مجله میدان آزادی: در تازهترین صفحه از پرونده «هزار و یک سریال»، به سراغ فصل اول سریال «بیعاطفه» ساختۀ «کمال تبریزی» رفتهایم. سریالی که امروزه مخاطبان زیادی را در پلتفرم فیلمنت پای تماشای خود نشانده است. ریویوی نقد، تحلیل و بررسی این سریال را، به قلم مریم رضایی بخوانید:
معرفی سریال بیعاطفه
سریال «بیعاطفه» به کارگردانی «کمال تبریزی» یک درام اجتماعی، عاشقانه و روانشناسی است که پخش آن در روزهای جنگ آغاز شد و اکنون از پلتفرم فیلمنت در حال پخش است.
«کمال تبریزی»، کارگردان نامآشنای سینمای ایران، با ساخت کمدیهای جسورانه، درامهای اجتماعی پرحاشیه، پروژههای تاریخی و حتی فیلمهای سورئال و فانتزی نشان داده به تجربۀ ژانرهای متفاوت علاقه دارد.
از طرفی «کمال تبریزی» با پرداختن به سوژههای جنجالی و بازی با خطوط قرمز، بسیاری از مواقع فیلمهایش را دچار حاشیه و تیغ سانسور و حتی توقیف کرده است. مثل فیلم «خیابانهای آرام» که هیچ وقت اکران نشد یا سریال «سرزمین مادری» که با توقیف دهساله مواجه شد. با این حال فیلمهای او مخاطبان عام و منتقدان زیادی را به سالنهای سینما کشانده است.
فیلمهای سینمایی «مارمولک»، «لیلی با من است»، «فرش باد»، «امکان مینا»، «شیدا»، «مهر مادری» و «گاهی به آسمان نگاه کن» و سریالهای پربینندۀ «شهریار»، «دوران سرکشی» و «سرزمین مادری» همه و همه، نامهای آشنایی هستند که در ذهن مخاطب ایرانی ماندگار شدهاند.
«کمال تبریزی» این بار با سریال «بیعاطفه» به سینمای خانگی بازگشته است.
عوامل سریال بیعاطفه
«رضا کیانیان»، «مریلا زارعی»، «حامد بهداد»، «رؤیا جاویدنیا»، «مرجانه گلچین»، «فرید سجادی حسینی»، «دانیال خیریخواه» و «مهتاب ثروتی» در این سریال نقشآفرینی کردهاند. «محمدصادق میرکریمی» تهیهکننده و «امیرعباس پیام» نویسندۀ این اثر است. «محمدرضا عقیلی» هم آهنگسازی آن را به عهده داشته است.
خلاصۀ داستان بیعاطفه
علی و عاطفه، دختر و پسر جوانی هستند که به یکدیگر علاقهمند شدهاند، اما پدرهای آنها، کامران و بهرام که در گذشته دوستان بسیار نزدیکی بودند، بهدلیل یک دشمنی و کینۀ قدیمی، مانع ازدواج آنها میشوند.
داستان سریال «بیعاطفه»، همان داستان کلیشهای ازدواج دختر پولدار و پسر فقیر است که خانوادهها مانع ازدواجشان هستند. ولی کارگردان سعی کرده با آوردن خردهداستانها و فلشبک به گذشتۀ افراد، به جذابیت داستان اضافه کند. مضامینی مثل احساس گناه، کینههای عمیق گذشته، حس انتقام و... همگی باعث کنشهای شخصیتهای داستان میشوند.
شخصیتپردازی در سریال بیعاطفه
شاید بتوان گفت نقطۀ قوت اصلی فیلمنامه در شخصیتپردازی نقشهای منفی یا ضدقهرمان آن است. در ابتدای سریال مخاطب دلیل رفتارهای بیرحمانه و سرد «رضا کیانیان» در نقش کامران را نمیفهمد و نویسنده نیز از دادن پاسخهای ساده به چرایی رفتار او خودداری میکند. ولی در قسمتهای جلوتر ما با شخصیتهایی روبهرو میشویم که نه بهدلیل شرارت ذاتی بلکه بهدلیل روانزخمهای حلنشده در گذشته، نسبت به دنیای اطرافشان «بیعاطفه» شدهاند. یا تا نیمههای سریال ما «فرید سجادی حسینی» در نقش بهرام را یک پیرمرد ساده و زحمتکش میبینیم که قربانی شرارتهای کامران شده، اما با رو شدن برگی از گذشته مخاطب دچار شوک میشود. از طرفی شخصیتپردازی و انگیزههای روانی بعضی شخصیتها مثل پرهام با بازی «حامد بهداد» برای مخاطب مبهم است.
نقد بصری سریال بیعاطفه
کارگردانی هنری و فیلمبرداری سریال، با محتوای سرد و بیعاطفۀ آن همخوانی دارد. استفاده از پالت رنگی سرد، نورپردازی کمکنتراست و قاببندیهایی که شخصیت را در گوشهای از یک فضای وسیع و خالی در معماری مدرن نشان میدهد، حس دنیای سرد و خالی از احساس شخصیت را بهخوبی به مخاطب منتقل میکند.
بازی بازیگران سریال بیعاطفه
«بیعاطفه» سریالی مبتنی بر بازیهای درونی و مینیمال است. بازیگران بهجای فریاد و برونریزی، با سکوت، نگاه و مکثهای طولانی سعی در نشان دادن احساس خود دارند که بازیگران جوان در کنار بازیگران باتجربه همگی بهخوبی از عهدۀ آن برآمدهاند.
کارگردانی سریال بیعاطفه
«کمال تبریزی» از فضاسازی بهعنوان ابزار اصلی روایت استفاده کرده است. فضاهای بزرگ و خالی، بازی مینیمال بازیگران، حرکت کند و ایستای دوربین، نورپردازی سرد، سکوتها و تعلیق زیاد و تمرکز بر چهرهها در سکوت همگی مطابق با جهان فیلم است. اما گاهی افراط در استفاده از آنها، مخاطب را خسته میکند، طوری که انگار داستان پیش نمیرود.
نقاط ضعف سریال بیعاطفه
مهمترین نقطهضعف این سریال افراط در تعلیق و سکوت برای ایجاد فضای سرد داستان است که باعث کندی ریتم شده است. از طرفی پرداختن بیش از حد به خردهداستانها فیلم را از داستان اصلی دور میکند، بهطوری که تقریباً تا قسمت نهم هیچ اتفاق جدید و مهمی جز مخالفت کامران با ازدواج دخترش نمیبینیم. شخصیتپردازی ضعیف بعضی از نقشها هم مخاطب را در درک انگیزههای روانی آنها دچار ابهام میکند.
در پایان «بیعاطفه» سریالی است که سعی دارد یک موضوع کلیشهای را این بار در بستری روانشناسانه روایت کند. «بیعاطفه» سعی دارد به بیننده یادآوری کند شاید پشت نقاب بیرحمی انسانها، دردی پنهان نهفته باشد. اما با وجود تمام نقاط قوت و بهرهگیری از بازیگران کاربلد و شناختهشده، بهدلیل تعلیق و سکوتهای زیاد، دچار کندی ریتم میشود و پرداختن بسیار به خردهداستانها مانع پیشبرد داستان اصلی میشود.