پنجشنبه 22 مرداد 1405 / خواندن: 15 دقیقه
پرونده «هنر و ادبیات ضد آمریکایی» | صفحه‌ی نهم

فهرست: 10 سریال از بهترین سریال‌های ضدآمریکایی جهان

آمریکای دویست سال اخیر، به‌عنوان بخش بزرگی از هژمون امپریالیستی غرب، هم با سویه‌های نژادپرستانه، تبعیض‌آمیز و سرکوبگر در داخل و هم با رویه‌های استعماری قدیمی و جدید در عمدۀ کشورهای جهان، در آثار هنری بسیاری از جمله سینما و تلویزیون انعکاس پیدا کرده است. با این‌ حال، برخلاف رویۀ جاری در صنعت فیلم‌سازی که در بیشتر کشورهای جهان، ، ساخت سریال عمدتاً در اختیار کمپانی‌های غول‌پیکر و سرمایه‌دار است.

5
فهرست: 10 سریال از بهترین سریال‌های ضدآمریکایی جهان

مجله میدان آزادی: در جدیدترین صفحه از پرونده «هنر و ادبیات ضد آمریکایی» به سراغ فهرستی از بهترین سریال‌های ضدآمریکایی رفته‌ایم که این مطلب را به قلم نامیه اصفهانیان بخوانید: 

فهرست ده سریال ضدآمریکایی

آمریکای دویست سال اخیر، به‌عنوان بخش بزرگی از هژمون امپریالیستی غرب، هم با سویه‌های نژادپرستانه، تبعیض‌آمیز و سرکوبگر در داخل و هم با رویه‌های استعماری قدیمی و جدید در عمدۀ کشورهای جهان، در آثار هنری بسیاری ازجمله سینما و تلویزیون انعکاس پیدا کرده است. با این‌ حال، برخلاف رویۀ جاری در صنعت فیلم‌سازی که در بیشتر کشورهای جهان، در کنار کمپانی‌های بزرگ، شرکت‌ها و مؤسسات کوچک‌تر نیز به‌تدریج امکان حیات و فعالیت یافته و شکل‌گیری مسیرهای موازی و مستقل در تولید آثار سینمایی را هموار کرده‌اند، ساخت سریال عمدتاً در اختیار کمپانی‌های غول‌پیکر و سرمایه‌دار است؛ کمپانی‌هایی که بر مسیر و محتوای تولیدات سریالی تأثیر می‌گذارند. از این ‌رو، یافتن سریال‌هایی خارج از جریان اصلی که با نگاهی نقادانه به ساختارهای قدرت در آمریکا، سیاست‌های امپریالیستی و ساز و کارهای سلطه‌اش بپردازند، کار ساده‌ای نیست.

از طرف دیگر، در سال‌های اخیر، بازار سریال‌هایی که با رویکردی ظاهراً منفی به «سیستم» در آمریکا می‌پردازند، داغ شده؛ از آن‌هایی که مثل «خانۀ پوشالی» ساختار سیاسی را هدف قرار داده‌اند، تا سریال‌هایی مثل «وراثت» که به نقش خانواده‌های بزرگ در ساخت قدرت سیاسی و رسانه‌ای در آمریکا پرداخته‌اند. اما عموم این سریال‌ها، در عین پوستۀ انتقادی‌شان، یا به‌خاطر انتخاب زاویۀ روایت که عموماً از منظر سرمایه‌دارانی هستند که زندگی‌های رؤیایی حسرت‌برانگیزشان پس‌زمینۀ اصلی سریال است یا با ایجاد جذابیت‌های دراماتیک در شخصیت‌های شرور داستان و تحریک مخاطب به هم‌ذات‌پنداری با شرارت، در نهایت در زمین سیستم سلطه‌گر آمریکایی ایفای نقش می‌کنند.

در این فهرست تلاش شده سریال‌هایی انتخاب شوند که تا حد امکان، از فضای غالب در جریان اصلی سریال‌سازی فاصله دارند؛ هرچند در میان این انتخاب‌ها هم همچنان مواردی وجود دارند که کمپانی‌های جریان اصلی در آمریکا آن‌ها را تولید و پخش کرده‌اند.

