مجله میدان آزادی: در این روزها که روحیه مقاومت و تابآوری بیش از هر چیز نمود پیدا میکند، به سراغ نویسندهای رفتهایم که ادبیات خود را به مشتی استوار در روزهای بمباران جنگ تبدیل کرد.به مناسبت درگذشت «سیروس طاهباز»، یادداشت تکنگاری این نویسنده ارزشمند کشورمان را به قلم طاهره تهرانی بخوانید:
برای مرد امانتداری که در روزهای بمباران خانهاش را ترک نکرد تا میراث نیما را حفظ کند و از اولین افرادی بود که ادبیات مقاومت فلسطین را پیش از رخ دادن انقلاب، در فضای فرهنگی فارسیزبانان معرفی کرد، چه میتوان گفت؟ مردی که دومین روز زمستان به دنیا آمد و پنج روز مانده به نوروز چشم از جهان فروبست، نامش سیروس طاهباز بود.
«سیروس طاهباز»، نویسنده، مترجم و پژوهشگر برجستۀ ادبیات معاصر ایران، در دوم دی ماه سال ۱۳۱۸ در بندر انزلی متولد شد. دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطۀ او در تهران و آبادان سپری شد. طاهباز دوبار تحصیل را رها کرد: یکبار در دوران مدرسه ترک تحصیل کرد و دومینبار پس از آنکه در سال ۱۳۳۸ در آزمون ورودی دانشکده پزشکی پذیرفته شد، پس از شش سال تحصیل در این رشته، تصمیم گرفت مسیر زندگی خود را تغییر دهد و دانشکدۀ پزشکی را رها کرد تا تمامِ وقت و انرژی خود را وقف دنیای ادبیات و ترجمه نماید.
از آرش تا کانون
نخستین فعالیت جدی و حرفهای طاهباز در عرصۀ فرهنگ، انتشار مجله ادبی «آرش» در اوایل دهۀ۴۰ بود. این مجله بهعنوان تریبونی برای شعر و داستان معاصر ایران و نیز ترجمۀ آثار ارزشمند از ادبیات جهان شناخته میشد. طاهباز پس از آن، با همان روحیۀ مستقل و حلقۀ همکاران مجلۀ آرش، مجموعه «دفترهای زمانه» را نیز منتشر کرد که در ادامۀ مسیر فرهنگی او نقش مهمی ایفا کرد.
از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷، سیروس طاهباز مسئولیت مدیریت انتشارات و مرکز آفرینشهای ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را بر عهده داشت. در این دورۀ حساس، او نقش بهسزایی در گسترش و ارتقای ادبیات کودک و نوجوان ایفا کرد و تلاشهای او در معرفی این آثار در سطح جهانی بسیار مؤثر واقع شد. همکاری با چهرههایی چون «فیروز شیروانلو» و «نادر ابراهیمی» در این دوران، اهمیت زیادی دارد.
گردآوری آثار نیما، حتی زیر بمباران
پژوهشهای نیماپژوهی طاهباز از سال ۱۳۴۲، دو سال پس از درگذشت نیما یوشیج، آغاز شد و بهصورت منظم ادامه یافت. او بیش از ۲۰ هزار برگ از دستنوشتههای ناخوانا و فرسودۀ نیما را گردآوری، نسخهبرداری و تنظیم کرد. طی حدود ۳۵ سال تلاش مستمر، موفق شد ۲۳ دفتر از شعرها، نامهها و نوشتههای نیما و آثاری دربارۀ او را منتشر سازد؛ کاری که خود آن را بزرگترین افتخار زندگیاش میدانست و نام او را به عنوان «گردآورندۀ آثار نیما» در تاریخ شعر معاصر ایران ماندگار کرد.
نیما وصیت کرده بود که انتشار آثارش را به عهدۀ «جلال آلاحمد» و «استاد معین» بگذارند و حتی این مسئولیت را به «اسماعیل شاهرودی»، «مهدی اخوان ثالث» و «احمد شاملو» نسپارد. اما گفته میشود که این دو وصی، گردآوری و انتشار آن بخش از آثار نیما که باقی مانده بود و خودشان نتوانستند آن را منتشر کنند، به طاهباز واگذار کردند. «شراگیم» فرزند نیما نیز دستنوشتههای پدرش را به سیروس طاهباز داد.
