مجله میدان آزادی: در تازهترین صفحه از پرونده «هزار و یک سریال»، به سراغ فصل اول سریال «اهل ایران» به تألیف «محمدحسین مهدویان» رفتهایم. سریالی که امروزه مخاطبان زیادی را در پلتفرم شیدا پای تماشای خود نشانده است و ما قصد داریم هر قسمت از این سریال را که پخش میشود، جداگانه نقد کنیم. پیشتر اپیزود «رستگاری در گاندی»، «شانهها»، «خون سبز»، «پناه»، «حیرانی»، «عشق سوزان»، «برادرم» ساختۀ «هادی نائیجی»، «قصۀ جنگ» و «مهمان ویژه» ساختۀ «مهدی شامحمدی» را نقد کردیم و اینک ریویوی نقد، تحلیل و بررسی اپیزود «کوکی» این سریال را، به قلم محمدرضا جویباری بخوانید:

پوستر اپیزود «کوکی» از سریال «اهل ایران» ساختۀ «سیدجواد هاشمی»
شروع جنگ، از جایی که انتظارش را نداریم
جنگ را معمولاً با انفجار و آژیر و دود به یاد میآوریم؛ با خانههایی که خراب میشوند و آدمهایی که دنبال پناه میگردند. «کوکی» اما سراغ تصویر دیگری از جنگ میرود؛ چند بچه که در میان صدای انفجار، منتظرند از پرورشگاه به جای امنی منتقل شوند و در همین فاصله تصمیم میگیرند کلوچه درست کنند. همین موقعیت ساده، ایده اصلی اپیزود پنجم «اهل ایران» را شکل میدهد.
«اهل ایران» به طراحی و خلق «محمدحسین مهدویان» و تهیهکنندگی «محمدرضا منصوری» ساخته شده و تلاش میکند روایت آدمهای معمولی را در روزهای جنگ نشان دهد. «کوکی» به کارگردانی «سیدجواد هاشمی» ساخته شده؛ انتخابی که با توجه به سابقه او در کار کودک و سینمای دفاع مقدس، برای چنین داستانی قابل انتظار است. فیلمنامه اولیه را رضا محبی نوشته و بازنویسی آن را خود هاشمی انجام داده است.
داستان در نخستین روزهای جنگ اتفاق میافتد. چند کودک در یک پرورشگاه، میان ترس از حمله و امید به انتقال به یک جای امن، در انتظار هستند. صدای انفجار لحظهای قطع نمیشود و فضای اطرافشان پر از اضطراب است. با این حال، بچهها تصمیم میگیرند کلوچه درست کنند. همین تصمیم کوچک، مهمترین اتفاق داستان است؛ بچهها سعی میکنند برای چند ساعت هم که شده، زندگی عادی خودشان را ادامه دهند.
نقاط مثبت اپیزود
شناخت خوب از دنیای کودکان
مهمترین نقطه قوت «کوکی» را باید در بازی گرفتن از بچهها و شناخت کارگردان از دنیای آنها جستوجو کرد. سیدجواد هاشمی در این زمینه تجربه دارد و نتیجه کار هم قابل قبول است. بازی بچهها مصنوعی به نظر نمیرسد و آنها در بیشتر لحظات، راحت و طبیعی جلوی دوربین ظاهر شدهاند.
.jpg)
«سیدجواد هاشمی» درپشت صحنه اپیزود «کوکی» از سریال «اهل ایران»
این موضوع وقتی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم بخش زیادی از داستان در فضای پرتنش جنگ میگذرد. با این حال، بچهها همچنان رفتارهایی متناسب با سن و دنیای خودشان دارند. همین تضاد میان رفتار کودکانه آنها و فضای ترسناک اطرافشان، جذابترین بخش اپیزود است.
شوخیهایی که به قصه کمک میکنند
«کوکی» برای نشان دادن تلخی جنگ سراغ دیالوگهای سنگین و جملههای شعاری نمیرود. شوخیها و رفتارهای بچهها باعث میشود فضای قصه کمی نفس بکشد. بچهها در حالی که صدای انفجار را میشنوند، درباره کلوچه و چیزهای سادهای که برایشان مهم است حرف میزنند و همین رفتار، تصویر قابل لمستری از جنگ میسازد.
