مجله میدان آزادی: امروز چهارم اسفندماه چراغی از خانه ادبیات کشورمان ایران خاموش شد. نویسنده و شاعری ایرانی با نام «علی باباچاهی». در ادامه خبر درگذشت این شاعر نامآشنای کشورمان را بخوانید:
به گزارش مجله میدان آزادی، «علی باباچاهی» نویسنده، شاعر و منتقد ادبی عصر روز دوشنبه (4 اسفندماه) پس از دورهای بیماری بر اثر ایست قلبی در بیمارستانی در کرج دارفانی را وداع گفت. این خبر توسط دخر او غزل باباچاهی بعدازظهر آن روز اعلام شد.
جزئیات مراسم تشییع پیکر و خاکسپاری این شاعر متعاقبا اعلام خواهد شد.
«علی باباچاهی» روز بیستم آبانماه سال ۱۳۲۱ در بوشهر به دنیا آمد. باباچاهی از همان سنین نوجوانی از ذوق ادبی قابل توجهی برخوردار بود. زمانی که هنوز یک دانشآموز بود، موفق شد نوشتههایش را با نام مستعار «ع. فریاد» به چاپ برساند.اما وقتی یکی از شعرهای این شاعر در مجله امید ایران به عنوان «بهترین شعر هفته» به چاپ رسید، شعرهایش را به امضای خودش در مجلات چاپ کرد. او در چندین جشنواره ادبی دانشآموزی شرکت کرد و بارها بهعنوان شاعر برگزیده انتخاب شد.
باباچاهی حدود سال ۱۳۴۵ وارد آموزش و پرورش شد و به مدت ۱۸ سال در بوشهر به تدریس ادبیات مشغول شد.
پس از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷، علی باباچاهی از شغل خود در آموزش و پرورش بازنشسته شد و حرفه خود را بهعنوان نویسنده و سردبیر در نشریههای ادبی ادامه داد. او در چندین نشریه متنوع ادبی قلم زد و بهعنوان یکی از شاعران و مدرسان فرهیخته ایرانی، به مشارکت و همکاری با آنها پرداخت. از میان دیگر فعالیتهای ارزنده باباچاهی، میتوان به مشارکت او در پژوهشهای مختلف در زمینه متون کهن فارسی، لغتشناسی و همچنین مطالعه پیشینه تاریخی متون ادبی اشاره کرد. این نویسنده و شاعر ایرانی در بخش دیگری از کارنامه حرفهای خود، به تنظیم آثار «آنتون چخوف» برای اجراهای رادیویی نیز پرداخته است.
این شاعر و منتقد ادبی در سالهای قبل از انقلاب، در مجلات «خوشه»، «روشنفکر»، «رودکی»، «کتاب هفته» و جنگهای ادبی حضوری مستمر داشت و بعد از انقلاب، بیشتر مجلات و نشریههای ادبی او را به نوشتن مقاله و انجام مصاحبه دعوت میکردند. باباچاهی در کنار مصاحبههای متعدد و طرح مقولات جدید، به طرح «شعر پسانیمایی» پرداخت و بعداً «شعر در وضعیت دیگر» را مطرح ساخت که بحثهای زیادی را دامن زد.
«در بیتکیهگاهی»، «جهان و روشناییهای غمناک»، «از نسل آفتاب»، «صدای شن»، «از خاکمان آفتاب برمیآید»، «آوای دریامردان»، «منزلهای دریا بینشان است»، «نم نم بارانم»، «عقل عذابم میدهد»، «قیافهام که خیلی مشکوک است»، «رفته بودم به صید نهنگ»، «پیکاسو در آبهای خلیج فارس»، «فقط از پریان دریایی زخم زبان نمیخورَد»، «هوش و حواس گُل شببو برای من کافیست»، «گُلِ بارانِ هزار روزه»، «دنیا اشتباه میکند»، «بیا گوشماهی جمع کنیم»، «به شیوه خودشان عاشق میشوند»، «باغ انار از اینطرف است»، «در غارهای پُر از نرگس»، «این کشتی پراسرار»، «اتاق بر آب راه میروم»، «قشنگی دنیا به همین است»، «آدمها در غروب اسم ندارند» و «آئورا و دیگران من» از مجموعه شعرهای او هستند.
تحریریه مجله میدان آزادی، درگذشت این نویسنده وشاعر فرهیخته را به خانوادۀ ایشان و جامعۀ ادبی ایران تسلیت میگوید.