جمعه 08 خرداد 1405 / خواندن: 11 دقیقه
در نشست نقد و بررسی «سینمای زندگی» مطرح شد

«ابدیت و یک روز»؛ از سینمای حسرت تا مشارکت ذهنی مخاطب در جهان آنجلوپولوس

نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «ابدیت و یک روز»، به میزبانی «مجید اسطیری» و نقدوبررسی «هادی مقدم‌دوست»، با حضور جمعی از علاقه‌مندان سینما و ادبیات، پنجشنبه ۷ خرداد در باغ کتاب تهران برگزار شد. در این نشست، از تأملی درباره زمان، حسرت، مواجهه با زندگی و امکان مشارکت ذهنی مخاطب در تجربه سینما گفت‌وگو شد.

«ابدیت و یک روز»؛ از سینمای حسرت تا مشارکت ذهنی مخاطب در جهان آنجلوپولوس

مجله میدان آزادی: شانزدهمین نشست از فصل پنجم رویداد سینمایی «نقد و تماشا» پنج‌شنبه هفتم خردادماه، از ساعت ۱۹ تا ۲۲، با نمایش و بررسی فیلم سینمایی «ابدیت و یک روز» (Eternity and a Day) ساخته «تئودوروس آنجلوپولوس» در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران برگزار شد. این نشست به میزبانی «مجید اسطیری» ـ نویسنده و منتقد ادبی ـ و با حضور «هادی مقدم‌دوست» ـ فیلم‌نامه‌نویس، کارگردان و عضو انجمن منتقدان سینمای ایران ـ برگزار شد.

به گزارش مجله میدان آزادی، فصل پنجم رویداد «نقد و تماشا» با عنوان «سینمای زندگی» به نمایش و تحلیل فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای مرتبط با چهره‌های برجسته ادبیات جهان می‌پردازد. این دوره از ۲۳ اردیبهشت‌ماه در باغ کتاب تهران آغاز شده و تا هشتم خردادماه ادامه دارد.

فیلم «ابدیت و یک روز» محصول مشترک سینمای ایتالیا و فرانسه در سال ۱۹۹۸، از مهم‌ترین آثار سینمای یونان به شمار می‌رود؛ فیلمی که با خلق شخصیت «الکساندر» ـ نویسنده‌ای در واپسین روزهای زندگی ـ به مرور خاطرات، زیست فردی و مواجهه انسان با زمان و مرگ می‌پردازد. در کنار روایت اصلی، داستان زندگی شاعر یونانی «دیونیسیس سولوموس» نیز به‌صورت موازی در فیلم جریان دارد.

 

چگونگی مواجهه: عادت‌های ذهنی‌ یا تجربه‌ای متفاوت

در آغاز بخش نقد و گفت‌وگو، «مجید اسطیری» با اشاره به جایگاه «تئودوروس آنجلوپولوس» در سینمای جهان، از مخاطبان خواست در ادامه مسیر فیلم‌شناسی این کارگردان نیز تأمل کنند. او گفت: «احتمالاً بسیاری از دوستان آثار دیگری از آنجلوپولوس، مثل «چشم‌انداز در مه» یا «نگاه خیره اولیس» را دیده‌اند و اگر هم هنوز ندیده باشند، شاید تماشای «ابدیت و یک روز» آن‌ها را به دیدن دیگر آثار این فیلم‌ساز علاقه‌مند کند.»

اسطیری سپس با دعوت از هادی مقدم‌دوست برای آغاز بحث، پرسشی بنیادین را مطرح کرد؛ پرسشی درباره «چگونگی مواجهه» با فیلمی از جنس «ابدیت و یک روز». او از مقدم‌دوست خواست تا فراتر از پرسش‌های رایج تحلیلی، درباره شیوه ورود به جهان چنین آثاری و نوع مشارکتی که این فیلم‌ها از مخاطب طلب می‌کنند سخن بگوید.

مقدم‌دوست در پاسخ، بحث خود را با مفهوم «مواجهه» آغاز کرد و گفت نوع مواجهه مخاطب با اثر هنری، تعیین‌کننده کیفیت دریافت او از فیلم است. به اعتقاد او، تماشاگران اغلب بر اساس سلیقه، عادت یا تجربه‌های پیشین خود به سراغ فیلم‌ها می‌روند و همین مسئله باعث می‌شود به‌جای مواجهه‌ای آزاد و گشوده، با مجموعه‌ای از «توقعات» از پیش‌ساخته روبه‌رو باشند.

