چهارشنبه 06 اسفند 1404 / خواندن: 4 دقیقه
پرونده روزی روزگاری تلویزیون | صفحه شصت‌‌وهفتم

ریویو: نقد و نظری به سریال «بهار شیراز» ساختۀ «حسن وارسته»

سریال «بهار شیراز» از اول زمستان تاکنون در حال پخش است و در این ایام، سریال ویژۀ ماه رمضان شبکۀ دو نیز بوده است. «حسن وارسته»، نویسنده و کارگردان سریال است؛ نامی که در نویسندگی سریال‌های پرمخاطبی مانند «پایتخت»، «دودکش»، «بچه مهندس» و «دیوار به دیوار» به گوش‌مان خورده، اکنون کارگردانی را تجربه می‌کند. تهیه‌کنندۀ این سریال اما «ابوالفضل صفری» است که پیش‌تر با سریال‌های امنیتی شناخته شده؛ سریال‌هایی مانند «خانۀ امن» و «سرجوخه» که بازدید قابل‌ اعتنایی در زمان پخش داشتند.

4.33
ریویو: نقد و نظری به سریال «بهار شیراز» ساختۀ «حسن وارسته»

 مجله میدان آزادی: درتازه‌ترین صفحه از پرونده «روزی روزگاری تلویزیون» به سراغ سریال «بهار شیراز» ساختۀ «حسن وارسته» رفته‌ایم؛ یکی از آخرین ساخته‌های تلویزیون که هنوز هم در حال پخش از شبکۀ دو سیما است. نقد، تحلیل و بررسی این سریال را به قلم «فائزه حسن‌زاده» -کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی و رسانه- در ادامه بخوانید:

 

از رمق افتاده

وضعیتِ تنزل‌یافتۀ بعضی از سریال‌های طنز، تراژدی عمیقی برای تلویزیون رقم زده است. یکی از مصادیق چنین وضعیتی سریال تلویزیونی «بهار شیراز» است. این سریال به‌عنوان سیتکام معرفی شده؛ ژانری که ما را یاد سریال‌های جذابی مانند «فرندز» به‌عنوان نمونۀ خارجی و سریال «پاورچین» به‌عنوان نمونۀ داخلی می‌اندازد، اما این کجا و آن کجا؟ از سیتکام لوکیشن محدود و ساختار اپیزودیک پیوسته را داریم، اما طنزهای موقعیتی که ستون فقرات سیتکام به حساب می‌آید، در این سریال بسیار کم‌رمق است و در عوض از شوخی‌های کلامی اشباع می‌شویم.

سکانسی از سریال «بهار شیراز»، ساختۀ «حسن وارسته»
سکانسی از سریال «بهار شیراز»، ساختۀ «حسن وارسته»

مختصات تولید و پخش

سریال «بهار شیراز» از اول زمستان تاکنون در حال پخش است و در این ایام، سریال ویژۀ ماه رمضان شبکۀ دو نیز بوده است. «حسن وارسته»، نویسنده و کارگردان سریال است؛ نامی که در نویسندگی سریال‌های پرمخاطبی مانند «پایتخت»، «دودکش»، «بچه مهندس» و «دیوار به دیوار» به گوش‌مان خورده، اکنون کارگردانی را تجربه می‌کند. تهیه‌کنندۀ این سریال اما «ابوالفضل صفری» است که پیش‌تر با سریال‌های امنیتی شناخته شده؛ سریال‌هایی مانند «خانۀ امن» و «سرجوخه» که بازدید قابل‌ اعتنایی در زمان پخش داشتند. شاید تجربۀ جدید وارسته در کارگردانی و ورود تازۀ صفری به طنز بتواند توجیهی باشد برای عملکرد ضعیف «بهار شیراز»، شاید هم نه! اما آنچه واضح است، جایابی سریالی در دستۀ ویژه‌های رمضان است که پس از حدود پنجاه قسمت نه توانسته توجهات را به خود جلب کند، نه آمار مسرت‌بخشی از مخاطبانش منتشر شده.
 

داستان «بهار شیراز»

«بهار شیراز» قصۀ خانوادۀ «نادر» و «پوران» با بازی «قربان نجفی» و «سودابه بیضائی» است که به‌همراه دو پسر و دو دخترشان در شیراز زندگی می‌کنند و هر روز موقعیت تازه‌ای را از سر می‌گذرانند. یکی از دختران نادر و پوران، به ‌اسم «پریا» (ساره رشیدی) همراه با همسر و فرزندش در منزل نادر سکونت دارند. در واقع «اقبال» که همسر پریاست و «مازیار مهرگان» نقشش را ایفا می‌کند، داماد سرخانه محسوب می‌شود و همیشه دردسر درست می‌کند.

در کنار منزل نادر و پوران، لوکیشن کافه (که صاحبش شاهرخ‌خان هندی با بازی «سام نوری» است) و مغازۀ نادر که به دست دو فرزندش، «بیژن» و «منیژه» (محمدرضا خادمی و ناهید استواری) اداره می‌شود، عمدتاً در روند سریال به چشم می‌خورند.

