مجله میدان آزادی: در سیزدهمین نشست این فصل، فیلم سینمایی «در جستجوی ناکجاآباد» به میزبانی «مینو رضایی» -داستاننویس- و با حضور «مینو خانی» -منتقد و مدرس سینما- نقد و بررسی شد. مشروح این نشست را در گزارش زیر بخوانید:
به گزارش مجله میدان آزادی، در ابتدای این نشست «مینو رضایی» با تشکر از حاضران، بهعنوان اولین سوال دربارۀ فیلم «در جستجوی ناکجاآباد» از «مینو خانی» پرسید: وقتی سینما سراغ زندگی یک هنرمند واقعی که وجود خارجی دارد میرود هدفش ثبت واقعیت است؟ یعنی این مهمتر است یا یک روایت سینمایی از واقعیت؟
.jpg?ver=NY3tALHyZvGkUmICyQNNQg%3d%3d)
خانی در پاسخ گفت:
«در واقع هر دو؛ اینکه فیلم صرفا روایت واقعیت باشد فیلمِ مستند میشود، یعنی مستند نگاری میشود. میتوانیم همه چیز را متناسب و منطبق بر آن چیزی که اتفاق افتاده روایت کنیم. اما وقتی میآییم در سینما دیگر چیزی فراتر از واقعیت باید باشد. نه اینکه واقعیت را مخدوش کند یا تصوری را ایجاد کند که در آن واقعیت وجود ندارد. اما به هر حال فکر میکنم سینما باید درونش یک آنهای خاصی داشته باشد، آنِ درام باید درش شکل بگیرد. آدمهای معروف در هر عرصهای که هستند چرا ماندگار شدند؟ چون چند بعدی بودند. آدمی که یک بعد مشخص و تک داشته باشد ممکن است به این راحتی در عرصهای که فعالیت میکند ماندگار نشود. از طرف دیگر برای شناساندن این آدم، بههرحال نیازمند شکلگیری درام هستیم که آن لحظه و «آن» را داشته باشد که بتواند در عین اینکه مخاطب را با شخصیت آشنا میکند، کششهای سینمایی را هم ایجاد کرده باشد. من معتقدم آن لحظه دراماتیک، که بٌعد سینمایی به اثر بدهد و یک ذره فاصله با مستند ایجاد کند، ضروری است.»
مرز باریکِ واقعیت و خیال
رضایی سپس پرسید که به نظر شما «در جستجوی ناکجاآباد» ،کجا پایبند به واقعیت بود و کجا از واقعیت فاصله گرفته است؟
این مدرس دانشگاه گفت:
«اول سراغ واقعیت برویم. اطلاعاتی که از زندگی «جیمز بری» به دست آمده و خواندهایم، با آنچه که در خلاصۀ فیلم -به قول سینماییها در تک خطی فیلم- میبینیم تقریبا تطابق دارد: شکست حرفهای در زندگی، روابط خانوادگی سرد و بعد از آن آشنایی با خانوادهای که منبع الهام یکی از مهمترین آثارش، یعنی «پیتر پن» میشود.»

در ادامه نشست، خانی با اشاره رضایی به حضور شاعرانگی و تخیل در فیلم در عین پایبندی به واقعیت، توضیح داد:
«من فکر میکنم اول بگوییم که تخیل چه میکند و چه قدرتی دارد و اینجا چه قدرتی را از آن میبینیم. تخیل، تصور کردن هر شیء، نماد، اتفاق و هر چیزی در ذهن است که درواقع وجود ندارد و روانشناسان معتقدند که تخیل به ما کمک میکند راههای مختلفی را برای حل مشکلاتمان پیدا کنیم؛ به ما کمک میکند مسیر زندگی را آرامتر بگذرانیم؛ مهارتهای اجتماعیمان را ارتقا بدهیم. درد و رنج فقدانها را به نوعی تحمل کنیم و ارتباط اجتماعی بهتری برقرار کنیم. از سوی دیگر اگر خیالپردازی هنرمندان و نویسندگان نبود شاید نمیتوانستیم تا این اندازه از منابع سرشار از جذابیت در عرصۀ ادبیات و سینما و هر هنر دیگری بهره ببریم؛ بنابراین دو بعد تخیل را اینجا مطرح میکنیم: یک نقشی که در خلق اثر هنری دارد، و دو نقشی که در زندگی اجتماعی، چه فردی و چه در ارتباط با دیگران دارد.»
او اضافه کرد:
«جیمز بری یک شکست حرفهای داشته و از طرف دیگر زندگی خانوادگیاش هم با سردی مواجه شده است. پس حالا چه باید بکند؟ باید یک نمایشنامه بنویسد و با ثبت لحظههایی که از بچهها در پارک و اطرافش میبیند شروع میکند. در حین این کار با خانوادهای آشنا میشود که پدرشان را از دست دادهاند و یکی از پسران خانواده نمیخواهد مرگ پدر را قبول کند و جیمز بری برای تحمل دردِ سوگ راهحلی را که خودش بلد است به پسر یاد میدهد: نوشتن. در ادامه ما اتفاقاتی را که به خاطر نوشتن بین این دو نفر میفتد و تاثیر کلام جیمز بری بر پیتر را میبینیم. فیلم فارغ از اینکه یک اثر بیوگرافی بر اساس زندگی یک نویسنده است، کاملا از منظر روانشناسی قابل بررسی است که عنصر تخیل چگونه کمک کرده که هم، هنر و ادبیات شکل بگیرد و هم، مشکلات زندگی فردی و اجتماعی فرد برطرف شود و یک بچه سوگ پدر را راحتتر تحمل کند.»