یکی از ویژگیهای بارز شخصیتی طاهباز، تعهد و امانتداری او در حفظ میراث فرهنگی بود؛ در سالهای جنگ ایران و عراق و با وجود بمبارانهای سنگین تهران، او شهر را ترک نکرد. اعتقاد راسخ او این بود که اگر قرار است دستنوشتههای گرانبهای نیما یوشیج که در منزل او نگهداری میشد، در بمبارانها از بین بروند، او نیز باید در کنار آنها بماند و این موضع، نمادی از وفاداری او به فرهنگ و ادبیات ایران است.
از ترجمۀ آثار بزرگ تا کار برای کودکان
کارنامۀ ادبی سیروس طاهباز شامل تألیف، تدوین و ترجمه، حدود ۷۰ عنوان کتاب است. او در حوزۀ ادبیات کودکان آثاری چون «شاعر و آفتاب»، «بچهها و کبوترها» و «پیروزی بر شب» را خلق کرد و در بخش ترجمه، آثار نویسندگان بزرگی چون جان اشتاینبک، ارنست همینگوی، آرتور میلر و ساموئل بکت را به فارسی برگرداند. همچنین کتابهایی مانند «زنی تنها» دربارۀ زندگی فروغ فرخزاد و «تپه آویشن» از دیگر آثار مهم او هستند که برای برخی از آنها جوایزی دریافت کرده است، از جمله جایزۀ سیب طلایی دوسالانه براتیسلاوا برای «با هم زندگی کنیم».
طاهباز هفتاد اثر منتشر کرد؛ مانند «شاعر و آفتاب»، «بچهها و کبوترها»، «باغ همیشه بهار»، «پیروزی بر شب»، «یادگار دوست»، «تک نگاری یوش»، «پردرد کوهستان»، «کماندار بزرگ کوهساران»، «مصیبت نویسنده بودن»، «تپۀ آویشن»، «درنای صلح»، «کتاب ماهی سیاه دانا»، «از پا نیفتاده»، «دنیا خانۀ من است: منتخبی از شعر و نثر نیما»، «زنی تنها: درباره زندگی و هنر فروغ»، «درۀ طویل و اسب سرخ ترجمه کتابهای جان اشتاینبک» و «ترجمه کتاب درخت زیتون: منتخب شعر مقاومت فلسطین».
روح آزادۀ طاهباز و توجه به مسئله فلسطین پیش از انقلاب
جنبهای کمتر شناخته شده اما بسیار مهم از فعالیتهای فرهنگی سیروس طاهباز، توجه پیشگامانۀ او به مسئلۀ فلسطین است. طاهباز از نخستین کسانی بود که پیش از انقلاب اسلامی، به ترجمۀ «ادبیات مقاومت فلسطین» پرداخت و آن را در فضای فرهنگی ایران معرفی کرد؛ اما نه در قالب بیانیههای سیاسی یا سخنرانیهای پرشور. انتخاب متون و ترجمۀ آثار مربوط به مبارزۀ مردم فلسطین، نشاندهندۀ همدلی عمیق و حمایت او از رنج و مقاومت ملت فلسطین در قالب ادبیات و فرهنگ است.
«کتاب درخت زیتون: منتخب شعر مقاومت فلسطین»، کتابی است که توسط «غسان کنفانی» گردآوری شده و طاهباز آن را به فارسی ترجمه کرده است. این انتخاب بهویژه با نام غسان کنفانی اهمیت پیدا میکند که جان خود را بر سر نوشتن از حقانیت فلسطین گذاشت، و نشانی از آزادگی و حقطلبی سیروس طاهباز است.
آزادگی و وفاداری و امانتداری، صفاتی است که طاهباز دارای آنها بود و ناگزیر چراغ وجود او هر جا که قرار گرفت اطرافش را روشن کرد. سرانجام در 25 اسفند سال 1377 از دنیا رفت و جسمش در یوش، در میانۀ حیاط خانۀ نیما آرام گرفت.