پنجشنبه 07 آبان 1405 / خواندن: 13 دقیقه
در نشست نقد فیلم سینمایی «هوگو» مطرح شد:

گزارش: «هوگو» از ماجراجویی نوجوانانه تا پاسداشت میراث سینما

سیزدهمین نشست «نقد و تماشا» با بررسی فیلم «هوگو» از تحلیل یک روایت ماجراجویانه آغاز شد و به بحثی گسترده‌تر درباره تاریخ سینما، فراموشی هنرمندان و ضرورت حفظ میراث فرهنگی رسید. در این گفت‌وگو، فیلم مارتین اسکورسیزی نه‌فقط به‌عنوان اقتباسی از یک رمان نوجوانانه، بلکه به‌مثابه تلاشی برای بازشناسی «ژرژ ملی‌یس» و یادآوری اهمیت تاریخ سینما بررسی شد.

گزارش: «هوگو» از ماجراجویی نوجوانانه تا پاسداشت میراث سینما

مجله میدان آزادی: فصل چهارشنبه‌های اقتباسی رویداد «نقدوتماشا» از پایان مردادماه هر چهارشنبه به همت «مجله میدان آزادی» با اکران و نقد برترین فیلم‌های اقتباسی ایران و جهان به صورت هفتگی در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران برگزار می‌شود. در سیزدهمین نشست از نشست‌های هفتگی «نقدوتماشا»، چهارشنبه ششم آبان فیلم سینمایی «هوگو» اکران شد. مشروح گزارش سیزدهمین اکران از دور جدید رویداد «نقدوتماشا» را در ادامه و به قلم «زهراسادات مرتضوی» بخوانید:
 

به گزارش مجله میدان آزادی؛ سیزدهمین نشست «نقد و تماشا» به نمایش فیلم «هوگو» ساختهٔ مارتین اسکورسیزی اختصاص داشت؛ فیلمی اقتباسی از رمان «اختراع هوگو کابره» نوشتهٔ برایان سلزنیک که در کنار روایت ماجراجویی‌های یک نوجوان، به سراغ یکی از چهره‌های فراموش‌شدهٔ تاریخ سینما، «ژرژ ملی‌یس»، می‌رود. در نشست نقد و بررسی این فیلم، مینو خانی، منتقد سینما، پژوهشگر و استاد دانشگاه، با بررسی دو لایهٔ روایی اثر، به اهمیت آن در یادآوری تاریخ سینما و ضرورت حفظ میراث تصویری پرداخت.

نشست با صحبت‌های مینو رضایی، داستان‌نویس و میزبان برنامه، آغاز شد. او با اشاره به اقتباس فیلم از رمان سلزنیک توضیح داد که نویسنده پیش از انتشار «اختراع هوگو کابره» بیشتر به‌عنوان تصویرگر شناخته می‌شد و بخش مهمی از روایت کتاب را از طریق تصویر پیش می‌برد. به گفتهٔ رضایی، رمان با وجود حجم زیادش، متن نوشتاری چندانی ندارد و تصاویر نقش اصلی را در روایت بر عهده دارند. او با اشاره به کتاب دیگر نویسنده، «شگفت‌زده»، یادآور شد که برخی صاحب‌نظران حوزهٔ تصویرگری و گرافیک، شیوهٔ کار سلزنیک را سینمایی می‌دانند؛ روایتی که بیش از آنکه بر پیچیدگی داستان و تعلیق تکیه داشته باشد، از تصویر برای پیشبرد ماجرا استفاده می‌کند.

