مجله میدان آزادی: در اولین اکران از فصل پنجم اکرانهای رویداد «نقد و تماشا» با عنوان «سینمای زندگی»، فیلم سینمایی«همنت» ساختۀ «کلویی ژائو» و محصول سال 2025 انگلستان، نقد و بررسی شد. مشروح این نشست را در گزارش زیر بخوانید:
به گزارش مجله میدان آزادی، دومین اکران از فصل پنجم رویداد «نقدوتماشا» که به اکران، نقد و بررسی فیلمهایی با موضوع زندگینامۀ چهرههای برتر ادبیات جهان در قالب برنامۀ «سینمای زندگی» اختصاص دارد، ساعت 19 در باغ کتاب تهران به میزبانی «مینو رضایی» –داستان نویس- آغاز شد و پس از اکران فیلم سینمایی «همنت»، «ایوب آقاخانی» -نمایشنامه نویس، کارگردان و بازیگر- به سوالات مطرح شده پاسخ داد.
خیانت همنت به اعتماد مخاطب
در ابتدای این نشست «مینو رضایی» با تشکر از حاضران درباره فیلم «همنت» گفت:
«این فیلم به کارگردانی خانم «کلویی ژائو» که اصالتا چینی است و به تهیهکنندگی «استیون اسپیلبرگ» ساخته شده و در ۸ رشته نامزد اسکار و همچنین برنده چند اسکار شده است. «همنت» از یک رمان ایرلندی نوشته «مگی اوفارل» اقتباس شده است که بخشی از آن واقعیت تاریخی دارد و بخشی دیگر تخیل نویسنده است.»

رضایی به عنوان اولین سوال از «ایوب آقاخانی» پرسید که آیا امشب قرار است در مورد یک اقتباس خیلی شاعرانه صحبت کنیم یا در مورد یک اقتباس زنانه یا در مورد بزرگترین پرسش آدمی که زندگی بعد از مرگ چگونه خواهد بود؟
آقاخانی در پاسخ گفت:
«اگر رویکرد ما دربارۀ این فیلم، اقتباس سنجیده از رمان «مگی اوفارل» باشد بله فیلم و اقتباس خوبی است. اما اقتباس «مگی اوفارل» از زندگی «شکسپیر» پر از اطلاعات غلط است و به زعم من اگر مبنای یاد گرفتن زندگی شکسپیر این فیلم باشد و مخاطب از طریق این رمان، پایۀ این حرکت ادبی را بشناسد و به آن اعتماد کند به او خیانت شده است. زیرا تقریباً بسیاری از اطلاعاتی که در این فیلم درباره ویلیام شکسپیر میبینید غلطهای تاریخی دارد و مخاطب اگر فکر کند زندگی شکسپیر این بوده در واقع فریب خورده است. اما اگر متوجه باشد که یک نویسنده با آزادی عمل از زندگی یک نویسندۀ تاریخی به عنوان مادۀ خام استفاده کرده تا بنای خودش را بسازد، مشکلی ندارد.
او در ادامه افزود:
«دخل و تصرف در اطلاعات واقعی شخصیتهایی مثل «ویلیام شکسپیر» که ابعاد پژواکآمیزش در تاریخ تا این اندازه وسیع است اشتباه است. اطلاعات واقعی را رعایت کن و جزئیات را خودت هدایت کن. مثلا ویلیام شکسپیر اصلا چنین بچهای نداشت که بخواهد از دست بدهد که بعداً هملت را بر اساس چنین فقدانی بنویسد و این اتفاق تصمیم بسیار خردورزانه نویسنده است.
اگر فیلم را مستقل از این اطلاعات ببینید فیلم فوق العاده درخشانی در فیلمبرداری، در تدوین، در موسیقی و طراحی صحنه است.»
شاعرانگی در طبیعت و سوگ خلاق
این کارگردان نمایش در مورد چگونگی حالوهوای فیلم اینطور پاسخ داد:
«این فیلم عمیق و شاعرانه، چیزهایی بینظیری دارد؛ مثلاً یکی از برجستهترین نمایشهای سوگ و اندوه در سینمای دو دهه گذشته را دارد؛ آنقدر که من حاضر نیستم یک بار دیگر ببینمش به دو دلیل؛ اول به خاطر استفادۀ دراماتیک از بچه برای شورانگیزی و به غلیان درآوردن احساسات مخاطب و دوم اینکه فیلم از نظر پردازشِ سوگ فیلم خیلی موفقی است و در نتیجه به شدت مخاطب را درگیر میکند و البته من این را به حساب امتیاز کار میگذارم.»
