دوشنبه 27 بهمن 1404 / خواندن: 10 دقیقه
پرونده جایزه فیلم اسکار | صفحه سی‌ودوم

ریویو: نقد و بررسی انیمیشن «آملی کوچک» ساختۀ «مایی‌لیس والاد»

انیمیشن «آملیِ کوچک» در ظاهر قصۀ یک تا سه‌سالگی دختربچه‌ای بلژیکی است که همراه خانواده‌اش در ژاپن زندگی می‌کند؛ کودکی که در این سال‌ها به‌واسطۀ حضور خدمتکاری ژاپنی، با آیین‌ها و ریتم زندگی ژاپنی آشنا می‌شود. اما این انیمیشن، بیش از آنکه روایت سال‌های ابتدایی زندگی یک کودک باشد، می‌تواند به‌عنوان تاریخ زندگی هر انسانی خوانده شود.

ریویو: نقد و بررسی انیمیشن «آملی کوچک» ساختۀ «مایی‌لیس والاد»

مجله میدان آزادی: انیمیشن فرانسوی-بلژیکی «آملی کوچک» (Amélie et la métaphysique des tubes) به نویسندگی و کارگردانی «مایی‌لیس والاد» فرانسوی و «لیان‌چو هان» آسیایی‌تبار در یک همکاری مشترک بر اساس رمان کتاب «سرشت باران» نوشتۀ «آملی نوتومب» در سال 2025 ساخته شده است. این انیمیشن در میان نامزدهای اسکار 2026 حضور دارد. در جدیدترین مطلب از پرونده «جایزه سینمایی اسکار»، نقد و بررسی این انیمیشن به قلم خانم  مریم سادات حسینی را در ادامه بخوانید:  

 

زیبایی جای زخم

انیمیشن «آملیِ کوچک» در ظاهر قصۀ یک تا سه‌سالگی دختربچه‌ای بلژیکی است که همراه خانواده‌اش در ژاپن زندگی می‌کند؛ کودکی که در این سال‌ها به‌واسطۀ حضور خدمتکاری ژاپنی، با آیین‌ها و ریتم زندگی ژاپنی آشنا می‌شود.

اما این انیمیشن، بیش از آنکه روایت سال‌های ابتدایی زندگی یک کودک باشد، می‌تواند به‌عنوان تاریخ زندگی هر انسانی خوانده شود؛ شرح سفری وجودی که از تولد آگاهی آغاز می‌شود و تا خودآگاهی و پذیرش ناپایداری زندگی امتداد پیدا می‌کند.

«آملیِ کوچک» با نام کامل فرانسوی «آملی و متافیزیک لوله‌ها1»  و نام کامل انگلیسی «آملی کوچک یا خصلت باران2»  محصول ۲۰۲۵ است. «مایی‌لیس والاد» فرانسوی و «لیان‌چو هان» آسیایی‌تبار در یک همکاری مشترک، نویسندگی و کارگردانی این اثر را بر عهده داشته‌اند. قصه از کتاب «سرشت باران» نوشتۀ «آملی نوتومب» گرفته شده و انیمیشن نامزد دریافت اسکار در بخش انیمیشن بلند است. همۀ قصه در ژاپن اتفاق می‌افتد ولی زبان غالبش فرانسوی است و جز چند کلمه و جملۀ محدود ژاپنی و گاهی هم ترانه‌های ژاپنی، از زبان ژاپنی در اثر خبری نیست. انیمیشن از حیث بصری بسیار چشم‌نواز است. استفاده از تصاویر رؤیایی شبه‌آبرنگ بدون خطوط قابل تفکیک و کثرت رنگ‌های جذاب و روشن، همه چیز را شاعرانه و شبیه نقاشی کرده تا بیننده موقع تماشای اثر علاوه‌بر لذت داستانی، لذت بصری هم ببرد. 

