مجله میدان آزادی: در سومین روز از اکرانهای چهلوچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر، به سراغ نقد و بررسی فیلم «پل» ساختۀ «محمد عسگری» محصول سال ۱۴۰۴ رفتهایم. در ادامه ریویوی این اثر از مجموعهنقدهای پروندۀ «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ» را به قلم مجید اسطیری بخوانید:
«پل»، فیلم جدید «محمد عسگری» است که ما را در جشنواره فجر ۱۴۰۴ به جزیره مجنون در دوران دفاع مقدس میبرد. به منطقه وسیع هور که حرکت رزمندگان در آن وابسته به پلهای معلق روی آب بوده است.
.jpg?ver=JIHDIGu5tYWT7ts8Gb4tyw%3d%3d)
پوستر فیلم سینمایی «پل»، ساختۀ «محمد عسگری»
داستان فیلم پل
[خطر لو رفتن داستان فیلم]
فیلم با سکانسی آغاز میشود که موقعیت طنز تلخ رزمندگان در دوران جنگ را به شفافترین شکل نشان میدهد. «موسی» پسر جوان خانواده به دنبال وام برادرش در یک صندوق قرضالحسنه رفته است و وام را جز به خود متقاضی نمیدهند! رزمندهای که در جبهه کارش شناسایی است، و این یعنی از همه رزمندگان دیگر بیشتر در خطوط دشمن نفوذ کرده است چطور میتواند برای گرفتن وامش به شهر برگردد؟ و این در حالی است که زن و بچه برادر موسی به خاطر بیپولی، اثاثیهشان را در حیاط خانه پدری موسی تلنبار کردهاند.
نقد فیلم پل
اگرچه سفر قهرمان با جستجوی موسی به دنبال برادرش آغاز میشود اما مهمترین اتفاقی که در ادامه میافتد پیدا شدن سر و کله یک نوزاد در موقعیت خاص جزیره کوچک وسط «هور» است. موسی این کودک نوزاد را در حالی پیدا میکند که در یک بلم چوبی تک و تنهاست و معلوم نیست از کی در حال گریه کردن است. هیچ سر نخی برای پی بردن به هویت پدر و مادر این کودک وجود ندارد و موسی و دوستانش ناشیانه از این کودک نگهداری میکنند بدون اینکه امیدی به پیدا کردن پدر و مادرش داشته باشند. ورود این کودک به داستان اگرچه انرژی فیلمنامه را ناگهان بیشتر میکند اما واضح است که نه بهانه اصلی تعلیق داستان است و نه قرار است تا انتها تحولی در داستان ایجاد کند. تمیز بودن بیش از اندازه لباس سفید او از ابتدا تا انتهای فیلم هم مایه تعجب هر مخاطبی خواهد شد.
رسیدن موسی به سنگر نیروهایی که کارشان ترمیم و نگهداری از پل معلق روی هور است ما را با سه رزمنده دیگر آشنا میکند که قرار است در جمع آنها برخی حرفهای اساسی در مورد جنگ و آدمهایش گفته شود. متاسفانه بیشتر این گفتگوها بوی شعارزدگی میدهند مثلا وقتی موسی با این سه رزمنده از برادرش میگوید و زحماتی که برای خانواده کشیده است. از آن بدتر لحظاتی که درباره انتخاب اسم برای فرزندانشان حرف میزنند. «صفر» که یزدی است میگوید میخواهد اسم پسرش را «هیبت» بگذارد و موسی میگوید اسم پسرش را «رحمت» خواهد گذاشت که اسم پدر مرحومش است. وقتی این سوال مطرح میشود که اگر بچهات دختر بود اسمش را چه خواهی گذاشت او با کمی درنگ میگوید «مرحمت» و بعد هر چهار نفر به این انتخاب میخندند! بدون این که مخاطب با آنها بخندد! و مثل همه جوکهای بی مزه که احتیاج به توضیح دارند یکی از آنها توضیح میدهد که «میخواد حتما رحمت توی اسم بچهش باشه!»
دیالوگنویسیهای ضعیف در فیلم فراوانند. مثلا وقتی یکی از نیروهای امدادی با ادبیات هزار و چهارصد و چهار درباره بچهای که همراه موسی است میگوید اینجا بودن «برای سلامتی بچه ضرر داره!»