در واقع، اپیزود زمانی موفقتر است که اجازه میدهد بچهها خودشان باشند. جنگ از نگاه آنها قرار نیست یک مفهوم بزرگ و پیچیده باشد؛ یک صدای ترسناک است که زندگی معمولیشان را به هم زده و آنها سعی میکنند در همان شرایط، چیزی شبیه زندگی روزمره داشته باشند.
ایده ساده و قابل فهم
ایده اصلی «کوکی» پیچیده نیست و همین سادگی به نفع اثر تمام شده است. قرار نیست با یک داستان پراتفاق روبهرو باشیم. بخش مهمی از جذابیت در همان انتظار و اتفاقهای کوچکی است که در این فاصله رخ میدهد. پختن کلوچه هم به عنوان یک کار معمولی، در چنین شرایطی معنای دیگری پیدا میکند و تبدیل میشود به تلاشی برای حفظ آرامش.
نقاط منفی اپیزود
موسیقی در بعضی لحظات اضافه است
یکی از ایرادهای اپیزود، استفاده از موسیقی کودکانه در بعضی صحنههاست. در بخشهایی، خود صدای محیط، انفجار و سکوت میتوانست فضای بهتری بسازد. اضافه شدن موسیقی در این لحظات باعث شده فضای اثر کمی بیش از اندازه فانتزی شود و از حس واقعی موقعیت فاصله بگیرد.
«کوکی» زمانی که به صدای واقعی محیط اعتماد میکند، اثرگذارتر است. برای همین در بعضی صحنهها، حذف موسیقی میتوانست نتیجه بهتری داشته باشد.
بخش بزرگسالان به اندازه بچهها جان ندارد
بازی بچهها نقطه قوت کار است، اما در بخش بزرگسالان با چنین کیفیتی روبهرو نیستیم. بخشی از این مسئله به دیالوگها برمیگردد. دیالوگهای بزرگسالان گاهی آنقدر که باید طبیعی و متناسب با موقعیت نیستند و همین مسئله اجازه نمیدهد بازی بازیگران هم به اندازه بازی بچهها دیده شود.

قابی از اپیزود «کوکی» از سریال «اهل ایران» ساختۀ «سیدجواد هاشمی»
اگر این بخش در فیلمنامه بیشتر پرداخت میشد، احتمالاً رابطه میان شخصیتهای بزرگسال و کودکان هم جذابتر از آب درمیآمد.
صحنه انفجار میتوانست آشفتهتر باشد
در یکی از مهمترین موقعیتهای بحرانی داستان، زمانی که انفجار رخ میدهد و همه چیز به هم میریزد، میزانسن آنطور که باید حس آشفتگی را منتقل نمیکند. با توجه به اتفاقی که در داستان افتاده، انتظار میرود محیط برای چند لحظه واقعاً از کنترل خارج شود؛ اما همه چیز همچنان کمی مرتب و کنترلشده باقی میماند. این مسئله باعث میشود تماشاگر آنطور که باید شدت اتفاق را حس نکند. در چنین صحنهای، شلوغی، بینظمی و واکنشهای سریعتر میتوانست فضای جنگ را واقعیتر کند.
جمعبندی؛ یک قصه کوچک درباره ادامه دادن زندگی
«کوکی» اپیزود بزرگی درباره جنگ نیست و قصد ندارد تمام ابعاد جنگ را نشان دهد. قصهاش کوچک است؛ چند کودک، یک پرورشگاه و چند ساعت انتظار. نقطه قوتش هم دقیقاً همینجاست. فیلم وقتی از شعار فاصله میگیرد و فقط رفتار بچهها را نشان میدهد، بیشتر اثر میگذارد.
البته موسیقی، دیالوگهای بخش بزرگسالان و طراحی بعضی صحنههای بحرانی جای کار بیشتری داشتند. با این حال، بازی خوب کودکان و نگاه ساده و انسانی فیلم باعث شده «کوکی» در میان اپیزودهای جنگی، حرف خودش را داشته باشد. شاید مهمترین چیزی که از این اپیزود میماند هم همان کلوچهای باشد که بچهها وسط جنگ درست میکنند؛ یک کار کاملاً معمولی که در آن شرایط، تبدیل میشود به نشانهای از تلاش برای ادامه دادن زندگی.
.jpg)
قابی از اپیزود «کوکی» از سریال «اهل ایران» ساختۀ «سیدجواد هاشمی»