یکشنبه 19 بهمن 1404 / خواندن: 8 دقيقه
پرونده پرواز بر فراز آشیانه‌ی سیمرغ | صفحه صدو‌هشتادونهم

ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «کوچ» ساخته «محمد اسفندیاری»

فیلم «کوچ» به کارگردانی «محمد اسفندیاری» و تهیه‌کنندگی «مهدی مطهر» از فیلم‌های مطرح امسال جشنوارۀ فجر 1404 است. به نظر می‌رسد؛ اسفندیاری ایدۀ اصلی فیلم کوچ را از فیلم کوتاه «سیزده سالگی» که خود او سال 1399 آن را ساخته است؛ گرفته است. که البته این فیلم نیز بر اساس کتاب «باران گرفته است» نوشتۀ «احمد یوسف‌زاده» ساخته شده است. از این جهت می‌توان فیلم کوچ را اقتباسی از این کتاب دانست.

5
ریویو: نقد و نظری به فیلم سینمایی «کوچ» ساخته «محمد اسفندیاری»

مجله میدان آزادی: در نهمین روز از اکران‌های چهل‌وچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر، به سراغ نقد و بررسی فیلم «کوچ» ساختۀ «محمد اسفندیاری» محصول سال ۱۴۰۴ رفته‌ایم. در ادامه ریویوی این اثر از مجموعه‌نقدهای پروندۀ «پرواز بر فراز آشیانه سیمرغ» را به قلم «فاطمه صادقی مقدم» بخوانید:
 

ملموس سازی یک شخصیت ملی میهنی

فیلم «کوچ» به کارگردانی «محمد اسفندیاری» و تهیه‌کنندگی «مهدی مطهر» از فیلم‌های مطرح امسال جشنوارۀ فجر 1404 است. به نظر می‌رسد؛ اسفندیاری ایدۀ اصلی فیلم کوچ را از فیلم کوتاه «سیزده سالگی» که خود او سال 1399 آن را ساخته است؛ گرفته است. که البته این فیلم نیز بر اساس کتاب «باران گرفته است» نوشتۀ «احمد یوسف‌زاده» ساخته شده است. از این جهت می‌توان فیلم کوچ را اقتباسی از این کتاب دانست.    
    
از سال 1398 عکس‌های یک شخصیت به دیوارها و بیلبوردهای شهری و تلویزیونی و حتی تریبون‌های شخصی و عمومی اضافه شد. شخصیتی که قبل از آن سال هم برای بسیاری از مردم شناخته شده بود وبرای خیلی هم نه. اما پس از ماجرای فرودگاه بغداد کمتر کسی بود که اسم او را نشنیده باشد. اما همان‌ها هم که شنیده بودند او را به‌عنوان یک ژنرال یا سردار نظامی می‌شناختند. نه مثل هم‌کلاسی دوران مدرسه که حالا برای خودش کسی شده یا آن پسرکی که توی کوچه بازی می‌کند و الان دکتر معروفی شده است. در حقیقت این‌که شما بتوانید به زندگی شخصیتی که عمدۀ تصویرهای در ذهن مخاطب، تصویرهای کهن‌سالی و میان‌سالی اوست پل بزنید، و مخاطب را از دریچۀ پرده پرتاب کنید به چند دهۀ قبل، و تماشاچی را کنار او بنشانید، واقعا کار سختی است؛ آن هم در عصر هوش مصنوعی و تکنولوژی، در عصر ارتباطات که ذهن جامعه به شدت واقع‌گرایانه فکر می‌کند و تصویرسازی از هر زمان دیگری سخت‌تر شده است. ملموس‌سازی اسمی مانند «قاسم سلیمانی» که همه جا شنیده شده، کاری بزرگ و مهم است. به خصوص برای کارگردانی که اولین فیلم بلندش را می‌سازد. 
 

بازیگران فیلم کوچ

البته این فیلم، نسبت به فیلم کوتاه قبلی «محمد اسفندیاری» با همین موضوع، به وضوح بهتر ساخته شده است. این موضوع در بازی گرفتن از بازیگرانی چون «علی‌محمد رادمنش» و «ندا حسینی» به چشم می‌خورد. بازی خوب بازیگران، چه بازیگران اصلی، چه بازیگران فرعی، واقعا داستان را باورپذیر کرده است و در بازی اکثر بازیگران، بیرون‌زدگی خاصی وجود ندارد و هیچ‌‍کدام گل‌درشت بازی نمی‌کنند. این را اگر با این عینک ببینیم که کارگردان نه با بازیگران حرفه‌ای، بلکه با بازیگران نوجوان و خردسال مانند «امیررضا سلیمانی» در نقش «قاسم سلیمانی» و «ابوالفضل نگینی» و...  کار می‌کند و از بازیگران معروف به جز «نادر فلاح» خبری نیست؛ آنگاه در خواهیم یافت که کارگردان توانسته کار خود را ارتقا داده و کیفیت تولیدش را بهبود ببخشد.  
 