پوستر سریال «اُز»، ساختۀ «تام فونتانا»
پوستر سریال «اُز»، ساختۀ «تام فونتانا»

۱. اُز (Oz)

«اُز» سریال جنایی و درام آمریکایی است که انتشار آن از سال ۱۹۹۷ میلادی از شبکۀ HBO آغاز شد. خالق سریال «تام فونتانا» است و «ارنی هادسون»، «تری کینی» و «هارولد پرینو» از بازیگران اصلی آن هستند. «اُز» در شش فصل و پنجاه و شش قسمت ساخته شد و پخش آن در سال ۲۰۰۳ میلادی به پایان رسید.

داستان «اُز» در زندان فوق ‌امنیتی «آزوالد استیت» می‌گذرد؛ جایی که گروهی از زندانیان با سوابق، قومیت‌ها، باورها و جرایم متفاوت در کنار هم زندگی می‌کنند و برای بقا، قدرت و کنترل قلمرو، با یکدیگر و با ساختار زندان درگیرند. سریال با فضایی بسیار خشن، تلخ، واقع‌گرایانه و گاه بی‌رحمانه، خودِ نظام زندان را به موضوع اصلی نقد تبدیل می‌کند و چرخۀ جرم و مجازات، نژادپرستی و تبعیض، خشونت سازمان‌یافته، فساد و سوءاستفاده از قدرت را به‌شکلی دراماتیک به نمایش می‌گذارد. «اُز» بارها این پرسش را مطرح می‌کند که آیا زندان واقعاً جامعه را اصلاح می‌کند یا خود به بازتولید خشونت و جرم کمک کرده و در نتیجه، تصویری انتقادی از بخشی از ساختار قضایی و کیفری آمریکا ارائه می‌دهد.

بازی‌های جمعی قدرتمند، شخصیت‌پردازی چندلایه، روایت‌های متعدد و توانایی سریال در تبدیل زندان به تصویری فشرده از جامعه و مناسبات قدرت، از نقاط قوت اصلی آن به شمار می‌آیند، اما استفادۀ سریال از خشونت و سکانس‌های شوک‌آور، گاهی افراطی است؛ تا جایی که به نظر می‌رسد به‌جای پرداخت عمیق به مسائل زندان، به خشونت، شکنجه و تجاوز، به‌عنوان ابزار جلب توجه مخاطب متوسل می‌شود.

پوستر سریال «شنود»، ساختۀ «دیوید سیمون» 
پوستر سریال «شنود»، ساختۀ «دیوید سیمون»

۲. شنود (The Wire)

«شنود» سریال جنایی و درام آمریکایی است که سال ۲۰۰۲ میلادی از شبکۀ HBO منتشر شد. خالق و نویسندۀ اصلی سریال «دیوید سیمون» است و «دومینیک وست»، «جان دومن» و «ادریس البا» در آن به ایفای نقش پرداخته‌اند. «شنود» در پنج فصل و شصت قسمت تولید شد و در سال ۲۰۰۸ میلادی به پایان رسید.

رویدادهای سریال در شهر «بالتیمور» در ایالت «مریلند» آمریکا می‌گذرد و از تحقیقات پلیس دربارۀ شبکه‌های مواد مخدر آغاز می‌شود، اما به‌تدریج و در هر فصل، ساز و کارهای به‌هم‌پیوستۀ شهر، از تجارت مواد مخدر و پلیس تا نظام آموزشی، سیاست شهری، اتحادیه‌ها‌ی کارگری و رسانه‌ها را دنبال می‌کند و با نمایش شبکه‌ای از روابط اقتصادی و سیاسی، نشان می‌دهد که مسئلۀ اصلی فقط جرم و مجرم نیست، بلکه ساختارهایی است که جرم، فقر و ناکارآمدی را بازتولید می‌کنند و نهادهایی که ظاهراً برای حل مشکلات اجتماعی ساخته شده‌اند، به‌خاطر حفظ بودجه، قدرت یا منافع سازمانی، خودشان به بخشی از مشکل تبدیل می‌شوند. فضای «شنود» واقع‌گرایانه، تلخ، سرد و عمدتاً عاری از قهرمان‌پردازی است و از خلال زندگی پلیس‌ها، فروشندگان مواد، کارگران، سیاستمداران، معلمان، دانش‌آموزان و روزنامه‌نگاران، تصویری انتقادی از ساختار قدرت و نابرابری در آمریکای معاصر ارائه می‌دهد.