رضایی سپس به استقبال منتقدان از فیلم «هوگو» و جوایز آن اشاره کرد و این پرسش را مطرح کرد که آیا نام مارتین اسکورسیزی و جایگاه او در سینما بر ارزیابی فیلم تأثیر گذاشته است یا خیر؟
 

دو لایه روایی در فیلم «هوگو»

مینو خانی صحبت‌هایش را با اشاره به تفاوت نظرها شروع کرد و گفت که امتیازهای متفاوت لزوماً به معنای خوب یا بد بودن مطلق یک اثر نیستند، بلکه سلیقهٔ مخاطبان را نشان می‌دهند؛ سلیقه‌ای که از تجربه‌ها، آموخته‌ها و مواجههٔ هر فرد با آثار هنری شکل می‌گیرد. او توضیح داد که معمولاً در نشست‌های نقد کمتر به بررسی صرفِ عناصر زیبایی‌شناختی، مانند فیلم‌برداری، نورپردازی، طراحی صحنه و لباس می‌پردازد و ترجیح می‌دهد فیلم را از منظرهای دیگری نیز بررسی کند. خانی برای تحلیل «هوگو» دو لایهٔ روایی در نظر گرفت. به اعتقاد او، در لایهٔ نخست با فیلمی ماجراجویانه دربارهٔ نوجوانی روبه‌رو هستیم که در پی شناخت گذشتهٔ خود، یافتن پدرش و کشف راز آدمک آهنی است. هوگو در جریان این جست‌وجو با اتفاق‌ها و تعقیب‌وگریزهای مختلفی مواجه می‌شود و ایزابل نیز به‌عنوان همراه او در این مسیر قرار می‌گیرد. از نظر خانی، چنین روایتی با الگوی آشنای فیلم‌های ماجراجویانهٔ نوجوانان هم‌خوانی دارد؛ شخصیتی که با شجاعت و جسارت از موانع عبور می‌کند و در پایان به نتیجه‌ای مثبت می‌رسد. فیلم نیز در این سطح، هم به هوگو امکان می‌دهد گذشته‌اش را بشناسد و هم راز آدمک را آشکار می‌کند.

اما به باور این منتقد، اهمیت اصلی فیلم در لایهٔ دوم آن شکل می‌گیرد؛ لایه‌ای که به دغدغهٔ مارتین اسکورسیزی دربارهٔ حفظ و احیای میراث سینما مربوط است. اسکورسیزی سال‌ها خارج از فعالیت فیلم‌سازی نیز برای حفاظت از آثار سینمایی تلاش کرده و در «هوگو» همین دغدغه را وارد جهان داستان می‌کند. 

شخصیت ژرژ ملی‌یس، از پیشگامان تاریخ سینما، محور این بخش از روایت است؛ فیلم‌سازی که پس از تجربهٔ موفقیت‌های مهم، به‌تدریج از حافظهٔ عمومی کنار رفت و سرانجام در مغازهٔ اسباب‌بازی‌فروشی مشغول به کار شد.
 

«ژرژ ملی‌یس»، سینماگری که نباید فراموش شود

خانی با اشاره به زندگی ملی‌یس توضیح داد که آنچه بر این فیلم‌ساز گذشت، به فراموش‌شدن بخش مهمی از گذشتهٔ هنری او انجامید. فیلم «هوگو» این فراموشی را به یکی از محورهای اصلی خود تبدیل می‌کند و مخاطب را با هنرمندی آشنا می‌سازد که در سال‌های آغازین سینما نقش مهمی در گسترش امکانات این هنر داشت. ملی‌یس که پیش از ورود به سینما شعبده‌بازی می‌کرد، خیال و جادو را به فیلم‌هایش آورد و با بهره‌گیری از ترفندهای تصویری، شکل تازه‌ای از روایت سینمایی را تجربه کرد. «سفر به ماه»، ساختهٔ سال ۱۹۰۲ او، یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های این مسیر است.