پوستر انیمیشن «آملی کوچک»، ساختۀ «مایی‌لیس والاد» و «لیان‌چو هان»
پوستر انیمیشن «آملی کوچک»، ساختۀ «مایی‌لیس والاد» و «لیان‌چو هان»

این انیمیشن در عین کودکانه ‌بودن، عمیقاً فلسفی است. می‌توان آن را هم با فلسفۀ غرب خواند، هم با سنت‌ فکری ژاپن. از یک ‌سو می‌توان خوانشی هگلی از سفر آملی داشت و آن را حرکت آگاهی (سوژه) دانست و از سوی دیگر می‌توان مواجهۀ آملی با فقدان و ناپایداری را به کمک مفاهیمی چون وابی‌سابی و درک ژاپنی از جهان بازخوانی کرد. این دو خوانش در «آملی کوچک» در تقابل با هم نیستند، بلکه با ظرافت کنار هم قرار می‌گیرند، همدیگر را کامل می‌کنند و حتی در گفت‌وگو با یکدیگر قرائتی نو و جذاب را پدید می‌آورند.

اگر هم‌نوا با خود انیمیشن از فلسفۀ غرب شروع کنیم، «آملیِ» تازه‌ متولدشده به‌عنوان راوی ظاهر می‌شود و با جملاتی آغازین، با لحنی انجیل‌وار، می‌گوید:

 «در آغاز، هیچ چیز وجود نداشت، هیچ چیز، به‌جز خدا.»

 کمی که جلو می‌رویم، می‌فهمیم این خدا خود آملی است که پیش از تولدش در جهان کوچک رحم مادر خدایی می‌کند. او در خانۀ آغازین خود نه به چیزی نگاه می‌کند، نه دلش چیزی می‌خواهد، نه علاقه‌ای دارد. آملی بعد از تولد همچنان به خدایی کردن ادامه می‌دهد. این خدا نه خدای دینی و نه حتی خدای متافیزیکی، بلکه استعاره‌ای از ایگویی مطلق است؛ ایگویی که هنوز از جهان جدا نشده، هنوز تمایزی میان خود و دیگری قائل نیست و در وحدتی کامل با هستی قرار دارد. آملی در این مرحله نه کنش‌گر است، نه ناظر، نه شنونده؛ او صرفاً هست و در بودنِ صرفِ خود مرکز جهان است.

اما این وحدت اولیه پایدار نمی‌ماند. آگاهی ناگزیر است پیش برود. به‌تدریج، لحظه‌هایی در انیمیشن پدیدار می‌شوند که این سکون را می‌شکنند. اتفاقاً این سکون به‌شکلی استعاری و با زلزله شکسته می‌شود. حبابی که خدای کوچک در آن مشغول خدایی کردن است با زلزله ترک برمی‌دارد و آملی در ابتدایی‌ترین مرحلۀ حرکت آگاهی، بدن‌مند می‌شود و با برداشتن اولین قدم‌ها، با ایجاد اولین صداها، از وحدت گذر کرده و کثرت را تجربه می‌کند. حالا او دیگری پیدا می‌کند. دیگری او جهان خارج از حباب است، پدر و مادرش هستند و خواهر و برادرش. او حتی اسم پیدا می‌کند؛ آن وقت که مادرش او را «بچه» می‌خواند. لحظۀ تولد نام. لحظۀ تعین و تشخص یافتن. که نام هستی‌ها را از هم متمایز می‌کند و تعین و تشخص پدید نمی‌آید مگر اینکه «من» از «دیگری» متمایز شود. پدید نمی‌آید مگر اینکه «یک» از میان برود و «دو» متولد شود. ایگوی خودمحور از این رخداد خشمگین است؛ از رخدادِ پایین آمدن از تخت سلطنت خدایی و دو یافتن. خشم با جیغ‌های ممتد، پرتاب کردن اشیا و کودکی ناسازگار بودن خود را بروز می‌دهد. اما آگاهی قرار نیست متوقف شود. آگاهی تازه مسیر حرکتش را، سفر مشقت‌بار شدن و تکاملش را، آغاز کرده است و در این سفر تجربه‌کردنی فراوان است. تجربۀ ناگهانی لذت، با خوردن شکلاتی بلژیکی، از دست مادربزرگی که برخلاف بقیه معجزه بودن، الهی بودن و متفاوت بودن آملی را به رسمیت می‌شناسد، ادامۀ سفر قهرمان/آملی/انسان/آگاهی است؛ مرحلۀ میل و لذت. آنگاه که به تعبیر هگل آگاهی می‌فهمد که می‌تواند دیگری را متعلق میل خود کند. آن را طلب کند و با تصاحب آن، به تجربۀ لذت برسد:

 «از این به بعد من لذتم. هر جا لذت هست، من هم هستم.»