سریال تلوزیونی «بهار شیراز»، محصول سال 1404
سریال تلوزیونی «بهار شیراز»، محصول سال 1404

بررسی کیفیت سریال

با همۀ نقدهایی که به «بهار شیراز» وارد است، نمی‌توان از کنار عملکرد بازیگرانش گذشت. «سودابه بیضایی» و «قربان نجفی» در فضای طنز چهره‌های تازه‌ای محسوب می‌شوند، اما حضورشان نشان می‌دهد توانایی ورود به این ژانر را دارند و از پس اجرای طنز برمی‌آیند. در کنار آن‌ها، بازیگرانی چون «مازیار مهرگان» ـ که پیش‌تر با تقلید صدا شناخته می‌شد ـ و «ساره رشیدی» که مخاطبان او را از استندآپ‌کمدی‌های «خندوانه» به یاد دارند، توانسته‌اند اجرای قابل قبولی در فضای طنز ارائه دهند. ترکیب کلی بازیگران نیز از نظر هماهنگی و چیدمان، در نقطۀ مناسبی قرار دارد و سریال دست‌کم از این حیث، دچار آشفتگی نیست.

اما مشکل «بهار شیراز» جای دیگری است. مهم‌ترین مسئله مواجه شدن با طنزی است که نمی‌خنداند و در خوش‌بینانه‌ترین حالت مخاطبش را سرگرم می‌کند. از طرفی همین فضای شبه‌طنز گاهی به مرز لودگی هم نزدیک می‌شود و به‌جای ساخت موقعیت کمیک، به اغراق‌ها و اداهای بی‌معنی متوسل می‌شود. روابط و دیالوگ‌ها در مسیر تبدیل ‌شدن به کمدی، به‌قدری دون و دم‌دستی شده‌اند که گاهی از خودمان می‌پرسیم سازنده در مورد سطح هوش و ذائقۀ مخاطب چه فکری کرده است؟ در بعضی بخش‌ها نیز شوخی‌ها وصله‌پینه شده‌اند؛ گویی صرفاً برای گرفتن خنده در لحظه در متن سریال چپانده شده‌اند و در خدمت روایت نیستند، مانند سکانسی که چند نفر در کافه مشغول تقلید صدا هستند و یک سکانس درمیان کات می‌خورد و شیرین‌کاری آن‌ها را می‌بینیم.

اشکال بعدی مربوط به ریتم و کشش اثر است. محدودیت لوکیشن‌ها نیز هرچند در قالب سیتکام قابل ‌درک است، اما وقتی با ضعف در طراحی موقعیت همراه می‌شود، به تکرار و ایستایی می‌انجامد. در نهایت سریال آن‌قدر که باید درگیرکننده نیست و اگر قسمتی را از دست بدهیم، حس نمی‌کنیم چیزی از کف رفته است. 

از سوی دیگر، علی‌رغم عنوان و بستر داستان که یاد شیراز را برای‌مان زنده می‌کند، فرهنگ و جغرافیای این شهر چندان در روایت جاری نیست. شیراز بیشتر یک نام است و لهجه‌ای در گفتار بازیگران. این فاصله باعث می‌شود سریال از ظرفیت هویت مکانی خود بهره نگیرد و به یک اثر بی‌جغرافیا تبدیل شود.

در نهایت باید پرسید چطور کسی می‌تواند «بهار شیراز» را ببیند؟ پاسخ همان چیزی است که تراژدی تلویزیون را به اوج خود می‌رساند. در فقر و فقدان آثار طنز و سرگرم‌کننده، عده‌ای از روی نداشتن انتخاب بهتر ممکن است لحظاتی را برای گذران اوقات به تماشای این سریال اختصاص دهند که از قدیم گفته‌اند کاچی به از هیچی! البته این وضعیت بیش از همه معطوف به دی و بهمن بوده است، اکنون که سایر شبکه‌ها نیز دست به تولیدات سرگرم‌کننده و حتی طنز زده‌اند، ممکن است شانس «بهار شیراز» کمتر از قبل نیز بشود.




تصاویر پیوست

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
وضعیتِ تنزل‌یافتۀ بعضی از سریال‌های طنز، تراژدی عمیقی برای تلویزیون رقم زده است. یکی از مصادیق چنین وضعیتی سریال تلویزیونی «بهار شیراز» است. این سریال به‌عنوان سیتکام معرفی شده؛ ژانری که ما را یاد سریال‌های جذابی مانند «فرندز» به‌عنوان نمونۀ خارجی و سریال «پاورچین» به‌عنوان نمونۀ داخلی می‌اندازد، اما این کجا و آن کجا؟ از سیتکام لوکیشن محدود و ساختار اپیزودیک پیوسته را داریم، اما طنزهای موقعیتی که ستون فقرات سیتکام به حساب می‌آید، در این سریال بسیار کم‌رمق است و در عوض از شوخی‌های کلامی اشباع می‌شویم.

با همۀ نقدهایی که به «بهار شیراز» وارد است، نمی‌توان از کنار عملکرد بازیگرانش گذشت. «سودابه بیضایی» و «قربان نجفی» در فضای طنز چهره‌های تازه‌ای محسوب می‌شوند، اما حضورشان نشان می‌دهد توانایی ورود به این ژانر را دارند و از پس اجرای طنز برمی‌آیند. در کنار آن‌ها، بازیگرانی چون «مازیار مهرگان» ـ که پیش‌تر با تقلید صدا شناخته می‌شد ـ و «ساره رشیدی» که مخاطبان او را از استندآپ‌کمدی‌های «خندوانه» به یاد دارند، توانسته‌اند اجرای قابل قبولی در فضای طنز ارائه دهند. ترکیب کلی بازیگران نیز از نظر هماهنگی و چیدمان، در نقطۀ مناسبی قرار دارد و سریال دست‌کم از این حیث، دچار آشفتگی نیست.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00