یکشنبه 20 اردیبهشت 1405 / خواندن: 4 دقیقه
در نشست نقد و بررسی «نقدوتماشا» مطرح شد

سعید هنرمند: برای رسیدن به ایده‌آل‌هایمان جنگیدیم | ایده‌آلی ارزش دارد که بشود آن را اجرایی کرد

در چهارمین اکران از فصل چهارم رویداد «نقدوتماشا» که به اکران آثار برگزیدۀ ساخته شده در طول جنگ سوم اختصاص داشت، یکی از اپیزودهای منتخب سریال «سرو، سپید، سرخ» با عنوان «تراس» به کارگردانی «محمد علیزاده‌فرد» به نمایش درآمد؛ نشست نقدوبررسی این فیلم نیز پس از به پایان رسیدن اکران، با حضور «محمد صابری» منتقد سینما، «محمد علیزاده‌فرد» کارگردان، «سعید هنرمند» طراح صحنه و لباس این اثر و جمعی از دوست‌داران سینما و مخاطبان، در باغ کتاب برگزار شد.

سعید هنرمند: برای رسیدن به ایده‌آل‌هایمان جنگیدیم | ایده‌آلی ارزش دارد که بشود آن را اجرایی کرد

مجله میدان آزادی: در چهارمین اکران از فصل چهارم اکران‌های رویداد «نقد و تماشا»، اپیزود «تراس» ساختۀ «محمد علیزاده‌فرد»، نقد و بررسی شد. مشروح بخش سوم این نشست را در گزارش زیر بخوانید:

به گزارش مجله میدان آزادی، چهارمین اکران از فصل چهارم رویداد «نقدوتماشا» که به اکران آثار برگزیدۀ ساخته شده در طول جنگ سوم اختصاص داشت، ساعت 17:30 در باغ کتاب تهران آغاز شد. پس از اکران اپیزود «تراس» و در بخش سوم این نشست، «سعید هنرمند»، صراح صحنه و لباس اپیزود «تراس»، توضیحات خود را ارائه داد:

در ادامۀ این نشست «سعید هنرمند»، طراح صحنه و لباس این اثر در پاسخ به  این سوال که چطور یک طراح صحنه در شرایط جنگی پروژه را هدایت کرد، توضیحات خود را اینچنین آغاز کرد:

«به سراغ توضیحات فنی هم خواهم رفت اما اول باید بگویم که وقتی آقای علیزاده تماس گرفتند، من شمال بودم. در یک آرامشی که حتی یک صدای ترقه هم نمی‌آمد. اگر کسی غیر از آقای علیزاده با من تماس می‌گرفتند حتماً نمی‌آمدم ولی نمی‌شد به ایشان نه گفت. با حال بدی آمدم تهران که کار کنم و قصد این را داشتم که کارم را بکنم و سریع برگردم شمال.
 وقتی رسیدیم تهران شرایط خیلی خاص بود؛ آن سروصداهای عجیب؛ هرجایی که می‌رفتیم تعطیل بود؛ مثلا رفتیم بازار برای خریدن لباس گفتند بازار را زده‌اند و بازار تعطیل است. چون من از روز اول جنگ رفتم شمال و جنگ را تجربه نکرده بودم برایم بسیار عجیب بود. 
روز اول جنگ سر فیلمبرداری بودم و ساعت نه و سی دقیقه که تهران بمباران شد کوله پشتی‌ام را برداشتم و رفتم شمال که دیگر برنگردم. اما از یک جایی به بعد خوشم آمد که در این شرایط دارم کار می‌کنم و حس خوبی برایم داشت. تا جایی که وقتی دوستان دیگری که اپیزودهای دیگر را می‌ساختند پیشنهاد کار دادند، برخلاف آنکه اول نمی‌خواستم در تهران بمانم، کار آن‌ها را هم قبول کردم؛ طوری شد که در اپیزودی که در خرم‌آباد ضبط شد مربوط به همین مجموعۀ «سرو، سپید، سرخ»، برای اپیزود «شکار اجدادی» صبح تا ظهر تهران بودم، بعد می‌رفتم خرم‌آباد تا شب و نزدیک‌های صبح تا دم صبح در کوه‌های خرم‌آباد کار می‌کردم و دوباره برمی‌گشتم تهران.»

هنرمند چنین ادامه داد:

«کار کردن در این شرایط فارغ از مسائل اعتقادی و ملی و این‌ها برای من یک شکلی بود که خیلی جالب شد و به من خوش گذشت گرچه امیدوارم جنگ ادامه پیدا نکند.»