از نظر خانی، اسکورسیزی در «هوگو» صرفاً زندگی یک فیلم‌ساز قدیمی را بازگو نمی‌کند، بلکه بخشی از تاریخ سینما را دوباره در برابر چشم مخاطب قرار می‌دهد. شاید حتی بسیاری از علاقه‌مندان سینما امروز به‌آسانی نتوانند به آثار ملی‌یس دسترسی پیدا کنند، اما فیلم اسکورسیزی نام و تجربهٔ او را به حافظهٔ سینمایی نسل جدید بازمی‌گرداند. از این منظر، «هوگو» با دغدغهٔ دیرینهٔ کارگردان دربارهٔ حفظ میراث سینما هم‌راستاست و به مخاطب یادآوری می‌کند که تاریخ این هنر تنها به چهره‌های مشهور و باقی‌مانده در حافظهٔ عمومی محدود نمی‌شود.
 

تصویر، زبان اصلی سینما در روایت تاریخ

خانی در ادامه، به جایگاه تصویر در شکل‌گیری زبان سینما پرداخت. به گفتهٔ او، سینما از ابتدا هنری مبتنی بر تصویر بود و فیلم‌های صامت، با وجود نبود گفت‌وگوهای شنیداری، توانایی روایت داستان و انتقال احساس را داشتند. ورود صدا به سینما، با فیلم‌هایی مانند «خوانندهٔ جاز» در سال ۱۹۲۷، تحولی مهم به شمار می‌رفت؛ اما این تحول همواره با بحث‌هایی دربارهٔ نسبت تصویر و صدا همراه بوده است. او با اشاره به دیدگاه رودلف آرنهایم، نظریه‌پرداز سینما، توضیح داد که در این نگاه، صدا نباید جای تصویر را بگیرد یا به عنصری مستقل و غالب تبدیل شود؛ تصویر همچنان باید هستهٔ اصلی بیان سینمایی باقی بماند.

از نظر خانی، «هوگو» را می‌توان از همین زاویه نیز بررسی کرد. فیلم در بسیاری از لحظات، به‌جای اتکا به گفت‌وگو، از حرکت دوربین، ترکیب‌بندی، جزئیات بصری و فضاسازی برای پیشبرد روایت استفاده می‌کند. فضای ایستگاه قطار، ساعت‌ها، چرخ‌دنده‌ها و راهروهای آن، تنها محل وقوع داستان نیستند؛ این عناصر در ساختن جهان ذهنی هوگو و پیوند دادن او با گذشته نقش دارند. آدمک آهنی نیز در این میان، هم وسیله‌ای برای پیشبرد داستان است و هم نشانه‌ای از رابطهٔ میان فناوری، خیال و خاطره. به همین دلیل، تصاویر فیلم در کنار روایت ماجراجویانهٔ آن، مخاطب را به جهان سینمایی ملی‌یس نزدیک می‌کنند.

خانی همچنین به استفادهٔ اسکورسیزی از فناوری سه‌بعدی اشاره کرد. به اعتقاد او، استفادهٔ اسکورسیزی از فناوری سه‌بعدی در «هوگو» نیز با موضوع فیلم ارتباط دارد؛ چراکه ملی‌یس خود از خیال و ترفندهای تصویری برای ساخت جهان‌های تازه استفاده می‌کرد و اسکورسیزی با امکانات سینمای امروز، شکل دیگری از تجربهٔ بصری را در اختیار مخاطب می‌گذارد.

از جعفر تجارتچی تا مسئله میراث تصویری ایران

در ادامه بحث دربارهٔ میراث سینما، مینو رضایی را به نمونه‌ای از تاریخ انیمیشن ایران رساند و گفت که سرنوشت جعفر تجارتچی از بعضی جهات به زندگی ملی‌یس شباهت دارد. رضایی توضیح داد که در بسیاری از منابع اینترنتی، اسفندیار احمدیه به‌عنوان پدر انیمیشن ایران معرفی می‌شود، اما او در پژوهش‌های خود، با مراجعه به مجلات قدیمی و گفت‌وگو با فعالان قدیمی انیمیشن، به این نتیجه رسیده است که جعفر تجارتچی پیش از احمدیه در ایران انیمیشن ساخته بود.