او توضیح داد که این توقعات، لزوماً از خود اثر ناشی نمی‌شوند، بلکه ریشه در عادت‌های تماشاگر دارند؛ عادتی که ممکن است به ریتم تند، قصه‌های پرحادثه یا الگوهای آشنای روایی وابسته باشد. به گفته مقدم‌دوست، زمانی که مخاطب با چنین پیش‌فرض‌هایی به تماشای اثری متفاوت می‌نشیند، احساس ملال یا فاصله‌گرفتن از فیلم، بیش از آنکه ناشی از خود اثر باشد، حاصل همان توقعات تثبیت‌شده است.

این فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان، برای توضیح این مسئله از تجربه مواجهه با کتاب مثال زد؛ لحظه‌ای که مخاطب پیش از ورود کامل به متن، با خواندن پشت جلد یا چند سطر ابتدایی، نوعی آشنایی اولیه با جهان اثر پیدا می‌کند. او معتقد است تماشاگر نیز پیش از ورود به فیلم باید بداند با چه نوع بیانی مواجه است؛ آیا با اثری همسو با عادت‌های ذهنی‌اش روبه‌روست یا با تجربه‌ای تازه و متفاوت.

مقدم‌دوست تأکید کرد که اگر مخاطب با «گشودگی» به استقبال فیلم برود، حتی در مواجهه با آثاری خارج از دایره عادت‌هایش نیز می‌تواند تجربه‌ای تازه و مشارکتی فعال داشته باشد. او در ادامه، با پیوندزدن این بحث به فیلم «ابدیت و یک روز»، از نوع خاص مشارکتی سخن گفت که این فیلم از مخاطب طلب می‌کند؛ مشارکتی ذهنی و فکری که بیش از هر چیز بر فعال‌بودن ذهن تماشاگر استوار است.

او برای توضیح این موضوع، فیلم‌های معمایی را مثال زد؛ آثاری که مخاطب را به حدس‌زدن، پیش‌بینی‌کردن و مشارکت ذهنی دعوت می‌کنند. به باور مقدم‌دوست، «ابدیت و یک روز» نیز اگرچه فیلمی معمایی به معنای متعارف نیست، اما از همین جنس مشارکت ذهنی بهره می‌برد؛ مشارکتی که تماشاگر را ناگزیر می‌کند در سکوت، ریتم وه‌های درونی اثر، حضوری فعال و اندیشمندانه داشته باشد.

 

ریتم کند آگاهانه: فرصت اندیشیدن به مخاطب

مقدم‌دوست در ادامه صحبت‌های خود، با تمرکز بر شیوه مشارکت مخاطب در فیلم «ابدیت و یک روز»، توضیح داد که تماشاگر پس از درک موقعیت مرکزی فیلم ـ یعنی مواجهه با نویسنده‌ای بیمار که در آستانه پایان زندگی، با حسرت‌ها و ناتمام‌بودگی‌های خود روبه‌روست ـ وارد مرحله‌ای از مشارکت ذهنی می‌شود که کیفیت تماشای اثر را تغییر می‌دهد.

او گفت از این لحظه به بعد، مخاطب دیگر صرفاً در انتظار وقوع حادثه‌ای تازه یا چرخش‌های متوالی روایت نیست، بلکه می‌کوشد لحظه‌ها، نشانه‌ها، سکوت‌ها و کنش‌های شخصیت را معنا کند. به باور او، در چنین آثاری حتی طولانی‌ترین لحظات نیز، اگر حامل معنا باشند، برای تماشاگر کش‌دار و فرساینده نخواهند شد؛ زیرا ذهن مخاطب مدام درگیر تفسیر و مشارکت با لایه‌های پنهان اثر است.

مقدم‌دوست تأکید کرد که ریتم کند و تأمل‌برانگیز فیلم، بخشی از طراحی آگاهانه اثر است؛ طراحی‌ای که به مخاطب فرصت اندیشیدن می‌دهد. او این ویژگی را با مفهوم «تایمینگ» در سینما مقایسه کرد و توضیح داد همان‌طور که در فیلم کمدی، زمان‌بندی برای ایجاد واکنش مخاطب ـ مانند خنده ـ محاسبه می‌شود، در آثاری چون «ابدیت و یک روز» نیز زمان‌بندی نماها برای شکل‌گیری تأمل و مشارکت ذهنی تماشاگر طراحی شده است.