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت «شنود»، گسترش تدریجی دامنۀ روایت از پلیس و قاچاق مواد مخدر به سیاست، آموزش، اتحادیه‌های کارگری و رسانه‌هاست. سریال همچنین، نه پلیس را کاملاً قهرمان و نه مجرمان را صرفاً شرور نشان می‌دهد؛ بلکه هر دو گروه را درون ساختارهایی قرار می‌دهد که رفتارشان را شکل می‌دهند. در مقابل، تعدد شخصیت‌ها و خطوط داستانی، به‌ویژه در فصل‌های نخست، از ضعف‌های سریال است که ورود به فضای داستان را دشوار می‌کند.


 ۳. ژن پابرهنه (Barefoot Gen)

«ژن پابرهنه» با نام اصلی «Hadashi no Gen» مینی‌سریال ژاپنی در ژانر درام تاریخی است که سال ۲۰۰۷ میلادی از شبکۀ Fuji TV پخش شد. کارگردانی سریال را «ماساکی نیشیورا» و «شوسوکه موراکامی» بر عهده داشتند و فیلم‌نامۀ آن براساس مانگایی از «کیجی ناکازاوا» نوشته شده است. «رِن کوبایاشی»، «کی‌ایچی ناکایی» و «یوریکو ایشیدا» از جملۀ بازیگران سریال‌اند. سریال در یک فصل و دو قسمت ساخته شد و پیش از آن، دو فیلم لایو‌اکشن ژاپنی در سال‌های ۱۹۷۶ و ۱۹۷۷ میلادی و یک اقتباس انیمه‌ای دو قسمتی در سال ۱۹۸۳ میلادی از همین مانگا ساخته شده بود.

«ژن پابرهنه» داستان خانواده‌ای از «هیروشیما» را در روزهای منتهی به ۶ اوت ۱۹۴۵ میلادی و پس از فاجعۀ بمباران اتمی دنبال می‌کند و از خلال تجربۀ یک کودک، فروپاشی ناگهانی زندگی عادی، جراحات گسترده، گرسنگی، آوارگی، مرگ و تلاش بازماندگان برای ادامۀ زندگی را به تصویر می‌کشد. سریال، بمباران اتمی را نه یک رویداد صرفاً نظامی، بلکه فاجعه‌ای انسانی با پیامدهای جسمی، روانی و اجتماعی می‌بیند. فضای سریال در بخش نخست آرام و خانوادگی است، اما پس از بمباران به‌شدت تلخ، تکان‌دهنده و تراژیک می‌شود و تصاویر سوختگی، مرگ، ویرانی شهر و تلاش بازماندگان برای زنده ماندن، تجربۀ قربانیان را در مرکز روایت خود قرار می‌دهد؛ از این منظر، «ژن پابرهنه» اثری آشکارا ضدجنگ و ضدسلاح هسته‌ای است و نقد آن از بمباران اتمی ژاپن توسط آمریکا، بیش از آنکه در قالب یک بیانیۀ سیاسی مستقیم بیان شود، از طریق نمایش رنج غیرنظامیان و پیامدهای انسانی آن شکل می‌گیرد.

پرداختن به اثرات ویرانگر بمب اتم بر زندگی مردم عادی و نمایش تقلای آن‌ها برای زنده ماندن در قحطی و آوارگی، از قوت‌های این سریال‌اند. با این حال، جای خالی نگاه سیاسی به این وضعیت، به‌وضوح احساس می‌شود؛ سریال به‌طور صریح به تحلیل سیاست خارجی و منطق امپریالیستی آمریکا برای دست زدن به چنین اقدام جنایتکارانه‌ای وارد نمی‌شود.