به گفتهٔ رضایی، تجارتچی در شرایطی کار می‌کرد که امکانات آماده و تجهیزات امروزی در اختیار نداشت. او خودش نگاتیو را آماده می‌کرد، لایهٔ امولسیون را روی آن قرار می‌داد و تصاویر را ثبت می‌کرد. برای ساخت مواد لازم جهت ظهور فیلم نیز به سراغ کتاب‌های شیمی می‌رفت و داروی ظهور را خودش می‌ساخت. حتی دستگاهی را که برای نمایش تصاویر متحرک لازم داشت، خود طراحی و تهیه کرده بود تا بتواند آثارش را به دیگران نشان دهد. اما بااین‌حال، تجارتچی در منابع اینترنتی بیشتر به‌عنوان کاریکاتوریست و تصویرگر کتاب کودک معرفی می‌شود و فعالیت‌های انیمیشنی‌اش کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

او در ادامه گفت که تجارتچی، مانند ملی‌یس، نتوانست خود را به‌آسانی با جریان‌های روز هماهنگ کند و به‌تدریج از فضای حرفه‌ای کنار رفت. رضایی با اشاره به اطلاعاتی که در کتابی دربارهٔ تاریخ کاریکاتور ایران منتشر شده بود، توضیح داد که حتی تاریخ درگذشت تجارتچی نیز برای مدتی به اشتباه ثبت شده بود. در آن کتاب، سال درگذشت او در دههٔ ۱۳۴۰ ذکر شده بود، اما بعداً روشن شد که او زنده بوده و در آمریکا زندگی می‌کرده و در دههٔ ۱۳۸۰ درگذشته است.

رضایی این سرنوشت را نمونه‌ای از فراموش‌شدن هنرمندانی دانست که با وجود نقش مهمشان در شکل‌گیری یک هنر، به‌تدریج از حافظهٔ عمومی کنار گذاشته می‌شوند. او یادآور شد که مجلهٔ «میدان آزادی» نیز دربارهٔ جعفر تجارتچی مطلبی منتشر کرده است و علاقه‌مندان می‌توانند برای شناخت بیشتر او به آن مراجعه کنند.

پس از این توضیحات، خانی به  نکته‌های مطرح‌شده در بحث بازگشت و با انتقادش از ریتم «هوگو» گفت که بخش نخست فیلم، به‌ویژه در روایت ماجراهای نوجوانانه، طولانی است و می‌توانست زودتر به موضوع اصلی برسد. به نظر او، نقطه‌ای که راز آدمک آهنی با ترسیم تصویر و امضای ژرژ ملی‌یس آشکار می‌شود، همان جایی است که مخاطب متوجه می‌شود مسئله‌ای فراتر از ماجراجویی هوگو در میان است. از این نقطه به بعد، کنجکاوی برای شناختن راز و ارتباط آن با گذشتهٔ ملی‌یس شکل می‌گیرد. خانی معتقد بود که اگر فیلم زودتر به این بخش می‌رسید و ریتم نیمهٔ نخست کمی فشرده‌تر بود، می‌توانست جذابیت بیشتری پیدا کند. زمان بیش از دو ساعت فیلم نیز به نظر او این امکان را می‌داد که تدوین بهتری، به‌ویژه در بخش ابتدایی، انجام شود. او اضافه کرد که حتی برای مخاطب نوجوان نیز ممکن است دنبال‌کردن فیلمی با این مدت‌زمان و ریتم نسبتاً کند دشوار باشد.
 

ادای دین هوگو به سینما و ضرورت بازخوانی تاریخ هنر در سینمای ایران

در مقابل، خانی نیمهٔ دوم فیلم را از نظر بصری غنی‌تر دانست؛ به‌خصوص برای مخاطبی که با تاریخ سینما آشنایی دارد و دیدن تصاویر اولیهٔ این هنر برایش جذاب است. به اعتقاد او، بخش مهمی از استقبال منتقدان از «هوگو» نیز به همین لایهٔ تاریخی و ادای دین فیلم به سینما بازمی‌گردد، نه صرفاً به روایت ماجراجویانهٔ نوجوان.