کاراکتر «موسی» در فیلم «پل»، ساختۀ «محمد عسگری» با نقشآفرینی «روحالله زمانی»
بازیگران فیلم پل و آسمان غرب
در «پل»، شخصیت موسی با بازی «روحالله زمانی» شخصیتی ملموس و دوست داشتنی از کار درآمده است. روحالله زمانی در فیلم قبلی عسگری یعنی «آسمان غرب» هم یکی از مهمترین بازیگران بود. کاراکتری که اگرچه سهم زیادی در فیلمنامه نداشت اما هر جا سر و کلهاش پیدا میشد نقشش را از جان و دل ایفا میکرد.

پوستر فیلم سینمایی «آسمان غرب»، ساختۀ «محمد عسگری»
«آسمان غرب» که در جشنواره ۱۴۰۲ حضور داشت فیلمی درباره خلبان شهید «اکبر شیرودی» بود. اما تیپیکال همیشگی بازی در نقش شخصیت تندخو توسط «میلاد کیمرام»، در بازی او در نقش شهید شیرودی اثر گذاشته بود. بازی کیمرام در آسمان غرب بسیار ساختگی و بیش از اندازه عصبی بود.
به نظر حالا میتوان خوشحال بود که عسگری از خیر ستارههای گرانقیمت گذشته و نقش اول فیلمش را به چهره بااستعداد و خوش آتیهای سپرده است که کارش را از صمیم جان انجام میدهد. بنابراین و فارغ از هر مسئلهای، قرار گرفتن روحالله زمانی در جایگاه بازیگر نقش اول مرد فیلم پل اتفاق خوبی برای این بازیگر و سینمای ماست.

نقشآفرینی «سروش صحت» در فیلم «پل»، ساختۀ «محمد عسگری»
البته در فیلم پل بازیگرانی چون «سعید آقاخانی» در نقش پیرمرد عرب خیلی خوب و «سروش صحت» در نقش راننده بین خط مقدم و عقبه کمتر از حد انتظار ظاهر شدهاند.
دربارۀ فیلمنامه فیلم پلِ محمد عسگری
تجربه فیلم آسمان غرب با آن همه جلوههای ویژه غیرضروری و باورنکردنیاش باعث شد من با این نگرانی به دیدن فیلم پل بروم که باز هم قرار است صحنههای فراوان انفجار و قهرمانبازیهای هالیوودی انتظارم را بکشد اما باید گفت فیلمنامه فیلم پل برای یک روند انسانی و عمیق طراحی شده بود و شخصیت موسی _مخصوصا در تعامل با خانواده عرب باقی مانده در روستای نزدیک سنگر او و دوستانش_ لطیف، ساده، انسانی و باورپذیر بود.
اما فیلم پل من را به یاد یکی از بهترین آثار سینمای دفاع مقدس ایران انداخت: «هور در آتش» ساخته «عزیزالله حمیدنژاد» در سال ۱۳۷۰. فیلمی که در آن «بابا عقیل» با بازی «مهدی فقیه» به دنبال پسرش «رحمت» به هور میآید. رحمت جایی جلوتر از خط مقدم و در سنگر کمین است و همین سفر بابا عقیل را سختتر، طولانیتر و پرخطرتر میکند. به جز خط کلی داستان و سفر قهرمان به هور و تاکید بر اسم رحمت، نمایش زیست ساده رزمندگان دلپاک در شرایط خاص هور هم از مشترکات فیلم پل و هور در آتش است. البته که هر فیلم روایت جداگانه خودش را دنبال میکند.
در نهایت باید گفت پل اثری دوست داشتنی و ادای دینی به شهدای استان البرز است. فیلمی بدون تقلیدهای هالیوودی.