در ادامۀ جلسه آقاخانی در مورد چرخۀ فلسفی مهمی که در فیلم مطرح شد توضیح داد:
«مسئله فقدان، سوگ و بازآفرینی، از دست دادن، به عزا نشستن و خلاق شدن، یک چرخۀ فلسفی بسیار مهم است که تقریباً همه با نسبتهای مختلفی تجربه کردیم؛ اینکه یک آسیب ما را بارورتر کرده است. لطفاً به یکی از کهنالگوهای این آسیب فکر کنید: عشق. عشق یک آسیب است؛ به معنی مطلق کلمه شکنندهترشدنِ تو است. ولی همیشه وقتی عاشق میشویم خلاقتر و بارورتر میشویم. این پارادایم خلاقیت و بازآفرینی در زندگی بشر بوده، هست و تغییر نخواهد کرد. حتی اگر ما همین الان بدانیم عشق چیز بدی است باز هم عاشق خواهیم شد. چون این پارادایمی است که با ما به دنیا آمده و به همین دلیل از آن گزیری هم نیست. این چرخه به شکلی بسیار موثر در این فیلم در مسیر خلق شاهکاری که همه میشناسند برای ما تجسم شده است؛ از دست دادن یک بچه و تلاش برای آفرینش سترگترین تراژدی تاریخ بشر به خاطر از دست دادن آن بچه.»
استاد دانشگاه سوره با اشاره به نقش پررنگ عنصر طبیعت در فیلم گفت:
«از ابتدا مادری که قرار است در این فیلم ببینیم به عنوان عضوی از عناصر طبیعت به ما معرفی میشود. در اولین پلانِ معرفی «جسی باکلی»، که اسکار بهترین بازیگر زن نقش اول اسکار امسال را گرفت و من خیلی موافق این اسکار نبودم، در اولین تصویر زیر آن درختهای سترگ ریشهدار مثل یک جنین، روی خاک زیر سایه ریشهها آرمیده و بعد سرش را بالا میآورد و اولین تصویری که بعد از درآمدن از حالت جنینی میبیند شاهیناش است. نگاه رو به بالای او از اول یک تعریف ماهوی از شخصیت به ما میدهد؛ شخصیت مشرف و متصل به طبیعت. چیزی که بر چیزهایی مسلطتر از دیگران است. همانطور که سعی میکند به بچههایش یاد بدهد. همانطورکه قبلا به خودش یاد دادهاند. کارکرد طبیعت برای ساختن اسطوره مادرِ زمین در قالب اگنس اینقدر جسور، درشت و آگاهانه پرداخته شده که از نظر من هم جزو مصادیق قدرت فیلم است و هم از مصداقهای ضعف آن.»

پرسشهای بیپاسخِ درام
آقاخانی در ادامه از نقطه ضعف بزرگ فیلم گفت:
«ما پشت این کار یک نویسندۀ زن و یک کارگردان زن داریم و با یک فیلم فمینیستی مواجهایم؛ مخصوصاً موج سوم جریان فمینیسم که این موج به مسئلۀ سلامتی زنان بیش از بقیه ابعادش توجه دارد و به نظرم رویکرد متعصبانۀ کلویی ژائو برای ساختن یک فیلم زنانه آزاردهنده است. خیلی روشن به شما بگویم من نمیفهمم چرا اگنس باید این ویژگیها را داشته باشد؟ چرا اگنس باید اینقدر مشرف به همه چیز و بینا باشد؟ چرا از اول باید یک شاهین روی دستش بنشیند؟ آن معلم لاتینی که این همه واژه بلد است و جز زاییدن کار دیگری هم در فیلم انجام میدهد که چشمگیر است، یعنی آفرینش یک اثر هنری که البته این هم خودش به دنیا آوردن و آفرینش و زاییدن است اما زاییدنی که تماما چیدمان است، با اگنس که افعالی غریزی و طبیعی دارد قابل قیاس نیست. ما فعل مهمتری را از ویلیام شکسپیر میبینیم و با خود میگوییم منطقهایی لازم بود تا بفهمیم اگنس به این دلایل و به دلیلی جز از دست دادن مادرش، تبدیل شده است به این آدم کنونی.»