خانی سپس بحث را دوباره به وضعیت میراث تصویری ایران پیوند داد و پرسید ما چه منابعی برای شناخت هنرمندانی مانند تجارتچی در اختیار داریم و چگونه می‌توانیم آثار و شیوهٔ کار آن‌ها را به نسل‌های بعد منتقل کنیم. به گفتهٔ او، حتی اگر کسی به‌صورت شخصی دربارهٔ این هنرمندان پژوهش کند و مطلبی بنویسد، همچنان مسئلهٔ دسترسی به آثارشان باقی می‌ماند. در بسیاری از موارد، امکان تماشای آثار این پیشگامان وجود ندارد و کسی نیز به سراغ ساخت اثری نمی‌رود که زندگی و فعالیت آن‌ها را به تصویر بکشد.

او با اشاره به پیشرفت انیمیشن ایران در سال‌های اخیر گفت که انیماتورهای جوان کشور به تکنیک‌های مختلف این هنر تسلط پیدا کرده‌اند و آثاری ساخته‌اند که در خارج از ایران نیز نمایش داده شده‌اند و فروش داشته‌اند. پرسش خانی این بود که چرا این توانایی‌ها برای بازشناسی پیشگامان انیمیشن ایران به کار گرفته نمی‌شود. چرا انیماتورها به سراغ زندگی و آثار کسانی مانند جعفر تجارتچی یا حتی اسفندیار احمدیه نمی‌روند تا بخشی از تاریخ هنر کشور در قالب یک اثر تصویری حفظ شود؟ خانی تأکید کرد که حفظ میراث فرهنگی تنها به نگهداری آثار محدود نیست، بلکه معرفی و در دسترس قرار دادن آن‌ها نیز اهمیت دارد. 

به گفتهٔ او، اسکورسیزی با ساخت «هوگو» به سینمای جهان خدمت می‌کند، زیرا یکی از چهره‌های مهم تاریخ سینما را دوباره به مخاطبان معرفی می‌کند؛ اما این پرسش باقی می‌ماند که ما برای شناساندن تاریخ و هنرمندان خودمان چه می‌کنیم. خانی گفت که امروز بخش مهمی از این کار به تلاش‌های فردی وابسته است، درحالی‌که حفظ میراث تصویری به توجه و حمایت گسترده‌تر نیاز دارد. اگر زندگی و فعالیت تجارتچی یا دیگر پیشگامان انیمیشن به موضوع یک اثر تصویری تبدیل شود، امکان ماندگاری و انتقال آن به نسل‌های بعد بیشتر خواهد شد.

خانی در جمع‌بندی این بخش گفت که ممکن است مخاطب «هوگو» را دوست نداشته باشد، اما نمی‌تواند به‌سادگی از موضوعی که فیلم مطرح می‌کند، عبور کند. به اعتقاد او، یکی از کارکردهای مهم سینما این است که در ذهن مخاطب پرسش ایجاد کند و او را به تفکر، مطالعه و شناخت بیشتر برساند. این کارکرد الزاماً به قوی‌بودن همهٔ عناصر زیبایی‌شناختی فیلم وابسته نیست؛ گاهی یک اثر با طرح پرسشی مهم، مخاطب را به موضوعی می‌رساند که پیش از آن به آن توجه نداشته است.