پوستر سریال «جهنم متحرک»، ساختۀ «جو گیتون» و «تونی گیتون»
پوستر سریال «جهنم متحرک»، ساختۀ «جو گیتون» و «تونی گیتون»

 ۴. جهنم متحرک (Hell on Wheels)

«جهنم متحرک» سریال وسترن تاریخیِ آمریکایی است که سال ۲۰۱۱ میلادی از شبکۀ AMC منتشر شد. خالقان سریال «جو گیتون» و «تونی گیتون» هستند و «آنسون مونت»، «کولم مینی» و «دومینیک مک‌الیگوت» در آن ایفای نقش می‌‌کنند. سریال در پنج فصل و پنجاه و هفت قسمت پخش شد و در سال ۲۰۱۶ میلادی به پایان رسید.

«جهنم متحرک» در سال‌های آخر دهۀ ۱۸۶۰ میلادی می‌گذرد و داستان «کالن بوهانون»، سرباز سابق ارتش کنفدراسیون را دنبال می‌کند که پس از جنگ داخلی آمریکا، در جست‌وجوی مردانی که همسرش را کشته‌اند، راهی غرب می‌شود و در مسیر ساخت راه‌آهن سراسری، به کارگران، مهندسان، سرمایه‌داران، مهاجران و بومیان آمریکا می‌پیوندد. سریال با روایت شکل‌گیری غرب آمریکا پس از جنگ داخلی و ساخت راه‌آهن سراسری، به پیوند میان توسعۀ اقتصادی، خشونت، زمین‌خواری و قدرت سیاسی می‌پردازد و نشان می‌دهد پروژه‌ای که در روایت رسمی آمریکا نماد پیشرفت و تمدن معرفی می‌شود، در عمل با استثمار کارگران مهاجر، فساد شرکت‌های بزرگ، خشونت علیه بومیان آمریکا و تصرف سرزمین‌های آن‌ها همراه بوده است. سریال همچنین، آزادی وعده‌داده‌شده پس از لغو برده‌داری را در برابر واقعیت نابرابری و خشونت قرار می‌دهد و با نمایش نژادپرستی، میراث برده‌داری و موقعیت دشوار آفریقایی‌تباران پس از جنگ داخلی، واقعیت شکل‌گیری و توسعۀ آمریکا را به نمایش می‌گذارد.

بازیگران قدرتمند و فضاسازی‌های تاریخی تأثیرگذار سریال را می‌توان از نقاط قوت آن به شمار آورد که در فصل‌های پایانی، پختگی و انسجام درونی بیشتری هم پیدا می‌کنند. اما در مقابل، به نظر می‌رسد سریال در پرداختن به موضوعات بزرگی مانند جنگ داخلی و وضعیت بومیان آمریکا، گاهی عمق تاریخی و سیاسی کافی را ندارد.

پوستر سریال «ال‌سی‌بی: جنگ دیگر»، ساختۀ «آلبرتو لوبِرتا مارتینس» و «رولی پنیا»
پوستر سریال «ال‌سی‌بی: جنگ دیگر»، ساختۀ «آلبرتو لوبِرتا مارتینس» و «رولی پنیا»

 ۵. ال‌سی‌بی: جنگ دیگر (LCB: The Other War)

«ال‌سی‌بی: جنگ دیگر» با نام اصلی «LCB: La Otra Guerra» سریال تاریخی و جنگی کوبایی است که سال ۲۰۱۷ میلادی از شبکۀ «کوباویژن» پخش شد و در سال ۲۰۲۰ میلادی به پایان رسید. سریال دو فصل و سی و پنج قسمت دارد که فصل اول را «آلبرتو لوبِرتا مارتینس» و فصل دوم را «رولی پنیا» کارگردانی کرده‌اند. «اوسوالدو دویمه‌دیوس»، «فرناندو اچواریا» و «خورخه انریکه کابایرو» از بازیگران سریال‌اند.