او ادامه میدهد:
«در فیلم هیچ توضیحی وجود ندارد که چرا اگنس اینقدر مشرف است جز اینکه کارگردان فرموده است. اینجا میشود محل ضعف. درام همیشه باید یک ویژگی داشته باشد که ما اسمش را میگذاریم «سلف ریلاینس» یعنی «خودبسندگی»؛ یعنی پرسشهای خودش را خودش جواب بدهد. با پاسخهای آماده وارد درام نشود. پرسش طرح شده درام در خودِ درام جواب داده شود. این درام، منطقی که برای این همه برتری اگنس ارائه میکند چیست؟ فیلمی با این وقار، با این شکوه تصویربرداری، با این حد از شاعرانگی، با این حد از اثرگذاری روی مخاطب، حیف است که تا این اندازه بدنش از ایدئولوژی ترک خورده باشد. یک فیلمِ فمینیستی در حالی که میتوانست یک فیلم عمیقاً انسانی باشد.»
دست یاری اسطورهها
این بازیگر و کارگردان تئاتر در ادامه یادآوری کرد:
«نکته جذابی که در ابتدای فیلم خیلی هوشمندانه قرار داده شده اشاره به داستان «اورفئوس و ایریدیس» است. داستان «اورفئوس و ایریدیس» توسط شکسپیر گفته میشود و اگنس تحت تاثیر قرار میگیرد. در واقع انگار مسیر پیشِ رو را از طریق فحوای این داستان پیشبینی میکنیم و بعد مابهازاهای مسیر اورفئوس برای نجات محبوبش از جهان مردگان را در شکسپیر در قالب از دست دادن فرزند و میلش به بازآفرینیاش در جهان کلمات میبینیم.
انتخاب این داستان از میان تمام داستانهای جهان و مخصوصاً کهن و باستانی، برای ترسیم مسیری که پیش روی اگنس و شکسپیر است، انتخاب خردورزانهای است و من را دوباره درگیر محتوای عامدانه چیده شده فلسفی و نه ایدئولوژیک فیلم میکند؛ یعنی چرخه فقدان، سوگ، باروری یا بازآفرینی.
اورفئوس وقتی فقدان را تجربه میکند، کاری میکند اگرچه با شکست مواجه میشود. اورفئوس واقعاً موفق نمیشود اما شکسپیر در معنا موفق میشود. یعنی همنت، پسر ۱۱ سالهاش را در قالب و کسوت هملت بازآفرینی میکند. اما در جهان کلمات، در جهان خیالات فرهیخته خودش. این معانی آنقدر خوب در هم تنیده شدهاند که یک بار دیگر از وجه بسیار مثبت این فیلم یاد میکنم.»
آقاخانی اضافه کرد:
«نکتۀ دیگری که باعث میشود نتوانم با قدرت درباره همنت به عنوان یک شاهکار بیبدیل حرف بزنم این است که فیلم رسماً دو پاره است. نیمه اول خیلی درخشانتر از نیمه دوم است. دقیقاً از زمانی که فیلم درگیر به ثمر رساندن داستانش میشود از سینما باز میماند. این عیبی است که در واقع اسمش عدم تعادل و عدم وجود کوهرنس مطلوب در اثر است.»
مشتهای گره کرده، رگهای باد کرده
در ادامه مینو رضایی با ابراز خرسندی از تاکید بر تخیل زیاد در رمان و فیلم اضافه کرد شکسپیر در همنت آنقدر در حاشیه بود که ما تقریباً در ۲۰ دقیقه آخر فیلم تنها یک بار اسم ویلیام شکسپیر را شنیدیم و این یکی از آن جنبههایی است که من هم معتقدم این فیلم خیلی فمینیستی است و شکسپیرش دیگر زیادی در حاشیه است.