او ابراز امیدواری کرد که فیلم‌سازان، سیاست‌گذاران و سرمایه‌گذاران فرهنگی نیز به این موضوع توجه کنند و در کنار دیگر موضوعات، به میراث فرهنگی و تاریخ تصویری ایران بپردازند. از نظر خانی، در تاریخ هر کشوری افرادی بوده‌اند که آغازگر یک مسیر یا تأثیرگذار بر شکل‌گیری یک هنر بوده‌اند و زندگی و فعالیت آن‌ها می‌تواند دستمایهٔ ساخت آثار سینمایی و انیمیشن قرار بگیرد. او همچنین تأکید کرد که این ظرفیت تنها به شخصیت‌های شناخته‌شده محدود نیست و بسیاری از چهره‌ها و تجربه‌های تاریخی هنوز به تصویر کشیده نشده‌اند.

در ادامه، خانی به تفاوت کتاب و فیلم نیز اشاره کرد. او گفت که در برخی نقدهای ادبی دربارهٔ رمان «اختراع هوگو کابره»، این نظر مطرح شده که کتاب نتوانسته است به‌اندازهٔ کافی در بازنمایی تصویری اتفاق‌ها موفق باشد؛ اما از نگاه او، فیلم در این زمینه عملکرد متفاوتی دارد و توانسته تصاویر اولیهٔ تاریخ سینما و شیوهٔ کار ملی‌یس را به مخاطب نشان دهد.
 

ظرفیت تصویر متحرک در ثبت میراث فرهنگی و هنری

خانی با تأکید بر ظرفیت تصویر متحرک توضیح داد که هر نما می‌تواند اطلاعات بیشتری از یک واژه یا متن مکتوب در اختیار مخاطب قرار دهد. زندگی‌نامه‌ها و پژوهش‌های مکتوب برای ثبت اطلاعات ضروری‌اند، اما وقتی زندگی یک هنرمند و اتفاق‌های پیرامون او به تصویر کشیده می‌شود، امکان برقراری ارتباط با آن برای مخاطبان بیشتری فراهم می‌شود. از نظر او، تصویر می‌تواند به ماندگاری بیشتر موضوع در ذهن مخاطب کمک کند و با توجه به شیوه‌های امروزی دسترسی به آثار تصویری، امکان مشاهده و بازنشر آن‌ها نیز بیشتر است.

او در پایان این بحث گفت که بهتر بود سینماگران ایرانی زودتر به اهمیت ثبت تصویری میراث فرهنگی و هنری کشور توجه می‌کردند. خانی ابراز امیدواری کرد که این موضوع مورد توجه کسانی قرار بگیرد که در ساخت آثار تصویری نقش دارند و به‌جای تمرکز صرف بر موضوعات تکرارشونده، بخشی از توانایی خود را به بازشناسی تاریخ و هنرمندان ایران اختصاص دهند.
 

پرسش پایانی: آیا تعلیق برای جذابیت یک اثر ضروری است؟

در بخش پرسش‌وپاسخ، یکی از حاضران دربارهٔ نقش تعلیق در جذابیت آثار هنری پرسید. خانی در پاسخ گفت که تعلیق می‌تواند کنجکاوی مخاطب را برانگیزد و او را برای کشف پاسخ پرسش‌ها و ابهام‌های داستان به ادامهٔ خواندن کتاب یا تماشای فیلم ترغیب کند؛ اما این تنها راه ایجاد جذابیت نیست. یک شخصیت می‌تواند به‌اندازه‌ای برای مخاطب جذاب باشد که او بدون وجود تعلیق نیز بخواهد مسیر داستان را دنبال کند. موضوع اثر و امکان یادگیری و شناخت نیز می‌توانند از دلایل ادامه‌دادن تماشا یا مطالعه باشند.

خانی با اشاره به تفاوت سلیقهٔ مخاطبان گفت که برخی کشورها، از جمله فرانسه، بازار گسترده‌ای برای آثار جنایی و پلیسی دارند و این آثار در میان کتاب‌ها و فیلم‌های پرفروش قرار می‌گیرند؛ اما علاقهٔ او به‌عنوان مخاطب، الزاماً با این سلیقه هم‌خوان نیست و معمولاً ترجیح می‌دهد از آثار جنایی و پلیسی فاصله بگیرد، حتی اگر تعلیق زیادی داشته باشند. 