داستان فیلم کوچ؛ نقطه قوت نیمۀ اول فیلم

ملموس‌سازی زندگی این شخصیت واقعی، آن هم با این ترکیب عوامل واقعا کار سختی است، آن‌هم نه در کوچه و مدرسه که تصاویری آشنا برای ماست؛ بلکه برای وقتی که بخواهی با او به میان چادر عشایر بروی و در سختی زندگی عشایری و معیشت با او همراه بشوی. با بازی‌هایش بخندی، درگیر بشوی و همراه او دل ببندی و به سختی دل بکنی. با تلاشش همراه او به شهر بروی و سعی کنی گلیم خودت را از آب بیرون بکشی و موفق هم بشوی؛ انگار شادی این موفقیت، یک‌جورایی زیر زبان تو هم می‌رود. فیلم در این بخش نسبتا درخشان ظاهر شده است. کارگردان کوچ، فقر را خوب توصیف کرده است، به صورتی که هر کس پای فیلم نشسته، آن را خوب درک می‌کند، چراکه داستان در این بخش خوب نوشته شده است. البته نویسنده، فقط داستان نگفته، بلکه به‌خوبی در خلال فیلم مفاهیم ملی را نیز خوب تصویر کرده است. مفاهیمی که در بخش ساخت مدرسه، یا سفر روضه‌خوان در اوج تصویر شده است. چیزی که تمام این داستان‌ها و قصه‌ها و خرده‌روایت‌ها را باورپذیر کرده است، میزانسن خوب «پیمان محمدی» و ساخت یک تصویر واقعی از روستا است، البته شاید عدم استفاده از ستاره‌های سینما هم بی‌تاثیر نبوده است، چراکه مخاطب، بازیگر را با پیش‌زمینه نگاه نمی‌کند. شاید این موضوع کمک کرده تا تماشاچی، رو به روی پرده، مردم معمولی را نگاه کند.

[خطر لو رفتن داستان فیلم] 

همان‌طور که گفتیم کارگردان در بخش نشان دادن هنرمندانۀ زندگی شهید قاسم سلیمانی خوب عمل کرده است. از معصومیت کودکی قاسم که نقش آن را «امیررضا محمدی شیرازی» تا سکانس‌های باران و لالایی خواندن بی‌بی برای پسرکی که نقش کودکی قاسم سلیمانی را بازی می‌کند. حتی می‌توان گفت از تعصب‌های معمول نشان‌ ندادن بعضی اتفاقات در زندگی به خصوص در زندگی عشایری و سنتی چنین فردی هم در این فیلم خبری نیست. مثل کتک خوردن کودکی که در جریان چوپانی کردن گم شده است. یا بازی‌ها و شیطنت‌های پسر‌های خردسال یا حتی اعتراض دختر بزرگ خانواده به پذیرش مهمان در شرایط تنگی معیشت و بگومگو با مادرش با نقش‌آفرینی بازیگر کرمانی «آیینه نگین بازیار». این نکات نقاط قوت فیلم است. در جریان نوجوانی و آمدن قاسم به شهر هم، باز با تلاش‌های او همراه می‌شویم و سردوگرم زندگی را می‌بینیم. از شغل‌هایی که تغییر می‌کند تا خریدن موز و شیطنت‌های نوجوانانه.
 

نقد اصلی به فیلم‌نامه کوچ

اما ناگهان فضای فیلم وارد جریانات انقلاب می‌شود. این ناگهان که می‌گویم واقعا در جریان فیلم ناگهان اتفاق می‌افتاد. آیا قاسم هم در واقعیت ناگهان وارد ماجراهای انقلاب شده است؟ شاید؛ اما هنر فیلم نشان دادن چیزهای نادیدنی است که قاسم را در این مسیر انداخته است.

ما علت و معلول اتفاقات را درست متوجه نمی‌شویم. چطور می‌شود که قاسم از فردی که در مقابل فحش دادن به شاه واکنش نشان می‌دهد و با همکارش درگیر می‌شود به یک‌باره تبدیل به فردی شود که با پاسبان‌ها درگیر می‌شود و از دست آن‌ها فرار کند و اسلحه دست می‌گیرد. انگار کارگردان به خود می‌آید و می‌بیند زمان فیلم رو به اتمام است و هنوز چیزی که می‌خواهد را نگفته است. هرچقدر ابتدای فیلم سکانس‌ها با جزئیات پرداخته شده است. فضاسازی‌ها کامل است در انتهای فیلم کوچ همه چیز عجولانه و بدون پرداخت دقیق است. این‌که ریتم فیلم همراه با مضمون قصه تند شود منطقی است اما نقطۀ عطف شخصیت که از پسری معصوم و مهربان و درستکار تبدیل به مردی نترس که برای دفاع از حق به دل خطر می‌زند و کنش‌های تعیین‌کننده دارد؛ در فیلم مشخص نیست.