سکانسی از انیمیشن «آملی کوچک»، ساختۀ «مایی‌لیس والاد» و «لیان‌چو هان»
سکانسی از انیمیشن «آملی کوچک»، ساختۀ «مایی‌لیس والاد» و «لیان‌چو هان»

اما جهان کثرت، مواجهه با دیگری یا به عبارت ساده‌تر آنچه که زندگی می‌نامیمش، در لذت خلاصه نمی‌شود. میل و لذت و بهره‌مندی روی دیگری هم دارد: فقدان و متعاقب آن رنج فقدان. رنجِ خواستن مطلوب، نرسیدن به آن و حرمان را تجربه کردن. یا رنج از دست دادن منبع و منشأ لذت. آملی در سفر آگاهی‌اش خیلی زود فقدان را هم تجربه می‌کند. مادربزرگ، همان کسی که او را معجزه می‌دید، با شکلات‌های بلژیکی‌اش، آملی را ترک می‌کند. این لحظه‌، ازجمله لحظات یا شکاف‌هایی است که مرحله‌ای دیگر از آگاهی از دل آن‌ زاده می‌شود. این‌ همان لحظۀ «نفی» هگلی‌ است؛ نفی‌ای که بدون آن، خودآگاهی ممکن نمی‌شود.

اما آملی این شانس را دارد که در اولین تجربه‌های فقدان به آغوش ژاپن پناه ببرد. «نیشیوسان»، خدمتکاری ژاپنی که در خانۀ آن‌ها کار می‌کند و در تمام مدتی که آملی مشغول تجربۀ لذت و کشف جهان است، در پس‌‌زمینه قرار گرفته، ناگهان در لحظۀ فقدان/نفی جلو می‌آید و با دانشی که از سنت ژاپن دارد، زخم‌ آملی را مرهم می‌گذارد. دیده‌ شدن آملی، با چشم‌های نیشیوسان، آملی به‌عنوان کودک و نه معجزه آن‌طور که مادربزرگ می‌دیدش، آغاز تولد خودآگاهی اوست. مسیر این خودآگاهی را باید با ژاپن پیش برویم. در بیانی غیرمنصفانه، آنجایی که هگل آملی را با فقدان و نفی و درد و رنج تکیه‌داده به کتابخانه و گریان، تنها می‌گذارد، ژاپن با مرهم وارد می‌شود. مرهم ژاپن سبک زندگی ژاپنی و آیین‌های آن است، همراهی با آملی است برای اینکه بذر خودآگاهی‌اش را شکوفا کند. به عبارت دیگر انگار این بذر کوچکی که با کمک هگل متولد شده، به مراقبت ژاپن نیاز دارد تا ثمر دهد. 

نیشیوسان با قصۀ یکی از موجودات ماورائی ترسناک ژاپنی که در معبدی متروکه زندگی می‌کند، وارد می‌شود. آیا موجوداتی که خود را از بقیه جدا می‌کنند و در جاهایی دور به‌تنهایی زندگی را می‌گذرانند، زشت و ترسناک‌اند؟ و نیشیوسان می‌خواهد در همین اولین قدم، آملی، این خدای کوچک را به زشت و ترسناک نبودن دعوت کند؟

حضور نیشیوسان به‌نحوی است که گویی نه برای حل مشکل، بلکه برای همراهی با آنچه هست وارد می‌شود؛ صرف مراقبت. او زخم‌ها را یک‌باره شفا نمی‌دهد، غم را یک‌باره‌ برطرف نمی‌کند، بلکه نشان می‌دهد که زندگی، با همۀ نقص‌ها و گذرا بودنش، ارزش تجربه و زیستن دارد. حتی مرگ، این اتفاق هولناک، در نگاه او پایان و از دست دادن صرف نیست. حتی شخص مرده برای همیشه از دست نمی‌رود. یاد و خاطرۀ او برای بازمانده باقی می‌ماند و این خاطرات بازمانده را در مسیر زندگی هدایت می‌کنند. این همان وابی‌سابی در عمل است: زیبایی در نقص، گذرا بودن و ناپایداری نه تنها پذیرفته می‌شود، بلکه مرکز معنا و احساس می‌شود. 