ایوب آقاخانی در تایید نقد رضایی گفت:
«بزرگترین حرفها را باید با آرامش زد و گرنه درستترین حرفها با فریاد و تعصب دیگر شنیده نمیشوند. در هر حوزهای حتی فمینیسم، حتی جایگاه زن، حتی جایگاه مادر، در تمام اینها باید بی تعصب حرف زده شود. نگاه خالصانه و خاضعانه بیشتر به بار مینشیند. وقتی تو مشت گره میکنی، حتی اگر حرف، حرف درستی باشد، مثل اثر معروف تهیهکنندۀ این فیلم «استیون اسپیلبرگ»، «فهرست شیندلر»؛ فیلم خیلی اثرگذار است، ولی همه متوجه میزان فشاری که به مخاطب میآورد تا باورش کند میشوند؛ درحالیکه همان حرف را فیلم «پیانیست» میزند و من زار زار برای این یهودی گریه میکنم. در فهرست شیندلر میگویم از کارتلهای یهودی پول گرفتی برای اینکه فیلم بسازی. در حالی که پیانیست شاید همین فضا را ادامه داده، ولی من چون مشت گره کردهاش را نمیبینم تسخیر میشوم. این یک فرمول ساده است. من با مضمون هر دوی این فیلمها مخالفم چون اصولاً با این همه مظلومنمایی یهودیان مخصوصاً امروز که در تهران نشستهام و آسیبهایش را دارم تحمل میکنم مخالفام، ولی فریب «پیانیست» را میخورم و فریب «فهرست شیندلر» را نمیخورم. ما هم نمیگوییم ذهنمان خالی از فمینیسم است اما پرداخت افراطی تا این اندازه و مشت پرفشار گره کرده، جاهایی از همنت را برای من سخت میکند.»
تماشا میکنیم اما مرعوب نمیشویم
در اواخر این نشست آقاخانی در پاسخ به این نکته که به نظر میرسد کارگردان روی سوگ برای تاثیر روی مخاطب بیش از اندازه حساب کرده است گفت:
«چقدر خوشحالم که شما با من هم نظر بودید. یعنی اینکه درباره قدرتهای فیلم دچار ارعاب نشدیم و تحت تاثیر فیلم قرار نگرفتیم. خیلی مهم است که قدرتها و ضعفها، هماندازه دیده شوند. همانطور که عیب و حسنها را در زندگی عادی و در مناسبات دوستانه باید به قاعده ببینیم، همانطور هم دربارۀ ارزشهای ژورنالیستی باید دقت نظر داشته باشیم. هیچ چیز را نباید بزرگتر از حدی که هست مخصوصاً در این جهان عمیقاً متکی به آگاهی، جلوه داد. چنین کاری فقط ادامه زندگی را سخت میکند. جهانی تا این اندازه بیپرده که همه پردهها در آن فرو افتاده، این اندازه تعصب را در هیچ چیزی برنمیتابد و محکوم به شکست است.»
در پایان برنامه، مینو رضایی ضمن تشکر از حاضران، اعلام کرد که شب آینده، فیلم «درخت گلابی» نمایش داده و نقد و بررسی خواهد شد؛ فیلمی که در مورد یک نویسنده خیالی است. او همچنین از مخاطبان دعوت کرد با مراجعه به وبسایت مجله میدان آزادی، علاوه بر امتیازدهی به این آثار، ریویوها و نقد و نظر خود را بنویسند.
همچنین با هماهنگیهای انجامشده، اکرانهای این فصل از رویداد رایگان خواهد بود. فرایند ثبتنام در این رویداد آغاز شده است و علاقهمندان برای کسب اطلاعات بیشتر و رزرو صندلی میتوانند به صفحۀ اکران فیلمهای «سینمای زندگی» در وبسایت رویدادهای مجله میدان آزادی به نشانی event.azadisq.com یا به بازوی مجلۀ میدان آزادی در پیامرسان بله به نشانی @AzadiEBot مراجعه کنند.
مطالب مرتبط:
1. گزارش تصویری: اکران «همنت» با حضور «ایوب آقاخانی» در شب دوم اکران «سینمای زندگی» رویداد «نقد و تماشا»
2. ریویو: نقد و نظری بر فیلم «همنت» ساخته «کلوئی ژائو»