او در پایان تأکید کرد که تعلیق می‌تواند جذابیت یک اثر را افزایش دهد، اما نبود آن به این معنا نیست که اثر هنری نمی‌تواند خلق شود یا مخاطب پیدا کند. مهم این است که اثر، از طریق شخصیت، موضوع یا هر عنصر دیگری، دلیلی برای همراه‌شدن مخاطب فراهم کند.
 

معرفی «رادیو کات» و برنامه هفته آینده

در پایان برنامه، مینو رضایی نیز با اشاره به ادای دین «هوگو» به تاریخ سینما، صحنه‌ای از فیلم را یادآور شد که در آن به هارولد لوید و صحنهٔ مشهور آویزان‌شدن او از عقربهٔ ساعت اشاره می‌شود؛ فیلم اسکورسیزی هم نمونهٔ تاریخی این صحنه را نشان می‌دهد و هم آن را در روایت خود بازآفرینی می‌کند.

 رضایی سپس به بخش پادکست‌های وب‌سایت مجلهٔ «میدان آزادی» اشاره کرد و گفت که مجموعه‌ای دربارهٔ تاریخ سینما با عنوان «رادیو کات» به کوشش مینو خانی در این وب‌سایت منتشر می‌شود و علاقه‌مندان می‌توانند آن را دنبال کنند و نظرهای خود را با مجموعه در میان بگذارند.

همچنین اعلام شد که در ادامه برنامه‌های چهارشنبه‌های اقتباسی، فیلم «زمانی برای کشتن» برای نشست هفته آینده در نظر گرفته شده است. با توجه به کوتاه‌تر شدن روزها در نیمه دوم سال، زمان آغاز اکران‌های این مجموعه ساعت ۱۶:۳۰ اعلام شد.

نشست با قدردانی از حاضران و دعوت به همراهی در برنامه‌های آینده «نقد و تماشا» به پایان رسید.

مجموعه «نقد و تماشا» به همت مجله میدان آزادی و با همکاری باغ کتاب تهران و پردیس سینمایی برگزار می‌شود و در هر نشست، پس از نمایش یک فیلم، فرصتی برای گفت‌وگو و بررسی اثر با حضور منتقدان و سینماگران فراهم می‌شود.

علاقه‌مندان می‌توانند برای اطلاع از مشروح این نشست‌ها به سایت مجله میدان آزادی به نشانی https://azadisq.com مراجعه کنند. همچنین برای کسب اطلاعات دیگر نشست‌ها به صفحۀ اکران فیلم‌ها در وبسایت رویدادهای مجله میدان آزادی به نشانی event.azadisq.com یا به بازوی مجلۀ میدان آزادی در پیام‌رسان بله به نشانی  AzadiEBot@  مراجعه کنید.




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
از نظر خانی، اسکورسیزی در «هوگو» صرفاً زندگی یک فیلم‌ساز قدیمی را بازگو نمی‌کند، بلکه بخشی از تاریخ سینما را دوباره در برابر چشم مخاطب قرار می‌دهد. شاید حتی بسیاری از علاقه‌مندان سینما امروز به‌آسانی نتوانند به آثار ملی‌یس دسترسی پیدا کنند، اما فیلم اسکورسیزی نام و تجربهٔ او را به حافظهٔ سینمایی نسل جدید بازمی‌گرداند. از این منظر، «هوگو» با دغدغهٔ دیرینهٔ کارگردان دربارهٔ حفظ میراث سینما هم‌راستاست و به مخاطب یادآوری می‌کند که تاریخ این هنر تنها به چهره‌های مشهور و باقی‌مانده در حافظهٔ عمومی محدود نمی‌شود.


مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00