انیمیشن فرانسوی «آملی کوچک»
انیمیشن فرانسوی-بلژیکی «آملی کوچک»

وابی‌سابی اصلی زیبایی‌شناختی در فرهنگ ژاپن است؛ هنر درک زیبایی چیزهای ناقص و ناپایدار. بر اساس این اصل که نگاه ویژۀ ژاپنی‌ها به زیبایی را بازنمایی می‌کند، هیچ چیز کامل نیست و هیچ چیز همیشه ماندگار نیست. اما وابی‌سابی صرفاً در زیبایی‌شناسی ژاپنی خلاصه نمی‌شود و از آن فراتر می‌رود. وابی‌سابی فلسفه و شیوه‌ای از زندگی است. فهمی از جهان است که نحوه‌ای تعامل هماهنگ و صلح‌آمیز با جهان را در پی دارد. وابی‌سابی هنر کامل نبودن در زندگی است و به ما می‌آموزد چطور این واقعیت را بپذیریم و حتی از آن استقبال کنیم. به ما می‌گوید اگر برخلاف واقعیت جریان زندگی و جهان پیش برویم، رنج خواهیم کشید و تنها راه شاد و آرام زندگی کردن پذیرفتن ناپایداری و نقص جهان است. وگرنه باید تا ابد تکیه‌داده به کتابخانه گریه کنیم. مادربزرگ‌ها می‌روند و دیگر کسی نیست که ما را آن‌طور بی‌قید و شرط دوست داشته باشد. شکلات‌های بلژیکی‌ تمام می‌شوند و هیچ شکلاتی تا ابد باقی نمی‌ماند. پذیرفتن اینکه هیچ چیز همیشه ماندگار نیست، به‌جای اینکه ما را غم‌زده کند، الهام‌بخش ما می‌شود تا قدر لحظۀ حال را بدانیم؛ تنها چیزی که در دسترس ماست. این اصل ما را به گرامی‌ داشتن حال و رها شدن از گذشته و آینده فرا می‌خواند و دعوتی است برای اینکه با تمام وجود مشغول آن چیزی باشیم که در حال حاضر در دسترس ماست، ولو ناقص باشد، ولو فانی و ناپایدار باشد و کمی بعد از چنگ ما بگریزد. 

البته برای اینکه آملی به این نقطه برسد باید تجربیات بیشتری را پشت سر بگذارد، با جهان بی‌واسطه‌تر روبه‌رو شود و کنار معلم ژاپنی‌اش گام به گام آیین‌های ژاپنی، مواجهۀ ژاپنی با جهان و هنر زندگی ژاپنی را بیاموزد. تا برسد به جایی که بگوید: 

«نیشیوسان، خورشیدِ من، هر جا برم همیشه سال‌های ارزشمندی که کنارت گذروندم برام عزیز خواهد بود. می‌خوام همه چی رو ببینم، همه چی رو حس کنم و تمام عشق ممکن رو ابراز کنم. هر فصل زندگی رو با اشتیاق می‌نویسم.»

نیشیوسان، ژاپن است که به آملی می‌آموزد زندگی را با همین خصلت ناپایداری بپذیرد و همۀ تلاشش را بکند که بدون تقلا برای تغییر آن، بدون پشت کردن به زندگی و قهر کردن با آن به‌هنگام مواجهه با تلخی‌ها، «به زندگی برگردد» و آن را کامل زندگی کند؛ «هر فصلش را».

انیمیشن «آملی کوچک»، محصول سال 2025
انیمیشن «آملی کوچک»، محصول سال 2025 

این نگاه ژاپنی، مکمل مسیر هگلی آگاهی است: اگر هگل نفی و رنج را مرحله‌ای ضروری برای رسیدن به خودآگاهی می‌داند، وابی‌سابی می‌گوید که همین رنج و فقدان، بدون حل شدن، خود زیبایی و معناست. تفاوت مهم میان خوانش هگلی و نگاه وابی‌سابی، شاید در نحوۀ مواجهه با رنج و فقدان باشد. در منطق هگلی، رنج مرحله‌ای ضروری در مسیر آگاهی است؛ چیزی که باید آن را به جان خرید ولی از آن عبور کرد تا به سطحی بالاتر رسید. اما در نگاه وابی‌سابی، رنج و فقدان نه مرحله‌ای گذرا، بلکه بخشی ماندگار از تجربۀ زیستن‌اند. «آملیِ کوچک» دقیقاً در تقاطع این دو نگاه می‌ایستد: از یک ‌سو، حرکت آملی به‌سوی آگاهی را روایت می‌کند و از سوی دیگر، هرگز وعدۀ حل ‌و فصل نهایی نمی‌دهد. زخم‌ها باقی می‌مانند. 