او افزود: «فیلم به مخاطب فرصت می‌دهد هم‌زمان با تماشا، فکر کند.» مقدم‌دوست در ادامه این تجربه را به مواجهه با کتاب تشبیه کرد؛ جایی که خواننده می‌تواند لحظه‌ای کتاب را ببندد و درباره آنچه خوانده تأمل کند. به گفته او، سینمای آنجلوپولوس نیز چنین مجالی را در دل خود ایجاد می‌کند؛ مجالی برای مکث، اندیشیدن و بازخوانی معنا.

 

مشارکت ذهنی با اثر، بستری برای کشف معنا

این کارگردان در ادامه، بی‌قراری برخی مخاطبان در برابر نماهای طولانی را ناشی از همان عادت‌های تثبیت‌شده تماشای سینمای پرحادثه دانست. او به سکانس‌هایی اشاره کرد که شخصیت در سکوت حرکت می‌کند، یا حتی پس از خروج او از قاب، نما همچنان ادامه می‌یابد؛ لحظاتی که اگر مخاطب صرفاً در انتظار رخداد بعدی باشد، ممکن است دچار ملال شود، اما اگر وارد مشارکت ذهنی با اثر شده باشد، همان زمانِ ممتد به بستری برای کشف معنا تبدیل خواهد شد.

مقدم‌دوست سپس برای توضیح بیشتر، تجربه تماشای این فیلم را با حضور در گالری نقاشی مقایسه کرد؛ جایی که مخاطب ممکن است دقایقی طولانی مقابل یک تابلو بایستد، به آن نزدیک شود، فاصله بگیرد و دوباره به جزئیاتش خیره شود، بی‌آنکه انتظار «حادثه‌ای تازه» داشته باشد. به اعتقاد او، تفاوت در این است که در فضای گالری، مخاطب از ابتدا می‌داند که باید تأمل کند، اما فیلمی چون «ابدیت و یک روز» این فرصت تأمل را در دل ریتم و ساختار خود برای تماشاگر می‌سازد.

او همچنین به غنای بصری فیلم اشاره کرد و گفت قاب‌های آنجلوپولوس سرشار از جزئیات و طراحی‌های حساب‌شده‌اند؛ قاب‌هایی که مخاطب را به مشاهده دقیق دعوت می‌کنند. به گفته مقدم‌دوست، در چنین آثاری، تصویر صرفاً حامل روایت نیست، بلکه خود به موضوع تأمل تبدیل می‌شود.

مقدم‌دوست در پایان این بخش ، تجربه تماشای «ابدیت و یک روز» را به مواجهه با خوشنویسی تشبیه کرد؛ جایی که مخاطب پس از خواندن متن، همچنان بر اثر مکث می‌کند و بارها به آن بازمی‌گردد. او تأکید کرد که در چنین آثاری، معنا صرفاً در خواندن یا دیدن خلاصه نمی‌شود، بلکه در کیفیت تأمل و استمرار نگاه شکل می‌گیرد؛ کیفیتی که به گفته او، جوهره تجربه سینمایی آنجلوپولوس است.

این کارگردان با تأکید بر ماهیت تأمل‌برانگیز این نوع سینما افزود مخاطب در مواجهه با این آثار، تنها درگیر دریافت معنای مستقیم نیست، بلکه به لایه‌های پنهان‌تر و ظرایف تصویری و روایی خیره می‌شود؛ همان‌گونه که در برابر یک قطعه خوشنویسی، خواندن پایان تجربه نیست و نگاه همچنان بر خودِ اثر باقی می‌ماند.
مقدم‌دوست معتقد است که چنین فیلم‌هایی با ریتم و ضرب‌آهنگ خاص خود، امکان مکث و درنگ را برای تماشاگر فراهم می‌کنند؛ ریتمی که هم‌زمان کارکردی فکری و تجربه‌ای عاطفی و حسی ایجاد می‌کند.

در ادامه نشست، «مجید اسطیری» بحث را به ساختار روایی فیلم کشاند و با اشاره به خطوط اصلی داستان، از مقدم‌دوست پرسید که چگونه مسیرهای مختلف روایت ـ از رابطه الکساندر با کودک آلبانیایی گرفته تا بیماری، پروژه ناتمام ادبی و مواجهه او با خانواده ـ در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و چه «نخ تسبیحی» این عناصر را به هم پیوند می‌دهد.

