• 4

سرو، سپید، سرخ: تماس

7.1
Cypress, White, Red
«تقدیم به طنین الله اکبرِ خیابان‌های ایران». این عبارت در پایان اپیزود نهم از مجموعه‌ی «سرو، سپید، سرخ» نقش می‌بندد. اپیزود تماس به‌تمامی نشان می‌دهد خدا بزرگ‌تر از هر آن چیزی است که بتوان وصف کرد. فرهاد (امیر نوروزی) که یکی از مشاوران سامانه‌ی مشاوره‌ی تلفنی مخصوص جنگ است، بار اصلی سریال را به دوش می‌کشد. معشوقی که یازده سال پیش به دلایلی از او جدا شده، حالا برای مشاوره زنگ زده و از قضا، این تماس به فرهاد منتقل می‌شود. اپیزود تماس که براساس ایده‌ای از امیر ابیلی و نویسندگی حامد آبکنار ساخته شده است، به‌خوبی کشمکش‌های درونی و بیرونی شخصیت فرهاد را نشان می‌دهد. از دیگر نقاط قوت این قسمت کارگردانی محمد پایدار است که توانسته به‌درستی از پسِ فضاسازی بربیاید. تهیه‌کنندگی این قسمت نیز مانند بسیاری دیگر از قسمت‌های مجموعه سرو، سپید، سرخ، بر عهده‌ی محمدرضا شفاه و محمدجواد موحد بوده است.
بیشتر کمتر

4 ریویو ثبت شده

نوشتن ریویوی تازه

ایران
(

1404

)

2026

13 0
+12
فارسی
محمد پایدار
محمدرضا شفاه

4 ریویو ثبت شده

نوشتن ریویوی تازه

  • 0
  • 0
0

اپیزود تماس یکی از اپیزود هایی بود که خیلی داستان جالبی داشت ولی به شدت فیلم کوتاه بود. داستان یکم عاشقانه بود و به شدت زیبا و هماهنگ شده. بنظرم بهترین صحنه اون صحنه ی آخری بود که فرهاد وقتی فهمید سمیرا که عشقش بود زنده است خوش حال شد و با الله اکبر فیلم تموم شد. بنظرم این فیلم نمره ی ۸ براش خوب باشه

بیشتر کمتر

  • 0
  • 0
7

اپیزود تماس روایتگر متفاوتی از جنگ تحمیلی سوم بود. جابجا شدن در اضطراب‌ها و دیدگاه‌های مردم در سکانس‌های اول فیلم اون هم در قالب تماس با مرکز مشاوره واقعا ایده جالب و جذابی بود. طنز کاراکتر فرهاد در تلخی شرایط جنگ همزمان آرامش را به مخاطب القا میکرد. نبودن شعار زدگی و کلیشه از نکات مثبت این اپیزود بود. در کنار مواردی که گفتم فیلمبرداری خوبِ اثر مخاطب رو با خودش همراه میکرد.

بیشتر کمتر

  • 1
  • 0
8

"تماس" لحظات درخشانی دارد که مخصوصا به لحاظ اجرای بصری عالی درآمده اند. بهترینش به نظرم صحنه متوقف شدن فرهاد در راه پله اضطراری ساختمان مشاوره است. به لحاظ بصری این قاب باید کلوزآپ باشد چون فرهاد در حال گرفتن تصمیمی در دوراهی مرگ و زندگی است (هر لحظه ممکن است ساختمان را بزنند.) اما فراتر از کلوزآپ این قاب بندی است که با فرهاد به حرکت در می آید. این بیان بصری تصمیمی است که یک شخصیت را از دیگران که در مسیری متفاوت حرکت میکنند جدا میکند. جز این ها دوست دارم به این نکته اشاره کنم که اگرچه سکانس های گفتگوی فرهاد با خانم مدیر مرکز مشاوره به خاطر کنتراست شخصیتی شان خیلی روان و پر کشش درآمده بودند اما اگر این مدیر کمی از تیپ بودن فاصله میگرفت و واقعا "شخصیت" میشد (یک لحظه وسوسه میشد شماره سمیرا را به امیر بدهد) کار به مراتب قوی تر از آب در می آمد. شاید طنز رقیقی که در فیلم بود نگذاشت این اتفاق بیفتد. که ای کاش این طنز رقیق اصلا وجود نمیداشت. به هر حال "تماس" اثری قابل اعتنا و پر کشش بود.

بیشتر کمتر

  • 3
  • 0
8

سریال تماس، دومین اپیزودی بود که من از مجموعه سرو سپید سرخ تماشا کردم. طنز آمیخته شده با داستان به خوبی در فیلم جای خود را پیدا کرده بود. "سمیرا و فرهاد" پس از 11 سال در طی یک تماس تلفنی با سامانه مشاوره روانی، دوباره هم را پیدا میکنند، اما حیف که نه در زمان مناسب این اتفاق می افتد و نه در مکان مناسب. سرانجام پس از این همه سال دوباره هم را در خرابه های یک ساختمان جنگ زده میابند. داستان و فیلمنامه قوی اما پایان ضعیف؛ پایان یک موضوع مهم در هر فیلم است، اما در تماس پایان داستان یک چیز نامفهوم و مجهول است. الله اکبری با مشت گره کرده و تنها یک صفحه سفید، بیننده هیچ اطلاعی از ادامه ماجرای سمیرا و فرهاد پیدا نمیکند و از نظر من این یکی از نقطه ضعف های فیلم است. در کل با توجه به شرایطی که این فیلم در آن ساخته شده (لزومی برای ساخت به این سرعت نبود!) تماس را شایسته نمره ۸ میدانم. ✍🏼 مهدی فاضل | ۱۴۰۵/۲/۱۴

بیشتر کمتر