نقش پررنگ سینمای اقتباسی
این منتقد سینما در ادامه مطرح کرد:
«حتی اگر ندانیم که این فیلم زندگینامۀ یک نویسنده است جذابیتهای خودش را دارد و میتواند ما را ترغیب به دیدن ادامۀ فیلم کند. این فیلمها در هر جای جهان که ساخته شوند و هر جای جهان که این آثار را ببینند و از آن بهره ببرند به تدریج به بالا رفتن فرهنگ مخاطبان کمک میکند.»
خانی با انتقاد از کمبود فیلمهای زندگینامهای در سینمای ایران، افزود:
«در ادبیات، سینما، ورزش، در میان دانشمندان، در هر عرصهای ما چقدر از این آدمهای مهم داریم؟ اما تنها سریال «دکتر غریب» را داریم که میتوانیم به آن ببالیم. این خلأ بسیار جدی است. فیلمهای اینچنینی نهتنها فرهنگ را ارتقا میدهند که باعث خلق آثار دیگر هم میشوند. جیمز بری زحمت میکشد یک نمایشنامه مینویسد به اسم «پیتر پن»، بعد «دیوید مگی»، بر اساس آن نمایشنامه، یک فیلمنامه مینویسد و بعدها فیلمهای مختلفی تحت عنوان پیتر پن ساخته میشود. داستان پیتر پن شخصیتی به نام «کاپیتان هوکی» دارد که بعدها شخصیتی میشود در فیلمها و سریالهای دیگر. ایدهای که به ذهن یک نمایشنامهنویس، به ذهن جیمز بری آمده است، اثری را خلق میکند که به دنبالش لابیرنتی از آثار به وجود آمده و این خیلی ارزشمند است. همچنان تاکید میکنم در فرهنگ و هنر و ادبیات ما جای چنین اتفاقهایی خالی است.»

تجربه زیستهای که تمام نمیشود
در این بخش از نقد فیلم «در جستجوی ناکجاآباد»، رضایی به این پرسش میرسد که به نظر مراجعه به تجربۀ زیسته، بهخصوص در کودکی همیشه میتواند آبشخور خلق آثار ادبی و هنری بزرگ باشد و خانی چنین پاسخ میدهد:
«همۀ ما برای خلق اثر هنری هر جا که کم میآوریم برمیگردیم به تجربۀ زیستهمان، مخصوصاً به کودکی. ایدۀ پیتر پن این است که همۀ بچهها بزرگ میشوند به جز یکی که آن پیتر پن است ولی پیشینهاش به زندگی نویسنده برمیگردد. وقتی که برادر 14 سالۀ مورد علاقۀ جیمز بری در حادثۀ اسکیت روی یخ میمیرد، راه مبارزه با این سوگ برای جیمز بری اینگونه بود که برادر من دیگر بزرگ نشد؛ او همانطور در زمان ثابت شد و برای اینکه بتواند با آن سوگ کنار بیاید و برادر را به اصطلاح زنده نگه دارد، بعدها به این ایده میرسد که همۀ بچهها بزرگ میشوند به جز یکی و این میشود خط اصلی خلق شخصیت پیتر پن.»
کمی با کارگردان
خانی در ادمۀ رویداد در مورد کارگردان چنین گفت:
«مارک فورستر اولین فیلمش را در سال 2000 ساخت و این سومین اثرش بوده که کار قابل قبولی است. در رزومهاش فیلم «بادبادک باز» را از روی داستان «خالد حسینی» ساخته است و به نظر میرسد علاقه به ساخت کارهای اقتباسی دارد. یکی از مهمترین اتفاقاتی که باعث رشد سینما شد ساخت آثار اقتباسی بود. فکر کنم در سال ۱۹۲۸، حدود ۸۵ درصد سالنهای سینما، در تسخیر فیلمهای اقتباسی آمریکا بود. آثار اقتباسی در رشد سینما نقطه عطفی بوده است که ما به آن دقت نمیکنیم. در آثار هر کدام از سینماگران بالاخره چند اثر اقتباسی پیدا میکنیم و همین موجب جایگاه بالاتری برای آنها میشود؛ چراکه اثر اقتباسی مخاطبِ از پیش موجود دارد.»
بازیهای تاثیرگذار
رضایی به عنوان آخرین نکته از بازی بدون استرس و بیاغراق «جانی دپ» تمجید کرد و خانی با اشاره به نامزدی فیلم در 81 رشته در جشنوارههای مختلف، افزود:
«خیلیها معتقد هستند حتی بازی کیت هم بازی خوبی است اما من بازی فِردی را بیشتر از جانی دپ دوست داشتم. او در نقش پسربچۀ معصوم سوگواری که در فشاری شدید قرار دارد و درد بزرگی را تحمل میکند خیلی خوب درخشید.»
در پایان برنامه، مینو رضایی ضمن تشکر از حاضران، اعلام کرد که شب آینده، فیلم «سرزمین سایهها» نمایش داده میشود و نقد و بررسی خواهد شد؛ فیلمی که در مورد «سی اس لوئیس»، نویسنده مشهور ایرلندی است. او همچنین از مخاطبان دعوت کرد با مراجعه به وبسایت مجله میدان آزادی، علاوه بر امتیازدهی به این آثار، ریویوهای خودشان را ثبت کنند و نقد و نظر خود را بنویسند
این رویداد که با اکران فیلم «امیلی» آغاز شد به مدت بیست شب پیاپی برنامهریزی شده و علاقهمندان برای کسب اطلاعات بیشتر و رزرو صندلی برای دیگر شبهای این فصل میتوانند به صفحۀ اکران فیلمهای «سینمای زندگی» در وبسایت رویدادهای مجله میدان آزادی به نشانی event.azadisq.com یا به بازوی مجلۀ میدان آزادی در پیامرسان بله به نشانی @AzadiEBot مراجعه کنند.