«ال‌سی‌بی: جنگ دیگر» در بستر سال‌های نخستِ پس از انقلاب کوبا می‌گذرد و داستان نیروهای کوبایی را روایت می‌کند که در برابر گروه‌های مسلح ضدانقلاب، موسوم به «باندیت‌ها»، در مناطق روستایی کشور می‌جنگند. سریال بر عملیات‌های نظامی، نفوذ و شناسایی، کمین‌ها، تعقیب ‌و گریزها و درگیری‌های مسلحانه تمرکز دارد و هم‌زمان، زندگی شخصی و روابط نیروها را نیز وارد روایت می‌کند. دفاع از انقلاب، وفاداری، فداکاری، مقاومت و تقابل بین نیروهای انقلابی و مخالفان مسلح، در مرکز روایت داستان قرار دارند و سریال نشان می‌دهد که این گروه‌های مخالف و مسلح، بخشی از جنگی پنهان علیه انقلاب بوده‌اند که از خارج حمایت می‌شدند. بنابراین، آمریکا و شبکه‌های ضدانقلاب مرتبط با آن در پس‌زمینۀ سیاسی داستان حضور دارند.

دربارۀ این سریال در فضای وب انگلیسی مطلبی پیدا نمی‌شود ولی با بررسی صفحات اسپانیایی‌زبان به نظر می‌رسد که سریال در کوبا مورد توجه قرار گرفته و به‌خاطر پرداختن دراماتیک به دوره‌ای تاریخی و ترکیب رویدادهای واقعی با روابط و تعارضات شخصی شخصیت‌ها، جایزۀ معروف تلویزیون کوبا، یعنی جایزۀ کاراکول را در بخش داستانی دریافت کرده است. اما در کنار ارزش تاریخی و جذابیت روایی سریال، ممکن است سوگیری آشکار داستان به‌سمت انقلابیون و پرداختن ایدئولوژیک به وقایع، در مخاطب ناآشنا با موضوع، مقاومت و زاویه ایجاد کند و اشتیاق او را برای دنبال کردن سریال تحت تأثیر قرار دهد.


 پوستر سریال «بارش برف»، ساختۀ «جان سینگلتون»، «اریک آمادیو» و «دیو آندرون»
پوستر سریال «بارش برف»، ساختۀ «جان سینگلتون»، «اریک آمادیو» و «دیو آندرون»

۶. بارش برف (Snowfall)

«بارش برف» سریال درام و جنایی آمریکایی است که سال ۲۰۱۷ میلادی در شبکۀ FX منتشر شد. سریال را «جان سینگلتون»، «اریک آمادیو» و «دیو آندرون» ساخته‌اند و بازیگرانی چون «دامسون ادریس»، «کارتر هادسون» و «امیلی ریوس» در آن ایفای نقش می‌کنند. سریال در شش فصل و شصت قسمت منتشر شد و در سال ۲۰۲۳ به پایان رسید.

«بارش برف» داستان ظهور و گسترش تجارت کراک در «لس‌آنجلس» در دهۀ ۱۹۸۰ میلادی را از چند زاویه دنبال می‌کند: جوان سیاه‌پوستی که وارد شبکۀ مواد مخدر می‌شود، تاجری مکزیکی‌تبار و دیگر بازیگران شبکۀ قاچاق و یک مأمور سیا که در چارچوب عملیات پنهانی آمریکا در آمریکای مرکزی، مسیر انتقال کوکائین و پول را به شبکه‌های قاچاق پیوند می‌دهد. سریال به‌تدریج نشان می‌دهد چگونه قاچاق مواد مخدر، منافع ژئوپلیتیکی آمریکا و خشونت شهری به یکدیگر متصل می‌شوند و چگونه تصمیم‌های گرفته‌شده در سطح دولت و سازمان‌های اطلاعاتی، می‌تواند پیامدهای ویرانگر خود را در محله‌های فقیر و عمدتاً سیاه‌پوست لس‌آنجلس نشان دهد.

«بارش برف» به‌دلیل پرهیز از تقلیل بحران مواد مخدر به مسئله‌ای صرفاً فردی یا اخلاقی و نشان دادن ارتباط آن با فقر، نژاد، سیاست و منافع ژئوپلیتیک مورد توجه قرار گرفته است. همچنین، گسترش تدریجی دامنۀ داستان از سطح خیابان به شبکه‌های اطلاعاتی و سیاسی را می‌توان از نقاط قوت آن به شمار آورد. در مقابل، در فصل‌های میانی، به‌ویژه با گسترش تعداد شخصیت‌ها و خطوط داستانی، بیش از حد پیچیده و پراکنده می‌شود و بعضی روایت‌های فرعی از خط اصلی فاصله می‌گیرند.