مقدم‌دوست در پاسخ، «ابدیت و یک روز» را نمونه‌ای از «روایت حسرت» دانست؛ روایتی درباره انسانی فرهیخته که در واپسین لحظات زندگی، با ناتمام‌بودگیِ زیستن خود مواجه می‌شود. او توضیح داد که جذابیت اصلی موقعیت نمایشی فیلم از همین نقطه آغاز می‌شود: نویسنده‌ای که زمانش رو به پایان است و می‌کوشد پیش از رفتن، تکلیف کارهای ناتمامش را روشن کند.

به گفته مقدم‌دوست، فیلم به‌تدریج آشکار می‌کند که مسئله الکساندر تنها مرگ نیست، بلکه مواجهه او با زندگیِ نازیسته است. او به صحنه‌هایی اشاره کرد که شخصیت از «چرک‌نویس‌ماندن» آثارش سخن می‌گوید؛ استعاره‌ای از زیستی که هرگز به نسخه نهایی نرسیده است. مقدم‌دوست این وضعیت را نوعی ناتمام‌بودن بنیادین توصیف کرد؛ احساسی که نه‌فقط در کار هنری، بلکه در روابط انسانی الکساندر نیز دیده می‌شود.

او توضیح داد که مرور خاطرات، به‌تدریج لایه‌های مختلف این حسرت را آشکار می‌کند؛ بی‌توجهی به مادر، فاصله از همسر و ناتوانی در حضور واقعی در زندگی خانواده. مقدم‌دوست با اشاره به دیالوگ‌های فیلم گفت که هم مادر و هم همسر الکساندر، هر دو از فقدان او در زندگی‌شان رنج می‌برند؛ از مردی که بیش از آنکه در کنار آن‌ها زندگی کند، در جهان ذهنی و ادبی خود غرق بوده است.

به اعتقاد او، نقطه تلاقی همه خطوط داستانی فیلم در همین آگاهی دردناک شکل می‌گیرد؛ اینکه شخصیت درمی‌یابد زمان اندک باقی‌مانده را صرفاً نباید به تکمیل پروژه ادبی‌اش اختصاص دهد، بلکه باید «زندگی» کند. مقدم‌دوست تأکید کرد که حتی خودِ حسرت‌خوردن و آگاهی از ازدست‌رفتن زمان، به نیرویی برای بازگشت به زندگی تبدیل می‌شود؛ تلاشی برای تجربه دوباره رابطه، توجه و حضور.

این کارگردان در ادامه، رابطه الکساندر با کودک آلبانیایی را نیز در همین چارچوب معنا کرد و آن را بخشی از کوشش شخصیت برای بازگشت به جهان انسانی دانست؛ مواجهه‌ای که به او امکان می‌دهد بیرون از انزوای ذهنی‌اش، بار دیگر با واقعیت زندگی تماس برقرار کند.

مقدم‌دوست همچنین یادآور شد که «ابدیت و یک روز» تنها یک درام روان‌شناختی نیست، بلکه واجد ابعاد اجتماعی و سیاسی نیز هست. او با اشاره به زمینه تاریخی فیلم، از بحران‌های مهاجرت، جنگ و وضعیت منطقه بالکان ـ به‌ویژه کوزوو و آلبانی ـ سخن گفت و توضیح داد که موقعیت جغرافیایی یونان، این مسائل را به بخشی جدایی‌ناپذیر از جهان فیلم تبدیل کرده است؛ جهانی که در آن بحران فردی شخصیت اصلی، با بحران‌های انسانی و اجتماعی پیرامونش پیوند می‌خورد.

در بخش پایانی نشست، «مجید اسطیری» از حاضران دعوت کرد تا دیدگاه‌ها و پرسش‌های خود را درباره فیلم مطرح کنند. یکی از مخاطبان، با اشاره به ساختار روایی اثر، گفت که فیلم برای او یادآور «جریان سیال ذهن» بوده است؛ روایتی که مدام وحدت زمان، مکان و موقعیت را می‌شکند و میان زمان‌ها و فضاهای مختلف حرکت می‌کند. او همچنین به میزانسن‌های فیلم اشاره کرد و پرسید آیا نزدیکی برخی صحنه‌ها به فضای تئاتر، تعمدی و بخشی از زبان اثر بوده است یا نه؟

هادی مقدم‌دوست در پاسخ، این ویژگی را نه یک ضعف، بلکه بخشی از امتیاز و غنای هنری فیلم دانست. او توضیح داد که سینمای آنجلوپولوس، آگاهانه از ظرفیت دیگر هنرها بهره می‌گیرد؛ از تئاتر و موسیقی گرفته تا عکاسی، گرافیک و شعر. به گفته او، برخی تصاویر فیلم چنان طراحی شده‌اند که گویی یک گرافیست آن‌ها را خلق کرده و در بسیاری از لحظات نیز فیلم به زبان شعر نزدیک می‌شود.