ابتدای فیلم به‌خوبی نشان داده است که چگونه آجرهای شخصیتی قاسم چیده شده تا در شهر نان حلال درآورد و پول ناحق نگیرد و به کارهای خطا نرود؛ اما در قسمت دوم آجرهایی که شخصیت قاسم را تبدیل به فردی انقلابی می‌کند مشخص نیست. صرف دیدن یک عکس از امام یا دنبال صاحب‌کار در مسجد رفتن، نمی‌تواند مخاطب را برای چنین حضور پرشور و جسورانه‌ای قانع کند. این در حالی است که در کتاب بسیار خوب به این قسمت‌های زندگی قاسم سلیمانی پرداخته است.

حتی دفاع از حقی که موجب کتک‌کاری با پاسبان و فرار از دست او شده است بیشتر نشان دهندۀ نوعی انفعال از یک پسر نوجوان معصوم است که ناخودآگاه و بدون پیش‌زمینۀ فکری پایش به جریانات انقلاب رسیده است.
 

تصویربرداری و گریم فیلم کوچ

هر چقدر حضور نویسنده در فیلم حس می‌شود، ما چندان ردی از تصویربردار نمی‌بینیم. تصویربرداری «داوود رحمانی» معمولی است و نمی‌تواند بار برخی از نقص‌های داستان را پر کند. تصویری خاص و ویژه در این فیلم وجود ندارد. شاید در یک کلام گفت که اگر این فیلم در بخش تصویر از قوام بیشتری برخوردار بود، در بخش کارگردانی می‌توانستیم آن را اثری با غنای بالا بدانیم.

چهره‌پردازی فیلم که «سودابه خسروی» آن را به عهده داشته است، چه در بخش کودکی، چه نوجوانی قابل‌تحسین است. چهره‌ها در جایگاه و کاراکتر خود، به‌خوبی پرداخت شده‌اند. نوجوانی قاسم هم بسیار به عکس‌های قاسم سلیمانی در آن سن نزدیک است. طراحی لباس «مجید لیلاجی» نیز بر کیفیت پرداخت شخصیت‌ها در فیلم افزوده است.
 

موسیقی فیلم کوچ

موسیقی فیلم هم کار خود را به‌خوبی انجام داده است. ضرباهنگ‌هایی که پایان سکانس‌های قبل از واقعه شدت می‌گیرد و رد صحنه‌های هتل نیز حس فضا را به‌خوبی منتقل می‌کند. آیا «مسعود سخاوت‌دوست» بازهم می‌تواند برای سیمرغ موسیقی متن نامزد شود؟

در پایان کوچ را می‌توان کار قابل دفاعی دانست. اما شاید بهتر بود همان‌طور که کارگردان در فیلم کوتاه، قصه را در همان نوجوانی به پایان رسانده است در فیلم بلند نیز به همین بخش از زندگی قاسم سلیمانی می‌پرداخت و نهایتا با نجات صمد از هتل داستان را به پایان می‌رساند و جوانی و قصه‌های انقلاب را به فیلم دیگری موکول می‌کرد. آن وقت با فیلمی روبه‌رو بودیم که حرف خودش را به‌خوبی بیان کرده بود. اگر بخواهیم به‌عنوان یک مخاطب حرفه‌ای کار متن را به پایان برسانیم، باید بگوییم فیلم کوچ مخاطب را خوب درگیر می‌کند، خوب با خود نگه داشته و با داستان پیش می‌برد، اما در پایان، فیلم را به یک‌باره به پایان می‌رساند و مخاطب را رها می‌کند، مخاطبی که منتظر یک فرود آرام و حرفه‌ای است.




  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط «میدان آزادی» منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد!

نکته دان
چهره‌پردازی فیلم «کوچ» که «سودابه خسروی» آن را به عهده داشته است، چه در بخش کودکی، چه نوجوانی قابل‌تحسین است. چهره‌ها در جایگاه و کاراکتر خود، به‌خوبی پرداخت شده‌اند. نوجوانی قاسم هم بسیار به عکس‌های قاسم سلیمانی در آن سن نزدیک است. طراحی لباس «مجید لیلاجی» نیز بر کیفیت پرداخت شخصیت‌ها در فیلم افزوده است.

در پایان کوچ را می‌توان کار قابل دفاعی دانست. اما شاید بهتر بود همان‌طور که کارگردان در فیلم کوتاه، قصه را در همان نوجوانی به پایان رسانده است در فیلم بلند نیز به همین بخش از زندگی قاسم سلیمانی می‌پرداخت و نهایتا با نجات صمد از هتل داستان را به پایان می‌رساند و جوانی و قصه‌های انقلاب را به فیلم دیگری موکول می‌کرد. آن وقت با فیلمی روبه‌رو بودیم که حرف خودش را به‌خوبی بیان کرده بود. اگر بخواهیم به‌عنوان یک مخاطب حرفه‌ای کار متن را به پایان برسانیم، باید بگوییم فیلم کوچ مخاطب را خوب درگیر می‌کند، خوب با خود نگه داشته و با داستان پیش می‌برد، اما در پایان، فیلم را به یک‌باره به پایان می‌رساند و مخاطب را رها می‌کند، مخاطبی که منتظر یک فرود آرام و حرفه‌ای است.

مطالب مرتبط
cover
هیچ قطعه ای انتخاب نشده پادکست
0:00 0:00