پوستر سریال «وقتی آن‌ها ما را می‌بینند»، ساختۀ «ایوا دوورنی»
پوستر سریال «وقتی آن‌ها ما را می‌بینند»، ساختۀ «ایوا دوورنی»

 ۷. وقتی آن‌ها ما را می‌بینند (When They See Us)

«وقتی آن‌ها ما را می‌بینند» مینی‌سریال آمریکایی درام و جنایی است که سال ۲۰۱۹ میلادی از شبکۀ «نتفلیکس» منتشر شد. سریال را «ایوا دوورنی» ساخته و «آسانت بلک»، «کالیل هریس» و «ایتان هریس» در آن ایفای نقش کرده‌اند. سریال یک فصل و چهار قسمت دارد و پخش آن در همان سال ۲۰۱۹ میلادی به پایان رسید.

«وقتی آن‌ها ما را می‌بینند» داستان واقعی پنج نوجوان سیاه‌پوست و لاتین‌تبار را روایت می‌کند که در سال ۱۹۸۹ میلادی به تجاوز به یک زن در پارک مرکزی «نیویورک» متهم و پس از بازجویی‌های سنگین و اعترافات اجباری محکوم شدند و سال‌ها بعد، پس از اثبات بی‌گناهی‌شان، احکام‌شان لغو شد. سریال در کنار روایت رنج این پنج نوجوان و خانواده‌های‌شان، به نژادپرستی ساختاری، تبعیض علیه سیاه‌پوستان و لاتین‌تباران، خشونت و سوءاستفاده از قدرت پلیس و دادستانی، ضعف نظام قضایی و نقش رسانه‌ها در شکل‌ دادن به افکار عمومی می‌پردازد و نشان می‌دهد نهادهای ظاهراً حافظ عدالت، می‌توانند تحت ‌تأثیر پیش‌داوری نژادی و فشار سیاسی، خودشان به عامل بی‌عدالتی تبدیل شوند.

بازی‌های درخشان بازیگران، قدرت عاطفی و اخلاقی روایت و اینکه توانسته یک ماجرای قضایی واقعی را به داستانی انسانی دربارۀ نژادپرستی، بی‌عدالتی و پیامدهای ویرانگر برخورد نهادهای قدرت با نوجوانان تبدیل کند، از نقاط مثبت قابل توجه در این سریال‌اند. از سوی دیگر، طولانی و سنگین بودن بخش‌هایی از سریال، به‌خصوص قسمت‌های مربوط به سال‌های زندان و پیامدهای پس از آزادی و تکرار برخی مضامین را می‌توان از ضعف‌های آن دانست.

پوستر سریال «راه‌آهن زیرزمینی»، ساختۀ «بری جنکینز»
پوستر سریال «راه‌آهن زیرزمینی»، ساختۀ «بری جنکینز»

 ۸. راه‌آهن زیرزمینی (The Underground Railroad)

«راه‌آهن زیرزمینی» مینی‌سریال تاریخی و درام آمریکایی است که سال ۲۰۲۱ میلادی از شبکۀ «آمازون پرایم ویدئو» پخش شد. خالق سریال «بری جنکینز» است که آن را براساس رمان برندۀ جایزۀ پولیتزر، اثر «کولسون وایت‌هد» ساخته است. بازیگرانی چون «تسو مبدو»، «چیس دبلیو. دیلون» و «جوئل اجرتون» در آن ایفای نقش می‌کنند. سریال در یک فصل و ده قسمت تولید شد و تمام قسمت‌های آن در ۱۴ مه ۲۰۲۱ میلادی یک‌جا منتشر شدند.

«راه‌آهن زیرزمینی» داستان زن جوانی است که از یک مزرعۀ پنبه در «جورجیا» فرار می‌کند و برای رسیدن به آزادی، در شبکه‌ای مخفی از افراد فراری و مخالف برده‌داری قرار می‌گیرد. در اقتباس سریال، «راه‌آهن زیرزمینی» به‌صورت یک راه‌آهن واقعی در زیرِ زمین تصویر شده و هر ایستگاه، شکل متفاوتی از جامعه و مناسبات نژادی آمریکا را نمایندگی می‌کند. فضای سریال سنگین، خشن، وهم‌آلود و گاه کابوس‌وار است و برده‌داری را نه‌فقط یک واقعۀ تاریخی، بلکه زخمی زنده در حافظه و ساختار اجتماعی آمریکا نشان می‌دهد. سریال خاطرنشان می‌کند که پایان یک نظام حقوقی مثل نظام برده‌داری، لزوماً به‌معنای پایان منطق سلطه نیست و گذشته می‌تواند در قالب‌های جدید در جامعه ادامه پیدا کند.

