دارند. به عنوان مثال صفحه تلفن همراه به هیچ وجه احساس جدا شدن از محیط اطراف را ایجاد نمی‌کند به طوری که فرد تمرکز خود را بر روی آن چه نمایش داده می‌شود به راحتی از دست می‌دهد، همچنین اندازه تصاویر مورد ارائه در تلفن‌های هوشمند و تبلت‌ها جذابیت طبیعی تصاویر را تحت شعاع قرار می‌دهد، نمایشگرها در فضاهای عمومی‌ میزبان انبوهی از محصولات هستند، از فیلم‌ها و تبلیغات تجاری گرفته تا مستند‌ها و موزیک ویدئو‌ها که همگی آن‌ها باعث ایجاد جلوه ای از خاصیت جمع پذیری می‌شود و این شرایط به طرز عمیق بر رفتار بیننده تاثیر می‌گذارد.

همان طور که تحقیقات تجربی به طور مستقیم یا غیر مستقیم نشان می‌دهد، تماشاگرانی که فیلم را در انواع جدیدی از صفحه نمایش تماشا می‌کنند، به عنوان کاربران رسانه تمایل دارند که نوعی توجه چند بعدی را فعال کنند و این موجب می‌شود که آن‌ها بیش از یک موضوع را به طور همزمان دنبال کنند. آن‌ها به جای تلاش برای درک هر آن چه به آن‌ها ارائه می‌شود از طریق یک فرایند آزمایشی فعالیت می‌کنند و واقعیت را با خیال درمی آمیزند ، در واقع تماشاگران با آن چیزی که می‌بینند تعامل برقرار کرده و سعی می‌کنند با موقعیت‌های متفاوت و متضاد کنار بیایند.

 اما نتیجه دیگری نیز وجود دارد که می‌توان در این جا مورد توجه قرار داد، با وجود این بازتاب‌های جدید، دیدگاه، اغلب سینماتوگرافیک باقی می‌ماند، این می‌تواند باعث بازگشت و تکرار تجربه سینما شود در واقع همین تماشاگران موفق می‌شوند دوباره شکوه و عظمت تصاویر را درک کرده و به دست بیاورند، روی داستان متمرکز شوند و از واقعیتی که دوباره در این پرده‌های جدید ظاهر می‌شود لذت ببرند. این وضعیت از جهتی انعطاف‌پذیر و قابل تنظیم است برای مثال هنگام مسافرت می‌توان هدفون گذاشت، تبلت را به چشمان نزدیک کرده و یک فیلم را برای تماشا انتخاب کرد، در عین حال هنوز هم مجموعه ای از ویژگی‌ها قابل تشخیص و شناسایی است، یک صفحه، یک فیلم و یک مخاطب وجود دارد، سینما به جوهر خود باز می‌گردد.


دیدگاه سینمایی 

به مبحث جا به جایی سینما برمی‌گردیم دیدگاه سینمایی در همان لحظه ظهور سینما آغاز شد و همچنان که سینما در مسیر توسعه ی خود پیش می‌رفت و شروع به رشد می‌کرد این دیدگاه به صورت تجدید شونده و با توجه به مسیری که طی کرده تنظیم و در هر مرحله دوباره تعریف می‌شد.امروزه این دیدگاه با شرایط جدید مواجه است و در موقعیت‌های غیر قابل پیش بینی ظاهر می‌شود که این موضوع می‌تواند بیانگر تغییر پذیری احتمالی آن در رابطه با موقعیت‌های قبلی باشد، در حقیقت دیدگاه سینمایی یک مولفه اساسی تجربه است، به واسطه ی چنین دیدگاهی مخاطب در مورد آن چه تجربه می‌کند تجدید نظر کرده و به یک درک جامع و آگاهی می‌رسد، آگاهی از تغییر شرایط بین آن چه بوده است و آن چه خواهد بود و درک این موضوع که سینما دیگر تنها یک سکوی واحد و یک صفحه عمودی نصب شده نیست و مخاطب باید با شرایط جدید و نامانوس پیش رو همگام و همسو شده و به آینده ی سینما فکر کند، آینده ای که تحت سلطه ی حضور دیجیتال است. 




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
دیدگاه پست سینما ما را متقاعد می‌کند تا درباره امکانات و محدودیت‌های نظام نوظهور رسانه ای به عنوان تغییری بنیادی و بی سابقه بیاندیشیم.آنچه که مردم بیش از یک قرن «سینما» نامیده اند در طول تاریخ خود شاهد جهش های تکنولوژیک بوده است،امروزه این جهش تکنولوژیک به عنوان انقلاب دیجیتال شناخته می شود،پس از سال ها ضبط تصویر بر روی سلولوئید،همه چیز تحت تاثیر فرآیند دیجیتال قرار گرفت،وقتی یک فیلم در رسانه دیجیتال فیلمبرداری می شود نوعی فرمان به دوربین داده می شود تا اطلاعات نوری موجود در واقعیت را به مقادیر دیجیتال منتقل کرده و آن ها را بر اساس پروتکل هایی کدگذاری کند، در یک سطح هستی شناختی تصویر دیجیتال شامل ورودی‌های متعددی است که همه آن‌ها صرف نظر از منبع به همان کد باینری ترجمه و ذخیره می‌ شود به این معنا که در سطح داده‌های خام، بین تصاویرو صداهای کد گذاری شده هیچ تفاوت اساسی وجود ندارد، پردازش دیجیتال با هردو یکسان رفتار می کند.


مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00