• 1

یوز

5.5
Yooz
انیمیشن سینمایی «یوز» به کارگردانی «رضا ارژنگی» و تهیه‌کنندگی «احسان کاوه»، اثری در ژانر ماجراجویی، فانتزی و کمدی است که با تکنیک سه بعدی تولید شده است. این انیمیشن با نگاهی فانتزی و پیام‌های محیط زیستی و هویتی، به اهمیت حفظ گونه‌های در حال انقراض، به ویژه «یوزپلنگ ایرانی» می‌پردازد. سازندگان انیمیشن برای اولین‌بار در روز ملی یوزپلنگ ایرانی یعنی 9 شهریور ماه، از این انیمیشن رونمایی کردند. «یوز»، داستان یوزپلنگی را به تصویر می‌کشد که از زمانی که یادش می‌آید در آمریکا بوده اما یک روز تصمیم می‌گیرد که به ایران -سرزمین مادری‌اش- سفر کند، به دنبال خانواده‌اش بگردد و تبدیل به یوزپلنگی واقعی شود. در طول این سفر، او با اتفاقات و موقعیت‌های طنزآمیز و دراماتیک روبه‌رو می‌شود. این انیمیشن که محصول مشترک «مرکز انیمیشن سوره» و «ویستامدیا» است، توانسته توجه بسیاری از مخاطبان و رسانه‌ها را به خود جلب کند. «یوز» در گیشه ایران با جذب نزدیک به نیم میلیون مخاطب و فروش بیش از ۳۰ میلیارد تومان، به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های سال در سینمای ایران تبدیل شد و در روز کودک رکورد پرفروش‌ترین روز تاریخ سینمای ایران برای یک فیلم کودک را شکست. انیمیشن «یوز» با پرداختن به مسئله‌ حفاظت از گونه‌های در خطر انقراض، تلاشی است در جهت بیان دغدغه‌های محیط‌زیستی در انیمیشن ایرانی.
بیشتر کمتر

1 ریویو ثبت شده

نوشتن ریویوی تازه

ایران
(

1404

)

2025

1 0
+9
فارسی
رضا ارژنگی
احسان کاوه

1 ریویو ثبت شده

نوشتن ریویوی تازه

  • 4
  • 0
6
در ایده امیدبخش، در عمل ناامیدکننده

با وجود اینکه انیمیشن‌های ایرانی روز به روز از جهت ساخت و تکنیک قوی‌تر می‌شن، از نظر داستانی مدام آدمو ناامید می‌کنن. در حدی که آدم بهش برمی‌خوره که، آخه منِ مخاطب رو چی فرض کردین که دارین همچین چیزی تحویلم می‌دین؟ کمیت منطق داستان حتی برای بچه‌ها هم لنگ می‌زد چه برسه آدم‌بزرگا. منظورم لزوما منطق رئال واقعیت خارجی در جهان عینی نیست. در ابعاد خیالی و فانتزی و انیمیشنی بودن هم اگر حساب کنیم، وقایع و تصمیم‌ها و عملکرد شخصیت‌ها چفت و بست نداشتن. چطوره که یوزی که از پریدن از پنجره خونه‌ش تو سطل آشغال پایین پنجره می‌ترسه یهو از هواپیما می‌پره وسط کویر؟ یعنی با منطق خودش هم اگر حساب کنیم بی‌منطق بود! یه چیز دیگه که خیلی امیدبخش بود اما در اجرا توی ذوق آدم می‌زد بخش‌های موزیکال اثر بود. یه لحظه سالن به شوق می‌اومد و حال و هوا تازه می‌شد و همه آماده میشدن که با دست و جیغ و هورا آهنگا رو همراهی کنن، که یهو می‌دیدیم حتی نمی‌تونیم همراهش دست بزنیم! نمی‌شد ضرب‌آهنگ رو تشخیص داد و باهاش همراهی کرد. گمونم این توصیفی درباره کل اثر هست نه صرفا درباره بخشهای موزیکالش: نمی‌تونستی با ریتمش همراه بشی!

بیشتر کمتر

سپیده جانباز

1404/08/11 15:46

یکم تند گفتین، بخشای بانمک و بامزه هم داشت و همه همه‌ش هم ناامیدکننده نبود. اصلا نباید انقدر کلی بررسی کرد اثر رو و یه ویژگی رو به سرتاپاش نسبت داد. اما خب با کلیت حرفتون، که صعف داستانی و منطقی و پیرنگی بود منم موافقم!

حسین نوروزی

1405/01/09 00:42

متن این نظر بنا به قوانین سایت نمایش داده نمیشود.

آثــــار مشابه