«راه‌آهن زیرزمینی» بردگان را صرفاً قربانیانی منفعل و موضوعی برای نمایش رنج نشان نمی‌دهد، بلکه بر کرامت، عشق، اراده، مقاومت و هویت آن‌ها تأکید می‌کند. همین موضوع، آن را به اثری هم‌ذات‌پندارانه تبدیل کرده است. در سمت مقابل، ریتم کند و طولانی، فضای بسیار سنگین و خشونت‌بار و فاصله گرفتن گاه‌به‌گاه از روایت خطی، از مسائلی است که ارتباط عاطفی مخاطب با داستان را دشوار می‌سازد.

پوستر سریال «هزار روز آلنده»، ساختۀ «نیکولاس آکونا»
پوستر سریال «هزار روز آلنده»، ساختۀ «نیکولاس آکونا»

 ۹. هزار روز آلنده (Allende's Thousand Days)

«هزار روز آلنده» با نام اصلی «Los mil días de Allende» مینی‌سریال تاریخی و سیاسی شیلیایی است که سال ۲۰۲۳ میلادی از شبکۀ TVN منتشر شد. سریال را «نیکولاس آکونا» کارگردانی کرده و «پابلو کاپوز»، «آلفردو کاسترو» و «آلین کوپنهایم» در آن ایفای نقش کرده‌اند. سریال در یک فصل و چهار قسمت تولید و پخش شد.

«هزار روز آلنده» داستان هزار روز ریاست‌جمهوری «سالوادور آلنده» در شیلی، از پیروزی انتخاباتی او در سال ۱۹۷۰ میلادی تا کودتای نظامی ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ میلادی و مرگش در کاخ ریاست‌جمهوری را روایت می‌کند. سریال بر تلاش «آلنده» برای اجرای پروژۀ «راه شیلی به‌سوی سوسیالیسم»، ملی‌سازی بخش‌هایی از اقتصاد، گسترش عدالت اجتماعی و مقاومت در برابر فشارهای سیاسی و اقتصادی تمرکز دارد و هم‌زمان به تشدید بحران داخلی، قطبی ‌شدن جامعه و نقش مداخلۀ خارجی در بی‌ثبات‌سازی دولت او می‌پردازد. از این منظر، سریال کودتای ۱۹۷۳ میلادی را صرفاً نتیجۀ اختلافات داخلی نشان نمی‌دهد و بر نقش «ایالات متحده» و منافع اقتصادی مرتبط با آن در روند سقوط «آلنده» تأکید دارد.

بازی «آلفردو کاسترو» در نقش «آلنده» از نقاط قوت اصلی سریال است و توانایی او در ارائۀ چهره‌ای انسانی، آرام و در عین‌ حال سیاسی، از رئیس‌جمهور «شیلی» ستودنی است. اما فشردگی روایت و ساده‌سازی برخی از پیچیدگی‌های سیاسی و اقتصادی دورۀ «آلنده» از نقاط ضعف سریال‌اند. به‌دلیل محدودیت سریال به چهار قسمت، فرصت کافی برای پرداخت عمیق به اختلافات درون ائتلاف چپ، بحران اقتصادی، اعتصابات، قطبی‌ شدن جامعه و نقش نیروهای مخالف وجود ندارد و در نتیجه، برخی تحولات مهم بیش از آنکه تحلیل شوند، به‌صورت رویدادهای متوالی ارائه شده‌اند.