«بعد از دیدن چند تا پرستو می‌تونی باور کنی که بهار دوباره در راهه. آیا رد زخم هم مثل برف زیر نور خورشید ناپدید می‌شه؟»

 آملی با زخم روی پیشانی به استقبال سال نو می‌رود. و رد زخم‌ها گرامی‌اند، چون بخشی از داستان زندگی ما هستند و نشان می‌دهند ما از این زندگی درسی گرفته‌ایم و بزرگ‌تر شده‌ایم.

«کینتسوگی»، هنر سر هم کردن چیزهای شکسته با لاک و طلا در ژاپن است. هر شیء داستانی دارد و ما با حفظ و مرمت شیء شکسته و با نشان دادن آسیب‌هایی که دیده، اجازه می‌دهیم داستانش را برای‌مان بازگو کند. آدم‌ها می‌روند، چیزها را از دست می‌دهیم، شهرها و کشورها و جاهایی را که دوست داریم ترک می‌کنیم و از همۀ این‌ها زخم برمی‌داریم، اما اگر زندگی را تا قطرۀ آخر زیسته باشیم، خاطرات آدم‌ها، چیزها و جاها برای‌مان باقی می‌مانند. 

به عبارتی، هگل مسیر حرکت آگاهی را روایت می‌کند و وابی‌سابی چگونگی زیستن در این مسیر را نشان می‌دهد. وقتی آملی با کمک نیشیوسان می‌آموزد که زخم‌ها و فقدان را تحمل کند، به تجربۀ درک لذت و رنج در جهان واقعی و ناقص نزدیک می‌شود؛ جایی که زندگی، با شادی و اندوهش، جریان دارد و هیچ چیز کامل و ثابت نیست. اینجاست که آملی با اقرار به اینکه «او خدا نیست»، در آخرین ثانیه‌های انیمیشن به خود آگاه می‌شود و می‌فهمد انسان است. 

سکانسی از انیمیشن «آملی کوچک»، ساختۀ «مایی‌لیس والاد» و «لیان‌چو هان»
سکانسی از انیمیشن «آملی کوچک»، ساختۀ «مایی‌لیس والاد» و «لیان‌چو هان» نامزد جایزۀ اسکار 2026

حالا در نگاهی دوباره به داستان انیمیشن، می‌توان گفت «آملی کوچک» قصۀ یک تا سه‌سالگی دختربچه‌ای بلژیکی به نام آملی است که همراه خانواده‌اش در ژاپن زندگی می‌کند. بخش اول نام او، 雨 «آمه»، کلمه‌ای ژاپنی به معنای «باران» است. او مثل باران «ارزشمند و خطرناک، بی‌آزار و مرگبار، ساکن و پرسر و صدا»ست. همان تضادهای انسانی که قوام‌بخش زندگی‌اند. آملی از دل یک زبان و زیست‌جهان غربی، بعد از مواجهه با ژاپن، شکل دیگری از زندگی کردن را تجربه می‌کند و در پایان سفر غربی‌شرقی خود، سوغات ارزشمندی به دست می‌آورد؛ خودآگاهی.


پی‌نوشت:
1 . Amélie et la métaphysique des tubes
2 . Little Amélie or the Character of Rain




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
این انیمیشن در عین کودکانه ‌بودن، عمیقاً فلسفی است. می‌توان آن را هم با فلسفۀ غرب خواند، هم با سنت‌ فکری ژاپن. از یک ‌سو می‌توان خوانشی هگلی از سفر آملی داشت و آن را حرکت آگاهی (سوژه) دانست و از سوی دیگر می‌توان مواجهۀ آملی با فقدان و ناپایداری را به کمک مفاهیمی چون وابی‌سابی و درک ژاپنی از جهان بازخوانی کرد. این دو خوانش در «آملی کوچک» در تقابل با هم نیستند، بلکه با ظرافت کنار هم قرار می‌گیرند، همدیگر را کامل می‌کنند و حتی در گفت‌وگو با یکدیگر قرائتی نو و جذاب را پدید می‌آورند.

«بعد از دیدن چند تا پرستو می‌تونی باور کنی که بهار دوباره در راهه. آیا رد زخم هم مثل برف زیر نور خورشید ناپدید می‌شه؟»

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00