مقدم‌دوست تأکید کرد که استفاده از عناصر نمایشی تئاتر یا تمهیدات سایر هنرها، به معنای خطا یا ضعف سینمایی نیست، بلکه نوعی بهره‌گیری خلاقانه از امکانات دیگر مدیوم‌ها برای گسترش ظرفیت بیان در سینماست. او در ادامه، این شیوه را با برخی جریان‌های سینمایی ـ از جمله سینمای ژاپن و تأثیرپذیری آن از تئاتر سنتی ـ مقایسه کرد و گفت چنین مواجهه‌ای بخشی از عملکرد طبیعی هنر سینما در وام‌گرفتن و بازآفرینی عناصر سایر هنرهاست.

این کارگردان همچنین افزود که سینما همواره از ادبیات وام گرفته است؛ چه در روایت، چه در تصویرسازی و چه در شیوه درگیرکردن ذهن مخاطب. به اعتقاد او، آنچه در «ابدیت و یک روز» دیده می‌شود، بیش از هر چیز نوعی امتزاج هنری است که به زبان شخصی آنجلوپولوس شکل می‌دهد.

در ادامه، همان مخاطب به زاویه دید فیلم اشاره کرد و گفت به نظر می‌رسد دوربین در بسیاری از لحظات، امتداد نگاه خودِ کارگردان باشد؛ به‌ویژه در صحنه‌هایی که شخصیت از قاب خارج می‌شود اما دوربین همچنان باقی می‌ماند. مقدم‌دوست نیز این برداشت را تأیید کرد.

نشست با جمع‌بندی مجید اسطیری به پایان رسید. او با اشاره به مضمون حسرت و ازدست‌رفتن زمان در فیلم، بخشی از شعر مشهور «قیصر امین‌پور» را خواند:
«حرف‌های ما هنوز ناتمام…
تا نگاه می‌کنی
وقت رفتن است…»
مقدم دوست با پیوندزدن شعر به آخرین واژه فیلم ـ کلمه «دیر» که کودک به شاعر می‌فروشد ـ گفت: «انگار تمام جهان فیلم در همین عبارت خلاصه می‌شود؛ همان حسرت همیشگیِ اینکه ناگهان، چقدر زود دیر می‌شود.»

شانزدهمین نشست «نقد و تماشا» در حالی به پایان رسید که گفت‌وگو درباره «ابدیت و یک روز»، بیش از آنکه بر روایت و قصه متمرکز باشد، به تأملی درباره زمان، حسرت، مواجهه با زندگی و امکان مشارکت ذهنی مخاطب در تجربه سینما بدل شده بود.

در پایان برنامه، مجید اسطیری ضمن تشکر، از مخاطبان دعوت کرد با مراجعه به وبسایت مجلۀ میدان آزادی، علاوه بر امتیازدهی به این آثار، ریویوهای خود را ثبت کنند و نقد و نظر خود را بنویسند.

علاقه‌مندان می‌توانند برای اطلاع از مشروح این نشست‌ها به سایت مجله میدان آزادی به نشانی https://azadisq.com مراجعه کنند. همچنین با هماهنگی‌های انجام‌شده، اکران‌های این فصل از رویداد رایگان خواهد بود. علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و رزرو صندلی می‌توانند به صفحۀ اکران فیلم‌های «سینمای زندگی» در وبسایت رویدادهای مجله میدان آزادی به نشانی event.azadisq.com یا به بازوی مجلۀ میدان آزادی در پیام‌رسان بله به نشانی  @AzadiEBot  مراجعه کنند.




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان

نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «ابدیت و یک روز»، به میزبانی «مجید اسطیری» و نقدوبررسی «هادی مقدم‌دوست»، با حضور جمعی از علاقه‌مندان سینما و ادبیات، پنجشنبه ۷ خرداد در باغ کتاب تهران برگزار شد. در این نشست، از تأملی درباره زمان، حسرت، مواجهه با زندگی و امکان مشارکت ذهنی مخاطب در تجربه سینما گفت‌وگو شد.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00