پوستر سریال «همدرد»، ساختۀ «پارک چان-ووک» و «دان مک‌کلار»
پوستر سریال «همدرد»، ساختۀ «پارک چان-ووک» و «دان مک‌کلار»

 ۱۰. همدرد (The Sympathizer)

«همدرد» مینی‌سریال آمریکایی‌ویتنامی در ژانر تاریخی و کمدی سیاه است که سال ۲۰۲۴ میلادی از شبکۀ HBO پخش شد. سریال را «پارک چان-ووک» و «دان مک‌کلار» ساخته‌اند و اقتباسی از رمان برندۀ جایزۀ پولیتزر، نوشتۀ «ویت تان نگوین» است. «هوآ ژوانده»، «رابرت داونی جونیور» و «توآن لی» از جملۀ بازیگران سریال‌اند. سریال در یک فصل و هفت قسمت تولید و پخش شد.

«همدرد» داستان یک مأمور مخفی کمونیست ویتنامیِ دورگه را دنبال می‌کند که در سال‌های پایانی «جنگ ویتنام» در ارتش «ویتنام» جنوبی نفوذ کرده و پس از سقوط شهر «سایگون»، همراه گروهی از مقامات و نظامیان سابق به آمریکا فرار می‌کند. او در «کالیفرنیا»، در حالی‌که همچنان برای شبکۀ کمونیستی خود اطلاعات جمع‌آوری می‌کند، میان هویت ویتنامی و زندگی در جامعۀ آمریکایی، وفاداری سیاسی و روابط شخصی گرفتار می‌شود. سریال از این موقعیت برای نقد «جنگ ویتنام» و مداخلۀ نظامی و سیاسی آمریکا استفاده می‌کند و نشان می‌دهد که قدرت‌های بزرگ چگونه می‌توانند تاریخ و روایت جنگ را به سود خود بازتعریف کنند. «همدرد» با قرار دادن شخصیت اصلی میان هویت ویتنامی و فرانسوی، کمونیسم و سرمایه‌داری، شرق و غرب و سرزمین مادری و جامعۀ مهاجران، مسئلۀ دوگانگی هویت و بحران تعلق را به تصویر می‌کشد، اما محور اصلی داستان، نقد نگاه آمریکایی به جنگ و تبدیل رنج ویتنامی‌ها به داستانی دربارۀ قهرمانی و شکست آمریکایی است.

تلاش برای به چالش کشیدن روایت آمریکامحور از «جنگ ویتنام»، همراه با بازی تأثیرگذار «هوا ژوانده» و قاب‌بندی‌های خلاقانۀ کارگردان و پیچیدگی روایت داستان، از نقاط قوت سریال‌اند. هرچند این پیچیدگی گاهی باعث پراکندگی در داستان و سردرگمی مخاطب می‌شود و ممکن است برای کسی که با زمینۀ تاریخی «جنگ ویتنام» آشنایی ندارد، دشوار یا کم‌کشش باشد.




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
از طرف دیگر، در سال‌های اخیر، بازار سریال‌هایی که با رویکردی ظاهراً منفی به «سیستم» در آمریکا می‌پردازند، داغ شده؛ از آن‌هایی که مثل «خانۀ پوشالی» ساختار سیاسی را هدف قرار داده‌اند، تا سریال‌هایی مثل «وراثت» که به نقش خانواده‌های بزرگ در ساخت قدرت سیاسی و رسانه‌ای در آمریکا پرداخته‌اند. اما عموم این سریال‌ها، در عین پوستۀ انتقادی‌شان، یا به‌خاطر انتخاب زاویۀ روایت که عموماً از منظر سرمایه‌دارانی هستند که زندگی‌های رؤیایی حسرت‌برانگیزشان پس‌زمینۀ اصلی سریال است یا با ایجاد جذابیت‌های دراماتیک در شخصیت‌های شرور داستان و تحریک مخاطب به هم‌ذات‌پنداری با شرارت، در نهایت در زمین سیستم سلطه‌گر آمریکایی ایفای نقش می‌کنند.

در این فهرست تلاش شده سریال‌هایی انتخاب شوند که تا حد امکان، از فضای غالب در جریان اصلی سریال‌سازی فاصله دارند؛ هرچند در میان این انتخاب‌ها هم همچنان مواردی وجود دارند که کمپانی‌های جریان اصلی در آمریکا آن‌ها را تولید و پخش کرده‌اند.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00