در ادامۀ این نشست محمد صابری گفت:

«ما از روز اول این نشست، دربارۀ این صحبت کردیم که به دلیل کم بودن زمان از نظر فنی خیلی از مسائل در این مجموعه تحت‌الشعاع قرار گرفت. دربارۀ صحنه هم شاید اینطور تصور شود که حالا یک جایی را پیدا کنیم و فیلمبرداری شروع شود؛ به عنوان یک طراح صحنه دوست دارم بدانم با توجه به مقتضیات این پروژه، شرایط جنگی و بسیاری از مسائل دیگر، چقدر روی جنبه‌های فنی کار شما اثر گذاشت و طراحی صحنه چگونه قابل مدیریت بود؟ حتما ایده‌آل‌های مختلفی در ذهن شما بوده دربارۀ ساختمان، خانه‌های روبه‌رو، پنجره‌ها، قاب‌ها و همۀ این‌ها؛ از ایده‌آل‌هایتان کوتاه آمدید؟»

هنرمند در پاسخ به این پرسش گفت:

« از ابتدا بنا را روی این گذاشتم که سقف ایده‌آل را رعایت کنم تا یک مرزی؛ کدام مرز؟ مرزی که کار انجام نشود؛ تا جایی که بگویند لوکیشن نداریم و کار انجام نشود. تا جایی که می‌شد لوکیشن ببینم لوکیشن دیدم و رد کردم. برخی از لوکیشن‌ها را که اصلا به آقای علیزاده هم نشان ندادیم و از فیلتر خود من هم رد نشد تا دقیقۀ نود این لوکیشن به نسبت خوب را پیدا کردیم. البته خیلی ایده‌آل نبود.» 

این طراح صحنۀ سینمای ایران چنین ادامه داد:

«شما به عنوان طراح صحنه باید رنگ دیوارها، آکسسوار، پرده و.. همه را خودت انتخاب کنی اما خانه به لحاظ معماری درست بود، به لحاظ آکسسوار هم بد نبود. موقعیت‌ها، آشپزخانه، راهرو و مسائل دیگر خوب بود و اینجا انتخاب شد.» 

هنرمند گفت:

«باید توجه داشته باشیم که این پروژه‌ها معمولا با بودجه‌های محدود ساخته می‌شوند و تا جایی که توانستیم خودمان را در لباس و صحنه و رنگ به ایده‌آل‌ها نزدیک کردیم و جنگیدیم. اینطور نبود که از روز اول وارد تعامل شویم و همه چیز را قبول کنیم؛ تا جایی که توانستیم برای خواسته‌هایمان جنگیدیم، بعد که دیدیم نمی‌شود رفتیم در تعامل و سعی کردیم که با تعامل مشکلات را حل کنیم؛ در حقیقت ایده‌آلی ارزش دارد که بشود آن را اجرایی کرد.»

در پایان، سعید هنرمند، طراح صحنه و لباس اپیزود «تراس» از برگزاری چنین رویدادهایی تشکر کرد.

اکران و نقد اپیزود «تراس» پایان‌بخش این فصل از اکران‌های رویداد «نقدوتماشا» بود که به همت مجله میدان آزادی و همراهی باغ کتاب تهران برگزار شد و به فیلم‌های منتخب ساخته شده در جنگ سوم با عنوان اکران فیلم‌های «ملی میهنی» اختصاص داشت.
 




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
از یک جایی به بعد خوشم آمد که در این شرایط دارم کار می‌کنم و حس خوبی برایم داشت. تا جایی که وقتی دوستان دیگری که اپیزودهای دیگر را می‌ساختند پیشنهاد کار دادند، برخلاف آنکه اول نمی‌خواستم در تهران بمانم، کار آن‌ها را هم قبول کردم؛ طوری شد که در اپیزودی که در خرم‌آباد ضبط شد مربوط به همین مجموعۀ «سرو، سپید، سرخ»، برای اپیزود «شکار اجدادی» صبح تا ظهر تهران بودم، بعد می‌رفتم خرم‌آباد تا شب و نزدیک‌های صبح تا دم صبح در کوه‌های خرم‌آباد کار می‌کردم و دوباره برمی‌گشتم تهران.

اکران و نقد اپیزود «تراس» پایان‌بخش این فصل از اکران‌های رویداد «نقدوتماشا» بود که به همت مجله میدان آزادی و همراهی باغ کتاب تهران برگزار شد و به فیلم‌های منتخب ساخته شده در جنگ سوم با عنوان اکران فیلم‌های «ملی میهنی» اختصاص داشت.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00